اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 28 تیر 1396 :: نویسنده : لیلا نصر
به نام قدرت مطلق الله
لژیون کمک راهنمای محترم همسفر آمنه ، شعبه ی امین گلی،  روزدوشنبه 96/4/26 با استادی کمک راهنمای عزیزمان همسفر آمنه و دبیری همسفر خدیجه با دستور جلسه "وادی هشتم، ترک اول" رأس ساعت ۱7:۳۰ آغاز به کار نمود.



اگر کسی از دنیا می رود فقط جایش عوض می شود نه اینکه دیگر نباشدو فقط سفرش در حلقه ها بوجود می آید...

در ادامه ی مطلب بخوانید...


سخنان استاد محترم:
علما ما دو دسته هستند.دسته اول علمای بحثی
علمای بحثی کسانی هستند که با درس و کتاب به یک سری اطلاعات رسیده اند.واین علما فقط در محدودی ماده کار می کنند یعنی همین حواس پنچ گانه ظاهری.
ممکن است این علما قران راحفظ باشند ویاتورات وانجیل رااما هنوز بحث می کنند چون نمی دادنند پشت پرده چه خبر است.
مثلا ما در این پنج حس ظاهر نمی توانیم فرشتگان را درک کنیم یا قدرت مطلق کیست. اصولا تمام علمای بحثی فکر می کنند شیطان یک چیز درونی است اما این چنینن نیست و شیطان بطور قاطع وجود خارجی دارد.
الان چندین قرن است که علم و دانش یاد نداده اند .و افرادی چون مولانا و اشعار زیبایش همه از القائات است و به همین دلیل او رادوست دارند.چون این افراد فقط با این پنج حس ظاهر نبودند واز جایی دیگر القاء وبیان می شد.
زندگی این نیست که حالا هستید وبعد خواهید مرد و تمام می شود اگر اینگونه تفکر کردید قطعا برای شما سخت و غیر قابل تحمل خواهد شد و نکته ای که مهم است این است که بدانید این جهان فقط همین نیست.آسمان مجازی نیست واگر مطالبی می اید و میرود واقعا می اید وفرشته ها وجود دارنداما نه آنچه شما در نظر دارید مثلا با دوبال زیبا و.... ویا فقط زن ،ما فرشته مرد هم داریم.
در این وادی می گوید در سکون زایشی نیست  اینجا یعنی با حرکت راه نمایان می شود ودر سکون چیزی نیست.و اصلا ما چیزی به عنوان نیستی و نابودی نداریم چرا که اگر من اینجا نباشم حتما در خانه هستم و یا اگر خانه نباشم اینجا هستم و یادر خیابان پس چیزی به عنوان نیستی نداریم.
اگر کسی از دنیا می رود فقط جایش عوض می شود نه اینکه دیگر نباشدو فقط سفرش در حلقه ها بوجود می آید. افرادی هم که خودکشی می کنند فکر می کنند میتوانند خودشان را نابود کنند اما نمی دانند که هیچ کس قادر به این کار نیست و عیر ممکن است و شرایط را فقط برای خودش سخت تر خواهد کرد.
انجام القائات در انسانها وجود دارد و اگر آن قدرت بالاتر خواست و قدرتش و نیرویش برسد همه می توانند مرده زنده کنند پس باید یک کمک بیرونی انجام بگیرد.
این نیرو ها و کمک ها هم می تواند در جهت منفی هم باشد یعنی از راه صراط مستقیم منحرف می شویداز طریق الهامات منفی است و گاهی انقدر این القائات منفی زیاد است که خیلی از انسانها آلت دست شیطان می شوند.
در اینجا انسان در یک دو راهی قرار می گیرد و اختیار هم به او داده می شودو با حرکت است که راه نمایان می شود.
وقتی ادموند و هلیا اشتباه کردند خداوند عذر آنها را پذیرفت اما به آنها گفت بایدبروید  بر روی زمین و ثابت کنید.اگر ما در زندگی اشتباهی می کنیم فقط عذر خواهی کافی نیست باید جبران خسارت هم بکنیم.
ما باید برای حرکت در مسیری البته اطلاعاتی در مورد سفر جمع کنیم و برای این کار لازم نیست به جزئیات اهمیت بدهیم.
اولین نکته برای حرکت باید مشخص کردن هدفمان باشد وبقول معروف ببینیم با خودمان چند چند هستیم و از بلاتکلیفی در بیایم وببینیم هدفمان از این کار چیست؟ چرا که بعصی افراد اصلا نمی دادند زن می خواهند یانه؟درس می خواهند بخوانند یا نه؟.....
بعد از اینکه هدف مشخص شد،باید برای رسیدن به این هدف سعی و تلاش کنی مثلا اگر می خواهید خانه بخرید همه خواسته و هدف شما باید خرید خانه باشد و برای ان تلاش کنید واین را بدانید که باید ذره ذره جمع آوری کنید شاید ده سال طول بکشد تا به خواسته برسید اما می رسید ودر این راه باید سختی های زیادی بکشید.
سومین اصل این است که در این راه به دو راهی می رسید و نباید هدف شما گم بشود و از مسیرهای انحرافی باید دوری کنید مثل اهویی که علف ها در مسیر انحرافی او را از مسیر دور میکند. به عنوان مثال یک دانشجویی که اولین هدفش درس خواندن و دکتر شدن است اما در دانشگاه  افراد مصرف کننده را می بیند و او هم رو به مصرف شیشه می برد و از مسیرش دور ودورتر می شود ودر آخر چیزی می شود که اصلا خودش هم فکر نمی کرد.
پس در مسیر باید به مقصد و هدفش فکر کند.
پایان ترک اول
نویسنده:لیلا نصر

ویراش و عکس: همسفر اعظم





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 تیر 1396 09:38 ق.ظ
لیلاجان و اعظم جان خدا قوت واقعا لذت بردم.
ممنون بابت زحماتی که برای وبلاگ می کشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic