اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
پنجشنبه 22 خرداد 1399 :: نویسنده : همسفر نسرین

 «به نام قدرت مطلق الله»

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.... 
سخنان استاد بزرگوار؛
هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد،هیچ  کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.

تیتر وادی دوم بسیار  زیباست و  هر جمله ی آن پر از معنا ومفهوم مهمی برای زندگی ما  می باشد.

هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهند‌؛ منظور از هیچ مخلوقی یعنی شامل تمام مخلوقین عالم  می گردد ،حتی شیطان نیز  بیهوده به این جهان نیامده و  یا حتی میکروب و حتی همین ویروس کوچک  کرونا . هر کدام دارای هدف  و مأموریتی خاصی  می باشند.

حال اگر در نظر بگیرید هنگامی که یک ویروس  بیهوده وبدون هدف به این دنیا نیامده! آیا من انسان  بیهوده و بی هدف گام در  این دنیا نهاده ام؟

این  وادی بسیار  امید وار کننده می باشد و از آن به عنوان وادی امید یاد می گردد .
وادی اول وادی تفکر است وما  رهجویان  را وادار به تفکر نمودن  می‌نمایند، هنگامی  که شروع  به تفکر نمودن می نماییم   تازه متوجه انبوهی از مشکلاتش می گردیم، هنگامی که  مشکلات را می بینیم  نا امیدی به سراغمان  می آید واین وادی به کمک  ما می شتابد که ما را از نا امیدی نجات دهد، البته کمک این وادی به ما مستلزم خواسته ی درونی ما می باشد. 

هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم؛هیچ کدام ازما انسان ها برای هیچ و پوچ به دنیا نیامده ایم، 
حتی اگر خودمان فکر نماییم  که بیهوده هستیم وبرای هیچ به دنیا آمده ایم و  بایستی  بدانیم که این تفکر درست نمی باشد .

خوش حالیم که به جنگ نرم خویش  ادامه  می دهید؛همیشه استادان جناب مهندس ایشان را برای هر کاری تشویق می نمودند وابراز خوش‌حالی می نمودند که به جنگ نرم خویش  ادامه می دهند. 
جنگ ،جنگ افکار و القائات روح و جن می باشد . جنگی  که در آن سلاح  و خونریزی نمی باشد  و آن را به یک  جنگ تشبیه نموده  است. جنگ ما بین خوبی و بدی، به طور مثال  به کنگره بیاییم  یا نه؟ و....با خویش  جنگ دارم که آیا به این راه ادامه بدهیم  یا نه؟

حال اگر ادامه بدهیم ،ادامه اعجاب می نماید  و مشکلات ما به خوبی حل می گردد، اما اگر ادامه ندهیم وباز گوشه نشین گردیم  دومرتبه به همان تاریکی ها باز خواهیم گشت.
ما به دلایلی که شاید خود ندانید،جهت را سالها گم کرده بودیم؛
به دلیل یک سری مسائل که خودمان هم از آن اطلاعی نداشته و نداریم  جهت و مسیر مان را گم نموده  بودیم به طور مثال؛ ارزش ها برای ما ضد ارزش محسوب می گردید ،به معنای این که اگر  کسی که با همسرش  سازگاری داشت و با تمام شرایطش زندگی می نمود  ما آن را اُمل و مرتجع می دانستیم  و یا  کسی که به همسرش کم محلی می نمود  و شوهرش را جلوی دیگران سبک می نمود  برای ما یک آدم زرنگ به حساب می آمد، در کل در همه ی  مسائل مسیر را گم نموده  بودیم.
اکنون برای یافتن خویش (خود شناسی)  به کنگره آمده ایم که آدرس  خودمان را پیدا نماییم ،تا خودمان را بهتر  بشناسیم و  ببینیم برای چه موضوعی  پا  به عرصه ی  هستی نهاده ایم،  کاری که  در حال حاضر در حال انجام دادن آن می باشیم به راستی درست است یا غلط ؟
جوری در حال شکافتن خودمان هستیم تا   بدانیم که، هستیم و توانایی هایمان را شناسایی نماییم، زیرا  از توانایی ها برای ادامه ی زندگی به بهره می گیریم  تا زندگی بهتری داشته باشیم.
اکنون برای یافتن خود،راه بسیار مهمی در پیش دارید ،باید اندیشه نمایید  ودر انجام آن کوشش بنمایید، این مرحله ی اول است و باید تفکر نماییم ،ما در مورد هر موضوعی که  تفکر نماییم  همان موضوع برای ما رخ می دهد. 
تفکر تنها کافی نیست،بایستی  درانجام آن تفکر  تلاش نماییم  ،یعنی وارد مرحله ی عمل بشویم. 
در ادامه ی کار و کوشش ما به نتایجی می رسد که در توانایی های ما خلل حاصل نگردد؛همان گونه  که بیان داشتیم  ادامه اعجاب می نماید  ،زیرا انسانی  که  ادامه می دهد و استقامت می نماید و با بد و خوب می سازد و ادامه می دهد مطمئنأ به نتیجه خواهد رسید و از نتایج آن این است که آن قدر توانایی های ما بالا می رود که هیچ کسی نمی تواند ما را بهم بریزد، آن قدر  تحمل ما  بالا می‌رود که  کسی نمی تواند  با یک جمله توانایی های ما  را زیر سوال ببرد .
از هر نقطه نوری بتابد در جمع آن بایستی  تفکر نماییم.
 در حال حاضر که به کنگره آمده ایم بایستی  به دنبال نور بگردیم،با توجه به سفر دومی ها،مرزبان ها ،ایجنت و راهنماها
که تمام کار وزندگی شان را برای کنگره گذاشته اند وصادقانه وعاشقانه در حال خدمت نمودن می باشند ،همین افراد نقطه  تفکر را در ما  بیدار می نمایند زیرا که  بدون دستمزد، خدمت می نمایند ،گویی که یک نیروی عظیمی پشت آن‌ها می باشد  و این نیروی بسیار عظیم، همان نتایج بسیار زیادی است که از این مکان مقدس دریافت نموده اند ، و باعث  بالا رفتن توانا یی  هایشان گردیده است  وخیلی در زندگی هایشان تغییر ایجاد گردیده است .
اعضاء هر چه بیش‌تر خدمت می نمایند  نتیحه ی مطلوب تری به دست می آورند. 
جناب  مهندس همیشه می فرمایند  که حساب من با کنگره صفر می باشد و نتوانسته اند آن  چیز هایی که کنگره به من داده را جبران نمایم ،هر چه که در کنگره بیشتر خدمت نماییم  مسلما دریافت بیش‌تر و بهتر ی خواهیم داشت،و بدهی هایمان به کنگره کم و کم‌تر می گردد، برای همین است که دوستان  خدمت نمایند زیرا اثرات بسیار شگفت انگیزی بر زندگی آنان خواهد گزاشت، اگر با خلوص نیت خدمت انجام بدهید، انرژی  و حس خوب در شما ایجاد می گردد و همین ها به شما در جهت ساخت بیشتر زندگی‌تان کمک شایانی می نماید .

از ذرات جرقه می شود به روشنایی وسیع رسید‌‌؛ هر نقطه نوری را که ما می‌بینیم ودر مورد آن تفکر می نماییم  آرام آرام  نقطه های نورانی ما را به روشنایی وسیع می رسانند  و ما را به مسیر درست هدایت می نمایند .
در نشانه های نیروی مطلق هم پیداست که، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر نماییم؛ 
در مخلوقات الهی هم می‌توانیم این نشانه ها را ببینیم،اگر به یک کرم خاکی خوب نگاه بیندازیم  ،اگر کرم خاکی وجود نداشت، اصلًا  کشاورزی انجام نمی شد،هر موجودی برای خودش  فایده ای دارد و مأموریتی از سمت خالق هستی به او عطا گردیده است، پس  وای بر ما که  انسان می باشیم  که صد در صد هدف های بزرگی داریم  و اگر  گوشه ای  بنشینم ودر کنج نا امیدی فرو رویم  مأموریت وهدف خودم را انجام ندهیم، بایستی آن قدر  در بُعد های دیگر تردد داشته باشم  و اذیت بشویم  تا بتوانیم  به هدف خودمان  برسیم. 
بهتر است حال که مسیر برای ما  باز گردیده است  از موقعیت مان استفاده مطلوب نماییم  وبه هدف مورد نظرمان دست یابیم  راه خودمان را برای رسیدن به عروج الهی کوتاه تر نماییم .
همه ی مطالب در درون و برون ماست،که مانند قله های بلندآتشفشان هستند؛
در سی دی نبرد درون گفتیم که همه مطالب در درون ما می باشد ،مانند  عقل درون ما وجود دارد زیرا جایی را  اشغال نمی نماید و  ما می گوئیم که در درون ما نمی باشد و در برون ما می باشد، در واقع تمام مطالب در درون ما  وجود دارد.
چون همان گونه که حضرت علی می فرمایند:انسان جهان اصغر است،یعنی هر چیزی که در جهان هستی می باشد  همان مطلب هم  درون یک انسان وجود دارد، گویی که انسان فشرده شده وکوچک شده ی  کل جهان هستی می باشد  که همه چیزی در درونش وجود دارد.
این مطالب نیروی بسیار زیادی را دارا می باشند که  اگر هر کدام از نیرو هایمان را بیدار نماییم  در درون ما آتشفشانی رخ خواهد داد .  نیروها بسیار می توانند به ما کمک نمایند اما فعلاً آرام و بی صدا می باشند و فقط کافی است که به آن ها توان حرکت بدهیم . اگر همین الآن من به نیروی عشق خودم توان حرکت دهم،همین  عشق ومحبتی که به مسافر و اطرافیانم می نمایم، نود درصد مشکلات من حل می‌ گردد ،حتی به همان مادر شوهر یا خواهر شوهر که مرا اذیت می نمایند،  اگر به آن‌ها محبت نمایم  و به آن‌ها عشق بورزم تمام رفتار هایشان عوض خواهد گردید،به خصوص اگر این نیروی بیدار شده در جهت ارزش ها باشد، زیرا در جهت ضد ارزش ها اگر بخواهید به کار بگیرید به نتیجه مورد نظر  می رسی


افکار مثبت ومنفی که در ذهنمان می سازیم بالاخره تولید می شوند وعملی خواند گردید . هر تصویر ذهنی که در ذهنمان می سازیم به طور مثال، اگر دکتر به من بگوید؛ شما سرطان دارید  اگر تصویر مرگ را در ذهنم ترسیم نمایم  و روحیه ام را از دست بدهم، همان اتفاق برای من رخ  می دهد، اما اگر تصویر درست در ذهنم بسازم،با نیروهای درون خودم می توانم آن بیماری را به زانو در بیاورم واز آن مرحله عبور نمایم .
 تصویرها مانند بحری می باشند  که وارد عمل می شوند وبه هدف می رسند، امیدوارم در تصاویری که در ذهنتان دارید همیشه بهترین تصاویر را انتخاب نمایید  و درب ذهنتان را ببنندید واجازه ی ورود به تصویر های بد یا تفکر منفی  ندهید،زیرا  این تصاویر به مر حله ی ظهور می رسند و چه بهتر که همیشه تصاویر مثبت را وارد ذهنمان نماییم .
بهتر است  مثبت نگر باشیم وآن را پرورش دهیم تا برای  ما اتفاق  رخ دهد. 
نیروی پشت سر مسافر ،همسفر و تفکرات آن ها می باشد.تفکرات غلط باعث زیاد شدن مشکلات ما  می گردد ،و مسافرمان که به رهایی نرسیده، اگر به مسافرم بی احترامی نمایم و افکار منفی نسبت به او  داشته باشم گویی که در حال آبیاری نمودن  مشکل می باشم  و به مرور زندگی من بد وبدتر می گردد، اما اگر اعتیاد مسافرم را بپذیرم وبا آن جنگ ننماییم  و به حال خودش بگذارم،این عمل  بهتر می‌تواند مشکل من را حل نماید .

نوبت باران برای هر کسی محفوظ است.

مشار کت دوستان هم لژیونی 

سلام دوستان زهرا هستم همسفر مهدی؛
 
در وادی اول یاد گرفتیم که با تفکر ساختارها آغاز می گردد  و بدون تفکر هر چی هست رو به زوال است .
 یاد گرفتیم که درست فکر نماییم  و قبل از انجام هر عملی به آن فکر نماییم  . 
یاد گرفتیم که خیلی چیزها را انجام ندهیم. 
یاد گرفتیم که تفکر یک عمل درونی می باشد  که ترسیم گر  افکار بیرونی ما می باشد  . تفکر حرکت از یک نقطه ی مجهول به یک نقطه ی معلوم می باشد، برای این‌که مجهول به معلوم معین شود تفکر مثبت ، رفتار مثبت و تفکر منفی رفتار منفی و حال بد را به دنبال خودش دارد.
 یاد گرفتیم که تفکر آغاز خلق است و هر اتفاقی در زندگی ما به  وجود می آید و خلق می گردد، نقطه آغاز آن از تفکر ما بوده است .
 هنگامی که به کنگره می آییم و یا  وقتی در زندگی عادی هستیم رسیدن به رهایی، رسیدن به تعادل، بالا بردن جهان بینی این ها هدف های  ما می باشند، اما هدف همه ی ما رسیدن به عشق می باشد  و این را باید همیشه در ذهن خودمان داشته باشیم اگر به عشق برسیم  دیگر آخر راه ما است و راه خودمان را پیدا نموده ایم  . 
بزرگترین حس ،حس منفی است که باعث می گردد، انسان از حرکت باز ایستد و نا امید گردد  حال  چه اتفاقی می افتد که انسان دچار نا امیدی می گردد  ؟به طور مثال زمانی که مسافران  ما مواد مصرف می نمودند، روش های متعددی را برای ترک انجام می دادند، قبل از این‌که وارد کنگره بشوند مانند، متادون درمانی ، سم زدایی ، ترک ناگهانی و... اما  درنهایت با شکست مواجه می گردیدند و به هدف نمی رسیدند، و شرایط که بهتر نمی شد چه بسا بدتر هم می گردید . 
هنگامی که انسان تلاش می نماید، حتی برای یک هدف مثبت وقتی به نتیجه نمی رسد دچار نا امیدی می گردد، ما برای این نا امید می گردیم  که ترس داریم ، تجربه نداریم و  از عمل نمودن  و تجربه نمودن  می ترسیم . 

گاهی فکر می‌نمائیم  اتفاقات گذشته باز تکرار می گردند و به خودمان می‌گوئیم این بار هم مانند  دفعه های قبل شکست می خوریم و مدام صحبت ها  را با خودمان تکرار می نماییم  و می‌گوییم ما نمی توانیم و شکست می خوریم و آخرکار هم به پوچی می رسیم .
 ما یک جنگ در پیش داریم و آن هم جنگی نرم، پس بایستی  سی دی های آموزشی را گوش بدهیم و به موقع به جلسات بیائیم، مشارکت نماییم، وادی ها را بخوانیم سر لژیون مجازی به درستی حاضر گردیم و بتوانیم از تمام آموزش های آن بهره بگیریم، زیرا  این ها سلاح های ما می باشند  برای مقابله با این جنگ، که جنگ اندیشه و تفکر است. 
بایستی  مجهز به سلاح  هایی بشویم و مطمئن باشیم که با وجود این سلاح  ها که در نشریات ما است، در اپلیکیشن ما است، اگر گوش نماییم  و طبق آن عمل نماییم  وبه اجرا در بیاوریم حتما پیروز خواهیم گردیم . 
وادی دوم به ما می فهماند که چگونه با  تاریکی ها که تجربه نموده ایم، بر خورد نماییم   و برای پی بردن به عظمت روشنایی ها بایستی از  گذرگاه های سخت به خوبی عبور نماییم، آن موقع  یک انسانی می شویم کار آزموده و رها ،که از گذر گاه های سخت زندگی مان با موفقیت عبور نموده ایم. 
جسم از میلیاردها سلول تشکیل گردیده  است و ما چیز چندانی هم راجع به آن نمی دانیم که خودش، خود را باز سازی نموده  و به فرمانروایی جسم خویش  رسیده است.

نقطه ی قابل تامل  در وادی دوم این است که  ما را به سوی روشنایی ها رهسپار می نماید  و نور و امید را در دل ما روشن می گرداند  و ما را به  خوبی ها   نوید می دهد که از تاریکی ها خارج می شویم و به سوی روشنایی ها حرکت می نماییم، اما لازمه ی خروج از این تاریکی ها تفکر و خواسته ی قوی است، باید ایمان داشت که در این مسیر انسان تنها نیست و نیروهای عظیم الهی هم انسان را در این مسیر هدایت می نمایند ، البته به شرط آن که مسیر ما به سوی ارزش ها باشد و از ضد ارزش ها دوری نماییم، وادی دوم وادی نور و امید است که نور و امید در دل ما روشن می‌ نماید  و به ما این امید را می دهد که می شود دوباره شروع نمود. 
یکی از نتایج حرکت در مسیر ضد ارزش ها همین احساس گناه کار بودن و پوچی می باشد، باید بدانیم که وضعیت و احساس قابل تغییر است و اگر  بخواهیم می توانیم آن را تغییر بدهیم اگر بخواهیم می توانیم همه چیز را عوض نماییم و  از پایین ترین نقطه به بالا ترین نقطه و جایگاه برسیم، اگر به مثلث که درون یک دایره است در کنگره توجه کنیم،می بینیم  مثلث تمثیل حرکت از پایین ترین نقطه است نقطه ی سقوط اگر ما سه عدد چوب کبریت را داشته باشیم تنها شکل هندسی که با آن می توانیم درست نماییم  مثلث است . 
مثلث به معنی حرکت از پایین ترین نقطه و با کمترین امکانات و در بد ترین وضعیت است، درست مثل وضعیت یک مصرف کننده ی مواد مخدر که می خواهد سفر خودش را برای رسیدن به درمان و جبران تخریب هایش  با وجود مشکلات گوناگون آغاز نماید، اما دایره بر خلاف مثلث دارای بی نهایت ضلع است، یعنی بالا ترین نقاط و جایگاه ها و رسیدن به اوج و نزدیک شدن به فرمان عقل یعنی حرکت در صراط مستقیم، حالا مثلث در درون دایره تمثیل انسانی است که سقوط نموده و نابود شده است، اما حالا مثلث در درون دایره تمثیل انسانی است که سقوط نموده و نابود شده است اما با خواست قبلی خودش و به کار گیری نیروهائی که خفته شده است به اذن خداوند حرکت می نماییم، زیرا در مسیر ضد ارزش ها قرار گرفته است و خودش را دوباره به جایگاهی که داشته است می رساند یک مصرف کننده و ما اگر بخواهیم می توانیم خودمان را تغییر بدهیم و از این منجلابی که در آن  هستیم بیرون بیائیم.

سلام دوستان نسیم هستم همسفر میلاد؛
 در وادی اول به ما می گوید؛ باید انسان تفکر نماید، هنگامی  انسان  تفکر  می نماید   و مسائل و مشکلاتش  را می بیند که واقعاً ناامید می‌ گردد   ودست از حرکت  بر می دارد ومی گوید؛ باید بنشینم  گوشه ای و بسوزم  و بسازم. 
اما وادی دوم به  کمک انسان  می آید وبه انسان امیدواری می دهد .وادی دوم وادی امید داری است. 
هیچ مخلوقی جهت بیهودگی نیست هر کدام یک وظیفه ای دارند وهر کدام از ما بیهوده به وجود نیامده ایم یعنی من همسفر به دنیا آمده ام که کارهایی را انجام بدهم و هیچ انسان دیگری نمی تواند جایگزین  من باشد  و این کارها را انجام بدهد .هر انسانی یک ارزش‌ها و ویژگی های به خصوصی دارد که دیگران ندارند ودر واقع ما را امیدوار می نماید .در اول وادی می‌گوید انسان بسیار  ارزش دارد همان طور که خداوند یک کرم را بیهوده نیآفریده، پس من انسان هم بیهوده به وجود  نیامده ام. 
شاید ما با دیدن بعضی افراد معلول یا کارتن خواب از خودمان  سوال نماییم که چرا خداوند این ها را آفریده است؟ زیرا ما از هدف خلقت هیچ اطلاعی نداریم و  این گونه  فکر می نماییم، یعنی خداوند هیچ چیز ی را بی هدف  خلق ننموده است  و این ها یک خصوصیات و ویژگی هایی دارند و کارهایی انجام می دهند که هیچ کس دیگر نمی تواند جایگزین آن‌ها باشدو کارهای آن‌ها را انجام بدهد.از آفریدن هر چیزی یک هدف وحکمتی وجود دارد  و بایستی خصوصیات مثبت آن‌ها را ببینیم .


زندگی اکثر انسان ها به پوچی وسرد بودن از یکدیگر  می رود، آقای مهندس در این مورد می فرمایند؛ به خاطراین است که خدا پرستی و عشق در جامعه خیلی کم‌رنگ گردیده  و تفکر هیچ شکل گرفته است . اگر خدا پرستی و عشق در جامعه دو باره زنده گردد، تفکر پوچی و ناامیدی در انسان از بین می رود و ناامیدی بزرگترین گناه است، زیرا انسان  بازیچه  دست شیطان  می گردد  و به پوچی می رسد و در نهایت به خود کشی یا همان انتحار خویش. 
همه در  زندگی شان مشکلاتی دارند و کسی را نمی توانید پیدا نمایید  که مشکل نداشته باشد، ما باید  در زندگی هایمان  از طبیعت الگو برداری نماییم، اگر سنگ در مسیر رود خانه نباشد صدای آب اصلا برای ما لذت بخش نمی باشد  وسنگ ها باعث می‌گردند صدای آب  برای ما لذت بخش تر گردد، پس اگر در زندگی های ما مشکل نباشد زندگی ها ی ما یکنواخت و تکراری می گردد  و همین مشکلات زندگی را شیرین ولذت بخش  می نمایند، پس اگر در  زندگی مشکلی بوجود می آید، بهتر است از آن درس بگیریم و به دید بد به آن  نگاه ننماییم، فقط دقت و تمرکز نماییم  که این مشکل چه درسی می خواهد به ما بدهد و همان طور که همه ی ما می دانیم، 
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور  و نوبت باران محفوظ است. 
بایستی صبر نماییم تا آن دوره اش  تمام گردد، یعنی مشکلات دائمی  نیستند پایان  «شب سیه سپید است»  پس باید صبر نماییم، بالاخره بعد از سیاهی شب روز می رسد، اگر زندگی تان  در تاریکی است بدانید بعد از سیاهی  ها یک روشنایی خواهد آمد،اما این که چه گونه  از این تاریکی ها بیرون بیاییم بسیار  مهم می باشد  پس سعی نمایید  که خیلی خوب از این تاریکی  ها درس بگیریم، 
حالا چه کار کنیم که افکار منفی  و ناامیدی  به سراغ ما نیاید؟ بایستی  از ضد ارزش‌ها دوری نماییم ومثبت اندیش  باشیم، زیرا اگر وجود من پر از افکار منفی باشد جایی برای افکار مثبت نمی ماند پس باید فکر مان را از افکار منفی  خارج نماییم. 
هنگامی در زندگی هایمان  دچار مشکل می گردیم، این تمثیل را باید در  ذهن مان بیاوریم که دو نفر یکی در کنار دریا پاهایش را گذاشته بودند در  آب و دارد لذت می برد، مانند  کسی که در  زندگی اش مشکل ندارد و زندگی یکنواخت و تکراری دارد 
و نفر دوم در دریا دارد شنا می نماید  و این تمثیل کسی است که در  زندگی اش مسائل  و مشکلاتی دارد این فرد به اندازه ای که سختی می‌کشد  آموزش می بیند  و دید او نسبت به فردی که کناردریا است بیش‌تر می‌شود  وچیز هایی را می بیند که آن فرد نمی تواند ببیند، به طور مثال؛ زیبایی های ته دریا  وقتی آمد بیرون خیلی برایش لذت بخش است  و کسی که کنار دریا نشسته آن  لذتها را نمی برد. 
به مسائل  باید  با دید بد نگاه ننماییم. 
آقای مهندس به کسی که از تاریکی ها  بیرون می آید می فرمایند ؛ چه برای ما هدیه آورده اید یعنی  این تاریکی ها برای ما یک آموزشی دارند چون خداوند هیچ چیز ی را  بدون  بها نمی دهد. 

تنظیم و ارسال:همسفر نسرین
تنظیم عکس :همسفر زهرا ف




نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 25 خرداد 1399 04:36 ب.ظ
با سلام و عرض ادب
خدا قوت به کمک راهنمای عزیزم خانم آمنه گلم برای بیان مطالب بسیار آموزنده، ممنون آموزش گرفتم.
خدا قوت به خانم نسرین بابت درج مطالب در وبلاگ
یکشنبه 25 خرداد 1399 08:45 ق.ظ
باعرض سلام و ادب
خداقوت خدمت نویسنده ی محترم خانم نسرین،خیلی کامل وعالی بود لذت بردم وهمجنین آموزش گرفتم
وخپاقوت ویژه خدمت خانم زهرا ف عزیزم بابت تنظیم عکس های به این زیبایی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic