اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 25 اسفند 1395 :: نویسنده : اعظم همسفر
به نام قدرت مطلق الله
لژیون کمک راهنمای محترم همسفر آمنه ، شعبه ی امین گلی روز دوشنبه ۹۵/۱۲/۲۳ با استادی همسفر اعظم و دبیریهمسفر زهره با دستور جلسه «سی دی قیاس»
رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.



در ادامه مطلب بخوانید...

سخنان استاد محترم:


مسئله‌ای که ما در سفر دوم با آن روبرو خواهیم شد مسئلهٔ تسخیر شدن است. 

تسخیر شدن هم، شبیه مواد مخدر، پرده، حجاب روی حس‌ها و اندیشه انسان می‌کشد، حس را تعطیل کرده و قدرت تشخیص را از انسان می‌گیرد. 

مواد مخدر روی صور آشکار تأثیر می‌گذارد به همین دلیل پیشروی و اثر آن روی انسان کاملاً مشخص می‌باشد. تسخیر شدن صور پنهان را درگیر می‌کند و همین غیرقابل رؤیت بودنش کار سفر دوم راسخت می‌کند. 

سنت‌های الهی مسئلهٔ مهم دیگری است که باید آن‌ها را بشناسیم. پیامبران نمونه‌ای از این سنت‌های الهی هستند که هرکدام در یک خصلت به توانایی بالایی رسیده‌اند و برای رسیدن به این توانایی آزمایش‌شده‌اند ولی ایمانشان را از دست نداده‌اند. 

ما انسان‌ها نیز باید بدانیم که وقتی به توانایی بالایی می‌رسیم مورد آزمایش قرار می‌گیریم اگر بتوانیم سنت‌های الهی را بشناسیم، می‌توانیم در سفر دوم از پس این آزمایش‌ها برآییم و از آن‌ها رد شویم.

سالیری آهنگ‌ساز بزرگی در اروپا، دست به خودکشی می‌زند. علتش را جویا می‌شوند .....

سالیری: بچه بودم و عاشق موسیقی، ولی پدرم فقط به فکر عبادت بود و اجازه تمی داد من کاری جزء عبادت خداوند انجام دهم. از عیسی مسیح خواستم کاری کند من در موسیقی به درجهٔ بالا برسم..

بعد از فوت پدرم به فراگیری موسیقی پرداختم و خیلی سریع پیشرفت کردم، اولین آهنگ‌ساز دربار شدم. روزی در دربار نزد پادشاه آهنگی می‌زدم، موتزارت –موتزارت ازنظر شخصیت، بسیار عاطفی و به خانواده‌اش عشق می‌ورزید و با انسان‌های دیگر با احترام رفتار می‌کرد. در موسیقی، آهنگ‌سازی بی‌نظیر بود و از کودکی آهنگ‌های بسیار زیبا می‌ساخت –وارد دربار شد، آهنگی که می‌زدم را کامل کرد و نواخت.

موتزارت طی مدت‌زمان کوتاهی توجه همه را به خود جلب کرد و مورداحترام و محبوب همگان شد. 

کم‌کم همه از سالیری جدا شدند و به سمت موتزارت رفتند روزگار سالیری سیاه شد. 

اینجا بود که سالیری شروع به قیاس می‌کند: من این‌همه سختی کشیدم به اینجا رسیدم، این عدالت نیست و مجسمهٔ عیسی مسیح را در آتش می‌اندازد حتی زمانی که همسر موتزارت از شدت فقر، آهنگ‌های موتزارت را برای فروش نزدش آورد به او کمک نکرد، در اینجا در دوراهی انتخاب بین حس و قدرت، قدرت را انتخاب می‌کند و به خواستهٔ نامعقولش جواب مثبت می‌دهد. 

چرا انسان به این نقطه می‌رسد؟

اغلب ما از مسائل آگاهی نداریم و مقطعی همه‌چیز رامی بینیم. از تلاش، از حیات‌ها و پیشینهٔ دیگران خبر نداریم. نمی‌دانیم در خلوت خودشان چقدر تلاش کردند و چه مرارت‌هایی کشیده‌اند. شروع می‌کنیم به قیاس کردن و بهانه را دست نفس اماره می‌دهیم. نفس اماره هم این داده‌های اشتباه و غلط را یکجا به عقل می‌دهد. و نتیجه‌اش تصمیمات نامعقول و اشتباه می‌شود. 

نتیجهٔ قیاس تنفر و بیزاری، نسبت به شخص، نسبت به خودمان و نسبت به خداوند می‌باشد. 

سالیری هم اگر در مرحلهٔ انتخاب، راه درست را انتخاب می‌کرد شاید رستگار می‌شد و ارتقاء پیدا می‌کرد.

موتزارت در سن 35 سالگی فوت می‌کند. بعد از 50 سال مجسمهٔ او را می‌سازند و به ارزش هنرش پی می‌برند و اخیراً هم کشف‌شده، گوش کردن به آهنگ‌های موتزارت باعث بالا رفتن آی‌کیو می‌شود. 

چرا بعد از گذشت مدت‌زمانی طولانی بشر به ارزش آثار موتزارت و  بسیاری از بزرگان پی برد؟

اختلاف‌زمانی باعث می‌شود تغییراتی، ساختارهایی در درون انسان به وجود بیاید که جذب مطالب راحت‌تر شود. در کل می‌توان گفت در آن زمان هنوز بستر مناسب به وجود نیامده است و برای اینکه بتوانیم هنری، مطلبی را جذب کنیم باید بسترش محیا شود.

همهٔ انسان‌ها در آنچه خداوند به آن‌ها عطا کرده مشترک هستند فقط جایگاهشان باهم متفاوت می‌باشد. 

لیس للانسان الا ما سعی

برای انسان چیزی نیست جز آنچه از راه تلاش و کوشش به دست می‌آورد. 

من اگر زبان انگلیسی را خوب یاد می‌گیرم؛ من زمینم را خوب شخم زدم، سنگ‌ها را برداشتم ...استاد دانه را در درونش می‌کارد سبز می‌شود ولی مال دیگری هنوز شوره‌زار است سبز نمی‌شود. بنابراین باید بستر و شرایط لازم را در خود به وجود بیاوریم، خواسته‌اش را نیز داشته باشیم.

حسادت به دو دلیل به وجود می‌آید؛ یکی بستر و شرایط را در خود به وجود نیاورده‌ایم و ناخالصی در وجود ما باقی‌مانده یکی دیگر اینکه هنوز به آن آگاهی نرسیده‌ایم که اگر شخصی مطلبی را سریع‌تر متوجه می‌شود یا بهتر سفر می‌کند، بهای آن کار را پرداخت کرده. 

قیاس در انسان یکی از ابزارهای نفس اماره است برای اینکه انسان را به‌طورکلی از مسیر خود گمراه کند.

وقتی تلاش کردیم به نتیجه نرسیدیم ولی فرد دیگری به نتیجه رسیده به عدالت خدا شک می‌کنیم، شروع به کشیدن نقشه و حرکت از راه‌های میانبر می‌کنیم. در این نقشه نیروهای تخریبی را وارد عمل می‌کنیم. 

وقتی می‌خواهیم نقشه بکشیم و کار را خراب کنیم، نیروهای منفی اطلاعات را ناخودآگاه جلوی پای ما می‌گذارند و شرایط را جور می‌کنند تا آن نقشه را انجام دهیم و آن وقت است که با نیروهای منفی پیوند برقرار می‌شود و این پیوندها در ابتدا به خاطر انجام خواسته‌های نامعقول خوشایند است ولی در انتها که کار انجام شد، ما می‌مانیم و وجدان ما. این‌ها به یک‌طرف از طرف دیگر این نیروها به ما چسبیده‌اند و با ما پیوند برقرار کرده‌اند و گره‌خورده‌اند و به‌راحتی باز نمی‌شوند. 

به همین دلیل است که وقتی به سمت تاریکی‌ها می‌رویم با توبه نمی‌توانیم به صراط مستقیم برگردیم. 

وقتی قدم درراه ضد ارزش می‌گذاریم دیگر کنترل عقل و حس، دست ما نیست، تمام دروازه‌های شهر وجودی بازشده نیروهای بازدارنده در آن لانه کرده و کالبد و ذهن انسان دیگر امن نیست.

ما برای رسیدن به خواسته‌های خود به انرژی نیاز داریم، این انرژی را باید از راه درست کسب کنیم. 

انسان برای رسیدن به خواسته‌اش باید نیروهایی را تحت فرمان و اختیار خود درآورد، این نیروها اختلال در فکر اطرافیان ایجاد می‌کند تا ما به خواسته‌مان برسیم در این حالت هم انسان به خواسته‌اش رسیده هم نیروهای منفی. 

نیروهای منفی برای اینکه بتوانند در سرزمینی رشد کنند در آن سرزمین نباید آگاهی و دانایی رشد کند. نیروهای منفی بیشتر روی انسان‌هایی که توانایی و استعداد وحوش بالایی دارند متمرکز می‌شوند.


نویسنده همسفر اعظم

ویرایش همسفر مهسا

دستور جلسه آینده مورخ ۹۵/۱/۱۴ : سی دی پایان






نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها : سی دی قیاس، کنگره ۶۰،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 اسفند 1395 01:28 ب.ظ
سپاس و خدا قوت خدمت خانم اعظم عزیز.
بسیار زیبا و کامل مطالب را به نگارش درآوردید.
خدا قوت به ویراستار محترم خانم مهسای عزیز.
برای هر دوی شما آرزوی روزهای شاد همراه با سلامتی دارم.

پنجشنبه 26 اسفند 1395 01:07 ب.ظ
خداقوت و تشکر فراوان از خانم اعظم عزیزنویسنده ی گرامی.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات