اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی

به نام قدرت مطلق الله
گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آ منه شعبه امین گلی روز دوشنبه مورخ98/07/28با استادی همسفر رقیه ودبیر ی همسفر فاطمه ج با دستور جلسه "ادامه وادی پنجم" رأس ساعت16:30آ غاز به کارنمود.  


هر مشکلی که برایم پیش آمد با خودم بگویم که این مشکل هم مثل آن میوه ی درخت است و زمان خودش  را می‌خواهد حالا این زمانش دست ما نیست خدا می‌داند که این مشکل چه قدر زمان می‌خواهد که حل بشود ....

در ادامه ی مطلب بخوانید...

درجهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛بلکه توأم با رفتن ورسیدن حل می نماید.

) ما چهارده وادی داریم وادی یک تا چهار در مورد تفکر است وادی اول وادی تفکر ، وادی دوم ،ما را از ناامیدی خارج میکند. وادی سوم ، مسئولیت کارها را به خودمان بسپاریم وادی چهارم ، روی خودمان تکیه داشته باشیم وادی پنجم ، ساختارها که در ذهن خودم تشکیل داده ام که فقط روی خودم تکیه کنم واز کسی انتظار نداشته باشم و دچار ناامیدی نباشم وهر کاری که میخواهم تفکر کنم. 
الآن باید این ساختارهای ذهنی را  به ساختارهای عملی تبدیل کنم. یعنی وارد عمل بکنم حالا وقتی که می‌خواهم وارد عمل کنم باید از یک سری ترس ها و اضطراب و ناامیدی ها خارج بشم مثلاً می‌خواهم رانندگی بکنم ولی چون ترس دارم نمیتوانم ساختار ذهنی ام را تبدیل بکنم به ساختار عملیاتی و ترس جلوی ما را می گیردکه اینها وارد عمل نشود. بخاطر همین است که آقای مهندس میگوید از ترس و اضطراب و نگرانی و پریشانی عبور کنیم حالا برای اینکه از اینها خارج بشویم به هفت پله احتیاج داریم.
 اولین پله برای اینکه از ترس و اضطراب دوری کنیم برگشت از ضد ارزشها ست یعنی هر ضد ارزشی که ما انجام دهیم ما را دچارترس و اضطراب می‌کند، آقای مهندس کار، بد را می‌گوید ضد ارزش که در واقع همان کاری است که ما در اسلام به آن گناه می گوییم .
توبه یعنی بازگشت یعنی یک راه اشتباهی را که رفته ایم پایین حالا باید این راه را برگردیم بالا و همیشه پایین رفتن خیلی راحت تر از بالا آمدن است حالا این مسیر را ما آروم ، آروم وبا آموزش هایی که می‌گیریم باید بیاییم بالا واز این ضد ارزشها دوری کنیم حالا این ضد ارزشها چی هست ؟ با تعمق در درون خودم ویا عقل خودم متوجه می‌شوم که چه کاری ارزشی است و چه کاری ضد ارزشی است که بعضی از آنها در فرهنگ های مختلف و متفاوت است مثل حجاب .

 پله ی  دوم که ما باید رعایت بکنم که دچار ترس و اضطراب و نگرانی نشوم خودداری است  من نمی‌دانم این کاری که میخواهم انجام بدهم درست است ویا نادرست ، خوب تفکر می‌کنم ، از دیگران هم مشورت می گیریم ، ولی به نتیجه نمی رسم این جور مواقع ما باید آ ن  کار را انجام ندهم و آقای مهندس میگوید که این کار را بهتر است انجام ندهیم چون هنوز به تمام زوایای آن آشنا نیستیم. بخاطر همین ما به تازه واردین  که وارد  کنگره می شودمی گوییم تا شش ماه سکوت کنند، چرا ؟ چون نمی داند این کاری که در مورد مسافرش میخواهد انجام بدهد درست است ویا اشتباه است چون آموزش نگرفته است بنابراین تا شش ماه باید خودداری بکند و سکوت بکند سکوت کردن یعنی جوری نباشیم که اصلا حرفی نزنیم سکوت باید همراه با آ گاهی و با دانای همراه باشد.

 ما یک عمر است که به بچه هایمان  محبت بیش از حد می کنیم، که دائم داریم قربون  صدقه ی بچه میرویم این اسراف زبانی است ویا هر چیزی  که او می‌خواهد برایش می خریم وفکر نمی‌کنیم که این بچه آینده داردو این بچه اصلاً نداری   را بلد نیست به قول آقای مهندس که میگوید ممکن است جنگ به وجود آید ویا قحطی بشود ، ممکن  است هزار تا مشکل پیش بیاید این بچه ی من آیا میتواند این شرایط را تحمل بکند؟!!!
  ما که خودمان در شرایط سختی بزرگ شدیم خیلی سخت توانستیم جنگ را تحمل کنیم . بچه های ما که در رفاه کامل هستند، و یک کم سختی بچه را نمی کشد، پس یک ذره نه گفتن را به بچه هایمان یاد بدهیم و آموزش بدهیم اگر هر چه جیبتان پر از پول هم است بزرگترین خدمتی که میتوانم به بچه ام بکنم تربیت صحیح است .
 یکی از موارد  قناعت تربیت است ویا همین پس انداز کردن ، همین اسراف نکردن ،  بعداً میگوید خدا پدر و مادرم را بیامرزد که من را اینجوری بار آورد ولی اگر همه چیز ی را در اختیار شان بگذاریم هر کجا کم بیاورد گله مند میشود از من مادر  که این چیز ها را به من یاد نداد.
اولین قدم که بچه را تربیت بکنیم باید از خودم شروع کنم یعنی خودم باید قانع باشم  که بچه ام یاد بگیرد همین که می‌بیند که مادر قانع است به رفتار من نگاه میکند و یاد می‌گیرد.
    
  صبر کردن : طبیعت حکم مادر ما را دارد آدم از مادرش چیز یاد می‌گیرد ویکی از چیز ها که به ما آموزش می‌دهد طبیعت هست .     صبر چیست ؟ پشت سر گذاشتن ویا طی کردن ویا تحمل زمان همراه با تلاش و کوشش لازم برای رسیدن به اهداف تعیین شده . پس سه تا مورد در صبر وجود دارد هر مشکلی که برایم پیش آمد با خودم بگویم که این مشکل هم مثل آن میوه ی درخت است و زمان خودش  را می‌خواهد حالا این زمانش دست ما نیست خدا می‌داند که این مشکل چه قدر زمان می‌خواهد که حل بشود پس هر جا هر مشکلی داریم باید یک زمانی طی بشود باز اینجا که ما به طبیعت مراجعه می‌کنیم، هر چیزی که در طبیعت بخواهد به وجود آید زمان لازم خودش را می‌خواهد و همراه با تلاش و کوشش لازم. 

درست است که من نمیدانم مسافرم چقدر زمان لازم دارد که به رهایی برسد ولی باید تلاش و کوشش بکنم و تلاش و کوشش من همسفر  این است که  حرف راهنما را گوش کنم ، روی خودم کار کنم .

و تشویق کردن و دل گرم کردن و امید دادن به مسافر اینها حکم آبیاری آن مشکل را دارد ، مثلا اگر من یک درخت بکارم همین طوری نمی تواند رشد کند .آبیاری می‌خواهد ، نور خورشید میخواهد ، پس این چیز ها را من همسفر میتوانم به مسافرم بدهم واگر به مسافرمان گیر بدهیم یعنی مثل این است که گازوئیل بریزیم پای درخت .
 و مورد سوم درصبر ، رسیدن به اهداف تعیین شده  است که میگوید  اگر تلاش وکوشش لازم را انجام دادی به آن اهداف خودت میرسی و چیزهایی که در نظرت هست میرسی .مهمترین ابزار زندگی صبر است.

 سیستم  ایکس را جدی  بگیریم و سیستم x با انجام کوچکترین ضد ارزشی خراب می‌شود ، بعد چگونه فعال می‌شود با انجام ارزش ها  و بهترین کارهای ارزشی را در کنگره می‌شود انجام داد با خدمت کردن ، با بخشش کردن ، با سی دی نوشتن ، تمام اینها سیستم را فعال میکند ، سیستم که فعال شد بیان ژن عوض میشود و این دیگر  درخون من است و این کار می‌برد اگر می‌خواهید نسل در نسلتان خوب بار بیایند و خودتان هم در آرامش باشید باید مراقب سیستم x باشیم.
 صبر خیلی تلخ است وبه یک گیاهی تشبیه کردند که بسیار تلخ مزه می باشد.ولی صبر نتیجه ی شیرین دارد و خدا میگوید که دیر و یا زود پاداش صبرتان را می گیرید به شرطی که با تلاش و کوشش لازم باشد وقتی که  خداوند یک چیزی را به ما نمی‌دهد شاید این به نفع ما باشد مثلاً کسی که بچه دار نمی‌شود و همین جور به خدا میگوید که دلش میخواهد بچه دار بشود و خیلی اسرار میکند، خدا هم به آن یک بچه ی ناقص می‌دهد و آقای مهندس می‌گوید بچه ی ناقص بهتره و یا بچه نداشتن . 
   تجسس ، قضاوت ، غیبت، یا همان فضولی کردن ، این سه تا را چرا کنار هم آورده چون من اول از یک تجسس و یا فضولی شروع میکنم  در کار یکی دیگر سرک می کشم فضولی میکنم و پشت سر آن میام قضاوت میکنم وبعد که قضاوتش کردم شروع میکنم پشت سرش حرف زدن ، پس ریشه ی اینها تجسس است پس آقای مهندس میگوید تجسس کار نیروی انتظامی است نیروی انتظامی که تجسس میکند اولاً برای تجسس خودش حقوق می‌گیرد ، دوم کارش خیلی مشروع است و خیلی هم انسانی است وخیلی هم قابل احترام هستند چون کارش جوری است که برود و تجسس کند ، آن هدف دارد ، مأموریت دارد ولی من چه کاره هستم که  فضولی می‌کنم در کار دیگران که مثلاً: چه کسی دماغش را عمل کرده باید بگوئیم که دوست داشته به من ربطی ندارد در مورد قضاوت هم آقای مهندس می‌گوید کسی که قاضی میشود و قضاوت می‌کند اولاً که درس این کار را خوانده است سالها در دانشگاه تمام جزئیات این کار را به دست آورده است دوم ممکن است که ده سال روی یک پرونده تحقیق بکند ولی باز هم ممکن است اشتباه کند با این که درس خوانده کلی هم شاهد ومحقق و همه را روانه میکند که بفهمد ولی باز هم اشتباه میکند.
حالا من یک آقا را دیدم رفته خانه ی همسایه فقط همین را دیدم بقیه ی آن را در ذهن خود می سازم و ادامه ی فیلم را خودم می سازم و بعد هم قضاوت میکنم و بعد هم که قضاوت کردم میروم این طرف آن طرف هم میگویم یعنی حکم آن را هم صادر می‌کنم حالا فکرش را بکنیم که چقدر کار ما زشت وغیر انسانی است بنابر این هر چیزی را که دیدیم و شنیدیم بگوئیم به من چه خودش می‌داند وخدای خودش

 .و آخرین پله ( توکل _ رضا _ تسلیم ) توکل باید با تلاش باشد و فقط با توکل کردن کار ساز نیست باید همراه با تلاش باشد وبعد مرحله ی رضا هست ، رضا یعنی راضی باشم به تقدیر خوب ،و تقدیر بد هر چیزی که برای من مقدر باشد راضی باشیم و آخرین مرحله تسلیم است که در مورد مرحله ی تسلیم هیچ خواسته ای نداریم را ضیم به رضای خداوند پس اگر این هفت پله را اجرا بکنیم از ترس و نگرانی و اضطراب و پریشانی که در زندگی همه ی ما است دوری بکنیم راحت می‌توانیم این چیز هایی که در ذهنمان است را به اجرا در آوریم و همیشه شاد و راحت هستیم .

نویسنده:همسفر فاطمه ج
ویرایشگر:همسفر نسرین
دستور جلسه ی هفته آ ینده:شهر،جهان،جهان ها




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 آبان 1398 07:43 ب.ظ
خداقوت خدمت خانم آمنه عزیز بسیار زیبا این مبحث را بیان کردید خیلی آموزش گرفتم ... خداقوت و سپاس از وبلاگ نویسان لژیون یکم
دوشنبه 6 آبان 1398 08:23 ق.ظ
خدا قوت و تبریک خدمت خانم فاطمه ج عزیزم بابت خدمت جدید وبلاگ نویسی.
خدا قوت ویژه خدمت خانم نسرین عزیزم.
خیلی عالی بود لذت بردم.
سپاسگزار و ممنون از شما عزیزانم.
یکشنبه 5 آبان 1398 02:09 ب.ظ
با سلام و خدا قوت
خدا قوت خدمت کمک راهنمای محترم خانم آمنه عزیزم .
خدا قوت خدمت خدمت خانم رقیه عزیز ممنون بابت استادی خوبشان.
خدا قوت خدمت خانم فاطمه ج عزیز بابت نویسندگی خوبشان.
خدا قوت خدمت خانم نسرین عزیز بابت درج مطالب در وبلاگ .
ممنون آموزش گرفتم .
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات