اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
سه شنبه 21 آبان 1398 :: نویسنده : nasim nasim1
به نام خالق هستی بخش.

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه 
شعبه امین گلی روز دوشنبه 
مورخ 98/08/20با استادی کمک راهنما همسفرآمنه
ودبیری همسفر زهرا ب
 با دستور جلسه "سی دی نقش همسفر"
رأس ساعت16:30آغاز به کار نمود.


نقش ما مثل پرستار است و نقش مسافران مانند بیمار ،چون تمامی سیستم مسافر من به هم ریخته است و مطمئناً هم سفری که حالش خوب باشد می تواند کمک کند و اگر چنین نباشد با سقوط و اوج مسافر حالش بد و خوب می شود و بعد از مدتی هم می گوید کنگره به من جواب نداد...
به ادامه مطلب مراجعه نمائید..

این سی دی مربوط به مورخ 92/2/15 می باشد .در آن زمان تازه لژیون هم سفران آقا تشکیل گردیده بود و آن ها چندان کنگره را جدی نمی گرفتند و بلد نبودند که چه کار باید بکنند و آموزش هایی غیر از کنگره مثل درد و دل کردن در لژیون انجام می گرفت.در حقیقت در آن زمان هم سفران خود را لاستیک زاپاس مسافران خود می دانستند و در اصل فکر می کردند برای دل خوشی و دل گرمی مسافرشان به کنگره می آیند و این همان ذهنیت اشتباهی بود که در آن ها شکل گرفته بود ،چه بسا که بسیاری از هم سفران تازه وارد نیز چنین احساسی در آن ها شکل می گیرد.
تا نگاه هم سفر به مسافر از آمدن به کنگره این گونه باشد هیچ تأثیری در هم سفر رخ نمی دهد.باید نقش خود را باور کنیم و بدانیم که ما هم سفران تأثیر بسیاری در سفر مسافرانمان داریم.ما باید باور داشته باشیم که به خاطر خودمان به کنگره می آییم ،پس مسافر  را کاملاً رها بکنیم و در این هنگام است که شاهد معجزات زیادی در زندگی مان خواهیم بود.

در قبل تنها به بازیگر نقش اصلی جایزه ی اسکار داده می شد ولی اکنون به بازیگر نقش مکمل نیز جایزه ی اسکار داده می شود ،چون نقش مکمل تأثیر به سزایی در بازیگری نقش اول دارد .نقش هم سفران نیز مانند نقش مکمل می باشد و بسیار مهم است تا این حد که اگر بد بازی بکند می تواند مسافر را به ته دره پرت نماید ولی اگر خوب بازی کند،  مسافری را که لب پرتگاه است و یا به دره افتاده را می تواند بالا بکشد .
همه ی این ها نیاز به آموزش دارد و این آموزش ها شامل نوشتن سی دی ها ،به موقع در جلسات حضور یافتن،گوش دادن و چشم گفتن به صحبت های  راهنما و موارد دیگر باعث می شود ما آموزش و دانش این را کسب نمائیم که چگونه با مسافران خود برخورد بنمائیم و باعث نجات مسافرمان گردیم.

جناب امین در این مورد مثالی کوچکی بیان نمودند ایشان فرمودند :"اگر چیزی در گلوی بچه گیر کند و من دانش این را نداشته باشم که چگونه این بچه را از خفگی نجات بدهم شاید با یک کار اشتباه منجر به خفگی او بشوم اما اگر دانش این را داشته باشم که چگونه برخورد کنم شاید با دو تا سرفه بچه خوب بشود و از خفگی او جلوگیری گردد."
این مصداق برای ما هم سفران نیز می باشد گاهی ما فکر می کنیم که به مسافرمان کمک می کنیم ولی عملاً باعث می گردیم که او به ته دره پرتاب گردد و به خیال خود خیلی هم سفر خوبی هستیم .هدف من از آمدن به کنگره رسیدن به تعادل و حس خوب و آرامش است ،اگر مسافر من حالش بد شد و یا گریز زد نباید حال من هم بد بشود و با اوج رفتن او من به اوج برسم و با سقوط او من نیز سقوط کنم ،خب پس این وسط به قول جناب امین چه کسی این دو (مسافر،هم سفر) را جمع بنماید .

 نقش ما مثل پرستار است و نقش مسافران مانند بیمار ،چون تمامی سیستم مسافر من به هم ریخته است و مطمئناً هم سفری که حالش خوب باشد می تواند کمک کند و اگر چنین نباشد با سقوط و اوج مسافر حالش بد و خوب می شود و بعد از مدتی هم می گوید کنگره به من جواب نداد و چه فایده که من به کنگره بیایم .
هم سفری موفق است و می تواند مسافرش را به رهایی برساند که نقش و جایگاه خود را قبول داشته باشد .هنر این نیست در کنار مسافری که خوب سفر می کند همسفر نیز سفر خوبی داشته باشد ،هنر این است که اگر مسافری سفرش را خراب کرد و گریز زد و در شرایط بحرانی قرار گرفت هم سفر حالش خراب بشود .هم سفر باید در این شرایط بحرانی همه چیز را آرام کند و وظایف خود را انجام دهد ،در این صورت مسافر دیگر درگیر هم سفر نمی گردد و فکرش درگیر او نیست و  انرژی اش را برای هم سفر نمی گزارد و درگیر وجدان خویش می گردد، پس نقش  هم سفر بسیار مهم و سرنوشت ساز می باشد .
گاهی اوقات به قول جناب آقای امین هم سفر به گونه ای رفتار می نماید که اگر می خواسته شیشه را بشکند رگ دست خود را بزند و کار را خراب و خراب تر می کند .هم سفر موفق بودن مستلزم دو شرط می باشد :یک؛هم سفر خود را باور کند و بداند که نقش او بسیار مهم است و شرط دوم؛مسافر خودش را دوست داشته باشد و نخواهد به زور به او محبت کند و اگر هم آن محبت از دل هم سفر رفته است آرام آرام محبتی در دل خود به وجود بیاورد.
ما باید صفات خود را در جهت مثبت  تغییر بدهیم تا زندگی خوبی داشته باشیم چه در این بعد و چه در بعدهای دیگر .نباید با کسی که دانشی ندارد درد و دل کرد و راه کار اشتباه از کسی گرفت و در معرض حقه های نفس قرار گرفت و به خود تلقین نمود که تو با بقیه فرق می کنی و مشکلات تو با بقیه فرق دارد .
هم سفران باید خودشان را باور بکنند تا مسافران آن ها را باور کنند و این را هم در نظر داشته باشند که اگر بدی از سمت مسافران داشتند خودشان نیز مقصر بوده اند.

ادامه ی سی دی جلسه ی آ ینده مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
نویسنده:هم سفر زهرا ف
ویرایشگر:هم سفر نسرین
تنظیم عکس:هم سفر نسیم




نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 آبان 1398 09:29 ب.ظ
سلام وخداقوت خدمت تمامی وبلاگ نویسان وخدمت گزاران شعبه ی امین گلی دست مریزا لذت بردم 4537
چهارشنبه 22 آبان 1398 01:47 ب.ظ
با سلام و ادب
سپاسگزارم از راهنمای عزیزم که استادی بسیار خوبی داشتند .
سپاسگزار از خانم نسرین و خانم نسیم عزیز برای اشتراک گزاری مطالب در وبلاگ .
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات