اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 6 شهریور 1398 :: نویسنده : nasim nasim1

به نام آن که نامش آرام بخش دل هاست.

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه شعبه ی امین گلی روز دوشنبه مورخ 98/06/04بااستادی همسفر نسیم و بادبیری

هم سفرفاطمه ج با دستور جلسه ی سی دی حال خوش 4راس ساعت 17:30آغاز به کار نمود.



یکی که به من ضربه میزند نباید با اوقطع رابطه کرد و بهترین راه کوتاه ترین راه نیست ما در کنگره یاد می گیریم که دشمنی ها را به دوستی تبدیل کنیم و هر چیزی دو سر دارد و یک سر آن درون من است و یا حس من نسبت به طرف خراب است که با من این گونه رفتار می کند .

درادامه ی مطلب بخوانید...


در ابتدا آقای مهندس مطلبی را مطرح نمودند: وقتی انبیا گسیل شدند هرکدام در یک مرحله‌ای آمدند و بسته به سطح تفکر انسان‌ها پیامبری می‌آمد و اطلاعات خود را بیان می‌کردند و هرچه سطح تفکر انسان‌ها بالا می‌رفت پیامبر دیگری می‌آمد. مثلاً حضرت نوح و ابراهیم در یک مقطع خاصی آمدند و یک کار خاصی انجام دادند یا به پیروان حضرت صالح گفته می‌شد که از شما می‌خواهیم که شتر را پی نکنند یا کاری به شتر نداشته باشند چون مردم به آن سطح تفکر نرسیده بودند تا این‌که در زمان حضرت مسیح، انسان‌ها در مرحله‌ی تصویر بودند.

یعنی وقتی می‌گویی مار تا تصویر آن را نکشی متوجه نمی‌شدند که چه چیزی را می‌گویی و هنوز به مرحله‌ی کلام نرسیده بودند. به همین دلیل در هر کلیسایی که بروید مجسمه‌ی حضرت مسیح و یا نقاشی‌های متعددی از تصویر بزرگان را مشاهده می‌کنید و بالاترین هنر کلیساها این بود که تصاویر را بهتر می‌کشیدند و این مرحله هم مقطعی بود تا این‌که به رسول‌الله و کتاب خدا رسیدیم و انسان‌ها به مرحله‌ی رشدی رسیدند و از تصویر به کلام رسیدند. دریافت کلام و مفهوم آن در مرحله‌ای بالاتر از تصویر است و انسان باید خیلی تفکر و اندیشه‌ی بالا داشته باشد تا مفهوم کلام را متوجه شود. به همین دلیل در تمام عبادتگاه‌ها و مساجد، دیگر تصویر نمی‌بینیم و کلام می‌بینیم و دور مسجد، کلام نوشته‌شده است. اگر زمین و آسمان گفته‌شده دیگر عکس آن‌ها را نمی‌کشند.

 بنابراین کلام را ساده نگیریم و در کلام‌الله نیز مطالب را به‌صورت کلام بیان کرده و بعضی جاهای آن تمثیل دارد. یعنی برخی مطالب یک صور آشکار و یک صور پنهان دارند و از دیدگاه ما نمی‌شود تشخیص داد که صور پنهان دارد. البته صور پنهانی در کار نیست. چون دانش ما به مرحله‌ی کافی نرسیده، نمی‌توانیم مفهوم واقعی آن‌ها بگیریم.

مطالبی در قرآن است که فوق‌العاده عظیم و مهم است و ما هنوز خوب نتوانستیم به مفهوم واقعی آن پی ببریم و آنجا راجع به همه‌چیز صحبت می‌کند. مثلاً درجایی از قرآن از کافر، سخن گفته و ما فکرمی کریم که کافران فقط در دوران پیامبران بوده‌اند درصورتی‌که آقای امین گفتند، برخی از ما نیز کافر هستیم. ما با پنهان کردن نعمت‌های خدا و داشته‌های خود در زندگی کفر می‌ورزیم.

درجایی از قرآن گفته‌شده (والسما ذات الرجع) یعنی آسمان، مرکز برگشت است. ما تصور می‌کنیم منظور باران است که وقتی باران می‌بارد در سطح دریا دوباره بخار می‌شود و به آسمان برمی‌گردد اما چیزهایی که از آسمان می‌آید یکی از آن‌ها آب است و ممکن است خیلی از چیزها در پرتوی این باشند یا وقتی در قرآن از بلد یا قریه سخن گفته، صور ظاهر آن، یعنی شهر و صور باطن یعنی، شهر وجودی انسان. چون بدن انسان تمام کارایی‌اش مثل یک شهر است و فرمانده و نگهبان و... دارد. بنابراین مطالب زیادی در قرآن هست که ما باید به آن دانش برسیم تا بتوانیم مفهوم آن‌ها را درک کنیم.

کتاب مثنوی معنوی حضرت مولانا، تفسیر 2200 آیه و حدیث است و سال گذشته‌ی میلادی از طرف یونسکو، مولوی بزرگ‌ترین متفکر جهان شناخته شد و اگر این آیات را از مولوی بگیری، دیگر چیزی برای گفتن ندارد. بیت (ده حس است و هفت اندام دگر) از مولاناست که با توجه به درک کلام‌الله این را بیان کردند که آقای مهندس با استفاده از آن برای ما بیان کردند که ما ده حس داریم، 5 حس ظاهر و 5 حس باطن. و حافظ و سهروردی نیز همین‌طور و تمام بزرگان ما که به‌صورت ابر اختر درآمده‌اند توانسته‌اند یک  مقدار جزئی از قرآن را درک کنند اگر ما هم درک کنیم ابر اختر می‌شویم.

انسان‌ها درزمینهٔ ی صوت و قرائت و خطاطی قرآن پیشرفت زیادی کردند. ان شالله درزمینهٔ ی تفکر و تفحص قرآن هم پیشرفت کنند تا بتوانند آن کلام را دریافت کنند و خود را به معنای واقعی آن نزدیک کنند.

حالا به ادامه‌ی سی دی حال خوش می‌پردازیم برای این‌که در حال خوش باشیم باید قوانینی را رعایت کنیم و اگر خوب نگاه کنیم می‌بینیم که همه‌ی انسان‌ها به دنبال حال خوش هستند. حتی زاهد و عابد که عبادت می‌کند به این نیت است که در جهان دیگر در بهشت قرار گیرد و حالش خوش باشد.

همه‌ی ما هر حرکتی انجام می‌دهیم برای رسیدن به یک آسایش و آرامش است. مؤمنون یعنی کسانی که ایمان آوردند و کسانی که در امنیت و آسایش‌اند، یعنی می‌خواهیم به حال خوش برسیم و یک آسایش و آرامشی داشته باشیم. در رابطه با سؤال یکی از هم‌سفران، کمک راهنماهمسفر آمنه این‌گونه پاسخ دادند که اگر ما خواسته‌ای از کسی داریم یا می‌خواهیم او را امربه‌معروف کنیم باید در زمان و مکان مناسب و با لحن مناسب و حتی مخاطب نیز مناسب باشد، کسی که پر از فساد است را نمی‌توان امربه‌معروف کرد. اگر می‌خواهید که جامعه درست شود اول باید خودت درست شوی. اما گفتیم برای رسیدن به حال خوش باید قوانینی را رعایت کنیم و عدم رعایت قوانین صرف‌نظر از این‌که در آن دنیا مجازات می‌شویم در همین دنیا نیز برای ما مشکل ایجاد می‌کند یکی از این قوانین مانند تجسس نکردن که باید با خود بگوییم که هرکسی هر کاری می‌کند به من ربطی ندارد یا فلانی ماشین آخرین سیستم خریده به من چه؟ برای این‌که حالمان بد نشود. در حالت کلی ما با ضد ارزش‌ها حال خود را خراب می‌کنیم.

انسان‌هایی که دوستی و محبت دارند خیلی سالم‌تر و آرام‌ترند. اگر ما مرتکب گناه می‌شویم و از گناه خود توبه می‌کنیم در آخرت به ما پاداش می‌دهند این‌ها به‌جای خود خوب است اما اگر ما عمل بدی انجام دهیم خودمان با دست خودمان برای خود مشکل ایجاد کرده‌ایم. مثل این‌که ما سرشاخه‌ای بنشینیم و ته شاخه را با اره ببریم یا با مصرف مواد با دست خودمان  برای خودمان مشکل درست کرده‌ایم.

اگر پشت سر کسی غیبت می‌کنیم، بعد از چند روز بالاخره به گوشش می‌رسد و اگر در جامعه سرقت و دزدی می‌کنیم این ناامنی یقه‌ی خودمان را می‌گیرد و یا افرادی که فروشنده‌ی مواد هستند بعد از مدتی خانواده‌ی خودشان نیز مصرف‌کننده می‌شوند. پس هر کاری که انجام بدهیم به‌غیراز آن مسائل اخروی در همین دنیا هم یقه‌ی ما را می‌گیرد وقتی رشوه می‌دهیم و رشوه می‌گیریم این جامعه‌ی ناامنی را خودمان با دست خود ایجاد کرده‌ایم پس پرهیز از ضد ارزش‌ها و رسیدن به ارزش‌ها مطلبی است که برای خودمان مهم است.

یکی از مهم‌ترین مسائل حیات این است که به حیات توجه کنیم. صرف از رسیدن به تکامل و لقاءالله این حیات هم ارزشمند است و ما باید از لحظه‌لحظه‌ی زندگی خود لذت ببریم و در لحظه‌ی حال زندگی کنیم و تنها شرطش این است که داده‌های خدا را در زندگی خود ببینیم. نمی‌توانیم بگوییم که دنیا پست و رذل است و از دنیا شکایت کنیم باید به خودمان مراجعه کنیم و بدانیم که مشکل دست ماست و دست دنیا نیست هر صبح خورشید می‌دمد و شب هم غروب می‌کند کاری هم به کسی ندارد.

من هم‌سفر که از اعتیاد مسافرم در رنجم باید بدانم که راه‌حل مشکل من برای شاد زیستن در رها کردن مسافر است. فرض کنید که بیمار سرطانی است در آن موقع با نهایت محبت با او رفتار می‌کردید پس حالا هم همین رفتار را با مسافر خود داشته باشید و با خود بگویید بیمار است و بدنش  به این مواد احتیاج دارد.

 این سی دی گفتگوی خود انسان باروحش است که در مورد حال خوش‌بیان کرده و روح می‌گوید برای رسیدن به حال خوش باید این 5 قانون را رعایت کند :1-باید حساب خود را صفر کند 2-از ضد ارزش‌ها دوری کند 3-خدمتگزار باشد 4-به‌مرورزمان از جهل فاصله بگیرد 5-در لحظه‌ی حال زندگی کند. و سپس پرسید آیا کسی می‌تواند همه‌ی این موارد را رعایت کند من گفتم آری گفت من تصور می‌کنم کسی نمی‌تواند به این زودی همه‌ی موارد را انجام دهد تابه‌حال خوش دایمی برسدبه‌حساب شما صفر کردن حساب کاری آسان است اما به‌حساب من کاری سخت است  زیرا انسان اول باید بداند که حسابش چیست تا آن‌ها پرداخت کند انسان دارای یک شخصیت آگاه است و یکی هم که از روز الست تاکنون یعنی از روزی که باخدا پیمان بستیم و به خداوند بله گفتیم تا الآن که در جریان وقایع است اما خود انسان یادش نیست. پس خود ما نمی‌دانیم که حساب ما چگونه است شاید این‌که از زمانی که از مادر متولد شدیم تا الآن را بدانیم اما حساب از روز الست را نمی‌دانیم پس نمی‌توانیم آن‌ها صفر کنیم مگر این‌که خدا حساب ما را ببخشد که البته او هم می‌گوید هر ذره‌ای عمل خیر یا شر انجام بدهی بایستی پاسخ‌گو باشی.

در رابطه با سؤال یکی از هم‌سفران در مورد این‌که یک نفر که با ما دشمنی یا حسادت می‌کند چگونه باید رفتار کرد؟ خانم آمنه فرمودند یکی که به من ضربه میزند نباید با او قطع رابطه کرد و بهترین راه کوتاه‌ترین راه نیست. ما در کنگره یاد می‌گیریم که دشمنی‌ها را به دوستی تبدیل کنیم و هر چیزی دو سر دارد و یکسر آن درون من است و یا حس من نسبت به‌طرف خراب است که با من این‌گونه رفتار می‌کند. اگر شما  ماشین مدل‌بالا می‌خرید و دیگری به شما حسادت می‌کند، باید حس‌های خودت را چک کنی. شاید برای حرص درآوردن  طرف مقابل ماشین مدل‌بالا خریدی. بنابراین یکسر مشکل در درون خود ماست.

ادامه‌ی سی دی در هفته‌ی آینده دنبال می‌شود

نویسنده: هم‌سفر نسیم

ویرایشگر: هم‌سفر نسرین






نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 شهریور 1398 05:38 ب.ظ
خداقوت... بسیار عالی بود...ممنونم
جمعه 8 شهریور 1398 10:10 ب.ظ
خدا قوت و سپاس بسیار خدمت خانم نسیم و خانم نسرین عزیزم.
بسیار زیبا و عالی بود.
امیدوارم خیر و برکت خدمتهای خالصانه خود را بیش از پیش در زندگی مشاهده کنید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات