اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
سه شنبه 29 بهمن 1398 :: نویسنده : همسفر فاطمه
"به نام قدرت مطلق الله"

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه شعبه ی امین گلی با استادی هم سفر نسیم و دبیری  هم سفر مریم و با دستور جلسه ی ادامه ی سی دی نا امیدی روز دوشنبه مورخ 98/11/28 راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.



در نا امیدی تمامی حس ها بسته می گردد  و شخص از انجام  هیچ کاری لذت و انرژی نمی گیرد و هر کاری که از او بخواهند می‌گوید؛ برای چه انجام بدهم؟ حسش نیست، چه فایده ای دارد؟ 


به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید...

ادامه سی دی  ناامیدی از جناب امین
احساس ناامیدی بزرگترین  ابزار نیروهای  منفی و نفس  اماره  می باشد ،  زیرا  انسان را  در اعماق  تاریکی  نگه می دارد و  آن موقع  شخص دیگر هیچ  حرکت و کاری را  انجام نمی دهد  زیرا  در نا امیدی تمامی حس ها بسته می گردد  و شخص از انجام  هیچ کاری لذت و انرژی نمی گیرد و هر کاری که از او بخواهند می‌گوید؛ برای چه انجام بدهم؟ حسش نیست، چه فایده ای دارد؟ 
اصولا انسان وقتی  کاری را انجام می دهد ، که ازانجام آن کار  لذتی  ببرد . 
انسان ناامید در زندانی  نامرئی گرفتار  می باشد ،  ظاهراً  می تواند  هر کاری انجام بدهد ولی در باطن امر  خودش می داند که هیچ کاری  نمی تواند  انجام بدهد، وقتی انسان فکر  کند  که به هیچ دردی نمی خورد و این تفکر قوی تر گردد   بیش‌تر در  عمق ناامیدی و تاریکی فرو می‌رود .
 وقتی انسان   تفکری می‌نماید  یک نقطه ی نورانی  درون ذهنش جرقه می زند و از همین جرقه کوچک  به  روشنایی بزرگ می‌رسد،  اگر ما یک دانه  گندم  داشته باشیم می‌توانیم  با کشت آن دانه ،خروارها  گندم  داشته باشیم  .اگر یک نفر توانست  به درمان  اعتیاد  برسد پس تمام افراد درگیر مواد می توانند به  درمان برسند، 
 تغییر نگاه و تفکر اولین نقطه نورانی در ذهنی است که پر از افکار منفی می باشد . 
همه ی انسان ها  دچار مشکل می باشند و کسی که  در ناامیدی به سر می برد،  مرتب دلیل می آورد ومی خواهد که کارهایش را توجیه کند.
 کلیدی برای پیدا نمودن راه؛تمام هستی در وجود  ما موجود می باشد  و این یک قانون است.  تمام خاصیت  نیرو و انرژی که در جهان هستی وجود دارد در انسان نیز  موجود می باشد،  انسان هم مانند طبیعت پدیده های سازنده مانند؛ رودخانه، برف کوه و.... که پتانسیل انرژی ذخیره دارد و موقعی که انسان نیاز داشته باشد در اختیار او قرار می‌گیرد که همان نیروهای مثبت می باشند   و تخریب کننده مانند؛   زلزله و گردباد که شبیه آن هم در انسان نیز  وجود دارد. 
به دلیل  اعتیاد نیرو ها از اختیار انسان خارج می گردند  مانند، زمانی که دائماً  زلزله در زمین رخ می دهد و تخریب ایجاد می نماید، و این همان نیرو های منفی در انسان  می باشند  .
در بیماری اعتیاد همه چیز یخ زده است، احساسات فرد مصرف کننده  قندیل بسته  است، او می خواهد به خانواده اش محبت کند  و دست نوازش بر سرشان بکشد ولی نمی تواند،   درست مثل وقتی که گرسنه ای ودرون یخچال خانه  پر از خوراکی است ولی درب آن قفل می باشد،این موضوع  خیلی زجر آوراست وبا مو قعی که یخچال  خالی باشد فرق می کند وتحملش راحت تر است. 
در طول سفر اول  یخ های درون فرد مصرف کننده کم کم با حرارت خورشید که همان تفکرات در وجودش است آب می گردد  و جاده گلی می شود که رانندگی درآن سخت می باشد، هر چی بیش‌تر این یخ ها آب شوند آب زیادی روان می گردد  وشخص را به درون چاله می کشاند، در این مرحله مصرف کننده با همان آموزش ها  خودش را نجات می دهد،
این همان  تمثیل سختی ها ی سفر اول می باشد  و قدرت زیادی می خواهد تا این مشکلات  پشت سر گذاشته بشود.
یکی از  قدرت های بزرگ همسفر داشتن آرامش می باشد، که با آرامش خود فضای خانه را برای مسافرش آرام بگرداند، اگرفرد درحال درمان مقاومت کند و خواسته اش قوی  باشد مسلما  به رهائی خواهد رسید،
وقتی یخ های وجودی اش  آب شد، دوباره احساساتش برمی گردد وازسفرش لذت می برد که این نشان یک سفر خوب و  استاندار  می باشد.
 این اتفاق‌ها  نتیجه آن تفکر اولیه است باید اول دید گاه او   عوض شود   و بداند که دیگر مواد به  او کار نمی دهد و باید خودش را از این وضعیت خلاص کند. 
نا امیدی بی جهت  به وجود  نمی آید،  وقتی انسانی  بار غم و اندوهی که به دوش می کشد از  حد بیش‌تر  شود ناامید می گردد، نه می تواند  به دوش بکشد نه می تواند به زمین بگذارد، مثل؛ بیماری اعتیاد باید دائما  سختی ها و عذاب و درد ها وبی آبرویی ها را  تحمل کند. 
وقتی انسان  با تمام وجود چیزی را می خواهد وبه خواسته اش نمی رسد و تمام راهها را امتحان می‌کند و  خواسته برایش حیاتی باشد  مثل‌؛ رهائی از بیماری اعتیاد،وقتی موفق به درمان  نگردد  به پوچی ودر نهایت به خود کشی منجر می گردد. 
ناامیدی طیف وسیعی دارد، زیرا انرژی انسان را می گیرد و حال او را بد می‌کند، تا وقتی تلاش تلاش داشته باشید   یعنی دچار ناامیدی نشده اید ، کسانی که دچار  ناامید هستند  هیچ کاری انجام نمی دهند  و دائما دنبال بهانه تراشی می باشند. 
انسان ها آخرین مدلی بودند که به سطح زمین آمدند و نسبت به موجودات  قبلی هوشمندتر و تکامل یافته تر   وپایدارتر بودند، حال این تفکر به چه درد انسان می خورد؟  باعث می گردد که، وقتی  انسان  به مشکلی برمی خورد باعث می گردد که با این ذهنیت که من تکامل یافته و پایدار تر از سایر موجودات هستم، آن نقطه نورانی در زندگی اش بوجود  آید. 
احساس ناامیدی در ابتدا کار  ما را فلج می گرداند؛ یعنی انگیزه ما را برای حرکت کردن از بین می برد.
اگر بتوانیم ناامیدی  را بشناسیم آن وقت می توانیم راه خارج شدن از ناامیدی را پیدا کنیم. اگر انسان بخواهداعتیاد را بشناسد باید ابتدا  ناامیدی را بشناسد
وقتی انسان  دچار یکی از حالت های منفی می شود یعنی در یکی  از اضلاع  مثلث جهالت قرار می گیرد مانند؛ ترس مانع تفکر است منیت مانع آموزش دیدن وناامیدی مانع تجربه وحرکت کردن می شود. 
انسان ناامید دامنه ی  فعالیتش  کم می باشد  یعنی کارهای تکراری و کارهایی که مجبور باشد را انجام می دهد به طور مثال؛ برای انجام دادن یک کار شش ماه طول می‌کشد تا انجام بدهد. 
اعتیاد روی سیستم عصبی واحساس انسان کاور می کشد، آن موقع شخص از انجام هیچ کاری لذت نمی برد، بنابر این هیچ کاری انجام نمی دهد. 
طیف امواج واحساس در هستی از منفی بی نهایت تا مثبت بی نهایت وجود دارد فقط بستگی به ما دارد که در چه سطحی از انرژی باشیم همان طیف خاص را دریافت می کنیم اگر در سطح پایین باشیم کینه نفرت ترس ...راتجربه می کنیم. اگر بخواهیم حس های قشنگ را دریافت کنیم باید سطح انرژی خود را با آموزش ها بالا ببریم.

مصرف کننده گان در  سطح پایین جذب انرژی می باشند و وقتی مواد مصرف می کند  حس های زیبایی را تجربه می نماید  ولذت می برد، ولی چون سطحش پایین است و ظرفیتش را ندارد در او انفجار سلول و تخریب زیادی به وجود  می آید.

بهترین راه   برای باز شدن احساسات  انسان چیست؟ جدا کردن پیوند های منفی از وجودمان مثل ترس، منیت، کینه، حسد و... با آموزش گرفتن  باید تلاش و حرکت نمود، در آن صورت از زندگی لذت خواهیم برد.
درناامیدی باید به این نکته توجه نمود که انسان فرمانروای میلیارد ها سلول می باشد که هریک مثل یک شهر عمل می نماید.
 پس انسان دارای صفاتی بوده که  چنین  فرمان روایی  را به او داده اند. 
نیروهای منفی ابتدا  چشمه را خشک می نمایند و  بعد سی سی به سی سی با  بهای گران  به ما می فروشند و حس های ما را مسدود می گردانند و  بعد با تلقین این که  یک گرم مواد بکش تا حس خوب پیدا  کنی ما را به سمت خود می کشانند. 
پولی که به ازای مواد  از دست می دهیم در  صور آشکار قضیه می باشد  در صور پنهان تخریبش بیش‌تر خواهد بود زیرا  روی پیوند او با نیروهای منفی  ارتباطی سخت برقرار می کند که جدایی از این پیوند بسیار مشکل و درد آور خواهد بود، شخص مصرف کننده نیروی فرمان برداری برای نیروهای منفی به حساب می آید.
هیچ احساس و لذتی در انسان  ایجاد نمی شود   مگر این که انرژی در انسان  جا به جا   بشود. انسان با ضد ارزش ها می تواند احساس لذت  کوتاه مدتی داشته باشد  و از   ارزش ها وچیز ها ی طبیعی هم می تواند احساس لذت را ببرد اما کیفیت  لذت تا لذت فرق می‌کند. 
اگر انسان مرتبا مرتکب گناه واشتباه بشود دیگر قدرت تشخیص  را از دست می دهد.




نویسنده:همسفر فاطمه م
ویرایش:همسفر زهرا ف
تنظیم عکس:همسفر نسیم
دستور جلسه ی هفته آینده:سی دی انتقال صفات




نوع مطلب : گزارش های لژیون، رهایی های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1 اسفند 1398 08:41 ب.ظ
با سلام وخدا قوت خدمت دوستان گلم بابت تهیه دستور جلسه،کامل وجامع بود لذت بردم
پنجشنبه 1 اسفند 1398 09:07 ق.ظ
خدا قوت و تشکر خدمت خانم ها فاطمه م و زهرا ف و نسیم عزیزم.
بسیار عالی بود از هر سه شما بزرگواران بابت خدمت های صادقانه تان تشکر و قدردانی می نمایم.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic