اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
سه شنبه 9 مهر 1398 :: نویسنده : همسفر نسرین
به نام قدرت مطلق اللّه
گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه شعبه ی امین گلی روز دوشنبه مورخ98/07/08با استادی هم سفر مهری و دبیری هم سفر فاطمه ج  و با دستور جلسه ی ادامه ی  "سی دی بخشش"راس ساعت 16:30آغاز به کار نمود.


بخشش به ظرفیت ما نیست چون اگر ظرفیت بالایی داشته باشیم،ظرف است بالاخره این ظرف یک روزی پر می شود، پس بخشش به علم ودانایی ما بستگی دارد که اگر نسبت به آن شناخت داشته باشیم مانند سوپاپ عمل می کند.واین سوپاپ تمام حس های منفی را از وجود ما خارج می کند...

درادامه مطلب بخوانید....

انسان هایی که به ما ضربه می زنند وباعث ناراحتی ما می شوند ویک چیزی را از ما میگیرند  این ها مأمور هستند که یا از روی آگاهی ویا از روی نا آگاهی واز روی جهلشان یک ضربه ای را به مابزنند ویک چیزی را از ما بگیرند، ودر ازای آن خداوندیک چیز بهتری را به ما بدهد ،اینان یک وسیله اند .خداوند بهترین بازگرداننده است؛ یعنی می تواند یکسری چیزها را از من بگیرد  و یکسری چیزها را به من بدهد وبه این سری افراد القاء می شود و  خداوند فردی راکه دارای صفت بدی هست را مأمور به انجام چنین کاری می کند و  خودشان هم به این مسئله آگاه نیستند . واز آدم های خوب برای انجام این کار ها استفاده نمی کند.

از نتایج بخشش این است که اگر من ببخشم یک چیز بهتری بدست می آورم ویا اتفاق جدید و بهتری برای من رخ خواهد داد.با بخشش من دشمنی ها از بین می رود وصلح و دوستی  در ما برقرار میگردد.با این کار احساس من تغییر می کند ودیگر حس بدی نسبت به طرف مقابلم  ندارم و درون خودم راحت هستم وبه  حال خوش دست می یابم.
حالا با علم و آگاهی که پیدا کردم ومی دانم که بخشش این نتایج خوب را برای من به ارمغان می آورد متوجه می شوم که باید ببخشم ویا اینکه در جهنم  خودم وبا آن حس های بدی که در  وجودم هست بمانم.

کسانی که به من ضربه زده اند سزاوار بخشش نیستند ولی طبق قانون عمل و عکس العمل یا در این بعد  ویا در بعدهای  دیگر عکس العمل کار زشتش را می بیند وفقط از نظر من بخشیده شده است ولی  از نظر خداوند و کائنات این اتفاق نمی  افتد و هستی روی  عدالت رفتار می کند وهر کسی را  به سزای اعمالش می رساند.

حس ما نسبت به اطرافیان به نحوه ی نگاه ما بستگی دارد.مثلا مادر شوهری که من از آن بدم می آید،دخترهایش روزی هزار مرتبه قربان صدقه اش می روند پس به نحوه نگاه من بستگی دارد.آقای امین می فر مایند؛اگر نگاه بدی به کسی داشته باشی ،فقط بدی  های آن جلوی تو قرار  می گیرد.چون انسان یک نیمه  ی  تاریک دارد و یک نیمه ی روشن یکسری بدی ها  دارد و یکسری خوبی ها اگر حس من نسبت به یک نفر  خراب بشود آن قسمت بدش جلوی من قرا ر می گیرد یعنی فقط بدی  های آن را می بینم.

بخشش به ظرفیت ما نیست چون اگر ظرفیت بالایی داشته باشیم،ظرف است بالاخره این ظرف یک روزی پر می شود، پس بخشش به علم ودانایی ما بستگی دارد که اگر نسبت به آن شناخت داشته باشیم مانند سوپاپ عمل می کند.واین سوپاپ تمام حس های منفی را از وجود ما خارج می کند و راحت می توانیم که حسادت نکنیم و بر  ترس هایمان غلبه کنیم وحتی  راحت تر می توانیم ببخشیم.
می دانیم وقتی که می ترسیم راه کارش چه چیزی است و اگر آن را اجرا نکنیم چه عواقبی در وجودمان اتفاق می افتد و وقتی که این سوپاپ رادارم دیگر منفجر نمی شوم.

حس  های ناخوشایند خود رابا استفاده از یکسری قوانین خارج کنید مثل حس تنفر،ترس،منیت،حسادت و... .
حالا اگر من نخواهم با یکسری این علم و آگاهی  هایی که دارم حس های خودم را درست بکنم نمی توانم از یکسری مراحل  و حلقه ها رد بشوم و بنابر حس هایمان در یک مرحله ای قرار می گیریم.
اگر من در این حلقه قرار دارم براساس حس های خودم هست واگر بخواهم از یک  مراحل و حلقه ها رد بشو م باید یکسری از حس هایم  را تزکیه بکنم تا بتوانم به مراحل بالاتر  بروم در غیر  این صورت همیشه در یک سطح باقی می مانم.
وجه مشترک روزه دار و فرد مصرف کننده مثل هم است،فرد روزه دار خمار غذا است و فرد مصرف کننده خمار مواد است.و روزه در واقع یک سقوط  آزاد سبک است.فرد روزه دار  بخاطر یکسری فعل و انفعا لاتی که در  بدنش رخ  می دهد و یکسری غدد ومواد در بدنش ترشح می شود توانش زیاد می شود.این دستگاه پیچیده و  هوشمند است بخاطر همین به آن سیستم ایکس یا شبه افیونی می گوییم   وهر چه قدر هم که بیشتر ترشح بکند راند مانش بالا می رود.
این سیستم تمام سطح بدن ما از جمله خواب و خوراک،خلق و خوی و بیماری هاو....را در بر می‌گیرد واز دو حالت برای راه اندازی تأثیر می گیرد؛باسیم،بی سیم
بی سیم یا همان موج؛مثل افکار منفی،ترس،نگرانی،و...که ماهم سفران داریم.این ها سیستم من را خراب می کنند و وقتی  از کارآیی آن کم بشود شبه افیونی  کمی تولید  می کند و همیشه  بی حوصله و خمار هستیم.وراه اندازی آن با خواندن نماز سروقت وبا حضور ذهن انجام می گیرد.
و دیگری با سیم یا همان ذره؛که با مصرف مواد مخدر و الکل کارآییش مختل می شود،مثل مسافرها  که شبه افیو نیشان را از کار انداخته اند.وراه اندازی آن هم با روزه انجام می گیرد.
ودر واقع خواندن نماز و گرفتن روزه برای باز خواست و گناه نیست،بلکه یک فرصت است برای اینکه من سیستمم را راه اندازی بکنم.و سود ونفع آن هم به خودم می رسد مجازاتش هم این است که این سیستم به خوبی کار نمی کند ومن در جهنم درونم هستم وهمیشه بی انرژیهستم.
   خود آدم باید سود این قضیه را حس بکند یعنی روزه بگیرد وبه واسطه ی روزه به یک خال خوشی برسد اگر آن حس های قشنگ و آن منفعت را تجربه کرد،سعی می کند که روزه هایش را بگیرد.و آقای امین می فرمایند که اگر اول کار ناقص انجام دادی اشکالی ندارد مهم این است که انجام بدهی.
اثرات روزه را بیشتر می توانیم درک کنیم تا نماز،چون درک نماز خیلی سخت تر است.نماز هم اثراتی دارد اگر اول  وقت باشد انرژی بیشتری از کائنات دریافت می کنیم ولی اگر دیر انجام بدهیم این انرژی کم و کمتر می شود.
یک قانون دیگر وجود دارد،اینکه انسان ها حاضر نیستد اختیار آن ها زیر سؤال برود،مثل این است که ما به مسافر هایمان بگو ییم که مواد مصرف نکن به کمپ ویا کنگره برو وما برای آنها تکلیف مشخص می کنیم وآن ها هم مقاومت می کنند و شروع می کنند به لجبازی کردن.
این قدرت اختیار برای شخص مثل یک گوهر است و اگر کسی بخواهد آن را از فرد بگیرد مقاومت شدیدی از خود نشان می دهد چون بزرگترین نعمتی است که خداوند به انسان عطا کرده است.
مثل اینکه شما روزه اید  یک چای و  یک حبه قند تعادل را در شما برقرار می کند و شما را از حالت خماری در می آورد ،حالا اگر تبدیل بشود به سیگار یا مواد و....چقدر بدن آن شخص نیاز دارد ومن  دارم اختیارش را میگیرم. 
و قانون دیگر اینکه؛احترام هر انسانی دست خود شخص است اگر کسی به من بی احترامی کرد باید یک سر آن را در خودم پیدا کنم،که چه چیزی در من دید که به خودش اجازه داد که به من  بی احترامی یا بی ادبی کند؟

واما چندنکات مهم ؛ اینکه اگر مرزبان خانواده به من گفت که چرا با این وضعیت به کنگره می آیی بی ادبی نکنم وبه حرف آنها احترام بگذارم چون ما به  کنگره می آییم تا دوتا کلمه جهان بینی  یاد بگیریم وزندگی مان را درست کنیم،سالن مد یا عروسی که نمی رویم؟
بزرگترین رکن یک مرزبان مردم داری است و باید دیپلماسی را بلد باشد تا بتواند افراد را جذب کنگره کنند.
آقای مهندس می گویند که من قبلًا با افراد سلام علیک گرمی می کردم ومی دیدم حالشون خراب شد و بعضی ها ظرفیت  این راهم ندارند بخاطر همین فاصله هارا  ها حفظ  کردند.حرمتها را حفظ کنید تا پایه  ها و ستون مستحکم تری داشته باشیم.


نویسنده ویرایشگر:هم سفر نسرین
دستور جلسه هفته آینده :وادی پنجم






نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 14 مهر 1398 07:52 ق.ظ
باسلام و خداقوت به راهنمای عزیزم خانم آمنه و تشکر از خانم نسرین. حس خودخواهی ، منیت، حسادت مثل بازی های کودکانه می مانند که باعث ضررهای می شویم که ممکن است در طول سال ها قادر به جبران آنها نباشیم. مثل خود من که با لجبازی و غر زدن باعث شد لطمه های زیادی به زندگیم وارد شد.
چهارشنبه 10 مهر 1398 04:53 ب.ظ
با سلام و خدا قوت
ضمن تشکر از راهنمای بزرگوارم استاد آمنه عزیزم خدا قوت به خانم نسرین عزیز بابت گزارش خوبشان
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات