اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
سه شنبه 20 تیر 1396 :: نویسنده : اعظم همسفر

به نام قدرت مطلق الله

لژیون کمک راهنمای محترم همسفر آمنه ، شعبه ی امین گلی،  روز دوشنبه 96/04/19با استادی همسفر آمنه و دبیری همسفر خدیجه با دستور جلسه «وظایف رهجو» رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.





بامحبت وارد قلب‌ها شویم هیچ‌کس باخشم و زور نمی‌تواند وارد قلب‌ها شود

ما هستیم که تعیین‌کننده هستیم که انسان‌ها چگونه برخورد کنند و چگونه واکنش نشان بدهند آن واکنش دست ماست.


در ادامه مطلب بخوانید


بامحبت وارد قلب‌ها شویم هیچ‌کس باخشم و زور نمی‌تواند وارد قلب‌ها شود، انسان‌ها همه دارای دو چهره هستند. یک چهره بسیار خشم‌آلود و طوفانی و طغیانی و یک چهره آرام و متین،.

انسان بد وجود ندارد انسانی که منشأ و ریشه آن بدی باشد خداوند خلق نکرده است؛ در اثر مسائل این اتفاق می‌افتد؛ که انسان‌ها کدام رویشان را نشان بدهند. شاید وقتی شرایطی پیش بیاید بامحبت‌ترین انسان‌ها تبدیل به خشمگین‌ترین و دیوانه‌ترین انسان‌ها بشوند. پس ما هستیم که تعیین‌کننده هستیم که انسان‌ها چگونه برخورد کنند و چگونه واکنش نشان بدهند آن واکنش دست ماست. 

پس این قانون برای همه صادق است چه راهنما و چه رهجو، کاری که بامحبت می‌توانید انجام بدهید باخشم و عصبانیت نمی‌توانید انجام بدهید. البته همیشه محبت جواب نمی‌دهد، وقتی یک شیر درنده حمله می‌کند نمی‌توان محبت کرد.

 ما می‌توانیم با برخوردمان دیگران را تحریک نماییم. ما می‌توانیم انسان‌ها را پرکنیم؛ بنابراین انسانی که با شما برخورد دارد؛ شاید از جایی پرشده باشد، ممکن است تحریکش کرده باشند، ممکن است از نادانی او استفاده کرده باشند، به همین دلیل است که همیشه به شما میگویم به عمق حرف‌ها توجه کنید و به درون انسان‌ها بروید به صحبت‌ها گوش نکنید به درون آن‌ها توجه کنید.

واژه مسافر برای فرد مصرف‌کننده یا معتادی که قصد درمان دارد، بکار می‌رود. فرق معتاد با مسافر این است که معتاد مواد مصرف می‌کند ولی مسافر می‌خواهد مواد مصرف نکند و درمانش را شروع کرده است و سفر می‌کند از ظلمت به سمت نور.

 مرز جغرافیائی شعبه و مرز قوانین و حرمت کنگره در اختیار مرزبان است. دیدبان که باید کل موضوع را دیدبانی کند یا ببیند و تشخیص بدهد.

 ما در کنگره یک راهنما داریم و یک رهجو، راهنما کسی است که راه را نمایان می‌کند و نشان می‌دهد. شما می‌خواهید بروید به کوه اورست یکی از اهالی کوه اورست که ممکن است سواد هم نداشته باشد راه را به شما نشان می‌دهد. بزرگ‌ترین اساتید دانشگاه واشنگتن و دکترای جغرافیا وقتی به کوه اورست می‌روند باید هر چه راهنما می‌گوید، بگوید چشم و از دستورات او تبعیت کنند، چون او به راه آشنا است و اگر حرف او را گوش نکنند ممکن است منجر به مرگ آن‌ها شود.

 پس راهنما  کسی است که راه را نمایان می‌کند و نشان می‌دهد. راهنما در کنگره پزشک، درمانگر و مشاور نیست. 

رهجو کسی است که جوینده راه است. پس رهجو کسی است که دنبال راه می‌گردد تا راه را پیدا کند کسی که نمی‌خواهد راهجو باشد و راه را پیدا کند اصلاً به درد ما نمی‌خورد. این راه چیست؟ راه درمان اعتیاد، راه سلامتی، راه خروج از تاریکی، راه خروج از ترس، راه خروج از حقارت، راه خروج ازنفرت. اگر خواست این راه را پیدا کند وارد کنگره می‌شود و می‌شود رهجو، اگر پدر و مادر به‌زور بیارنش رهجو نمی‌شود.

 کسی که وارد کنگره می‌شود سه جلسه مهمان کنگره است؛ این سه جلسه به این دلیل است که به او فرصت داده شود که ببیند کنگره را قبول دارد یا نه، کنگره به دردش  می‌خورد یا نه، می‌تواند درمانش را در اینجا انجام بدهد یا نه؛ و در این سه جلسه تازه‌وارد محسوب می‌شود. بعد از 3 جلسه راهنما انتخاب می‌کند .

وقتی راهنما انتخاب کرد، می‌شود رهجو یا مسافر و باید راهنمایش را خودش بر مبنای احساسش انتخاب کند و توصیه کسی را نباید بپذیرد. باید به حس خودش اعتماد کند. مرحله بعدی باید هدف داشته باشد و هدفش رسیدن به درمان است.

 زمانی که وارد لژیون شد باید به کنگره اعتقاد داشته باشد. در کنگره کسانی که رهاشده و به درمان رسیده‌اند حضور دارند، می‌تواند آن ها را الگو قرار دهد؛ و تصمیمش را بگیرد و زمانی که تصمیم گرفت باید اعتقاد داشته باشد. 

وقتی وارد کنگره شد تا زمانی که به کنگره می‌آید، تا به درمان برسد یک سری چیزها برای او ممنوع می‌باشد که نباید انجام دهد. برای درمان یا باید بیاید کنگره یا برود گروه‌های دیگر، یعنی یا باید رهجوی اِن اِی باشد یا رهجوی کنگره باشد، نمی‌تواند در دو گروه به‌صورت هم‌زمان باشد. چون راه و هدفمان یکی نیست. هدف فلان گروه ترک اعتیاد است و هدف ما درمان اعتیاد است. این‌ها باهم متفاوت است. اگر کنگره آمد نمی‌تواند کلاس‌های معنوی برود چون این‌ها تشدد ایجاد می‌کند. ما در کنگره آن‌قدر منابع آموزشی داریم که دیگر وقت آن کلاس‌ها را ندارد.

مرحله بعدی باید به راهنما اعتقاد داشته باشد اگر نداشته باشد به درد نمی‌خورد. باید به راهنما ایمان داشته باشد، البته این اعتقاد را باید راهنما به وجود بیاورد. رهجو هم به نفعش است که فکر کند راهنمایش خیلی می‌فهمد. همه راهنماها به نتیجه می‌رسانند. 

مسئله بعدی این است که وقتی سفر اولش شروع شد؛ رهجو هر چه دارد، باید پشت در کنگره بگذارد. هر چه داری برای کنگره 10 شاهی ارزش ندارد. همه فقط یک اسم هستند دکترا هم اگر دارد، برای کنگره 10 شاهی ارزش ندارد. رهجو احترام دارد و ما باید به رهجو احترام بگذاریم ولی احترام دکترا ندارد. مهندس بودن، قهرمان ملی بودن، مربی بودن و... در سفر اول برای ما ارزشی ندارد. چیزی که برای ما ارزش دارد درست سفر کردن است مرتب بودن و منظم بودن است. معیار، ادب و انضباط، معیار وظیفه‌شناسی و بهبودی در مسئله درمان اعتیاد است وگرنه هیچ‌کدام معیار نیست و در کنگره هیچ ارزشی ندارد بیرون از کنگره ارزش دارد. اگر ارزش داشت نمی‌گذاشت تو معتاد شوی.

مهم‌ترین بخش درمان است. بعضی از افراد فکر می‌کنند اگر یک سرویس اضافه به راهنما یا کنگره بدهند خوب می‌شوند، نه! چون دیگر آن رهجو حرف گوش نمی‌دهد. رهجو می‌تواند به راهنما کادو بدهد ولی این کار باید از روی عشق و علاقه باشد و در زمانش، مثلاً زمان رهایی یا هفتهٔ راهنما...

کنگره یک هدف نیست بلکه یک وسیله است؛ که می‌تواند رهجو را به رهایی برساند. جهان‌بینی هدف نیست بلکه یک وسیله است؛ که شخص باید بخواند و مطالعه کند تا به رهایی برسد. 

رهجو باید به روش درمان اعتقاد داشته باشد اگر دید دیگران با این روش به درمان رسیده‌اند بگوید چشم، وقتی روش درمان را قبول کرد باید راهنما را هم قبول کند. اگر راهنما پله کم کرد بگوید چشم، هر چه گفت بگوید چشم، رهجو به راهنما پیشنهاد ندهد مثلاً بگوید به نظر من بهتر است نیم سی‌سی کم کنید و... رهجو باید  به دارو، سی دی اعتقاد داشته باشد، اگر اعتقاد نداشته باشد به درمان نمی‌رسد، باید به آموزش‌های کنگره اعتقاد داشته باشد، آموزش‌های کنگره را قبول داشته باشد باید از متون آموزشی کنگره استفاده بکند.

  اعتیاد به این سادگی نیست؛ که شما یک قرص  بخوری و درمانی بشوی و تمام بشود و بروی دنبال کارت باید 300 الی 400 ساعت کارگاه آموزشی بگذراند تا خوب شود. کار خیلی سختی است سفر درونی خیلی مشکل‌تر از سفر بیرونی است. درمان در کنگره شامل جسم، روان و جهان‌بینی است جهان‌بینی جزء درمان است؛ اعتیاد به روش کنگره یعنی باید به جهان‌بینی اعتقاد داشته باشی که می‌شود آموزش،جهان‌بینی، وادی‌ها، حرف‌های راهنما.

 از وظایف رهجوست که حتماً هفته‌ای یک سی دی گوش کند، چون باید تغییر کنند یعنی آن معتاد که وارد کنگره می‌شود بمیرد! و از آن‌یک مسافر درمی‌آید.

 هیچ انسانی بد نیست بلکه آموزش‌های انسان، برداشت‌های انسان است که انسان را بد کرده است.  باید آموزش‌های درست را بدهیم. به نظر من چندین قرن آموزش‌های درست داده نشده، اندازه‌ها را به انسان‌ها یاد نداده‌اند.

اگر بخواهیم امنیت برقرار باشد باید آموزش داده شود، وقتی حرمت کنگره  خوانده می‌شود باید به آن اعتقاد داشته باشید، وقتی میگوییم نباید علیه کسی سرزنش کنید، نباید کسی را مورد سرزنش قرارداد. رهجو در کار کسی نباید تجسس کند، دروغ نباید بگوید، بیرون از کنگره نباید ارتباط برقرار کند.

 رهجو وقتی به حرمت کنگره اعتقاد دارد نباید با سفر اولی ارتباط برقرار کند و دوست شود، به قوانین کنگره باید اعتقاد داشته باشد، درمان اعتیاد کار بسیار بسیار سخت و پیچیده‌ای  است. 

ازنظر تمام انسان‌های روی زمین و خیلی از گروه‌ها عمل غیرممکنی است و فقط ما گفتیم در کنگره ممکن است. پس هم سخت است هم سهل، اگر به این مطالب عمل کنی از آب خوردن هم آسان‌تر است. آن‌هایی که گریز می‌زنند و روی برنامه نیستند آدم‌های بدبختی هستند، آدم‌هایی هستند که نمی‌فهمند، آدم‌هایی هستند که لذت را درک نکردند. اگر روی برنامه باشند در سفر اول یک لذتی دارد که هیچ کجا ندارد. 

رهجو باید به مرزبان‌ها اعتقاد داشته باشد و هر چه می گویند بپذیرد و این مسئله را راهنما باید به رهجو آموزش دهد. رهجو باید به درمان اعتقاد داشته باشد بداند که در کنگره می‌تواند به درمان برسد. 

مطلب دیگر که از وظایف رهجو است؛ حضور در کلاس است؛ یعنی یک ربع قبل از جلسات در کارگاه آموزشی حضورداشته باشند، خدمت‌ها را بگیرند، از مشارکت‌ها استفاده کنند. خیال نکند فقط در وقت لژیون باید بیایید. رهجو باید بداند در کنگره ترافیک حل‌شده و ساعت هم اختراع‌شده است. چون دو تا مشکل است که در بیرون از کنگره مشکل بزرگ همه مردم است.  یکی ترافیک است و هر جا دیر می‌رسند میگویند: ترافیک بود! یکی هم ساعت را بلد نیستند مثلاً: کنفرانس ساعت 9 صبح است ساعت 30/10 شروع می‌شود. تمام شعبات کنگره سر ساعت جلسه را شروع می‌کنند پس رهجو باید ساعت را بداند، یک مصرف‌کننده هروئین، شیشه، کراک و... باید زمان را یاد بگیرد چیزی که مدیرکل‌ها هم بلد نیستند. چهارصد نفر آدم که مسخره فلان شخص نیستند که دیر می‌آید! طرف هر چه دیرتر بیاید انگار بیشتر شخصیت دارد بعضی از واژه‌ها عوض‌شده مثل‌اینکه طرف دزد است میگویند طرف زرنگه!

یکی دیگر از وظایف رهجو این است که درکنگره خدمت کند. خدمت چیزی است که حال مسافر و همسفر را خوب می‌کند کنگره هیچ  مستخدمی ندارد ما در هیچ شعبه‌ای کسی بنام سرایدار، مستخدم، آبدارچی و... نداریم. درکنگره همهٔ وظایف بر عهده خودمان است؛ و جالب این است، کسی که می‌خواهد خدمت کند باید زود بیاید و چقدر حال رهجو خوب می‌شود. وقتی خم می‌شود یک ته سیگار را برمی‌دارد، یعنی با خدمت کردن حالش خوب می‌شود. در کنگره هرکسی بیشتر خدمت کند مردم بیشتر دوستش دارند، اگر این کارها را انجام بدهد به‌سرعت به درمان می‌رسد.

 وقتی به درمان رسیدی می‌توانید نگهبان، دبیر شوید. میکروفن گردان باشید، باید دیده شوی تا به تو رأی بدهند. باید از کنگره فقط انتظار داشته باشی تو را درمان کند شما وقتی می‌روید بیمارستان پایتان شکسته فقط پای شمارا درمان می‌کنند، در بیمارستان برای شما زن نمی‌گیرند، کار برایتان پیدا نمی‌کنند، صندوق قرض‌الحسنه به شما معرفی نمی‌کنند، پول دارویت را نمی‌دهند، کنگره هم همین‌طور است.

از دیگر وظایف رهجو این است که پول دارو را خودش بدهد. می‌گوید ندارم، پس تابه‌حال پول مواد را از کجا می‌آوردی؟ از کنگره انتظار اضافی نداشته باشید. مهم‌ترین وظیفه رهجو این است که خودش باید خودش را درست کند، یعنی خودش به خودش کمک کند و انتظار کمک از دیگران را نداشته باشد. خودش تلاش کندو سعی کند به درمان برسد. 

مسئله بعدی حمایت از سبدهاست، باید راهنماها یاد بدهند. اینجا نه از  امریکا پول می‌گیریم نه از سازمان ملل، نه از دولت، از هیچ‌کسی پول نمی‌گیریم، پول مال خود افراد است و هر رهجو باید بداند هفت الی هشت میلیون تومان هزینهٔ رسیدن به درمانش است، یعنی حمایت از سبدها جزء وظایف ماست. 

مسافر وقتی رها می‌شود و سفر دوّمی می‌شود باید بدانند تغییر کرده و این ارزشمند است، وارد سفر دوّم شده و این بایستی در رفتار و لباس پوشیدن و رعایت نظم آن‌ها مشخص باشد.


ویرایش: همسفر لیلا

عکس و نگارش: همسفر اعظم







نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، رهجو، وطایف رهجو،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic