اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
به نام قدرت مطلق الله


تعریف پرفسور بیل از جهان بینی کنگره60


پروفسور ویلیام ال وایت  درنامه ی اخیر خود به مهندس دژاکام در نوشتاری به تعریف جهان بینی پرداختند..... 
به ادامه ی مطلب مراجعه کنید...

فسور ویلیام ال وایت « مدیر پیشین انیسیتو ملی سوء مصرف مواد مخدر آمریکا » در نامه آخر خود به مهندس دژاکام « بنیان کنگره60 » در نوشتاری به تعریف جهان بینی پرداخت.

تعریف پرفسور بیل از جهان بینی کنگره6098/10/11

حسین عزیز

بابت سخنان اضافی درباره جان سپاسگزارم. به نظرم ایده های شما در اینباره بسیار جذاب است. در حقیقت، صحبتمان درباره جهانبینی من را به یاد دوست مشترکمان ارنی کورتز انداخت که به چگونگی روشی که افراد از اعتیاد و ریکاوری معنایی خارج می کردند علاقه مند بود.

در صحبتهایم با ارنی، ما احساس کرده بودیم که ترس از دیوانه شدن و مواجهه با مرگ اغلب در تجربه اعتیاد موجود است و افراد را مجبور میکند تا به صورت پایه ای هویت و معنای زندگی و هدف آن را به عنوان بخشی از پروسه ریکاوری برای خود بازسازی کنند.

این مورد آخر شامل تعریف دوباره زندگی در زمان ریکاوری میشود که سوالهایی باید پاسخ داده بشوند مانند: من قبل از آنکه اعتیاد کنترل زندگی مرا در دست بگیرد چه کسی بودم؟ در پروسه اعتیاد چه اتفاقی برای من رخ داد؟ اکنون که هستم و به کجا میروم؟ اکنون که زندگی من تغییر کرده است، هدف چیست؟ ارنی معتقد بود که نتیجه چنین جستجوهایی، مغز اصلی یا مرکز داستان شخصی و داستان گویی در ریکاوری را می سازد.

ارنی معتقد بود در این تغییر ادراک از خود و جهانبینی خود 6 المان وجود دارد: رهاکردن، قدردانی، تواضع، تحمل، بخشیدن و در خانه بودن. مجموع این المان ها را ارنی تحت عنوان "معنویت نقص" به تصویر کشیده است. به نظر می رسد که این وظایف شناختی و احساسی و تجربیات بخشی از چیزی هستند که شما جان نام نهاده اید.

از نظر من در اعتیاد "دو خود" که همه ما داریم (خود درونی ما و خود دیگری که مانند ملسک به دنیای بیرون نشان میدهیم) به صورت ناخوشایندی از هم جدا می شوند. در حالی که در پروسه اعتیاد کنترل را از دست میدهیم، صدای خود درونی ما محوتر می شود تا جایی که خود از دست میرود و مواد همه چیز می شود. سپس خود بیرونی کنترل تمامی رفتارهای؛ دفاع-انکار واقعیت، معقول سازی، فرافکنی تقصیر، تفکر سیاه-سفید، بزرگنمایی و غیره را بدست میگیرد.

تمامی اینها پشت احساس آنکه روح و هویت  شخص توسط شیطان یا یک هیولای زشت تسخیر شده است فشار می آورند. نتیجه ترسی است که اگر فرد مواد مصرف نکند دیگر خودی وجود نخواهد داشت—و زندگی به هیچ تبدیل خواهد شد. اینجا دو چالش وجود دارد.

ابتدا آنکه چطور سلول های دیوانه شده بدن میتوانند درمان شوند که اینکار با متد DST انجام پذیر است. دوم آنکه چگونه فرد (خود فرد) میتواند بازسازی شود تا بجایی که تجانس معقولی میان خود درونی و خود بیرونی برقرار گردد.  

عقیده ای وجود دارد (بیانی فلسفی) که معمولا در اجتماعات درمانی که با این چالش مواجه هستند و اینکه چگونه جان (نگرش شکل گرفته ذهنی به خود و دنیا) بهتر میتواند در محراب اجتماعات درمانی توسعه یابد مورد استفاده قرار میگیرد که برای شما مینویسم.

 


فکر میکنم که این نوشتار تجربه تولد دوباره و توسعه جهانبینی که اینقدر در کنگره 60 مهم است را بیان میکند. در انتظار سخنان ادامه دارمان هستم.

بابت موفقیت در مراسم گلریزان تبریک میگویم. منتظر بیشتر شنیدن درباره برنامه های شما برای ساختمانی که به مسافران خانم تعلق گرفته است هستم.

 

دوست و برادر همیشگی

بیل





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic