اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
دوشنبه 11 شهریور 1398 :: نویسنده : همسفر نسرین
من وقتی به گذشته ام نگاه می کنم و ناکامی و شکست های زندگی ام را بررسی میکنم به این نتیجه می رسم که به صحبت ها و آموزش ها توجهی نمی کردم چون فکر می کردم خودم از فکر و تفکر و هوش بالایی برخوردار هستم  وخیلی از آدمها را در این حد نمی دانستم آموزش بگیرم که بخواهم آنها را هم اجرا کنم 



Image result for ‫تصاویر از فرمان برداری تا فرمان دهی کنگره شصت‬‎





به نام خالق زیبایی ها.

من وقتی به گذشته ام نگاه می کنم و ناکامی و شکست های زندگی ام را بررسی میکنم به این نتیجه می رسم که به صحبت ها و آموزش ها توجهی نمی کردم چون فکر می کردم خودم از فکر و تفکر و هوش بالایی برخوردار هستم  وخیلی از آدمها را در این حد نمی دانستم که از آنها آموزش بگیرم که بخواهم آن ها را اجرا کنم ،توانایی هایی که در زندگی داشتم و نتایجی که به دست می آوردم همه  بر علیه من داشت استفاده می شد و تا انسان سرش به سنگ نخورد و آن تلخی راتجربه نکند به این نتیجه نمی رسد که باید مسیرش را تغییر دهد انسان در این موقعییت ها باید ببیند ضربه را از کجا میخورد.
 وقتی این موضوع را بداند این خودش شروع مهمی می باشد وبه این فکر می‌کند چه کسی این ضربه را به من زده است ؟چه کسی به من خیانت کرده است ؟چه کسی در حق من ظلم کرده است ؟حال این مسائل کجا خودش را نشان میدهد در فرمان برداری و شخص آنقدر از نزدیکان و دوستان آسیب میبیند تا به نقطه ای می رسد که دیگر حرف گوش می‌کند چون یک مشکلی است که من نمیتوانم آن را پیدا کنم این جا راهنما یا استاد تشخیص می دهد که درونت چه مشکلی هست . 

پس رسیدن به مرحله ی فرمان برداری خیلی مرحله ی طولانی دارد یعنی خیلی مراحل باید بگذراند تا به این دانایی برسد که باید فرمان بردار باشد و حرف گوش کند و زمانی که راهنما ویا استاد صحبت می‌کنند میان حرف های آنها نمی پرد و اظهار نظر نمی‌کند ودر فکر ایراد گرفتن از آموزش های استاد نیست و قصد این را ندارد که نظر خودش را به استاد بگوید مثلا اگر به یک رهجو گفته می‌شود سی دی ایمان را بنویس او سی دی دانایی را بنویسد پس این رهجو فرمان بردار نیست 
پس زمانی که کسی را مجبور نمی کنند که به کنگره بیاید وبا اراده  ی خودش به کنگره می آید و به اختیار  خودش استاد انتخاب میکند باید فرمان بردار باشد و زمانی که استاد در حال آموزش است من حتی نباید در ذهنم استاد را قضاوت کنم و باید به صحبت های استاد خوب گوش کنم و اجرا کنم وبعد از آن میتوانم نتیجه بگیرم و مقایسه کنم وقتی یک شخص تمام دستورات را اجرا کرده و تمام سی دی ها را باخط خوش نوشته است با شخصی که به صورت ناقص و شلخته وبدخط نوشته است مقایسه کنیم پس متوجه می‌شویم
 که کدام شخص به نتیجه رسیده است ،پس هر کس می خواهد درمان شود باید قوی باشد و برای قوی بودن باید فرمان بردار خوبی باشد واگر فرمان بردار باشیم میتوانیم تاریکی ها را پشت سر بگذاریم و رد کنیم ،و اگر من فرمان بردار خوبی باشم ،فرمانده ی خوبی هم میشوم.

نویسنده : همسفر فاطمه ج 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 شهریور 1398 09:39 ق.ظ
خدا قوت خدمت خانم فاطمه ج عزیزم.
بسیار عالی بود استفاده کردم.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic