اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
"به نام قدرت مطلق الله"


گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه شعبه ی امین گلی روز دوشنبه مورخ 98/10/23 با استادی هم سفر زهرا بر  و دبیری هم سفر 
 
لیلا م و با دستور جلسه ی از نقطه ی سیاه تا رنگین کمان راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.



غم و اندوه ها حسن دارند و می توانند انسان را به بالاترین یا پایین ترین نقطه ببرند همه چیز به دیدگاه انسان بستگی 

دارد که چگونه با مشکلات برخورد کند ...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید...


رسیدن از نقطه ی سیاه تا رنگین کمان که رعد در مورد آن صحبت می کند تمثیل دو موضوع است :1)انسان می تواند از نقطه ی سیاه حرکتی را آغاز کند و خودش را به رنگین کمان برساند 2)می تواند خودش نقطه ی سیاه باشد ولی مسیر درست را انتخاب کند و خودش را به رنگین کمان تبدیل کند.نقطه ی سیاه تمثیل این است که من زندگیم در تاریکی و ظلمت است و سفر می کنم تا به رنگین کمان که نماد زیبایی ها و آرامش است برسم .اگر نگاه کنیم می بینیم که همه ی انسان ها در دلشان دردی وجود دارد و اصولا انسان بی درد پیدا نمی شود  غم و اندوه می تواند هم انسان را به بالاترین نقطه و هم به پایین ترین نقطه برساند و عمق دارد اما شادی عمق ندارد و ما نمی توانیم به مدت طولانی بخندیم اما یک هفته می توان غمگین باشید و نمی توان گفت که غم و اندوه منفی است غم و اندوه می تواند انسان را به مراحل بزرگ ببرد همه چیز به دیدگاه انسان بستگی دارد که با مشکلات چگونه برخورد کند مثل برخورد با اعتیاد که خیلی ها طلاق گرفتند اما برخی دیگر نا امید نشدند و صبر پیشه کردند و به کنگره آمدند و برد با کسانی است که استقامت دارند.اما برخی از غم و اندوه ها بیهوده هستند مثل کسی که 50 سا ل پیش گاوی را از دست داده و هنوز غصه ی آن را می خورد .

هر چه انسان داناتر می شود درد او نیز بیشتر می شود مثل فردی که کلاس اول است و هر چه به کلاس های بالاتر می رود درس های او مشکل تر می شود و خدا در حد توان هر کسی به او مشکل می دهد و انسان باید برای هر چیزی بهایش را بدهد هر چقدر که انسان بیشتر سختی می کشد ارزش او هم بالاتر می رود مثل طلای 24 عیار که فشار بیشتری به آن وارد شده و ارزش آن بالاتر ار طلای 18 عیار است .

همه ی انسان ها راه سخت و پر فراز و نشیبی دارند اما مهم این است که امید داشته باشند انسان باید غم داشته باشد اما ناامید نباشد زیرا ناامیدی یکی از هدف های اهریمن است و وقتی که انسان ناامید می شود حرکتی نمی کند و سکون می کند و سکون او باعث سقوط او می شود و باید امیدوار باشیم زیرا زندگی جاری است و هیچ چیز یک نواخت نمی ماند و همان طور که فصل ها عوض می شود و بعد از زمستان بهار می رسد زندگی نیز همین گونه است پس مشکلات خیلی هم بزرگ نیستند بلکه ما آن ها را بزرگ می کنیم شما هر طور که به زندگی نگاه کنید همان گونه می شود اگر سخت و بزرگ به مشکل نگاه کنید سخت می شود باید راحت بگذریم.

چارلی چاپلین گفته که زندگی ما انسان ها از نزدیک ترازدی و غمگین است و از دور کمدی و خنده دار است . سختی ها و مشکلات یک بهانه است و اهمیت ندارد ولی چیزی که اهمیت دارد چگونه عبور کردن از مشکلات است . اگر انسان اندیشه های بلند داشته باشد و امیدوار باشد می تواند به جاهایی برسد که در تفکرش نمی گنجد مثل سفر دومی ها که اصلا تصور نمی کردند یک روز رها شوند .

وقتی که در مسیر حرکت می کنیم باید هر چه دریافت می کنیم به آن ارج بنهیم و به آن احترام بگذاریم یعنی هر چه که فرمان الهی باشد باید آن را اجرا کنی اگر می گوید بکش باید بکشی . رعد می گوید ما هر چیزی را می گیریم ارج می نهیم مثل ردای سبز با کلاه سرخ که ردای سبز یعنی بالاترین رتبه در مقام الهی و کلاه سرخ هم یعنی شهادت یعنی هر کدام را بگویند ما اجرا می کنیم .

بعضی اوقات انسان هر چه که می خواهد خدمت کند به او خدا توفیق خدمت نمی دهد اما کنگره بهترین مکان برای خدمت کردن است تا بتوانیم توانایی های خود را بروز دهیم در این صورت است که انسان خود با بروز دادن توانایی هایش لذت می برد و انرژی می گیرد و در این جایگاهی که انسان در کنگره خدمت می کند باید خیلی به آن ارزش بدهد که خداوند او را در آن مسیر قرار داده است زیرا اگر یک نفسی را احیا کنی انگار تمام انسان ها را احیا کرده ای و اگر یک نفس را به قتل برسانی انگار تمام انسان ها را به قتل رسانده ای و این جمله نشان می دهد که چقدر انسان ها بهم مربوط هستند و چقدر وجود یک انسان با ارزش است زیرا وقتی یک نفر رها می شود به دنبال آن افراد زیادی احیا می شوند .

مرده از برخی از ما که مصرف کننده هستیم خیلی بهتر است چون مرده لااقل آزار و اذیت ندارد و هیچ کار مفید و مضر انجام نمی دهد اما برخی از ما به مرده های باآزار تبدیل می شویم و کار مفیدی انجام نمی دهیم فقط اذیت می کنیم .صدای ساز زمانی خوب است که هم ساز کوک باشد و هم نوازنده یعنی باید جسم و روان  و جهان بینی من هر سه درمان شود تا به تعادل برسم که جسم همان ساز است و نوازنده همان جهان بینی و روان هم خلق و خوی ماست که برای این که اخلاق من خوب باشد باید جسم و جهان بینی من خوب باشد و اگر من بد اخلاق هستم یا جسم و یا جهان بینی من مشکل دارد و باید اصلاح شود که جسم با تغذیه و خواب کافی و ورزش خوب می شود اما جهان بینی با آموزش ها درست می شود .

گنج ها زمان گشایش دارند که اگر زودتر از زمان گشایش آن ها بخواهی گنج را در بیاوری دچار مشکلات می شوی حرف و کلام هم همین طور است باید به موقع باشد تا در انسان ها اثر خوبی داشته باشد اما اگر به موقع نباشد در انسان ها افکار و گمراهی ایجاد می کند مانند مثلی از بهشت و جهنم که چون ما آن را درست درک نکردیم گمراه شدیم و همه ی ما بهشت را باغ سرسبز با همه ی امکانات و جهنم را جایی پر از آتش سوزان و مملوء از مار و عقرب می پنداشتیم در صورتی که این ها تمثیل است چهار نهر خروشان که در بهشت جاری هستند همان عقل و عشق وایمان و سیستم ایکس انسان است که اگر این 4 نهر در انسان باشد گویی انسان در بهشت است و اگر این 4 نهر در انسان نباشد انسان در جهنم است یعنی حال ما خوب نیست یا این که فردی 70 سال زندگی کرده و هزار تا خوبی و بدی کرده و نفهمیده اما حالا که مرده و می خواهند او را در قبر بگذارند به او می زنند و می گویند افهم . وقتی که مسائل برای ما باز شود بهتر به سمت دین جذب می شویم و انسان بهتر کار خوب انجام می دهد.

زندگی انسان ها به لفظ و سخن نیست که این را بگو و آن را بگو در کتاب خدا می گوید کسانی که چیزهای زیادی می دانند اما عمل نمی کنند مثل آنان مانند حماری است که بار کتاب حمل می کنند .برنامه ی سفر تدریجی انسان ها وقتی که انسان به شعور آن رسیده باشد عمل می کند و به درمان می رسد.

انسان باید ظاهرا و باطنا فرماندهی زندگی خود را داشته باشد و خیلی شرایط پیش می آید که فرماندهی از دست انسان خارج شود در این صورت نمی تواند تصمیم گیری کند و فرمانده باشد که مواد مخدر – طلا – پول – مقام و ... می توانند فرماندهی را از انسان بگیرند گاهی اوقات فرماندهی دست پول می افتد و ما نه از سرمایه و نه از سود آن می خوریم بلکه از دبه کردن می خوریم .وقتی که فرماندهی دست ما نباشد تعقل کار نمی کند بلکه آن ها تعیین می کنند که ما چکار کنیم .برای آقایان و خانم ها فرقی ندارد وقتی که فرماندهی دست مواد باشد اگر خمار باشی و بچه ات مریض باشد می گویی اول خودم را بسازم بعد او را به دکتر ببرم اول وجود بعد سجود در حالت خماری هر فرد مصرف کننده ای مانند میمونی عمل می کند که وقتی که در حمام می سوخت بچه اش را زیر پایش گذاشت تا خودش نسوزد اما زمانی که نعشه هستی قضیه فرق دارد و او را نوازش می کنی .در هنگام سفر اول نباید کوچکترین ارتعاشی داشته باشیم یعنی اگر کوچکترین حرکت ما که اشتباه باشد باعث سقوط می شود مثلا غر زدن های هم سفران به مسافران در حین سفر باعث می شود که به ته دره سقوط کنند یا اگر مسافران هر کاری که آن ها را از مسیر دور کند انجام دهند باعث سقوط آ ن ها می شود اما گاهی اوقات هم آن هایی که مسافرشان خوب سفر می کند در همان سفر اول از مسافر خود توقع های زیادی دارند و یکباره می خواهند که زندگیشان زیر و رو شود آن ها باید صبر کنند تا مسافرشان رها شود و بعد توقع داشته باشند .

انسان برای جلو رفتن احتیاج به مربی و رب یا دست گیری دارد تا هدایتش کند اگر رب باشد انسان سریع جلو می رود و اگر نباشد امکان پذیر نیست آقای مهندس نیز راهنما هایی داشتند که آن ها با هم هماهنگ بودند بدون مربی انسان سر از نا کجا آباد در می آورد .انسان وقتی که روی برنامه باشد باید برنامه را کامل اجرا کند اگر اجرا کرد می تواند مانند حاکم مقتدر در جای خود محکم و استوار باشد اگر نه کسی هم تره برایش خورد نمی کند .

مکاشفه یعنی کشف و شهود که در کشف و شهود انسان از جهان فیزیک خارج می شود و با جهان ماوراء در ارتباط می شود که بین بزرگان و پیامبران زیاد بود و در مکاشفه گاهی اوقات ممکن است خود فرد پیام را تشخیص ندهد مثلا برای خود مهندس که 10 سال پیش مطلبی به او گفته می شد طور دیگری تصور می کردند و حالا به گونه ی دیگری.در پیام به مهندس گفته شده که قدرت شما با جوانه ها آغاز می شود جوانه ها یعنی آن هایی که به رهایی رسیده اند و به درختان استوار تبدیل شده اند یعنی همان دیده بان و راهنماها یعنی از آن ها قدرت می گیری . کتاب 60 درجه بدون عیب و نقص می باشد مقصود این است که راه و روش آن به گونه ای است که همه می توانند آن را اجرا کنند و سخت نیست و باید تمام راه و روش ها گفته شود تا جای سوال باقی نماند .

انسان ها قدرت های پنهان زیادی دارند که خود از آن آگاهی ندارند و بستگی به آن ها دارد که چگونه از آن ها استفاده کنند و افرادی که رها شدند از قدرت خود استفاده کردند و رهایی از اعتیاد کار سخت و دشواری است و کار هر کسی نیست و به عقیده ی من اگر انسان مرده را زنده کند راحت تر از این است و تجربیات لحظه ای خود را به نگارش در بیاورید زیرا باعث می شود که در ذهن شما بهتر بماند.

نویسنده و تنظیم عکس :هم سفر نسیم

ویرایشگر :هم سفر نسرین

دستور جلسه ی هفته ی آینده : وادی ششم

 





نوع مطلب : گزارش های لژیون، رهایی های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 بهمن 1398 10:55 ب.ظ
خداقوت عالی بود
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic