اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
جلسه ی چهاردهم از دوره ی پانزدهم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران شعبه ی امین گلی با استادی کمک راهنما همسفر آمنه، نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری همسفر رویا با دستور جلسه ی «نظم، انظباط،احترام» روز دوشنبه 30 دی ماه 1398  ساعت 15 آغاز به کار نمود.


به ادامه مطلب مراجعه فرمایید..





 سخنان استاد گرامی:

خداوند را شاکر و سپاس‌گزارم، خیلی خوشحال هستم که در این جایگاه قرار گرفتم. تشکر می‌کنم از خانم مرضیه عزیز بابت این‌که

 استادی این جلسه را به من واگذار نمودند تا خدمت کنم.

دستور جلسه امروز سه پارامتر دارد؛ نظم، انضباط و احترام. 

 تمام‌کار هستی و کائنات بر اساس نظم و انضباط می‌باشد که اگر ذره‌ای در این نظم و انضباط خلائی ایجاد شود کل هستی و کائنات

 به هم می‌ریزد. در کتب مختلف آمده است که تمام کروات آسمانی روی یک مدار در چرخش هستند. حال اگر ذره‌ای از این مدار فاصله

 بگیرند و این‌طرف و آن‌طرف چرخش کنند در نظم هستی تأثیر می‌گذارند و هستی را به نابودی می‌کشانند.

حال زندگی ما هم به‌نوعی روبه نابودی رفته بود. چون نظم و انضباط از زندگی ما کنار گذاشته‌شده بود. زمانی که حرف از نظم و انضباط می‌زنیم اکثراً تصور می‌کنند که منظور از نظم این است که مثلاً روسری و لباس من مرتب باشد و یا زندگی من تمیز باشد. این نظم بیرونی است.

مهم‌ترین نظمی که مدنظر ما می‌باشد، نظم درونی است. مثلاً جایگاه من زن هست و یک هم‌سفر هستم. اگر من این جایگاه خودم را

 فراموش کنم و با جایگاه مسافرم عوض کنم و مسئولیت‌های آن را به عهده بگیرم و مرد خانه باشم؛ این یعنی نظم زندگی من به هم

 می‌خورد. نظم یعنی هر چیزی باید سر جای خودش باشد.

اگر من مسئولیت‌های مسافر را بر عهده بگیرم در ابتدا خیلی شیرین و عالی است. اختیار زندگی را به دست گرفته‌ام و به من قدرت و

انرژی می‌دهد اما می‌دانید که راه شیطانی اولش شیرین و انرژی‌بخش است اما در ادامه تخریب‌های خیلی زیادی دارد.

مثلاً رهجو از بی‌مسئولیت بودن مسافر شکایت می‌کند اما نمی‌داند که خودش آرام‌آرام این مسئولیت‌ها را از او گرفته و جایگاهش را از

 او سلب کرده است. حال برای برقراری نظم در زندگی باید آرام‌آرام این مسئولیت‌ها را به او برگرداند تا هر چیزی سر جای خودش قرار

 بگیرد حتی اگر ناقص و بد انجام دهد باز باید او را حمایت کنید تا آرام‌آرام مسئولیت و جایگاه مردانگی بودن خودش را به دست آورد.

مورد بعدی ایام عید و خرید و خانه‌تکانی است که همان‌طور که می‌دانید یک سفر اولی خانه‌تکانی یا خرید آن‌چنانی برایش ممنوع

 می‌باشد چون الویت با سفر و درمان مسافر است. مثلاً با خانه‌تکانی تمام خانه را به هم می‌ریزید و باعث آشفتگی مسافر می‌شوید

 که بهتر است یا اصلاً خانه‌تکانی نکنید و یا زمانی که مسافر نیست، آرام و قسمت به قسمت این کار را انجام دهیم که مجبور نباشیم

 کل خانه را به هم بریزیم.

به گفته آقای مهندس یک سال بخور نون و تره. ده سال بخور نون و کره. امسال را مراعات کنید تا مسافرانتان به درمان برسند و ان

 شاالله در ادامه به تمام خواسته‌های خود برسید.

حال خراب‌ترین افراد وارد کنگره می‌شوند مثل خود ما که روز اول باحال خراب وارد کنگره شدیم و فقط دنبال بهانه بودیم و ایراد

 می‌گرفتیم؛ اما چرا این افراد بعد از مدتی عشق و محبت بینشان رواج پیدا می‌کند و خیلی راحت در کنار یکدیگر آموزش می‌گیرند؟

به نظر من ریشه‌اش در همین دستور جلسه است؛ نظم، انضباط و احترام خیلی زیبا رعایت می‌شود و هر چیزی سر جای خودش

 است. سفر اولی کار خودش را می‌کند، سفر دومی، راهنماها، مرزبانان، اسیستنت و ... هرکسی کار خودش را انجام می‌دهد و

 هیچ‌کس در کار دیگری دخالت نمی کندو همه فقط می‌گویند چشم.

کسی چرا نمی‌گوید یعنی هرجایی که چرا آورده شود باعث حال خرابی می‌شود. فقط می‌گوییم چشم و قوانین را رعایت می‌کنیم و

 همین قوانین باعث شده یک مکان امن یا به‌نوعی یک‌گوشه‌ای از بهشت را داشته باشیم. پس می‌توانیم خانه خود را مثل کنگره به

 یک‌گوشه‌ای از بهشت تبدیل کنیم.

زمانی که در خانه نظم، انضباط و به‌خصوص احترام را سرلوحهٔ کارهایم قرار بدهم خانهٔ من هم گوشه‌ای‌ از بهشت می‌شود.

پارامتر سوم احترام است که آقای مهندس تأکید زیادی دارند که احترام بگذاریم مخصوصاً به جایگاه‌ها. آقای مهندس می‌فرمایند: اگر این

 شال را با هر رنگی روی دوش یک مترسک هم دیدید باید به آن احترام بگذارید. این نشان‌دهنده این است که شخص مهم نیست مهم

 آن جایگاه است که باید به آن احترام بگذاریم.

حال اگر مرزبان یا راهنما حتی اشتباه هم بکنند وظیفه من فقط گفتن چشم و گذاشتن احترام است. کسی که می‌خواهد به دیگران

 احترام بگذارد باید درونش پر از احترام باشد؛ اگر درون من احترام نباشد نمی‌توانم به دیگران نثار کنم. 

اول باید این احترام را به خودم بگذارم و خودم را با تمام صفات خوب و بد، دوست داشته باشم تا بتوانم به دیگران احترام بگذارم. آقای مهندس زمانی که درمانشان به اتمام رسید و می‌خواستند این مسیر را ادامه بدهند به ایشان گفتند اگر دیگران بفهمند که شما مصرف‌کننده بوده‌اید ممکن است به شما احترام نگذارند و ایشان فرمودند من دیگران را مجبور می‌کنم تا به من احترام بگذارند.

و این درس بزرگی است برای ما و تمام کسانی که می‌گویند مثلاً مسافرم به ما احترام نمی‌گذارد و این ریشه‌اش درون خودمان است.

 تا زمانی که خودمان را دوست نداشته باشیم و به خودمان احترام نگذاریم نمی‌توانیم از دیگران چنین انتظاری را داشته باشیم.

ان شالله درس‌های بزرگی که آقای مهندس به ما می‌دهند را یکی‌یکی اجرا کنیم و به آن آرامش مدنظر کنگره برسیم.

قانون 11(سبد پول)

پیام مرزبانی

 

 

معرفیه کاندید های نگهبانی دوره شانزدهم

 


قرائت پیام انتخابات 




جمع آوری آرا




قرائت پیام سفر دوم



آوای کنگره 60











دعای همسفران در پایان جلسه





لژیون خدمتگزار




بعد از اتمام جلسه برسی نتیجه انتخابات





نویسنده :کمک راهنما محترم همسفر لیلار
عکاس و آپلود تصاویر و تنظیم: همسفر لیلا ن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات