اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 27 شهریور 1398 :: نویسنده : همسفر نسرین
روز دوشنبه مورخ98/06/25جلسه یازدهم از دوره چهاردهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره60 ویژه همسفران شعبه ی امین گلی  با استادی همسفر اعظم و نگهبانی همسفرزیبا و دبیری همسفر فریبا  با دستور جلسه
" وادی چهاردهم و تاثیر آن روی  من
رأس ساعت 16 آغاز بکار نمود.




انسان وقتی که عاشق شود فقط خوبی ها و زیبایی های دیگران را می تواند ببیند و مسافرش را بدون هیچ قید و شرطی دوست دارد به خاطر وجود خودش و با تمام کم و کاستی هایش لذت می برد.
به ادامه مطلب مراجعه فرمایید......

به نام آن که هستی را بر پایه ی عشق آفرید.

روز دوشنبه مورخ98/06/25جلسه یازدهم از دوره چهاردهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره60 ویژه همسفران شعبه ی امین گلی  با استادی همسفر اعظم و نگهبانی همسفرزیبا و دبیری همسفر فریبا  با دستور جلسه
" وادی چهاردهم و تاثیر آن روی  من
رأس ساعت 16 آغاز بکار نمود.




انسان وقتی که عاشق شود فقط خوبی ها و زیبایی های دیگران را می تواند ببیند و مسافرش را بدون هیچ قید و شرطی دوست دارد به خاطر وجود خودش و با تمام کم و کاستی هایش لذت می برد.
به ادامه مطلب مراجعه فرمایید......



سخنان استاد گرامی:

 از خانم زیبای عزیز کمال تشکر را دارم که استادی این جلسه را به من واگذار کردند.در مورد وادی چهاردهم صحبت کردن کار آسانی نیست و انسان باید به یک دانایی و معرفتی رسیده باشد تا بتواند در این مقوله صحبت کند به قول آقای مهندس تا عاشق نباشی نمی توانی در مورد عشق صحبت کنی .جایگاه عشق آن قدر مهم است که باید 13 مرحله را طی کنیم و تزکیه و پالایش بشویم تا به آن معرفت و آگاهی لازم برسیم تا بتوانیم وارد این وادی بشویم .

اساس کار کنگره 60 برمبنای محبت است و این را همه ی ما هنگام بدو ورود به کنگره به خوبی لمس کردیم و آن برخوردی که مرزبان و کمک راهنماها با ما داشتند باعث شد که ما جذب این مکان شویم و اگر این پیوند محبت نبود ما اینجا دور هم جمع نشده بودیم و هیچ ارتباطی بین ما نبود .آن چه باور است محبت است و آن چه نیست ظروف تهی است. یعنی: اگر محبت در موضوعی نباشد مثل ظرف های خالی است که به هیچ دردی نمی خورند حتی اگر همه چیز مثل علم و دانش و سرمایه باشد اما محبت نباشد آرامش وجود نخواهد داشت .

خداوند به صورت غریزی عشق را در وجود همه ی ما قرار داده عشقی که همه ی موجودات و انسان ها نسبت به بچه ها و یا دارایی هایشان دارند و این پایین ترین سطح عشق است اما عشقی که در وادی 14 مد نظر است عشق به تمام هستی است عشقی که به انسان آرامش می دهد نه عشقی که باعث حرص و طمع بشود .انسان وقتی که عاشق شود فقط خوبی ها و زیبایی های دیگران را می تواند ببیند و مسافرش را بدون هیچ قید و شرطی دوست دارد به خاطر وجود خودش و با تمام کم و کاستی هایش لذت می برد و اگر کسی به او بدی کند و حالش را خراب کند رهایش نمی کند و نسبت به او حسش بد نمی شود و بدی طرف را پای جهل و نا آگاهی و آموزش ندیدنش می داند .

امواج عشق مانند خورشید به تمام موجودات تابیده می شود و هر کس به میزان ظرفیتی که دارد می تواند این امواج را دریافت کند و هر چه خالص تر و پاک تر باشیم امواج بیشتری را می توان دریافت کرد کافی است دست خالی از کینه ونفرت و حسادت و نفاق خود را بالا ببری و باز کنی و این امواج را بگیری که این امواج در دل خشمگین ترین و حتی سنگدل ترین افراد هم رسوخ می کند تا جایی که آرام آرام رشد کند و بیرون بیاید و خودش را نشان بدهد و طعم شیرین عشق را به شخص بچشاند .

برای عشق مثلثی داریم که اضلاع آن سایه ها –جاذبه و حس است و برای این که عشق پدیدار شود شرط اول این است که یک چیزی وجود داشته باشد که عاشق یا معشوق واقع شود که همان سایه ها می باشد وسایه باید دارای قدرت جاذبه باشد .همه ی موجودات هستی چه در صور آشکار و چه در صور پنهان خود قدرت جاذبه دارند تا بتوانند خواسته هایشان را جذب کنند و هستی هم بر مبنای جاذبه و هم بر مبنای دافعه بنا شده یعنی فقط جاذبه نیست زیرا اگر تنها جاذبه بود همه چیز به هم می چسبید .اگر عشق را جذب کند تنفر را دفع می کند و اگر آرامش را جذب کند اضطراب را دفع می کند .


حس یک گیرنده است که تمام اطلاعات از طریق حس گرفته می شود و حس اولین قوه ی به کار گیری نیروی عقل است که اطلاعات را می گیرد و به عقل می دهد و عقل آن ها را پردازش می کند و تصمیم می گیرد پس سایه باید وجود داشته باشد و امواج جاذبه توسط سایه ها ارسال می شود و حس این امواج را دریافت می کند و  زمانی که حس تحت تاثیر نیروهای مخرب باشد نمی تواند امواج عشق را دریافت کند و حالش هیچ وقت خوب نیست و همیشه مضطرب و پریشان است .

ما وقتی که از عشق صحبت می کنیم اولین چیزی که در ذهنمان تداعی می شود عشقی است که دو نفر نسبت به هم دارند اما این عشق چگونه بوجود می آید ؟ امواج عشق از طرف شخصی ارسال می شود و طرف مقابل این امواج را دریافت می کند اگر این امواج برایش خوشایند باشد جواب می دهد و این امواج بر می گردد و فرد با حسش آن را دریافت می کند. حالا بستگی دارد که این دو نفر چه مقدار از نظر رفتار و منش و خصوصیات انسان های خوبی باشند هر چقدر که که آراسته تر و بهتر باشند این امواج خوشایند تر و زیباتر است و آرام آرام ارتباط بین آن ها شکل می گیرد و با هم صحبت می کنند و این ادامه پیدا می کند تا ذره ذره محبت بوجود آید و تا زمانی ادامه می یابد که بین آن ها هیچ پنهان کاری و سری نیست و آن گاه عشق واقعی پدیدار می شود و وقتی این عشق بوجود می آید که ریشه اش در آگاهی و معرفت و شناخت باشد نه از روی جهل و نا آگاهی .


مرتبه ی دوم عشق :عشق مخلوق به خالق است قبلا گفته شد که برای بوجود آمدن عشق باید سایه ها باشد که سایه های عشق به خدا همان مخلوقین هستند پس عاشق باید در این مرحله به تمام هستی عشق بورزد و خدمت بلا عوض کند در اینجا هر چه بیشتر عشق به خلق می ورزد شاداب تر و پر انرژی تر می شود .دست هایی که کمک می کنند مقدس تر از لب هایی هستند که دعا می کنند پس خدمت به خلق بالاتر از عبادت کردن است و بهای عشق به خدا خدمت و عشق به مخلوقین است .

مرتبه ی سوم عشق:عشق خالق به مخلوق است که باید در این مرتبه دو مرتبه ی اول را طی کرده باشیم که در این قسمت بدون تلاش و زور زدن تمام هستی را دوست داری همان طور که آقای مهندس می گویند: که من شما را دوست دارم اما زور نمی زنم که دوست داشته باشم یعنی آقای مهندس به این مرحله از عشق رسیده اند و در این مرحله از عشق خدا عاشق بنده اش است و عشق قدرت مطلق در خلق تجلی می یابد آن وقت مخلوقین او را دوست دارند و عاشقش می شوند دقیقا مثل عشق بین کمک راهنما و رهجو می باشد که راهنما عاشقانه به رهجویش کمک می کند و رهجو را به آرامش می رساند و رهجو هم عاشقانه او را دوست دارد و هر چه که راهنما می گوید چشم می گوید .

خوش به حال کسانی که به این مرحله از عشق رسیده اند و امیدوارم که من و بقیه ی افراد که به این عشق نرسیده اند لیاقت این را داشته باشیم که یک روز این چنین عشقی را لمس کنیم . از این که به صحبت های من گوش کردید تشکر می کنم.

قرائت پیام سفر دوم


 رهایی و ورود به سفر دوم همسفر زهرا و ورود به سفر دوم همسفر لیلا از لزیون یکم کمک راهنمای محترم خانم آمنه

خواندن آوای کنگره 60

لژیون خدمتگزار لژیون یکم


نویسنده :هم سفر نسیم از لژیون یکم

تصویرگر:هم سفر سمیه

تنظیم و ارسال عکس: همسفر لیلا ن






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 شهریور 1398 06:06 ب.ظ
سلام و خدا قوت خدمت خانم اعظم از استادی زیبایتان لذت بردم و خدا قوت به همه ی لژیونیهای خوبم


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic