اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
پنجشنبه 5 دی 1398 :: نویسنده : nasim nasim1
به نام قدرت مطلق الله"
گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه شعبه ی امین گلی روز دوشنبه مورخ98/10/02با استادی هم سفر زهرا ش و دبیری هم سفر لیلا م با دستور جلسه ی "مدل قلعه ی عقل "رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.


برای رسیدن به حق الیقین مثلاًبرای داشتن تجربه ی اعتیاد لازم نیست که خود معتاد شویم بلکه باید ازتجربه ی دیگران استفاده کنیم یعنی لازم نیست که برای رسیدن به داناییدر دل مسائل برویم و لازم نیست که چیزهای جدیدی را مکاشفه کنیم ....

به ادامه مطلب مراجعه نمائید....

"به نام قدرت مطلق الله"

در ابتدا راهنمای محترم نکاتی را به شرح زیر بیان کردند:

از مشارکت شما در جشن گلریزان تشکر می کنم و امیدوارم که

 خیر و برکت آن را در زندگی خود ببینید . شما هر چه بیشتر برای

 کنگره قدم بردارید تغییرات را بیشتر در زندگی خود مشاهده

 می کنید بنابراین برای داشتن تغییرات مثبت در زندگی خود تا

 می توانید برای کنگره قدم بردارید.


هر گونه سؤالی دارید روزهای دوشنبه از ساعت 2:30 تا ساعت 3

 من در خدمت شما هستم در ساعت های دیگر مراجعه نکنید.در

 جلسات عمومی صحبت و تردد زیاد نکنید .مسائل خانوادگی

 خود را در لژیون برای دیگران مطرح نکنید چون وقت گرفته می

 شود و انرژی دیگران نیز گرفته می شود من اعتقاد دارم که باید

 اصلاً در مورد مشکلات صحبت نکنیم زیرا در این صورت آن را

 بیشتر آبیاری می کنیم بلکه ما باید در جهت آن اقدام کنیم.

 بیشترین اقدام ما این است که هوای مسافر خود را داشته

 باشیم و به او احترام بگذاریم . ما کنگره می آییم که خانواده ها

 را بسازیم شما اگر رهجوی خوبی باشید اما مسافرتان از شما

 ناراضی باشد فایده ای ندارد اصل این است که مسافر راضی

 باشد و بتوانید خانواده را در صلح و آرامش نگه دارید وگرنه هر

 گونه خدمت در کنگره انجام دهید اما زندگی از هم پاشیده ای داشته باشید ارزشی ندارد.

برای مشکلات خود به غیر از راهنمای خود از کسی دیگر راه کار

 نگیرید چون راهنمای شما بهتر از هرکسی از مشکلات شما خبر

 دارد.در زمین ورزش و استخر صحبت های خصوصی نداشته

 باشید . باید خیلی مراقب رفتار و گفتار خود با تازه واردین

 باشید زیرا ممکن است با یک جمله ی شما از کنگره طرد شود

 بنابراین آن هارا به راهنماها ارجاع دهید.با راهنمای مسافر خود بدون اجازه ی راهنمای خود نه تلفنی و نه حضوری ارتباط

 نداشته باشید . موقع مشارکت باید فقط در مورد دستور جلسه صحبت کنید و از نیش و کنایه پرهیز کنید و از تجربه ی شخصی

 خود و از لفظ من استفاده کنید .

موقع خواندن حرمت ها و پیام ها هر جا که هستید تکان

 نخورید و راه نروید . هم سفرانی که کمتر از 8 ماه است که به

 کنگزه می آیند باید در برابر مسافر خود سکوت کنند چون هنوز

 درست آموزش ندیده اند و به آن ها نگویید که داروی اوتی بخور

 یا نه اما در صورتی که خود مسافر از ما خواست که به او یاد

 آوری کنیم چشم بگوییم .فردی که کنگره می آید اولویتش

 کنگرهاست اگر به هر جای دیگری برای حل مشکلات خود اعتقاد دارید

 آن جا بروید اما وقتی که کنگره می آیید باید قوانین آن را

 رعایت کنید و باید سروقت بیایید و روسری رنگی نپوشید و

 نظم و انضباط را رعایت کنید .


عقاید سیاسی خود را در کنگره مطرح نکنید .در جشن تولدها و

 رهایی ها باید آنچه در پاکت می گذارید در حد توان شما باشد و

 باید یک ذره به شما فشار وارد شود نه این که اصلاً با دادن این

 پاکت تغییری را حس نکنید و هر جا که برای کنگره کم بگذارید

 کنگره هم برای شما کم می گذارد .نقش شما در خانه نقش وزیر

 و مسافر، نقش پادشاه را دارد همه ی کارها دست وزیر است این

 شما هستید که باید با آموزش ها زندگی را اداره کنید و اگر

 مسافر شما زیر بار مسئولیت نمی رود این دست شماست.


ادامه ی سی دی :

در جلسه ی قبل گفتیم که دانایی قدرت تشخیص ماهیت

 خواسته ها در هر لباسی یا هر چیزی است کسی که دانا باشد

 نمی تواند برای انجام خواسته ی نفس عقل را بپیچاند و یا به


 آن خواسته ی نا معقول لباس تقوا بپوشاند و می داند که طبق

 قانون عمل و عکس العمل هر کاری که انجام دهد به خودش باز

 می گرددو خیلی خوب می تواند خواسته های معقول را از نا

 معقول تشخیص دهد . دانایی مراتب دارد که عبارتند از :علم


 الیقین –عین الیقین –حق الیقین


علم الیقین:خیلی از چیزها را که ما فکر می کنیم می دانیم اصلاً

 جزو دانایی محسوب نمی شود و جزو اطلاعات است یعنی اگر کسی همه ی اطلاعات را بلد باشد اصلاً تعیین کننده نیست و

 فقط می توان گفت که حافظه ی خوبی دارد . مثلاً این که مرده

 ترس ندارد یا اتاق تاریک با اتاق روشن فرقی ندارد این دانستن

 ها فقط جزو اطلاعات است و واقعاً این طور نیست و خیلی ها

 از تاریکی و مرده می ترسند و خیلی ها هم چیزهایی در مورد

 اعتیاد شنیده اند و فکر می کنند این اطلاعات جزو دانایی

 محسوب می شود و برای دیگران نسخه می پیچند و خیلی ها

 را به مسلخ می فرستند و آدرس غلط به آن ها می دهند اما اگر

 کسی  بداند که این چیزها دانایی محسوب نمی شود و فقط

 جزو اطلاعات است و نباید نظر بدهد 60 درصد از جنایت ها کم

 می شود . اگر کسی مشکلی را مطرح کند این نیست که جوابش

 را بلد نباشد و هر کس یک نسخه می پیچد و کسی پیدا نمی

 شود که بگویدمن بلد نیستم .

عین الیقین:انسان ها در این مرتبه وارد دانایی می شوند مثلاً

 افرادی هستند که با خیال راحت در کنار مرده ها زندگی می

 کنند و شغل آن ها مرده شویی است در این قسمت تجربه ی

 مستقیم که خود شخص درون آن قرار گرفته باشد نیست اما

 پیوستگی و ارتباط بین هستی را بیان می کند . اگر شما با یک

 انسان یا مخلوق یا موجودی پیوندی داشته باشید به خصوص

 پیوند محبت هر چیزی که او می آموزد یا تجربه می کند شما

 هم سهیم خواهید بود .در یک جزیره آزمایشی انجام دادند و

 آمدند به میمون ها یک سبک و سیاقی را آموزش دادند در چند

 صد کیلومتر آن طرف تر که میمون ها ارتباطی با هم نداشتند

 همان کار را هم این میمون ها انجام می دادند و این پیوستگی

 را بیان می کند یعنی به واسطه ی امواج و ارتباطی که بین اجزا

 وجود دارد در صور پنهان یا آشکار تجربیات بین مخلوقین

 انتقال می یابد .

وقتی که ارتباط و پیوستگی خیلی نزدیک باشد مثل پدر و فرزند

 و یا همسر تجربیات بیشتر منتقل می شود . برای ارتباط 3 لایه

 وجود دارد آشنایان – دوستان – خویشان در لایه ی دوستان هم

 اگر تجربه ای بوجود بیاید در شخص مقابل هم در اثر میزان و

 شدت ارتباط و محبت در دیگری هم بوجود می آید یعنی اگر

 یکی از آن ها ناراحت باشد اگر دیگری هزار کیلومتر آن طرف تر

 باشد او هم ناراحت می شود . کسانی که از نظر ظرفیت و یا

 جنس به ما نزدیک باشد را خویشان می گوییم . پس در

 خویشان هم وقتی کسی تجربه ای دارد یا درون تاریکی و یا

 اعتیاد می رود بر اساس شدت پیوند آن تجربه و حس منتقل

 می شود و حس القاء می شود .

در جامدات هم در صورتی که هم جنس باشند این ارتباط وجود

 دارد. مثلا اگر سیم پیچی د اشته باشید و درون آن جریانی

 بوجود آورید در اطراف آن میدان بوجود می آید حال اگر یک

 لوبیا یا هویج را کنار آن قرار دهیم اتفاق خاصی نمی افتد اما

 اگر سیم پیچ دیگری را کنار آن قرار دهیم در آن هم جریان یا

 میدان الکتریکی بوجود می آید  بنابراین بین مسافر و همسفر

 هم که هم جنس هستند و پیوند محبت بین آن ها هست هم

 سفران هم بدون مصرف مواد می توانند حال مسافر  را درک

 کنند و این بستگی به ارتباط حسی آن ها دارد و زن و شوهر که

 از نظر حسی بهم نزدیک هستند اگر یکی از آن ها ناراحت باشد

 هر چند به ظاهر خوشحال باشد اما دیگری متوجه می شود که

 او ناراحت است و هر چه محبت بیشتر باشد حس ها بهتر منتقل می شود .

حق الیقین:در اینجا وارد دانایی مؤثر می شویم یعنی خود شخص با

 پوست و گوشت و استخوان خود آن را حس می کند که ضریب آن از القای

 متقابل هم بیشتر است و خود شخص درون آن تجربه قرار گرفته است

 مثلاً هیچ کس به اندازه ی خود شخص مرده نمی داند که مرده ترس ندارد

 و می بیند که جسدش آنجا افتاده است و هیچ کاری از دستش بر  نمی آید

 و این همان مرتبه ی حق الیقین است.اما برای رسیدن به حق الیقین مثلاً

 برای داشتن تجربه ی اعتیاد لازم نیست که خود معتاد شویم بلکه باید از

 تجربه ی دیگران استفاده کنیم یعنی لازم نیست که برای رسیدن به دانایی

 در دل مسائل برویم و لازم نیست که چیزهای جدیدی را مکاشفه کنیم شما

 الان در دل مسائل و در شکم نهنگ هستید اول از شکم نهنگ بیرون بیا بعد

 در شکم کوسه بروید .

خیلی وقت ها این فکر بوجود می آید که ما می خواهیم به

 دانایی برسیم باید به دریا بزنیم و چیزهای جدیدی را تجربه

 کنیم اصلاً لازم نیست اگر آدم خوب نگاه کند می بیند که بند به

 دست و پایش زده شده اگر بخواهد همین بندها را باز کند تا

 قیامت وقت کم می آورد ولی چون این بندها را نمی بیند می

 خواهد برود سیر و سلوک کند و در عمق مسائل برود.هر انسانی

 در حال حاضر در بسیاری از مسائل غوطه ور است اگر سالم از

 این ها بیرون بیاید خود به یک استاد و معلم بزرگی تبدیل می

 شود .تجربیاتی که انسان در آن قرار می گیرد بر اساس خواست

 درونی بوده است و به همین ها بپردازد اما اگر انسان بخواهد

 چیزهایی را تجربه کند کار اشتباهی است به فرض که هیچ بند

 و مشکلی هم ندارد اگر برود و بخواهد که تجربه کند مثلاً شیشه

 و کراک تجربه کند اشتباه است و ممکن است که گیر بیفتد .


چرخ را لازم نیست از نو اختراع کنیم همان هایی که در دست

 داریم استفاده کنیم و همین بچه هایی که داریم را بزرگ کنیم

 دیگر لازم نیست بچه ی جدیدی بیاوریم.


نویسنده و تنظیم عکس : هم سفر نسیم

ویرایشگر : هم سفر نسرین

دستور جلسه هفته آینده: زوج وفرد






نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 11 دی 1398 01:25 ب.ظ
عالی
چهارشنبه 11 دی 1398 01:24 ب.ظ
عالی
چهارشنبه 11 دی 1398 01:24 ب.ظ
عالی
چهارشنبه 11 دی 1398 01:24 ب.ظ
عالی
سه شنبه 10 دی 1398 01:29 ب.ظ
عالی سپاس
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic