اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 13 شهریور 1398 :: نویسنده : nasim nasim1

"به نام خالق زیبایی ها"

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه شعبه ی امین گلی روز دوشنبه مورخ 98/6/11با استادی هم سفر نسیم و دبیری هم سفر فاطمه ج  و با دستور جلسه ی ادامه ی سی دی حال خوش 4راس ساعت 17:30آغاز به کار نمود.



اگر انسان از حالا تصمیم گرفته که انسان خوبی شود و دوباره در زندگی برایش مشکل ایجاد می شود نباید  بگوید که خدا می خواهد ما را امتحان کنداین طور نیست که تو از حالا خوب شدی همه چیز برایت خوب شود و مورد حمایت قرار بگیری بذری که قبلا کاشتی حالا روییده است باید ذره ذره آنرا از مزرعه ات خارج کنی. 

در ادامه ی مطلب بخوانید...


 

نفس انسان در پاسخ به او که چرا نمی توانیم حساب خود را صفر کنیم این گونه پاسخ داد :تو دارای یک آرشیو هستی و آرشیو یک بایگانی بسیار بزرگ است که آن چه از روز ازل تا کنون بر انسان گذشته در آن ثبت شده و در قسمت ناخودآگاه و یا فطرت و یا در آرشیو خاموش توست و دسترسی به آن کار آسانی نیست مگر با فرمان الهی ممکن است گشوده شود.انسان ها دارای دو آرشیو هستند یک آرشیو بیدار ذهن که اطلاعات ذهن مثل خاطرات بچگی و یا زمان ازدواج را می داند ویک آرشیو خاموش که کلیه ی اطلاعات از روز الست در آن است و تو به آن دسترسی نداری مگر این که خدا فرمان بدهد و گناهانت بخشیده شود و افرادی که کشف شهود می کنند امکان اجازه به این آرشیو را دارند اما برای ما امکان پذیر نیست مگر این که به مرحله ی تزکیه و پالایش برسیم.

انسان پرسید: آیا به جز این زندگی ما زندگی دیگری نیز داشته ایم؟نفس گفت:زندگی ما از روز الست آغاز شده یعنی از روزی که خدا با ما پیمان بست و گفت آیا من پروردگار شما هستم و ما گفتیم بله و گفت آیا فرامین من را اجرا می کنید که با من هماهنگ باشید و ما گفتیم بله اما از روز و تاریخ و محل آن آگاه نیستم و این که قبل از پیمان چه اتفاقی افتاده را نمی دانم بهر حال آن روز زندگی ما به گونه ای دیگر در سماوات یا محل دیگری آغاز شد و ما چندین زندگی را طی کردیم تا به مرحله ی کنونی رسیدیم .

در هنگام مرگ کالبد خاکی انسان از بین می رود ولی نفس انسان با تمام خصوصیات خوب یا بد آن مثل بد اخلاقی و یا استعداد خیاطی توسط فرشتگان الهی تحویل گرفته می شود و در قرآن کلمه ی توفی یا متوفی به معنی مرگ نیست بلکه به معنی جامع و کامل تحویل گرفتن است بهشت و جهنم هم یک پرده اش همین است که اگر من بد اخلاق و عصبی باشم همین خلق وخو را با خود به آن دنیا می برم و در آنجا هم عصبی هستم و با کسی سازش ندارم و همین برای من یک پرده ی جهنم است و حتی اگر بهترین زندگی هم برای من در نظر گرفته شود به خاطر همین خصلت زندگی ام را نابود می کنم .

بهشت و جهنم چیزی درونی است یعنی اگر درون من آرام باشد در بهشت هستم و زمانی که خیلی ناراحتم  از درون می سوزم همان جهنم درونی است بنابراین به تفکرات و جهان بینی و دیدگاه ما بستگی دارد که در بهشت باشیم یا جهنم.انسان موجودی است که دارای بقاست و چون از روح و ذات پاک خدا هستیم کمی از او کوچک تر هستیم و این 50 یا 60 سال زندگی در این دنیا جز کوچکی از زندگی ماست زیرا زندگی ما از روز الست آغاز شده که ما ابتدای آنرا نمی دانیم و تا هستی هست ما هم وجود داریم و زندگی های گوناگونی را پشت سر می گداریم.

در این آغازها و بازی های پی در پی که آمده ایم برای خود دوستان و یا دشمنانی داشته ایم در مرحله ای کشته ایم و در مرحله ی دیگر کشته شده ایم و گاهی عاشق و گاهی معشوق و یا در مرحله ای عشق ما به نفرت و یا جای دیگر نفرت به عشق و گاهی در اعماق تاریکی و گاهی دیگر در اعماق روشنایی بوده ایم و حساب و خرده حسابی را به جا گذاشته ایم و زندگی ما مانند زنجیر به دنبال هم بافته شده و ما به دنبال هم روان شده ایم و عشق و محبت و کینه و نفرت و کارهای نیمه تمام باعث شده تا به گروه و مکان قبلی برگردیم بنابراین هر کسی که به دنیا می آید برای تمام کردن کارهای نیمه تمام خودش است مثلا فردی آن قدر کینه و نفرت در وجودش است و از خدا می خواهد که به دنیا بیاید تا از افرادی که او را اذیت کرده اند انتقام بگیرد و با همین حس انتقام که در وجودش است به دنیا می آید اما فراموش می کند که با چه کسی دشمن بوده زیرا اگر فراموش نمی کرد نمی توانست در کنار آن ها قرار گیرد و یا بعضی ها می خواهند به عشق خود برسند و برخی دیگر در وجودشان علم را دوست دارند و به این دنیا می آیند تا دانشمند شوند بنابراین اهداف ما از قبل تعیین شده که برای چه هدفی به دنیا آمده ایم و اگر بخواهیم از بازی خارج شویم به این آسانی نیست و زندگی انسان به صورت دسته جمعی است زیرا انسان ها در جمع به تکامل می رسند و زندگی به صورت انفرادی معنا و مفهومی ندارد .

آنچه انسان از روز ازل تاکنون در مراحل قبلی کاشته بایستی درو کند بنابراین ما نباید بگوییم چرا این اتفاق برای من افتاده ؟زیرا کارهایی که قبلا کرده ام حالا باید تقاص پس دهم و زندگی ما مثل یک کتاب است و ما با خواندن فقط یک صفحه از آن نمی توانیم بگوییم که این کتاب همه اش در مورد خوبی و خوشی است یا مثلا زندگی کسی را که خوب است را نباید بگوییم چرا خدا به فلانی خوبی کرده زیرا ما از قبل و بعد زندگی او خبر نداریم پس نباید قضاوت کنیم .

برای صفر کردن حساب باید از این به بعد بذر نیکو بکاریم تا در آینده بذر نیکو برداشت کنیم اما بذر های تلخ و زهر آگینی که قبلا کاشته ایم چه بخواهیم و چه نخواهیم در مزرعه ی ما رشد می کنند و تنها راهش این است که با صبر و گذشت و ایثار بذرهای تلخ را به مرور زمان از مزرعه ی خود خارج کنیم . در این دنیا هر چه کشیدی تمام شد اگر می خواهی از این به بعد در دنیاهای دیگر در آرامش باشی بذر نیکو و تخم ودانه ی با ارزش بکار تا در آینده آنرا درو کنی بنابراین دنیا مزرعه ی آخرت و آخرت مزرعه ی دنیاست.

بذرهای تلخ همان صفات بد ما هستند مثل دروغ –غیبت-رشوه خواری –تجسس و ... بذرهای نیکو نیز صفات خوب ما هستند و اگر انسان از حالا تصمیم گرفته که انسان خوبی شود و دوباره در زندگی برایش مشکل ایجاد می شود نباید بگوید که خدا می خواهد ما را امتحان کنداین طور نیست که تو از حالا خوب شدی همه چیز برایت خوب شود و مورد حمایت قرار بگیری بذری که قبلا کاشتی حالا روییده است باید ذره ذره آنرا از مزرعه ات خارج کنی. خانم آمنه گفتند که من قبلا با خود می گفتم که خدا هر کس را که بیشتر دوست دارد بیشتر به او مشکل می دهد و هر بار برایم مشکل پیش می آمد می گفتم که خدایا نمی خواهم که من را دوست داشته باشی اما بعدا فهمیدم که این مشکلات همان بذرهایی هستند که قبلا خودم کاشته ام و یا کسی که 6 ماه پیش چک بی محل کشیده و حالا انسان خوبی شده موعد چک ها که برسد گیر می افتد چون باید آن ها را پاس کند و نباید بگوید که من دیگر خوب شده ام پس چرا برای من این اتفاق افتاد پس انسان هر ذره ای عمل خوب یا بد انجام دهد خدا سریع الحساب است و حسابش را رسیدگی می کند این طور نیست که قصر در برود.

آقای مهندس استادهای زیادی داشتند حدود 300 استاد اما سه تا از آن ها به نام رعد و سردار و عقاب سفیدمهم بودند اما پیام استاد سردار به آقای مهندس :پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویشتن خویش توجه می کنند واجب و ضروری است که از سخن وارد نقطه ی عمل شوند.این پیام برای افرادی است که مسیر زندگی خود را تغییر داده اند مانند ما که به کنگره وارد شدیم باید به خود توجه کنند و نفس خود را بشناسند و معایب آنرا پیدا کنند و آن ها را اصلاح کننند و آنچه را که یاد گرفته اند عملی کنند.

در قرآن خدا فرموده که آیا نگاه نمی کنید که شتر چگونه در زمین خلق شد ؟آسمان چگونه برافراشته شد ؟ به زمین و سما توجه کنید .ما در زندگی خود به خیلی از چیزها اصلا توجه نمی کنیم آقای مهندس می گویند من در زمان مصرف مواد پارکی که نزدیک خانه مان بود را نمی دیدم و بعد از درمان متوجه آن شدم .اما ادامه ی پیام :با اندیشه ی ژرف خود به رحمت ماورا ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد.یعنی اگر انسان در صراط مستقیم باشد و درست حرکت کند زمین و آسمان و درخت و انسان ها و ... همه با شما خوب می شوند و به شما کمک می کنند و پاداشش بلافاصله داده می شود اما اگر در جهت غیر مستقیم حرکت کند همه با او دشمن می شوند و هر کجا که می رود با او ساز مخالف می زنند .

آن گاه بذر نیکو بکار یا تخم و دانه ی با ارزش هم در صور آشکار و هم در صور پنهاندر صور آشکار منظور همان درختان میوه هایی که باارزش هستند می باشد مثل درخت خرما که شیرین است و کسی درخت حنضل که میوه ی تلخی دارد نمی کارد اما در صور پنهان منظور از تخم و دانه ی باارزش همان صفات خوب انسان هستند وقتی که انسان بذر نیکو کاشت هم خوراک و قوت کافی برایش فراهم می شود و هم سایبان برایش برافراشته می شود . هر کاری که بار معنوی داشته باشد بار مادی نیز با خود به دنبال خواهد آورد اما اگر بار مادی کاشتی بار معنوی نخواهد آورد مثل کاری که آقای مهندس برای رهایی مصرف کنندگان کردند که بار معنوی داشت و آقای مهندس در زمان مصرف اوضاع مالیش خوب نبود اما بعد از انجام این کار معنوی وضع مالیش نیز خوب شد به گونه ای که نزدیک به 200 میلیون برای کنگره کمک کردند یا خیلی از راهنماها اوضاع مالیشان خوب شد به طوری که برخی از آن ها عضو لژیون مالی شدند.پس آن کنید که فرمان است .فرمان چیزی است که تمام انسان ها آن را قبول دارند مثل پرهیز از دروغ گویی که همه آن را قبول دارند و می دانند که بد است بنابراین فرمان همان دوری از ضد ارزش ها می باشد مثل ویل للمکذبین :وای بر دروغ گویان و ویل للمطففین:وای بر کم فروشان و ...پس منظور از فرمان آداب خاص مذهبی نیست این آداب مذهبی خوب هست ولی به شرط این که فرامین را اجرا کنید و ما این آداب را انجام می دهیم که به ارزش ها بپردازیم اما در صورتی که بیشتر انسان ها در صف اول نماز هستند اما کارهای ضد ارزشی انجام می دهند مثل دزدی و برای لا پوش گذاشتن این آداب را انجام می دهند پس اگر فرامین را اجرا نکنیم به نتیجه نمی رسیم.

تمام این توضیحات برای صفر کردن حساب بود اما بقیه ی بندها برای رسیدن به حال خوش مثل :دوری از ضد ارزش ها –خدمت گزار بودن –در زمان حال زندگی کردن و از جهل فاصله گرفتن همان راه کارهای صفر کردن حساب می باشد که چگونه حساب خود را صفر کنیم همان طور که می بینیم تمام انبیا ما را از ضد ارزش ها پرهیز می دادند و به طرف ارزش ها حرکت می دادند که این کار عملی است برای صفر کردن حساب و از بین بردن علف های تلخ که در وجود ما رشد کرده اند و رسیدن به آرامش و در نهایت به ایمان رسیدن و در بهشت زیستن .

انسان به نفس خود گفت :مثل این که تو بیشتر از من می دانی نفس می گوید من خود تو یا سایه ی دوم تو هستم و تو هیچ وقت به حرف های من توجه نمی کنی و همیشه در حال بازی کردن با اسباب بازی های خودت هستی که در دنیا دور خودت جمع کرده ای مثل خانه و ماشین و مال و مقام و مدرک و ...انسان گفت قرار نشد از من انتقاد کنی به جای این که کارهای مرا تایید کنی تمام تقصیر ها را بر گردن من می اندازی اگر بخواهی این گونه ادامه بدهی مجبورم می کنی که بگویم باعث بروز تمام مشکلات تو هستی مگر نمی گویی که من تو هستم نفس گفت :ببخشید خلافی که تو کرده ای از جبر زمانه بود و اصلا مقصر اصلی خداست اگر تو را خلق نمی کرد تو هم خلاف نمی کردی .هر چه هواپیما سقوط می کند مقصر برادران رایت است که هواپیما را اختراع کرد و هرچه اتومبیل تصادف می کند مقصر فورد است زیرا اتومبیل را اختراع کرد و هرچه سنگ از آسمان می افتد و سر آدم ها می شکند مقصر نیوتن است که قانون جاذبه را کشف کرد و هرچه مردم الکلی در سطح زمین است مقصر زکریای رازی است که الکل را کشف کرد دیگر خلاف کاری شما و جهل شما را به رویتان نمی آورم و مرتب شما را تایید می کنم حالا راضی شدی ؟انسان پاسخ داد :اگر می خواهی به نتیجه برسی بی زحمت مرا نقد نکن .

این جملات را طعنه آمیز به ما می گوید که ما همیشه دوربین و انگشتمان به سمت دیگران  است و آن ها را مقصر می دانیم اما وقتی به سمت دیگران انگشت دراز می کنیم سه انگشت به طرف خودمان است یعنی مقصر اصلی خودمان هستیم مثلا کسی که مصرف کننده است همیشه حس قربانی شدن می کند و می گوید مثلا پدرم با من بد برخورد کرد که من مصرف کننده شدم و از کسی که او را مقصر می کند بدش می آید در صورتی که مقصر اصلی خودمان هستیم و طبق وادی سوم و چهارم تنها خودمان می توانیم این مشکلات را از سر راه خود برداریم.اگر شوهر ما هنوز مصرف کننده است ما هم مقصر هستیم که داریم تقاص پس می دهیم چون به خاطر اینکه آموزش ندیده بودیم با رفتار خود بیشتر نفت روی آتش ریختیم و حال شوهر خود را بدتر می کردیم و مصرف او بیشتر می شد و یا این مشکلات به زندگی های قبل ما بر می گردد و بذرهایی هست که قبلا کاشتیم پس ضد ارزش هایی در وجود من بوده که گرفتار این مشکل شده ام همان طور که می دانید خداوند عادل است و هیچ کس به جای دیگری مجازات نمی شود این طور نیست که شوهر ما مواد مصرف کند و ما به جای او مجازات شویم هر مشکلی در زندگی دو سر دارد و یک سر آن درون خود من است .انسان و نزدیک ترین افراد در زندگی اش  آیینه ی همدیگر هستند یعنی اگر رفتار یکی از نزدیکان  ما را آزار می دهد مشابه آن در وجود خود من هست پس باید به خودم رجوع کنم و اگر آنرا پیدا کردم و برطرف کردم آن فرد یا دیگر من را آزار نمی دهد و یا از زندگی من خود به خود حذف می شود و این انسان ها را خدا سر راه ما قرار داده تا به ضد ارزش های خود پی ببریم .

امیدوارم که همه ی ما بتوانیم در راه خود که در مسیر ارزش ها قدم برداشته ایم ثابت قدم بمانیم و با دوری از ضد ارزش ها و تزکیه و پالایش خود بتوانیم به حال خوش برسیم .                   "ان شالله"

سی دی هفته ی آینده :"سی دی روابط حسنه"


نویسنده و ویرایشگر :هم سفر نسیم 





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 شهریور 1398 06:10 ب.ظ
خداقوت خدمت خانم آمنه عزیز با نکات بسیار ظریف وسنجیده همیشه بار آموزشی بالایی دارند...خداقوت خدمت خانم نسیم
شنبه 16 شهریور 1398 04:29 ب.ظ
سلام وخدا قوت به راهنمای عزیزم خانم آمنه

وهمچنین به خانم نسیم خدا قوت می گویم خیلی عالی بود از خانم نسرین هم سپاسگزارم








وهمچنین به خانم نسیم خدا قوت می گوییم خیلی عالی نوشته آید
پنجشنبه 14 شهریور 1398 08:36 ق.ظ
با سلام وخداقوت خدمت خانم نسیم عزیز،مثل همیشه جامع وکامل بود آموزش گرفتم.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic