اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
شنبه 31 خرداد 1399 :: نویسنده : همسفر نسرین
به ادامه مطلب مراجعه نمایید....



ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399 :: نویسنده : همسفر نسرین
"به نام قدرت مطلق الله"




به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید...



ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 مرداد 1398 :: نویسنده : همسفر نسرین





با خودم فکر می‌کنم یعنی چکار کردم که لایق این‌همه خوبی هستم، می‌ترسم  از  اینکه همه‌ی این‌ها تمام بشود، آخر شنیده‌ام خدا کسی را که دوست دارد خیلی آزمایش می‌کند، بعد برمی‌گردم به گذشته، دنبال یک‌چیزی می‌گردم که بگویم آزمایش‌هایم را شده‌ام و خیالم راحت می‌شود


                                                                                               درادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : کنگره60-درمان اعتیاد، شعبه امین گلی-وب لژیون همسفر آمنه-دلنوشته،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 تیر 1398 :: نویسنده : زهرا خیابانی
به نام خالق زیبایی ها ...

دلنوشته ایی به قلم همسفر فرزانه


مسافر من ضربان قلب من است. از وقتی، مصرف‌کننده شد ضربان قلبم نامنظم بود وقتی به کنگره آمد و درمانش را شروع کرد، ضربان قلبم شروع به بهتر شدن کرد و حال که رهاشده این ضربان نرمال شد و از همین‌جا صمیمانه از مسافرم تشکر می‌کنم...
در ادامه مطلب بخوانید ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 اسفند 1397 :: نویسنده : همسفر مریم

     



ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 18 بهمن 1397 :: نویسنده : همسفر مریم


 من نمی‌توانستم. سخت بود. فکرش روح و روانم را به‌هم‌ریخته بود. از اینکه همه کاری کردم و به نتیجه نرسیده بودم خسته و به‌هم‌ریخته بودم و همیشه با خودم می‌گفتم: خانم آمنه جای من نیست که ببیند من چه زجری می‌کشم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 آذر 1397 :: نویسنده : زهرا خیابانی
نامه ای به مرد آسمانی


ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : کنگره 60-شعبه امین گلی-وب لژیون همسفرآمنه-نامه ای به آقای مهندس دژاکام،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 آبان 1397 :: نویسنده : زهرا خیابانی
چهارشنبه 30 آبان 1397 :: نویسنده : زهرا خیابانی
شنبه 19 آبان 1397 :: نویسنده : زهرا خیابانی
یکشنبه 13 آبان 1397 :: نویسنده : همسفر مریم


ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : کنگره 60 شعبه امین گلی نامه ای به مسافرم،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 مهر 1397 :: نویسنده : لیلا نصر
دلنوشته ای زیبا از همسفر لیلا نصر

دل از همه‌چیز و همه‌کس بریده بودم حتی باخدای خود لجبازی می‌کردم و برایش شرط و شروط می‌گذاشتم. قبول صحبت‌های راهنمایم برایم سخت و غیرقابل‌تحمل بود، مثلاً جمله مسافرت را رها کن و به خاطر خودت به کنگره بیا، به‌هیچ‌عنوان برایم قابل‌درک نبود مگر می‌توان این‌چنین زندگی کرد، ایشان می‌فرمودند خدمت کن تابه‌حال خوش برسی، من مدام با خودم کلنجار می‌رفتم که به چه دلیل خدمت کنم؟ برای چه کسی؟ چه انرژی دارد؟ سخنانشان بر روی دوشم سنگینی می‌کرد و از خدمت هم فرار می‌کردم. دیگر اعضا کنگره می‌خندیدند، شادبودند، چهره‌های شادشان جلوی چشمانم خودنمایی می‌کرد مگر اینان زنان مصرف‌کننده نبودند مگر شوهرانشان اعتیاد این بلای خانمان‌سوز را نداشتند پس چرا، چطور می‌خندند و همدیگر را در آغوش می‌گیرند؟ آیا آن‌ها می‌خواهند تظاهر بکنند و بگویند همه‌چیز خوب و عالی است اما این‌چنین نیست اینان به خودشان هم دروغ می‌گویند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 شهریور 1397 :: نویسنده : لیلا نصر
به نام خالق هستی بخش





شکر گزاری یکی از قدرتمندترین احساساتی است که ما می توانیم با به کار بردن آن تمام نعمتها را به وفور محض وارد زندگی مان کنیم

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید............


ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 2 تیر 1397 :: نویسنده : لیلا نصر

به نام خالق هستی بخش



.هر روز که به کنگره می آیم آن قدر انرژی می گیرم که می توانم تمام ناخوشی ها یر زندگی را تحمل کنم و در اینجا آنقدر گرما وجود دارد که در خانواده ی خودت حس نمی کنی و این قدر همه با محبت هستند.


در ادامه مطلب مطلب بخوانید.....


ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 خرداد 1397 :: نویسنده : لیلا نصر
به نام خالق جهان هستی




هرچه در تقدیر است آن به انجام می رسد .اما اعمال مادر خطوط تقدیر نقش بسیار مهمی دارند که به آن شکل دیگری می دهند.


قلم بر دست گرفته و نمیدانم چه بگویم و  چه بنویسم.
.دوستانی داشتم که از کنگره برایم می گفتند و مرا به کنگره دعوت می کردند . کتاب هایشان را می دیدم سی دی هایشان را گوش می دادم اما متوجه نمیشدم.

خیلی به کنگره دعوت شدم ولی دلم نمیخواست که به کنگره بیایم تا زمانی که از دست مسافرم به تنگ آمده بودم و به کنگره آمدم.خود را در کنگره تنها احساس می کردم و از صحبت های دیگران چیزی متوجه نمی شدم که چه می گویند و چه می نویسند .
چیزی نگذشت که کم کم به صورت جزئی متوجه می شدم  و همین امر باعث شده بود که وقتی به خانه می آ مدم دلم آنجا بود و دلم میخواست روز دوشنبه از راه برسدو من بار دیگر به کنگره بیایم.
 مسافر من پسرم است که قبلا بدون داشتن همسفر به کنگره می آمد ولی مدتی بود که کنگره را ترک کرده بود و پس از 7ماه به کنگره امد و سفرش رابه لطف خداوند آغاز کرد .
برای مادر بسیار سخت است که فرزندش و پاره ی تنش را در این تاریکی ها ببیند و شاهد درد و رنج فرزندش باشد . فرزندی که هر مادر با هزاران امید و آرزو بزرگش می کند.
من همسرم هم با این درد دست و پنجه نرم کرده بود اما ایشان از طریق سقوط آزاد ترک کردنند و در آن زمان هم سختی های زیادی را کشیدم.
 به هر حال  من دیگر برای خودم به کنگره می آیم و  اینجا را با هیچ کلاسی عوض نمی کنم .وقتی سفر دومی ها را می بینم آرزو میکنم که من هم روزی سفر دومی شوم وفراز و نشیب سفر اول را طی کنم و به مقصد برسم.من پیام سفر اولی هارا خیلی دوست دارم چون زندگی مرا توصیف کرده و نوشته است .
از همه ی شما دوستان عزیز خواستارم که برایم دعا کنید که مسافر من هم بتواند از این راه پر پیچ و خم عبور کند و به زودی گل رهایی را از دستان مبارک آقای مهندس بگیرد
.همیشه با خودم می گویم که مسافر پسر داشتن خیلی سخت استودشوار تر است و هر کاری کنی نمی توانی و یک جاهایی کم می آروی وباز هم با خ
ود می گویم

     
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور         این دل شوریده باز آید به سامان غم مخور


در پایان از راهنمای عزیزم تشکر می کنم که برای من زحمتهای زیادی می کشند و همیشه من را به عنوان یک مادر به خوبی درک می کنند.


نویسنده : هم سفر لیلا




نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات