اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
شنبه 16 آذر 1398 :: نویسنده : همسفر نسرین
به نام قدرت مطلق الله

این جلسه هفتمین جلسه از دوره سی و هفتم  سری کارگاه­های آموزشی کنگره60 ویژه آقایان همسفر با دستور جلسه "نقش سی دی ها و نوشتن آن ها در آموزش"، به استادی دیده ­بان محترم استاد امین و نگهبانی همسفر ابوالفضل و دبیری همسفر ماجد، در روز پنجشنبه، چهاردهم آذر ماه سال 1398 در ساعت 13:30 آغاز به کار نمود.

آموختن با قلم اتفاق می‌افتد. زمانی که شروع به نوشتن سی­ دی می‌کنیم، چند اتفاق به‌طور همزمان می‌افتد. اول اینکه باید حوصله داشته باشی، دوم اینکه باید تمرکز کنی. می­توانی در حال سی­ دی گوش کردن رانندگی کنی یا ظرف بشویی، ولی در 
حین سی ­دی نوشتن باید تمام‌کارها کنار گذاشته شوند.
درادامه مطلب بخوانید...

این جلسه هفتمین جلسه از دوره سی و هفتم  سری کارگاه­های آموزشی کنگره60 ویژه آقایان همسفر با دستور جلسه "نقش سی دی ها و نوشتن آن ها در آموزش"، به استادی دیده ­بان محترم استاد امین و نگهبانی همسفر ابوالفضل و دبیری همسفر ماجد، در روز پنجشنبه، چهاردهم آذر ماه سال 1398 در ساعت 13:30 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سی­ دی نوشتن یکی از معجزات کنگره است. یکی از کسانی که این کارها شروع کردند و بسیار جدی گرفتند آقای حکیمی هستند که شاید صدها سی دی و کاست نوشته‌اند. خود ایشان یکی از دلایلی که الآن جزو ستون­های کنگره شده‌اند را، سی ­دی نوشتن می­دانند.

سی­ دی نوشتن در کنگره، کم‌کم فواید و محسناتش پیدا شد. زمانی که افراد برای رهایی می‌آیند افرادی که سی­ دی نوشته‌اند باکسانی که ننوشته‌اند یا ناقص نوشته‌اند کاملاً متفاوت هستند. انگار که حس و جنسشان متفاوت است. خداوند به قلم قسم می­خورد، چون قدرتی که در نوشتن نهفته است در شنیدن یا خواندن نیست، وگرنه خداوند به شنیدن قسم می‌خورد.

آموختن با قلم اتفاق می‌افتد. زمانی که شروع به نوشتن سی­ دی می‌کنیم، چند اتفاق به‌طور همزمان می‌افتد. اول اینکه باید حوصله داشته باشی، دوم اینکه باید تمرکز کنی. می­توانی در حال سی­ دی گوش کردن رانندگی کنی یا ظرف بشویی، ولی در حین سی ­دی نوشتن باید تمام‌کارها کنار گذاشته شوند.

زمانی که سی­ دی می‌نویسی، شاید در ابتدا کلمات را دوتادوتا تکرار کنی تا بتوانی بنویسی. ولی رفته‌رفته با افزایش تمرکز و قوی­تر شدن حافظه می‌توانی شش­ تا کلمه را باهم بنویسی و اگر یک‌لحظه حواست پرت شود، باید دوباره گوش کنی و این متمرکز شدن باعث می‌شود به‌مرورزمان حافظه انسان تقویت شود. نوشتن سی­ دی باعث خوش‌خط شدن می‌شود. با نوشتن کلمات، دیکته نوشتن شخص درست می‌شود. ادبیات یاد می‌گیرد و خیلی از مسائل دیگر.

بعضی از افراد به من می‌گویند که من موقع نوشتن ویرایش انجام می‌دهم و من می‌گویم که این کار را نکنید. همان چیزی که گفته می‌شود همان را بنویس تا اتفاق بیفتد.

ما وقتی بچه بودیم مشق می‌نوشتیم تا باسواد شویم. در کنگره هم اگر کسی می‌خواهد باسواد شود و آموزش‌ها را یاد بگیرد باید مشق بنویسد. من چون معلم جهان‌بینی بودم، سال­ها فکر می­کردم من از این قضیه بی‌نیاز هستم و لازم نیست بنویسم. زمانی رسید که احساس کردم نه بگذار بنویسم تا ببینیم چه می‌شود. گاهی حالم خیلی بد می­شد و شروع کردم به نوشتن. وقتی نوشتم دیدم که من هم نیاز به نوشتن دارم و کاملاً برایم جا افتاد که من هم نیاز دارم بنویسم.

کسانی که عجله دارند نمی‌توانند حوصله به خرج داده و درست بنویسند. از روی نوشته به‌خوبی می‌شود فهمید که طرف در چه فازی است. راهنما از روی نوشته‌ها به‌خوبی می‌تواند بفهمد که رهجو در چه وضعیتی است. من وقتی می‌بینم نوشته‌های رهجو رو هواست، می­فهمم که خودش هم رو هواست و به او می­گویم باحوصله بنویس، زمانی که باحوصله می‌نویسد، صفتش هم عوض می‌شود.

بعضی از مطالب کنگره اصول و قاعده هستند، مثل کتاب عبور از منطقه 60 درجه، وادی‌ها و جزوه جهان‌بینی. این‌ها اصول هستند. زمانی که معلم یا شاگرد می‌خواهد بنویسد، هم باید از روی اصول بنویسد و هم باید از مطالبی که به‌روز هستند بنویسد؛ یعنی شما باید هم از مطالب قدیمی کنگره در مشق‌ها استفاده کنید و هم از مطالب جدید استفاده کنید. تشخیص این باراهنما هست. اینکه فقط از قدیم یا فقط جدید بنویسد، درست نیست. آموزش‌های کنگره که طی سال‌ها شکل‌گرفته، مطالبی دارد که بسیار ارزشمند هستند. اینکه رهجو فقط سی­ دی هفته را بنویسد، از آن‌ها غافل می‌شود و اگر کسی سی‌دی‌های هفته را ننویسد دیگر به‌روز نیست.

هرکس که نوشت به نفع خودش است، یاد می­گیرد، باسواد می‌شود، تغییر می‌کند، حسش عوض می‌شود و خلقش تغییر می­کند. در کنگره هرچه گفته می‌شود، درواقع به نفع خودمان است. سی­ دی نوشتن یا ننوشتن برای کنگره فرقی نمی‌کند ولی برای خودمان فرق می‌کند.

چیزی که همیشه به بچه‌ها می‌گویم این است که با هیچ کاری مبارزه نکنید، البته به‌جز کارهای منفی که انسان اصلاً نباید سمتش برود، می‌گویم که کارها را از پیش قضاوت نکنید، شما یک ماه، دو ماه، سه ماه سی­ دی را بدون هیچ قضاوتی بنویس. روزی نیم ساعت یا یک ساعت وقت بگذار و بنویس، بعدش خودت متوجه می‌شوی که آیا این کار به نفعت هست یا به ضررت.

سی‌دی‌ها گنجینه‌ای هستند که در کنگره وجود دارند و از دانشی که آقای مهندس پایه‌گذاری کردند و صحبت­هایی که کردند به وجود آمده‌اند. ما باید از این‌ها استفاده کنیم و آن‌ها را فراموش نکنیم. اگر زمانی از یک سی­ دی می‌گذرد به معنی این نیست که سی­ دی قدیمی شده؛ اگر مطلبی علم و دانش واقعی باشد، باگذشت زمان، ارزش و اهمیت آن مطلب کم نمی‌شود. اگر از جنس زندگی و دانش باشد. این وظیفه راهنماها هست که در لژیون‌ها تشخیص دهند، رهجو به چه سی‌دی‌هایی نیاز دارد که گوش کند. ما در کنگره درد و دل نمی‌کنیم، زیرا به این نتیجه رسیدیم که درد دل کردن ممکن است باعث سبک شدن طرف شود، ولی راهنما چه گناهی کرده که به درد دل پانزده نفر گوش کند و بار سنگین آن‌ها را به دوش بکشد؛ راهنما حالش خراب بشود که رهجو سبک شود!!! نه روش کار در کنگره این است که راهنما بر اساس دانشی که دارد و تشخیصی که می‌دهد، به رهجو بر اساس گره­ ای که دارد، آدرس را می‌دهد. به رهجو می‌گوید شما این مسئله را داری و برو این سی ­دی را گوش کن، این مطلب را کار کن. وظیفه رهجو این است که به گفته‌های راهنما عمل کند و آن‌وقت اگر مسئله‌اش حل نشد بیاید و از راهنما سؤال کند. آن‌وقت راهنما؛ عیب‌های روشی که رهجو انجام داده را می‌گوید و رهجو آن‌ها را اصلاح می‌کند، این روش کنگره است. تجربه در کنگره نشان داده که بیان مسائل و درد دل کردن، راه‌حل موضوع نیست.

یک‌بار یکی از راهنماها پیش من آمد و گفت؛ من یکسری امراض را دارم، به او گفتم چند وقت است که لژیون زدی؟ قبلش چطور بودی؟ گفت؛ قبلش خوب بودم. به او گفتم که؛ این‌ها مرض لژیون هستند. فقط ویروس نیست که به انسان منتقل می‌شود، وسواس به انسان منتقل می‌شود، خشم به انسان منتقل می­شود، ترس به انسان منتقل می‌شود، منفی نگری به انسان منتقل می‌شود. این‌ها با همین درد دل کردن‌ها منتقل می‌شوند. رهجو می‌گوید که خیلی حالم خوب شده ولی درواقع با درد دل کردن، جابجایی بیماری اتفاق میفتد، نه درمان. انگار که من قرضم را به گردن کس دیگری بیندازم. درست است که من سبک می‌شوم، ولی این حل مسئله نیست. حل مسئله این است که من گره­ ام را پیدا کنم و شروع به باز کردن آن کنم. هدف ما از آموزش جهان‌بینی در کنگره این است که یاد بگیریم گره را چگونه بازکنیم. من باید روی گره خودم کار کنم و آن را باز کنم. آن چیزی که کلید را به ما می‌دهد همین، سی‌دی‌ها و مطالب آموزشی کنگره است؛ همان مطالبی است که راهنما در لژیون به بچه‌ها انتقال می‌دهد. 

منبع:سایت کنگره60

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic