اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 11 دی 1398 :: نویسنده : همسفر نسرین
"به نام قدرت مطلق الله"

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه شعبه ی امین گلی روز دوشنبه مورخ 9 98/10/0با استادی کمک راهنما 
همسفر آمنه و دبیری هم سفر لیلا م با دستور جلسه ی "پرسش وپاسخ "رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.



اطرافیان ما آیینه ی ما هستند و درون ما به وسیله ی رفتارهای مسافر منعکس می گردد بنابراین به این نتیجه می رسیم که هر رفتاری از اطرافیانتان می بینید بدانید که یک سرش در درون شما است...


به ادامه مطلب مراجعه نمائید.....

چه راهکاری برای افرادی است  که فقط منفی هایشان را برای ما بازگو میکنند و مسائل مثبت زندگی شان را پنهان می نمایند؟

جواب؛بهتر است در این مواقع به درون خودمان رجوع کنیم ،برای درک مطلب کمی برای آن توضیح می دهیم،هر مشکلی که برای ما پیش بیاید یک

 سرش در درون خود ما می باشد و تا وقتی که یک خواسته ی نا معقول در وجود ما هست بسترش هم فراهم می گردد به طور مثال؛تا زمانی که من

 خواسته ی غیبت کردن را داشته باشم کائنات هم بستر غیبت را برای من فراهم می نمایند و هنگامی که من از غیبت کردن لذت نبرم این بستر فراهم 
نمی گردد و آن هایی که اهل غیبت کردن و درد و دل کردن هستند به آرامی از زندگی من بیرون می روند.

مثال دیگر ؛این می تواند باشد که اگر دیدم مسافری با  همسفرش لج بازی می کند ،محبت نمی کند ،سر کار نمی رود ،خسیس است ،بی مسئولیت

 است،بد اخلاق است به طور کل برای  هم سفرش کم  می گذارد ،یک سر این موضوع به درون هم سفر باز  می گردد که هم سفر  چه کاری انجام داده

 است که مسافرش با او این گونه رفتار می نماید و باید به درون خودش  مراجعه کند  و باید دید، چه چیزی در درون شما بوده که مسافرتان این چنین

 می کند ،اطرافیان ما آیینه ی ما هستند و درون ما به وسیله ی رفتارهای مسافر منعکس می گردد بنابراین به این نتیجه می رسیم که هر رفتاری از

 اطرافیانتان می بینید بدانید که یک سرش در درون شما است و از آن کار لذت می برید و یا خواسته اش را دارید پس هیچ وقت کاری به طرف مقابل

 نداشته باشید و بخواهید زود عکس العمل نشان بدهید و سعی نکنید یک نفر را به زور از خودتان دور کنید با بالا رفتن سطح انرژی شما ،اطرافیان
 شما قطعاً تغییر پیدا می کنند .

 چگونه می شود سطح انرژی را بالا نگه داشت ؟

 سطح انرژی اگر پایین باشد حوصله ی آمدن به کنگره ،آموزش گرفتن،حوصله ی مسافر و فرزند و ..... را نداریم و راهکارهای زیادی وجود دارد که به

 مشارکت زیبای دوستان هم لژیونی در پاسخ به این سئوال می پردازیم؛

هم سفر اول؛یکی از عواملی که می تواند سطح انرژی ما را بالا نگه دارد توجه کردن به داشته های زندگی و شکر گزار بودن می باشد ،ما باید قدر 

داشته هایمان را داشته باشیم و بهتر است تمام داشته های زندگی مان را روی  کاغذ بیاوریم و با نداشته هایمان مقایسه کنیم متوجه خواهیم شد که

 چقدر داشته های  ما بیشتر از نداشته هایمان  می باشد.

هم سفر دوم ؛کنار گذاشتن افکار منفی که خود مقوله ی بسیار زیادی را در بر می گیرد ؛افکار منفی مثل خوره تمام وجود ما را می خورد و باعث می

 گردد ما دچار بیماری های جسمی و روحی بشویم و این باعث می گردد انرژی ما تخلیه بشود به طور مثال به قول  آقای مهندس اگر خبر بدی خدای 

ناکرده به شما بدهند افکار  های منفی بلافاصله به سراغ شما می آیند و دچار به هم ریخته گی می شوید و دیگر نمی توانی محبت کنی ،غذا بخوری ،

چون افکارت به هم ریخته و  بدترین سرنوشت را برای خویش مجسم می نمایی به جای این که با امیدواری بگویی خیلی ها توانسته اند با این مشکل 

کنار بیایند پس من هم می توانم.

هم سفر سوم؛سرگرم کردن نیز راهکاری برای بالا نگه داشتن سطح انرژی می باشد که باز هم بحث گسترده ای دارد که شامل انجام دادن کارهای منزل 

،ورزش کردن ،بیرون رفتن ،خرید کردن و خیلی مواردی که می تواند کمک به سزایی در بالا نگه داشتن سطح انرژی ما بنماید.


هم سفر چهارم؛ قدرت ندادن به نیروهای بازدارنده ،اگر من به نیروهای بازدارنده قدرت بدهم باعث می شود سطح انرژی من پایین بیاید و از بین برود 

و خیلی راحت مرا شکست دهد ،پس این خود من هستم که به نیروهای بازدارنده قدرت می دهم ،به طور مثال ؛اگر مسافرم به خانه آمد و من متوجه
 
گریز زدن او بشوم سطح انرژی من که تا حالا بالا بوده خالی می شود و دچار سر خوردگی می شوم پس باید دست از کنترل کردن مسافر خود بردارم و همه چیز را به خود او بسپارم چون من برای خودم به کنگره می آیم نه برای کنترل کردن مسافرم، و جناب مهندس نیز تأکید کرده اند که مسافران خود

 را کنترل نکنید چون با گریز زدن و یا گریز نزدن و سفر خوب یا بد کردن سطح انرژی شما کم و زیاد می شود و کارهای مسافر به خودش ربط دارد .

هم سفر پنجم؛ تا مادامی که من از کارهای ضد ارزشی لذت می برم مسلماً تخلیه انرژی می شوم ،به طور مثال تا زمانی که من از غیبت کردن و درد و 
دل کردن لذت می برم باعث می گردد که انرژی من تخلیه و به کسی که با من درد و دل کرده و یا غیبت کرده منتقل شود و در این صورت حال من نیز

 بد می گردد.

هم سفر ششم؛نوشتن و یا گوش دادن  سی دی هم می تواند سطح انرژی ما را بالا نگه دارد و هر کسی بسته به نوع درکی که دارد می تواند پاسخ

 سوالات خود را با گوش دادن و نوشتن سی دی دریافت نماید و خدا رو شکر که ما در کنگره می توانیم با استفاده از سخنان استاد ،مشارکت ها ،نوشتن سی دی به جواب سوالات خود برسیم .

هم سفر هفتم؛ تسلیم شدن در برابر تقدیر نیز می تواند سطح انرژی من را بالا نگه بدارد اگر در  مقابل مسافرت تسلیم بشوی و به انتخاب هایش

 احترام بگذاری اصلاً انرژی تان تخلیه نمی شود و باید گفت؛او این مسیر را انتخاب کرده است حال این مسیر می تواند مسیر تاریکی باشد و یا مسیر

 روشنایی و این انتخاب خودش است و باید به انتخاب انسان ها احترام بگذاریم حتی خداوند نیز به انتخاب شیطان احترام گزاشت و اجازه داد تا

 مسیر تاریکی را طی بکند .پس اگر به بزرگترین هدیه خداوند به  انسان که اختیار و انتخاب او است  را زیر سوال ببرید با مقاومت او مواجهه خواهید شد.
هم سفر هشتم؛سعی کنید خوبی های مسافرتان را ببینید تا سطح انرژی شما بالا برود ،در بدترین آدم ها نیز می توانی یک سری خوبی پیدا بکنید که

 ممکن است در وجود ما نباشد و حتی ما آرزوی آن خصلت های خوب را داشته باشیم و نباید چون حس ما به او بد شده فقط بدی ها رو ببینیم.

هم سفر نهم؛همان طور که در مطالب بالا نیز اشاره گردید دوری از ضد ارزش ها می تواند سطح انرژی ما را بالا نگه دارد که ضد ارزش ها مسائل زیادی 

را شامل می گردد به طور مثال ؛مقایسه کردن ،حسادت،غیبت کردن،دروغ گویی و ..... به میزان زیادی سطح انرژی ما را پایین می آورد.


هم سفر دهم؛ سعی کنیم در کنگره با عقاب ها سفر کنیم نه با مگس ها ،عقاب ها مثال افرادی هستند که خوب سفر می کنند و حرمت ها رعایت می

 نمایند پس سفر کردن با عقاب ما را به اوج قله می رساند و اما مگس ها افرادی هستند که خوب سفر نمی کنند و همیشه به دنبال حاشیه سازی هستند 

و برای وقت گذرانی به کنگره می آیند و حرف شنوی از راهنما ندارند ،این گونه افراد نه تنها سطح انرژی شما را می گیرند بلکه باعث می شوند که

 پیوند شما با کنگره از بین برود . در کنگره باید یاد بگیریم حرمت ها را که در جلسات عمومی خوانده می شود را رعایت کنیم و هر امری به ما می شود 
فقط چشم بگوییم تا بتوانیم از ضد ارزش ها دوری کنیم و به اوج برسیم.


هم سفر یازدهم؛داشتن برنامه ریزی باعث می گردد سطح انرژی ما بالا برود ،وقتی ما به کارهای معوقه و یا عقب افتاده ی خودمان رسیدگی کنیم و آن ها را به انجام برسانیم سطح انرژی ما بالا می رود چون کارمان به ثمر رسیده است .

هم سفر دوازدهم؛ قوی کردن پایه های مالی از راه درست  نیز می تواند سطح انرژی ما را بالا ببرد ، ما نیز باید سعی کنیم با قناعت کردن و پس انداز 

نمودن پایه های مالی خود را استحکام ببخشیم.


هم سفر سیزدهم؛ گوش دادن به آهنگ های شاد ،آراسته نمودن خود، رقصیدن و...نیز می تواند سطح انرژی ما را بالا ببرد .

هم سفر چهاردهم؛نگه داشتن عشق بین هم سفر و مسافر باعث می گردد سطح انرژی بالا برود پس به جای این که از او بدمان بیاد باید با دیدن او باید

 به شعف و شادمانی برسیم و خدا را شاکر و سپاس گزار باشیم که مسافرمان صحیح و سالم در زندگی در کنار ما هستند .                   
  
هم سفر پانزدهم؛برای برخورد با نیروی های منفی موارد مهمی رو باید در نظر بگیرید. اول اینکه ما با آموزشهای کنگره یاد گرفتیم که بهتراست به نفس

 خودمان کار بدهیم وگرنه نفسمان کار دستتمان می دهد ولی در این موردهم باید اعتدال داشت یعنی آنقدر سر خودمان را شلوغ نکنیم. چرا؟ چون 

نباید از خانه و خانوادمان دور بشویم . مورد بعدی اینکه مانمی توانیم نیروهای منفی را از زندگی حذف کنیم و یا حتی افرادی که به ما نیروی منفی می دهند.

چون همیشه انتقال نیروی منفی از طرف شخصی که ما دوستش نداریم نیست شاید این نیرو از طرف عزیزترین شخص های زندگیمان مثل; فرزندمان یا همسر و یا خواهر و مادرمان باشد پس طبیعتاً نمی توانیم این افراد  را حذف کنیم و بگوئیم ما کاری به کار اینها نداریم و از زندگی ما حذف هستند.

باید بدانیم اگر نیروی منفی وارد ذهن من شود تمام انرژی من را خواهد گرفت و باز من نه نیرویی و نه حسی برای خرید و یا حتی ورزش دارم و نه

 حتی حسی برای انجام کارهای روزمره ی خودم.

هر شخصی فقط می تواند با بالا بردن دانایی خودش که همان آموزش و تجربه و تفکر است نیروهای منفی را بخوبی تشخیص دهد و اجازه ورود آن 

را به ذهنش ندهد و مانند جرقه ای در آب آن را خاموش کند.

من قبلاً به دلیل نا آگاهی با همه افراد خانواده ام درد و دل می کردم و همیشه هم به درد و دل های آنها گوش می‌دادم و از اینکه همه ما خواهر و برادر

 ها بدبخت هستیم ناراحت بودم و در ادامه به زمین و زمان ناسزا می گفتم و همه بخصوص پدرو مادرمان را در مورد بدبختیهای فرزندانش مقصر می 

دانستم;الآن که مثل روال قبل خواهرانم با من تماس می گیرند من اول خوب به صحبتهای آنها گوش می کنم شاید از دست خواهرم یا شخص دیگری 

ناراحت باشدسعی می‌کنم نقطه مقابل باشم و بگویم آن شخص آنقدر هم بد نیست و اگر به بد بودن آن شخص اسرار کند اورا از اشتباهات خودش هم
 
آگاه می کنم وقتی یک نفر متوجه شود که حق صد درصد با خودش نیست کمی آرامتر می شود شاید از دست من آن موقع ناراحت شوند ولی وقتی

 مدتی می‌گذرد در آن فرد ما قدرت فکر کردن را ایجاد کرده ایم و درمورد خودش هم فکر می کند اگر هم از صحبتهای من راضی نباشد دیگر با من 

تماس نخواهد گرفت و یا اصلاً بازگو نمی کند اما اگر من اجازه دهم صحبتهای طرف مقابل وارد ذهنم شود ذهن آنها را تجزیه و تحلیل می‌کند و چون 

قدرت بزرگنمایی دارد به آنها وسعت می‌دهد و در مدت حتی چند دقیقه حس بسیار منفی را روی من خواهد گذاشت .

وباز هم باید بگویم ما قبلاً از اطلاعاتی که دیگران در اختیار ما قرار می‌دادند اول لذت می‌بردیم و علاقه داشتیم اما وقتی بعد از مدتی انرژی ما تخلیه شده بود و حوصله کسی را نداشتیم نمی دانستیم مشکل کارمان کجاست .پس باز هم برمی گردد به خواست و علاقه درونی خودم.

مثالی برای باز شدن مسئله می زنم مثلاً من قبلاً از آوردن اطلاعات از طرف فرزند کوچکم فوق العاده لذت می‌بردم وهمیشه وقتی او از پیش فامیل

 همسرم برمی گشت از او سئوال و جواب می‌کردم که چه حرف هایی زدند و بخصوص در مورد من چه گفتند و من نادان غافل از دو عمل زشت اول

 اینکه فرزند خود را تبدیل به یک جاسوس همه تن حریف کرده بودم و اشتباه بعدی اینکه با حرفهای بدی که از پشت سر خود آگاه می‌شدم تنفر و حس

 منفی من نسبت به اطرافیانم بخصوص خانواده همسرم بیشتر و بیشتر می‌شد و ادامه زندگی در کنار آنها برایم سخت تر می شد و دقیقاً در جهنمی که

 خودم با دستان خودم مهیا کرده بودم روزها و ساعتها سپری میکردم و این عمل روزبه روز به ناامید بودن من اضافه می‌کرد و حتی حس من را نسبت 

به همسرم بدتر میکرد. در حدی که از او تنفر داشتم .پس در نهایت این موارد و وارد شدن حس های منفی فقط و فقط به خودم و خواسته ام و دانای خودم بستگی دارد.

در ادامه می توان گفت با ورزش کردن و خرید رفتن و ودر رأس همه این‌ها حالا که یک کنگره ای هستم با نوشتن سی دی ها و گوش کردن به آنها،

 مطالعه کتابهای کنگره یا مواردی که دلخواهم هست حس های منفی که وارد ذهنم شده و الآن وجود دارد‌.روبه رو شوم و کم کم آنها را از ذهن خود 

بیرون کنم.و بدانم که نیروی منفی هم برای ارتقاء من است و با زیر پا قراد دادن آن‌ها می توان به قله ها صعود کرد.


نویسنده:همسفر زهرا ف
ویرایش:همسفر نسرین
تنظیم عکس:همسفر نسیم
دستور جلسه هفته ی آینده:زوج وفرد








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 دی 1398 10:29 ب.ظ
خداقوت خیلی از مشارکت ها مخصوصا مشارکت آخر لذت بردم و مطالب خوبی یاد گرفتم خیلی ممنون
دوشنبه 16 دی 1398 11:03 ب.ظ
سلام وعرض ادب خداقوت به راهنمای بسیارآگاه خانم آمنه عزیزو خانم نسرین وخانم زهراف وخانم نسیم عزیز
دوشنبه 16 دی 1398 11:03 ب.ظ
سلام وعرض ادب خداقوت به راهنمای بسیارآگاه خانم آمنه عزیزو خانم نسرین وخانم زهراف وخانم نسیم عزیز
شنبه 14 دی 1398 08:45 ب.ظ
با سلام و عرض ادب
سپاسگزارم از کمک راهنمای عزیزم که به خوبی مطالب رو برای دیگران بیان می کنند .
سپاسگزارم از اعضای لژیون که به خوبی مشارکت نمودند.
سپاسگزار از خانم نسرین و خانم نسیم بابت درج مطالب در وبلاگ
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic