اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 6 آذر 1398 :: نویسنده : همسفر نسرین
به نام قدرت مطلق الله 


هنر این نیست که در کنار مسافری که خوب سفر می کند هم سفر هم نیز به خوبی سفر داشته باشد، هنر این است که اگر مسافردر شرایط بحرانی قرار گرفت بتواند همه چیز را آرام کند ومدیریت بحران بکند و وظایفش را به خوبی انجام دهد. 

به ادامه مطلب مراجعه نمائید...
به نام قدرت مطلق الله 

گزارش عملکرد لژیون یکم کمک راهنما خانم آمنه 


هنر این نیست که در کنار مسافری که خوب سفر می کند هم سفر هم نیز به خوبی سفر داشته باشد، هنر این است که اگر مسافردر شرایط بحرانی قرار گرفت بتواند همه چیز را آرام کند ومدیریت بحران بکند و وظایفش را به خوبی انجام دهد. 

به ادامه مطلب مراجعه نمائید....
این سی دی مربوط به 92/2/15است در آن زمان تازه لژیون هم سفران آقا تشکیل شده بود وآن ها نقش خود را چندان جدی نمی گرفتند ودر لژیون ها به دردو دل کردند می‌پرداختند وبه مکتوبات کنگره و به آموزش هایی که داده می شد توجه نمی کردند.
در حقیقت هم سفران خود را لاستیک زاپاس مسافران می دانستند وخیلی قضیه را جدی نمی گرفتند در اصل فکر می کردند برای دل خوشی و دل گرمی مسافرشان باید به کنگره بیایند،واین همان ذهنیت اشتباهی بود که در آن ها شکل گرفته بود.تا زمانی که نگاه هم سفر به مسافر از آمدن به کنگره این گونه باشد هیچ تأثیری در سفر مسافر نخواهد داشت.
باید نقش خود را باور داشته باشیم و بدانیم که ما هم سفران تأثیر بسیاری در سفر مسافران مان داریم.
نقش ما همسفران مانند پر ستار است ونقش مسافران مانند بیمار ،چون تمامی سیستم مسافر من بهم ریخته است.و هم سفری می تواند موفق باشد و مسافرش را به رهایی برساند، که نقش جایگاه خود را قبول داشته باشد.هنر این نیست که در کنار مسافری که خوب سفر می کند هم سفر هم نیز به خوبی سفر داشته باشد، هنر این است که اگر مسافردر شرایط بحرانی قرار گرفت بتواند همه چیز را آرام کند ومدیریت بحران بکند و وظایفش را به خوبی انجام دهد.وما باید علممان را بالاببریم و تخریب ایجاد نکنیم و بتوانیم به مسافرهایمان کمک کنیم در واقع آدمی هر چه می‌کشد از نا آگاهی خودش است.هم سفر می خواهد که کمک بکند ولی دانشش را ندارد و اوضاع را بدتر می‌کند.
یک پرستار اول باید مسافرش را دوست داشته باشد و خودش راهم قبول داشته باشد آن موقع می تواند تأثیر گذار باشد.  و او نباید از حالت های نئشگی و خماری بدش بیاید چون این ها همه اش لازمه ی بیماری اعتیاد است ومحال است که  یک نفر اعتیاد داشته باشد واین ویژگی ها را نداشته باشد و اورا درک کنید که او یک بیمار است واز آن توقع زیاد نداشته باشد.
اگر کسی سرطان داشته باشد شما آن را بیشتر دوست دارید ،حالا چطور کسی که  اعتیاد دارد واز سرطان هم بدتر است  از آن بدتان می آید واز آن توقع دارید، واین عدم شناخت ما از بیماری اعتیاد را می‌رساند.

الآنه در کنگره یک دانشی جریان پیدا کرده که در زمان قدیم نبود در زمان قدیم فقط کتاب 60درجه وچند تا مقاله بود ونه آ موزش ونه سی دی،والآن ما باید همه ی این دانش ها را بلد باشیم،مثلاًباید بدانیم حقه ی نفس چیست؟حقه ها ی نفس مثل نیروهای بازدارنده هستند، سعی نی کنند که به ما حقه بزند .و یکی از این حقه ها  حقه ی ذره است،مثلاً سعی می‌کند که کارهای مارا به تعویق بیندازد.
ودیگری حقه ی تو نمی میتوانی است؛ مثلاً به ما می گوید که تواز عهده ی کمک راهنما شدن بر نمی آیی و  دیگری حقه ی تو می توانی؛یک وقت هایی یک کارهایی که در حد تو نیست را می گوید تو می توانی ،تا تو را درحچل بیندازد.
 وقانون چشمه می گوید ؛چشمه باید از خود ش جوشش داشته باشد  تا بتواندبقیه ی مزارع را آ بیاری کند یعنی اگر من می خواهم به مسافرم کمک بکنم اول باید در درونم یک چیزی داشته باشم ومن همسفر باید بستر را برای سفر مسافرم فراهم بکنم تا مسافر م بتواند خوب سفر کند وبه من اعتمادکند ودر کنار اعتماد ،محبت و احترام هم به وجود می آید.
واین آموزش های کنگره باعث می شود که شناخت من نسبت به بیماری اعتیاد بالا برود و وقتی که شناخت من نسبت به بیماری اعتیاد بالا برود دیگر اعتیاد و تبعات آن برای من غیر  قابل تحمل نیست.

مسافر های ما مثل یک کرمی است که در پیله است اگر شما بخواهید به آن کمک کنید تا از پیله به بیرون بیاید یا آن کرم در پیله می میرد یا اینکه باله هایش آسیب می‌بیند و هیچ وقت نمی تواند پرواز بکند باید اجازه بدهیم تا زمان بگذرد ،وبرای همین می گوئیم که به مسافرتان فشار نیاورید شاید زمانش هنوز نرسیده باشد،وظیفه ی شما فقط این است که بستر مناسب را فراهم کنید تا آ ن خودش به درک و آگاهی لازم برسد.پیله همان پوسته زخیمی است که دور آ ن تنیده شده اند واز آن تغذیه می کند.پیله ای که دور من هم سفر پیچیده شده افکار منفی،ترس،نگرانی،اضطراب و....می باشد.
وافکار منفی در انسان یک پوسته ای می پیچند وآن را احاطه می کنند واز حرکت کردن انسان جلوگیری می کند وانسان در هاله ی نا امیدی تاریکی فرو می رود وکاری از دستش بر نمی آید.
وکسی که در تاریکی اعتیاد قرار دارد دور آن  را یک پوسته احاطه کرده واز آن به شدت محافظت می کند ونمی گذارد که کسی به آن نزدیک بشود مثل شیشه ای ها که تبعات اعتیادشون خیلی بیشتر است و این پوسته بسیار زهر آ گین و قوی است ودر ما دافعه ایجاد می کند یعنی مارا از مسافر  متنفر می کند و این به نفع نیروهای  بازدارنده است.
وما با استفاده از نشریات وسی دی ها می توانیم آموزش مان را بالا ببریم تا از این   دافعه ها غلبه  کنیم.وآقای امین می گوید که نمی گویم که این دانش و نشریات برای این است که در امتحان کمک راهنمایی قبول شوید ومی گوید که؛«چون صد آ یه نود هم نزد ماست»
یعنی اینکه اگر این آموزش ها رابگیری و اجرا کنی ودرک کنی وبا گوشت و پوستت عجین بشود معلوم است که در امتحان قبول می‌شوی.
برای بالای بردن دانشمان باید بخوانیم ونه برای قبولی در امتحان،در غیر این صورت امکان ندارد که ما قبول بشویم.
وآ قای امین درمورد قدرت یادگیری می گویند ؛که به سن بستگی ندارد،قدرت یادگیری آدم های بزرگتر به مراتب از بچه هابیشتر است،چون ساختار یادگیری وتعقل یک آ دم بزرگسال بهتر شکل گرفته ما اگر یاد نمی گیریم بخاطر این است که هاردمان  پر از کینه ونفرت است .
برای همین وقتی که کسی ذهنش پر است ظرفیت آ ن هم پر است وکسی در کنگره موفق است که مغزش راخالی کند تا جابرای یاد گیری چیزها ی جدید داشته باشد.
در یاد گیری دوتا مطلب وجود دارد،یک علاقه ودیگری اینکه هارد شخص خالی باشد.آقای امین می گویند:مشکلترین قسمت قضیه ایجاد علاقه است و یادگیری به استعداد ربطی ندارد،علاقه داشتن فرق می کند تا اینکه بخواهیم با زور اجبار به کنگره بیائیم،چون با زور به نتیجه نمی رسیم. 
قدرت یاد گیری یک آدم بزرگسال پنجاه برابراز بچه هاست منتهی اگر هیچ چیزی در ذهن من نمی‌رود،چون که ذهن من پر از افکار  منفی است.برای همین می گویند هیچ زمانی برای یاد گرفتن دیر نیست.
نابغه کسی است که ساختار های ذهنش رشد کرده باشد و هاردش هم خالی باشد که از هر ده هزارنفر یک نفر به این صورت است و  بیشتر افراد  هاردشون پر است.
آقایان بهتر می توانند در تغییر و باورهای جامعه تأثیر ایجاد کنند چون با افراد بیشتری در جامعه سر وکار دارند اگر مسافر من تغییر پیدا بکند می تواند به دنبال خودش یک محل را تغییر بدهد و حتی می تواند بیشتر افراد را با خود به کنگره بیاورد تا آن ها هم به رهایی برسند.
ما برای یاد گیری وقت زیادی را باید بگذاریم وهرچه ما زمان بگذاریم چندبرابر  برداشت می کنیم،مثل سرمایه گذاری که برای یک  کاری  یک میلیون سرمایه گذاری می کنیم و صد میلیون برداشت می کنیم .
و حالا آموختن وسی دی نوشتن عین سرمایه گذاری است، درست است که پنج ساعت وقت رامی گیرد ولی تو چندین برابر برداشت می کنی وبه علمت اضافه می شود واین کار باعث می شود تمرکز و دقت وحسمان بهتر شود.
نویسنده:همسفر نسرین
دستورجلسه هفته ی آینده:سند بدون نقص
تنظیم عکس:همسفر نسیم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 آذر 1398 07:32 ب.ظ
خداقوت بسیار کاربردی و زیبا بود
شنبه 9 آذر 1398 10:09 ب.ظ
خدا قوت خدمت راهنمای عزیزم
وخدا قوت به خانم نسرین و خانم نسیم عالی بود
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic