اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
شنبه 2 شهریور 1398 :: نویسنده : همسفر نسرین

به نام خالق عشق

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه شعبه ی امین گلی روز دوشنبه مورخ 98/05/28بااستادی همسفرزهراف و دبیری همسفر فاطمه ج و با دستور جلسه ادامه ی  سی دی وادی چهارم رأس ساعت 17:30 آغاز به کار کرد.


 ما برای رسیدن به اهداف خودمان باید تلاش کنیم و وقتی تلاش کردیم آن موقع از نیروهای مافوق انتظار یاری داشته باشیم. فردی که به خواسته‌های نامعقول و ضد ارزش خود عمل می‌کند. از صبح تا شب، و از شب تا صبح دعا و نیایش می‌کند. خداوند نقص‌های او را برطرف نمی‌کند

توبه بر لب سبحه بر کف دل پر از شوق گناه

معصیت را خنده می‌آید ز استغفار ما




در ادامه ی مطلب بخوانید...

وادی چهارم: در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش

 

انسان از دو قسمت تشکیل‌شده صور آشکار و صور پنهان. هسته جسم یا صور آشکار که به آن شهر وجودی یا درون و کالبد فیزیکی یا کالبد اول می‌گویند که قابل‌رؤیت، لمس و حس است. مثل مغز، قلب، کلیه، سر، دست، پا و پنج حس ظاهری و.... که کوچک‌ترین جزء جسم سلول است که مانند یک شهر عظمت دارد و همچنین هزاران هزار دستگاه‌های ساده و پیچیده است که حتی دانشمندان هم از درک آن عاجز هستند.

 

هسته خارجی: دارای اجزای گوناگون روح، نفس، ذهن، آرشیو، عقل، کالبد دوم بیرون و حس‌های خارج جسم و حس‌های مجازی هست.

پنج حس از برون مأمور او، پنج حس از درون ماسور او      ده حس است و هفت اندام دگر    آنچه اندر گفت ناید آشکار

  پنج حس حیوانی از درون ماسور او یعنی چسبیدن به او مثل بینایی و چشایی و...

 و پنج حس از بیرون مأمور و نگهبان او هستند ده حس است و هفت اندام و کالبد و جسم دیگر  وجود دارد. و آقای مهندس اعتقاددارند غیر از پنج حس بیرون و پنج حس درون یک حس ششم داریم که ارتباط بین این حس‌های درون و حس‌های بیرون هست

نقطه‌ای هست چون ما خوانیم   هفت هیکل به ذوق دریابیم

حس بیرون چیزی را درک می‌کند و به‌وسیله حس ششم به شخص منتقل می‌کند مثلاً کسی الآن می‌آید منزل شما.

 

نفس تعیین موجودیت می‌کند. در ظاهر و باطن در خواب‌وبیداری در دنیا و آخرت نفس هست، نه جسم است و نه روح.

 نفس یک گیاه یک گیاه را نفس یک حیوان یک حیوان را و نفس یک انسان، یک انسان را تعیین موجودیت می‌کند. قسمت اصلی و مهم انسان نفس است.

ما سه بخش‌داریم نفس، جسم، روح

روح که همیشه پاک است. و جسم ماشین است. و راننده نفس ماشین است.

نفس تعیین موجودیت می‌کند که چگونه انسانی هستیم و چکار می‌کنیم.

من خدا رانمی شناسم و برای شناخت خداوند اول باید خودم را بشناسم.

ما با این جسم نمی‌توانیم در جهان‌های دیگر زندگی کنیم و جسم من به درد این دنیا فقط می‌خورد.

نفس سفر طولانی را طی کرده از جمادات شروع می‌کند مثلاً یک‌تکه سنگ هم حس دارد، نفس دارد و بعد نباتات هست یا همان مرحله گیاهان در مرحله گیاهان خار بیابان داریم و هم درخت خرما. بعد از مرحله گیاهان وارد مرحله حیوانی می‌شود.

به قول آقای مهندس اطلاعات و آگاهی که یک مرغ خانگی دارد و اطلاعات و آگاهی که یک عقاب دارد باهم فرق می‌کند ولی این کجا و آن کجا. بعد از مرحله حیوانی وارد مرحله انسانی می‌شویم که خیلی سخت است. وقتی وارد مرحله انسانی شدیم گفت که انسان عقل دارد و به او قدرت اختیار داد تا خودش سرنوشت خودش را مشخص کند و او را بر سر دوراهی قرارداد، و به او گفت:

این راه خوب این راه بد، ولی هرکدام را که انتخاب کردی باید تاوان آن را هم بدهی. در زمان مرگ، فرشتگان نفس را تحویل می‌گیرند و روح گرفتنی نیست. روح مخصوص انسان است و به انسان خوبی‌ها را القا می‌کند. روح گرفته نمی‌شود. روح از پلیدی به دور است. ولی نفس آلوده می‌شود. نفس جسم را راهبری می‌کند و مثل راننده یک ماشین است و جسم مثل ماشین عمل می‌کند.

جسم من هیچ‌کاره است، نفس است که اگر پلید باشد در مرحله نفس اماره است و یا در مرحله نفس مطمئنه. راه درست را انتخاب می‌کند. نفس خواسته دارد و اینکه من چه خواسته‌ای دارم بستگی به دانایی من دارد.

حتی یک مرغ خانگی یا یک سگ می‌تواند خواسته در حد خودشان داشته باشند.

در مرحله انسانی خواسته‌ها دودسته‌اند معقول و غیرمعقول.

خواسته‌های غیرمعقول با مکر و فریب وارد عقل ما می‌شوند و عقل ما را فریب می‌دهند تا عقل ما برای اجرای آن فرمان صادر کند.

چیزی به اسم روح شیطانی و روح خبیث نداریم. نفس می‌تواند خبیث باشد ولی روح همیشه پاک است. همان‌طور که گفته شد روح مخصوص انسان است و گیاهان و حیوانات روح ندارند.

روح تمثیل اطلاعات و آگاهی‌های مثبت هست. که چیزهای مثبت را به انسان القا می‌کند. روح تمثیل نیکی و پاکی است.

مقابل روح، جن است در قرآن نوزده مرتبه در مورد روح صحبت شده. عدد نوزده عدد خاصی است و هیچ جا در مورد روح به بدی یاد نشده است. نفس انسان‌ها بر اساس دانایی و خواسته‌هایشان به سه قسمت دسته‌بندی می‌شود.

نفس امارهاز امر کردن می‌آید آخرین مرحله تکاملی در نفس حیوانی نفس اماره است. که خواسته‌های غیرمنطقی دارد و هر زمان که کار غیرمنطقی و ضد ارزش انجام داد خودش را سرزنش نمی‌کند. اگر دزدی کرد پشیمان نمی‌شود چیزی به اسم وجدان در نفس اماره وجود ندارد. یک آهو، هر موقع علف ببیند بر اساس غریزه می‌خورد و برایش مهم نیست که از کیست. بعضی از آدم‌ها دقیقاً فکر می‌کنند داشته‌های دیگران از آن‌ها است و برای به دست آوردن تعلقات دیگران حتی آدم هم می‌کشند. نفس اماره از حیطه عقل و منطق خارج است و بر مبنای احساس و منافع شخصی عمل می‌کند. و با یک حیوان فرقی ندارد. دروغ می‌گوید ناراحت نمی‌شود، اموال مردم را تصرف می‌کند و ناراحت نمی‌شود.

مدل دیگر نفس، نفس لوامه یا سرزنش کننده است. این مرحله از نفس کمی بالاتر از نفس امر کننده است. آقای مهندس می‌گویند: بیشتر ما در نفس لوامه هستیم. زمانی که در مورد کسی غیبت می‌کنیم و بعدازاین‌که غیبت کردیم ناراحت می‌شویم در نفس لوامه قرار داریم.. زیرا در قرآن هم در مورد غیبت کردن گفته‌شده مثل خوردن گوشت برادر مرده است. ما قبل از ورود به کنگره در نفس اماره بودیم خیلی راحت به همسر و فرزندانمان توهین می‌کردیم. ولی حالا دیگر توهین نمی‌کنیم. اگر هم کردیم بلافاصله پشیمان می‌شویم زیرا دانایی ما بالا رفته است. ما وارد نفس لوامه شده‌ایم.

پایان مرحله نفس اماره آغاز نفس لوامه یک نقطه خاص نیست.

یعنی ممکن است در مورد دروغ‌گویی در نفس اماره باشم ولی درمورد مسئله غیبت کردن در مرحله نفس لوامه باشم و تا غیبت کردم بلافاصله ناراحت می‌شوم و خودم را ملامت می‌کنم که چرا غیبت کردم. زمانی که وارد نفس لوامه می‌شویم یک تکاملی رخ‌داده که توانستیم از مرحله اماره خارج شویم.

ولی زمانی می‌توانیم وارد نفس مطمئنه شویم که دانایی و آگاهی‌مان را بالا ببریم، از ضد ارزش‌ها دوری‌کنیم و به‌طرف ارزش‌ها قدم برداریم. ما باید تسویه و تزکیه و پالایش خودمان را بالا ببریم. معمولاً در نفس مطمئنه کارهای غیرمعقول غیرمنطقی انجام نمی‌دهیم. نفس مطمئنه هم در ظاهر و هم در باطن اثر می‌گذارد. حتی در خواب هم باعث می‌شود کابوس‌ها را نبینیم. وارد شدن در این مرحله خیلی ارزش بالایی دارد و انسان‌های کمی به این مرحله می‌رسند. کسی به‌طور مطلق در این مرحله نیست. و خداوند نفس مطمئنه را به بهشت برین خودش می‌برد کسی که در نفس مطمئنه قرار دارد در خواب هم کار خلاف انجام نمی‌دهد زیرا خواسته‌های غیرمعقول و غیرمنطقی ندارد. کسی که در این نفس قرار دارد در آرامش است. کسی که در این نفس قرار دارد خواسته دروغ گفتن و غیبت کردن و ضد ارزش‌های دیگر را ندارد...

از نشانه‌های خواب  این است که من چه جور آدمی هستم. اگر کابوس می‌بینم مطمئن باشم که در وضعیت خوبی به سر نمی‌برم. افرادی که وارد کنگره شده‌اند کابوس‌های آن‌ها خیلی کم و یا حتی به صفر هم رسیده است. کابوس یک پرده از جهنم است که وضعیت درون من را مشخص می‌کند.

نتیجه این‌که ما برای رسیدن به اهداف خودمان باید تلاش کنیم و وقتی تلاش کردیم آن موقع از نیروهای مافوق انتظار یاری داشته باشیم. فردی که به خواسته‌های نامعقول و ضد ارزش خود عمل می‌کند. از صبح تا شب، و از شب تا صبح دعا و نیایش می‌کند. خداوند نقص‌های او را برطرف نمی‌کند

توبه بر لب سبحه بر کف دل پر از شوق گناه

معصیت را خنده می‌آید ز استغفار ما

مثل ازدواج دختر و پسر که بدون تحقیق و بررسی انجام می‌شود و بعد از خدا می‌خواهیم که خوشبخت شوند.

یا درس ریاضی که معلم به دانش‌آموز مسائل ریاضی را می‌دهد که حل کند ولی خودش آن‌ها را حل می‌کند. در ابتدا دانش‌آموز فکر می‌کند که به نفعش است ولی بعد متوجه می‌شود که مسائل را بلد نیست و نمی‌تواند مسئله‌ها را حل کند. ما باید یاد بگیریم مسائل و مشکلات خودمان را خودمان حل کنیم زیرا آن‌ها را خودمان به وجود آورده‌ایم. خداوند به وجود نیاورده که بخواهد برای ما حل کند. درواقع حل کردن مشکلات باید با دانایی همراه باشد ما باید روی مشکلات فکر کنیم و بعد آرام‌آرام آن‌ها را حل کنیم. هر زمان خداوند مشکلات ما را حل کند متوجه می‌شویم که چه کلاهی سر ما رفته زیرا این مشکلات را خودمان برای خودمان درست کرده‌ایم. تا زمانی که ما فکر می‌کنیم مشکلات ما را دیگران برای ما درست کرده‌اند. به آرامش نمی‌رسیم. زمانی که مشکل حل می‌شود مشکل دیگری برای ما اتفاق می‌افتد. هرچه مشکلات بزرگ‌تر باشد شخص به عروج بیشتری می‌رسد.

محبت ما در یک قطره از لیست اقیانوس خداست، خدا ما را از پایین‌ترین نقطه به بالاترین مرحله تکامل می‌رساند.

قدرت مطلق از رگ گردن هم به ما نزدیک‌تر است.

 

نویسنده: همسفرلیلاب

ویرایشگر: هم سفر نسرین

دستور جلسه هفته آینده: حال خوش 4

 





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها : کنگره60-درمان اعتیاد، شعبه امین گلی-وب لژیون همسفر آمنه-سی دی وادی چهارم،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic