اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 29 آذر 1396 :: نویسنده : اعظم همسفر

به نام خالق زیبایی...

در باب دستور جلسه ی هفتگی: جشن همسفر

به قلم: همسفر بتول

همسفر بال پرواز مسافر است و مسافر باید خودش تصمیم به سفر داشته باشد مبدا؛ مقصد و هدف را بشناسد و سختی های آن را با طرح و نقشه و کمک راهنمایش طراحی کند. آن گاه در این سفر؛ هم سفر پشتیبان و حامی او خواهد شد.

در ادامه مطلب بخوانید...




ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 آذر 1396 :: نویسنده : لیلا نصر

استاد دانا

استاد ﺑﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻼﺱ ﺩﺭﺱ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﻭ به روی ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺧﻮﺩ، ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﮔﺬﺍﺷﺖ؛
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻼﺱ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ، ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ، ﯾﮏ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ پُر ﮐﺮﺩﻥِ ﺁﻥ ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﺗﻮﭖ ﮔﻠﻒ ﮐﺮﺩ....
وقتی توپ ها را درونِ شیشه جا داد، ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ
ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻇﺮﻑ پُر ﺍﺳﺖ؟
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ با اندکی تعجب گفتند بله
ﺳﭙﺲ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﻇﺮﻓﯽ ﺍﺯ ﺳﻨﮕﺮﯾﺰﻩ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭا در ﺩﺍﺧﻞ ﺷﯿﺸﻪ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﺷﯿﺸﻪ ﺭا ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﺍﺩ...
ﺳﻨﮕﺮﯾﺰﻩ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﯿﻦِ ﻣﻨﺎﻃﻖِ ﺑﺎﺯِ ﺑﯿﻦِ ﺗﻮﭖ ﻫﺎﯼ ﮔﻠﻒ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ؛
ﺳﭙﺲ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﻇﺮﻑ ﭘُﺮ ﺍﺳﺖ؟
ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻤﮕﯽگفتند بله !!
ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﻇﺮﻓﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺳﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﯿﺸﻪ ﺭﯾﺨﺖ...
ﻭ ﺧﻮﺏ ﺍﻟﺒﺘﻪ، ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺭا ﭘُﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ...
ﺍﻭ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﻇﺮﻑ ﭘُﺮ ﺍﺳﺖ ؟؟

ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ این بار قاطع و یک صدا ﮔﻔﺘﻨﺪ " ﺑﻠﻪ "
ﺑﻌﺪ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺩﻭ ﻓﻨﺠﺎﻥِ ﭘُﺮ ﺍﺯ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﻣﯿﺰ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﺤﺘﻮﯾﺎﺕ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﯿﺸﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩ.... و با لبخند گفت:
"الان ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﯿﻦ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﺭا ﭘُﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ !!
ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ....
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻓﺮﻭ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ، ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﮔﻔﺖ:
ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍهم ﮐﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ بشوید ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﯿﺸﻪ
«ﻧﻤﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﻤﺎﺳﺖ»
ﺗﻮپ های ﮔﻠﻒ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺧﺪﺍﯾﺘﺎﻥ
ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺗﺎﻥ
ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺘﺎﻥ
ﺳﻼﻣﺘﯿﺘﺎﻥ
ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ﻭ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻋﻼﯾﻘﺘﺎﻥ
ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ حتی ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻭﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ، ﺑﺎﺯ هم ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﺎﻥ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﺟﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ...!!
ﺍﻣﺎ ﺳﻨﮕﺮﯾﺰﻩ ﻫﺎ
ﺳﺎﯾﺮِ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻣﺜﻞ ﺗﺤﺼﯿﻠﺘﺎﻥ؛ ﮐﺎﺭﺗﺎﻥ؛ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﺎﻥ ﻭ ﻣﺎﺷﻴﻨﺘﺎﻥ ﻫﺴﺘند
ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺳﺎﯾﺮ ﭼﯿﺰﻫﺎی معمولی ﻫﺴﺘﻨﺪ
مثل ﻣﺴﺎﯾﻞ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ و روزمره
ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ :
ﺍﮔﺮ ﺍﻭﻝ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﺭا ﺩﺭ ﻇﺮﻑ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪهید، ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻨﮕﺮﯾﺰﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻮپ هاﯼ ﮔﻠﻒ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯽ ماند !!
«ﺩﺭﺳﺖ مثل ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﺎﻥ»
ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺮﮊی تاﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ  ﻭ ﭘﯿﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺻﺮﻑ کنید، ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﯾﯽ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺴﺎﯾﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭد ﺑﺎﻗﯽ نخواهید گذاشت !!
ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ سلامت و ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻧﺘﺎﻥ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭد، زیاد توجه کنید
ﺑﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺘﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ کنید
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺭا ﺑﺮﺍﯼ ﭼک ﺁﭖ ﭘﺰﺷﮑﯽ بگذارید
ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻧﺘﺎﻥ تفریح و مسافرت ﺑﺮﻭﯾﺪ ﻭ ﺑﺎ آن ها ﺧﻮﺵ ﺑﮕﺬﺭانید
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺗﻌﻤﯿﺮ وسایل خراب ﻫﺴﺖ...
سعی کنید ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺑﺎشید
«ﻟﻄﻔﺎ ﺍﻭﻝ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺗﻮﭖ ﻫﺎﯼ ﮔﻠﻒ ﺑﺎشید»
ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ
ﻣﻮﺍﺭﺩِ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺭا ﻣﺸﺨﺺ کنید
ﺑﻘﯿﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎ همان ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ....
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﭘﺲ ﺩﻭ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ؟
ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩ ﻭ گفت
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪﯼ !!
ﺍﯾﻦ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ نشان بدهم ﮐﻪ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﺎﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺷﻠﻮﻍ ﻭ ﭘُﺮ ﻣﺸﻐﻠﻪ اﺳﺖ !!

 ﻫﻤﯿﺸﻪ حتی ﺩﺭ زندگی ﺷﻠﻮﻍ ﻫﻢ
«جایی ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺮﻑ ﺩﻭ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﻫﺴﺖ






نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 20 آبان 1396 :: نویسنده : زهرا خیابانی

این مسأله خیلی مهم است که ما در کنگره برخورد میکنیم مطالعه می کنیم آموزش می گیریم و آموزش می دهیم و آن جهانبینی است. تا حدودی در مورد چاکرا ها در جزوه جهان بینی دوم اما خیلی بسته و کوتاه صحبت شده است . این خیلی مهم است که با این بعد از جسم که قابل مشاهده نیست آشنایی پیدا کنیم . آقای مهندس در سی دی های اخیر خیلی تأکید می کنند که اگر جسم سالمی داشته باشید متعاقباً    می توانید تفکر سالمی داشته باشید و همین طور بر عکس . اگر تفکر سالمی داشته باشید باعث می شود حس سالمی داشته باشید. پس این خیلی مهم است که در مورد این قسمت از جسممان که نمی بینیم ولی وجود دارد آشنایی پیدا کنیم. در جهانبینی خواندیم که اطراف هر جسم یک هاله تابان مانند تخم مرغ وجود دارد که هاله ای از انرژی است.

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                           

هر انسانی برای اینکه بتواند تعادل درونی خود را برقرار کند یک نیروی بالقوه در خود دارد که به آن چاکرا می گوییم. هفت چاکرای اصلی داریم که این چاکرا ها انرژی حیاتی را از محیط اطراف ، از کاینات و از کیهان دریافت می کنند و به امواج مورد نیاز نقاط مختلف بدن تبدیل          می کنند. یعنی تبدیل به امواجی می کنند که مورد نیاز جسم است. و در عین حال انرژی را به بیرون پخش می کنند. یعنی من با تفکراتم چه مثبت یا منفی در حال پخش انرژی هستم. که توسط این سیستم انرژی انسان دایماً با کیهان ، با محیط اطراف و انسان های دیگر در ارتباط هست. و این انرژی بین انسان ها تبادل پیدا می کند . 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

"وادی دوم و تأثیر آن روی من"

"هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد، هیچ‌کدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم."



 نیروهای بازدارنده مرتب گلوله‌های خودشان را بر روی آموزش‌های ما که از وادی اول عبور کردیم شلیک می‌کنند و سعی می‌کنند ما را از مسیر خود منحرف کنند؛ اما ما می‌توانیم با استفاده از آموزش‌های کنگره به‌خصوص وادی‌های زیبای کتاب عشق، خود را مسلح به سپر دانش و آگاهی کنیم و از هجوم نیروهای منفی در امان بمانیم...

در ادامه مطلب بخوانید.....




ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، دستور جلسه هفتگی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 آبان 1396 :: نویسنده : اعظم همسفر

                                            به نام قدرت مطلق الله

                                                                                             

                                با سلام وعرض ادب به دوستان عشق ومحبت                                                                                  

من مدت 3 سال است که با کنگره آشنا شده ام مسافر من 30سال است، که در تاریکی اعتیاد به سر می برد؛ ومن در این سفر پر فراز ونشیب با او همراه بودم. من هم مثل کسانی که با این بلای خانمان سوز درگیری دارند ،درگیر هستم .ذهن وفکر من از افکار منفی غرق بود ودر تاریکی وجهل دست وپا می زدم؛ تا اینکه 3 سال پیش توسط یک دوست به کنگره آمدیم ولی چون در شهر ما شعبه ای نبود ما به شعبه سلمان فارسی رفتیم .تا 1 سال اول چیزی نمی فهمیدم ولی از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم؛ وهمیشه به پیام سفر اول می اندیشیدم وامید به رسیدن به پایان سفر .

اما

بعد از 1 سال شعبه امین گلی افتتاح شد و ما به اینجا آمدیم ولی پس از 6 ماه انتظار  مسافرم کنگره را ترک کرد و بازدر تاریکی اعتیاد فرو رفت؛ ومن تازه متوجه حرف های راهنمایم شدم که می گفت : کفش آهنین بر پایت کن .برایم بسیار سخت وطاقت فرسا بود ولی در ادامه متوجه شدم که ازن رهایی همسرم نرسیده است .

با این دلگرمی که به خود می دادم و با آمدن به کنگره شروع به حرکت، فقط برای خودم؛ و آرام آرام متوجه تاریکی های درون خود شدم وبا این هدف که اعتیاد چیست؟ ومعتاد کیست؟ به آمدن ادامه دادم تا با آموزشهای ناب کنگره زندگی وروان خود را به تعادل برسانم وامید روزی را داشته باشم که مسافرم در این راه قدم بردارد.

من با آمدن به کنگره یاد گرفتم که در صبرهایم بی صبری نکنم یاد گرفتم که به همسرم عشق بلا عوض داشته باشم یاد گرفتم که او را فردی بی اراده ندانم و یاد گرفتم که روزی درب های بسته باز خواهد شد ....

به امید روزی که تمام راه گم گردگان به این مکان مقدس راه پیدا کنند ومسافر من هم راه خود را پیدا کند؛چون مسافرم را شایسته ی بهترین می دانم و در کنار او من و فرزندانم به آرامش خواهیم رسید.

در پایان از راهنمای عزیزم خانم آمنه و راهنمای قبلی ام خانم داودی وخانم نرگس تشکر می کنم خیلی از شما ها آموزش گرفته ام وهمچنین از مرزبانان واسیستانت شعبه که اجازه دادند من به  آموزش ها ادامه بدهم سپاسگزارم .

شاید مسافر در این بهشت زمینی نباشد اما من از آقای مهندس دژا کام و خانم آنی و همه ی خانواده گرامیشان سپاسگزارم که این مکان سر تا پا عشق را بنا کردند تا راه گم کردگانی چون من به اینجا بیایند و از تاریکیها به طرف روشنایها بروند.

نویسنده :هم سفر خدیجه

ویرایش و تنظیم :همسفر لیلا

ارسال عکس:هم سفر اعظم





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 شهریور 1396 :: نویسنده : آمنه پریشانی

از کجا به کجا

برای اولین بار آقای مهندس این دستور جلسه را در دستور جلسات سالیانه ی کنگره شصت گنجانده اند .
این دستور جلسه سیر یک مسافر از مصرف کننده بودن و اثرات و مشکلات عدیده ای که در زمان مصرف داشته تا آمدن به کنگره وحرکت به سوی درمان، پروسه ی درمان تا رسیدن به سفر دوم واثرات آموزش های کنگره و تغییر و  تبدیل ها را در بر دارد.
وقتی به این دستور جلسه نگاه می کنیم واکنش هر یک از اعضای کنگره اعم از مسافر سفر اولی و سفر دومی ویا یک همسفر سفر اولی ویا سفر دومی ،تجربه ی منحصر به فرد هر شخص را در بر می گیرد .

Image result for ‫تصاویر سفر درونی در انسان‬‎

هر کدام از ما که در حال حاضر در کنگره حضور داریم ،اگر نگاهی به گذشته و زمان حال خود بیندازیم قطعا تصاویر به هم پیوسته ای از مشکلات دوره ی اعتیاد تا رسیدن به آرامش نسبی که با ورود به کنگره و سفر و آشنایی با آموزشهای کنگره در ذهن ما شروع به حرکت می نماید .
از کجا به کجا در واقع سیر تکامل ماست .هر کس با توجه به تلاش و کوشش خود وجایگاهی که در کنگره  بدست خویش برای خود ساخته است به راحتی می تواند بفهمد الان کجاست ودر صورتی که کم کاری و کاهلی داشته تلاش خود را بهینه تر کند ودر صورتی که حرکت مناسبی داشته با رضایت وطیب خاطر آن را ادامه دهد .
این دستور جلسه همان پرونده ی اعمال،رفتارو پندار  یک مسافر یا همسفر است .
جالب بودن این دستور جلسه و وجه تمایز وزیبایی آن در یک مورد بسیار واضح در این است که از وادی اول شروع می شود  و تا وادی چهار دم را در حصار خود دارد .
از کجا به کجا یعنی از وادی اول تا وادی عشق و محبت .این یعنی کاوش فرد در خویشتن برای سنجش عیار خود 
به واقع این دستور جلسه کتاب زندگی یک مسافر ویا یک همسفر است کتابی که همواره گشوده است و باز .چرا که زندگی و سفر همیشه در جریان است ثانیه به ثانیه در حال پر شدن و کسب تجربه نمایشی است از آنچه فرد انجام داده ،در حال انجام دادن است ودر آینده  از قوه به فعل خواهد رساند .
در کنگره هیچ کس از دیگری نمی پرسد اهل کجایی ویا چه موادی مصرف می کردی ویا چه تخریب هایی به بار آورده ای و حتی نمی پرسند که به کجا می روی و الان کجا هستی .چرا که رفتار  و عملکرد الان ما به خوبی به همگان می فهماند که کجا هستیم وبه کجا می خواهیم برسیم .
پیام این دستور جلسه :هدف ما در کنگره چیست ؟میزان تغییراتی که کرده اید چقدر است آیا در این مدت زمانی که در کنگره بوده اید ،در صراط مستقیم ودر رسیدن به خود قدم های موثری برداشته اید ؟آیا در این فاصله ی زمانی و استفاده از آموزشهای ناب کنگره به آنچه می خواسته اید رسیده اید و صدها و صدها سوال دیگر که می توانید از خود بپرسید و خط سیر وحرکت خود را برای بهتر و والاتر شدن در وادی طلب مشخص نمایید.


با تشکر :راهنمای لژیون یکم
منبع :وب لژیون یکم شعبه سهروردی وبلاگ مسافر مجید شیروی







نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 23 تیر 1396 :: نویسنده : لیلا نصر
آدم نشسته بود، شش نفر آمدند، سه نفر طرف راستش نشستند و سه نفر طرف چپ.
به یکی از سمت راستی‌ها گفت: «تو کیستی؟»
گفت: «عقل.»
پرسید: «جای تو کجاست؟»
گفت: «مغز.»
از دومی پرسید: «تو کیستی؟»
گفت: «مهر.»
پرسید: «جای تو کجاست؟»
گفت: «دل.»
از سومی پرسید: «تو کیستی؟»
گفت: «حیا.»
پرسید: «جایت کجاست؟»
گفت: «چشم.»
سپس به جانب چپ نگریست و از یکی سؤال کرد: «تو کیستی؟»
جواب داد: «تکبر.»
پرسید: «محلت کجاست؟»
گفت: «مغز.»
گفت: «با عقل یک جایید؟»
گفت: «من که آمدم عقل می‌رود.»
از دومی پرسید: «تو کیستی؟»
جواب داد: «حسد.»
محلش را پرسید.
گفت: «دل.»
پرسید: «با مهر یک مکان دارید؟»
گفت: «من که بیایم، مهر خواهد رفت.»
از سومی پرسید: «کیستی؟»
گفت: «طمع.»
پرسید: «مرکزت کجاست؟»
گفت: «چشم.»
گفت: «با حیا یک جا هستید؟»
گفت: «چون من داخل شوم، حیا خارج می شود.»

نویسنده :لیلانصر




نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : کنگره 60،
لینک های مرتبط :
شنبه 27 خرداد 1396 :: نویسنده : لیلا نصر

به نام قدرت مطلق الله
۱۹ اردیبهشت ۹۵ لژیونمان را بر پا کردیم و روز به روز پیوند محبتمان را قوی تر کردیم و همه روزه شاهد شکوفایی شکوفه هایش هستیم،
از شما عزیزان دعوت می کنیم در دیدن این لحظات زیبا ما را همراهی کنید...










نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 فروردین 1396 :: نویسنده : همسفر مهسا
باورهای کهنه
اگر میخواهید متوجه بشوید که چه مقدار در برابر پذیرفتن باورهای جدید مکانیزم دفاعی به خود میگیرید، تشریف ببرید تو اتاق خوابتان یا کمدهای خصوصیتان یا خانه اتان و ببینید چه مقدار وسایل و وسائط وجود دارند که چند ماهی است از آنها استفاده نکرده اید و سپس یک کیسه زباله بردارید و تلاش کنید که آنهارا به بیرون بیاندازید، یا به کسی که به آن احتیاج دارد ببخشید، اگر در شما مقاومتی به وجود آمد با این صدا که:
نه شاید یک روز احتیاج شود ،نه برای به دست آوردن آن هزینه کرده بودم ،نه این یکی کادو بوده،نه این یکی ....شما در پذیرش باورهای جدید برای زندگی دچار وابستگی به باورهای کهنه هستید ،که اجازه ورود باورهای جدید را به شما نمیدهد.  تااینجا طبیعیست همه دچار وابستگی می شوند.  تمرین  آنهم از همینجا شروع میشود که همین حالا بروید و وسایلی را که از آنها استفاده نمیکنید و صرفا جا اشغال کرده اند به بیرون بریزید .من تقریبا هر دو ماه یک بار دو تا کیسه به بیرون میریزم و همیشه هم بعد از این کار کلی ایده جدید برای کارهایم به ذهنم ورود پیدا میکنه.
فرازقورچیان




نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 اسفند 1395 :: نویسنده : همسفر مهسا
قاعده_ی_هفدهم ،از #چهل_قانون_شمس

 اگر حاکم  شهرها و ولایات  باشی 
 و مردم و لشکریان تحت امر تو باشند ،
 ولی بر نفس خویش حاکم نباشی ،  در واقع محکومی ....

 حاکم به نفس بودن یعنی ، حاکم بودن به کلام وافعال خویش.

سکوت در زمان سکوت ،جواب در زمان جواب ، قهر در زمان قهر ......

اگر اینگونه  نباشی محکومی به عواقب ناگوار آن .

کتاب #ملت_عشق ،الیف #شافاک 




نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : اعتیاد، کنگره ۶۰، وبلاگ خانم آمنه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 اسفند 1395 :: نویسنده : همسفر مهسا

کنترل کردن و رها نکردن مسافر

نفرت  مقابل عشق نیست !! 
در واقع «قدرت» مقابل عشق است زیرا عشق یعنی همسانی با دیگری، در حالی که قدرت یعنی آرزوی کنترل دیگری در راه رسیدن به مقاصد خودمان!!

#رابرت_جانسون





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 21 اسفند 1395 :: نویسنده : همسفر مهسا
سکون جایز نیست!

هر كجا دردی، دوا آن جا رود
هر كجا فقری، نوا آن جا رود
 
هر كجا مشكل، جواب آن جا رود
هر كجا كشتی ست، آب آن جا رود

#مولانا
شما تا جایی که بلدید به سمت هدف اصلیتان حرکت کنید ، راه خودش را نشان می دهد، کمک ها می رسند، جواب ها می آیند...
فراز قورچیان





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 اسفند 1395 :: نویسنده : همسفر مهسا
متنی کاملا تکان دهنده برای همسفران...
تصور کنید فرش خانه ی تان آتش گرفته و شما دو لیوان در دست دارید، اولی آب و دومی نفت، کدام لیوان را روی آتش خالی می کنید؟
داد زدن ، تهدید کردن، تمسخر، توهین و تحقیر کردن، انتقاد کردن، قهر کردن و محروم کردن مانند لیوان نفت در دست شما باعث شعله ور شدن آتش خشم شما و همسرتان خواهد شد؛ 
اما...
همدلی، درک متقابل، احترام، عشق، گوش دادن، آموزش دادن، امیدواربودن، آرام بودن، مدیریت رفتار خود را داشتن، همان لیوان آبی است که نه تنها آتش را خاموش می کند که به شما توانایی حل مشکلات را خواهد داد. 
فراموش نکنید شما قدرت انتخاب دارید. لیوان آب را انتخاب می کنید یا لیوان نفت را؟؟؟
با الهام از کانال من حقیقی




نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 اسفند 1395 :: نویسنده : همسفر مهسا
رنج ...
آدم هایی که درون سختی دارند، با همۀ 
وزن خود روی زندگی می‏پرند و تمام مدت به خود رنج می‏دهند...

در حالیکه آدم های شُل... نه! شُل نه! آدم هایی که درونی نرم دارند، بله، نرم! وقتی شوکی به آنها وارد میشود، کمتر رنج می‏کشند.

〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

من او را دوست داشتم/ آنا گاوالدا/  الهام دارچینیان





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 14 اسفند 1395 :: نویسنده : همسفر مهسا
آموختن...
...من راه رفتن را از یک سنگ آموختم، 
دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت!

بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آن قدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند!

پلنگان دویدن را یادم ندادند، زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند!

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می دانست و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز می دانست.

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت...

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. 
و دویدن که آموختی، پرواز را....

برگرفته از کتاب دو روز مانده به پایان جهان






نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic