اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 2 مرداد 1398 :: نویسنده : همسفر نسرین
به نام قدرت مطلق الله
گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه شعبه امین گلی روز دوشنبه مورخ 98/04/31
بااستادی هم سفر زهرا ش و دبیری زهراف وبا دستور جلسه مصاحبه ی استاد امین وحرمت ها رأس 17:30آغاز به کار کرد.



جذابیت در کنگره محبت است. عشق و محبت در کنگره به خاطر آموزش‌های یکسان و نابی هست که همه‌ی افراد کنگره از آن استفاده می‌کنند و ما می‌بینیم که راهنماها و مرزبانان بدون هیچ چشم‌داشتی و با چه عشقی در حال خدمت و آموزش دادن هستند، همه‌ی این‌ها به خاطر عشقی است که در کنگره حاکم است و  دیگری به خاطر حرمت‌ها و رعایت کردن آن‌هاست. که از ضد ارزش‌ها دوری می‌کنیم و در صراط مستقیم قرار می‌گیریم.
... در ادامه مطلب بخوانید                

جای راهنمای عزیزمان در این جلسه خیلی خالی است. از همینجا با ایشان ابراز همدردی می‌کنیم و درگذشت پدر بزرگوارشان را تسلیت عرض می‌کنیم و برایشان از خداوند صبر، مسئلت داریم.

 در این جلسه پرسش و پاسخ آقای امین را بررسی میکنیم و سپس به حرمت‌های کنگره پرداخته می شود.

در سی‌دی‌های اخیر آقای مهندس به جزوه‌ی جهان‌بینی 3 اشاره داشتند که در حال ویرایش هست. مطالب این جزوه در مورد چیست؟

مقداری از مطالب در سی دی پایه و کنش بیان‌شده است، راجع به علمی بودن و نبودن آن، جهان‌بینی یک و دو در مورد جهان‌بینی درون است و جهان‌بینی سه در مورد جهان‌بینی بیرون است.

و این خیلی خوب است که آقای مهندس به‌درستی یا نادرستی سؤالات و مطالب و صحت و سقم و علمی و غیرعلمی بودن آن پرداخته‌اند.

به نظر شما چه زمانی می‌توانیم انسان مفیدی برای خود و دیگران باشیم؟

ما اگر خودمان انسان سالمی نباشیم نمی‌توانیم برای دیگران هم کاری انجام بدهیم. اگر انسان بخواهد برای دیگران مفید باشد باید خودش  یک الگوی مناسبی باشد.

مادر کل دنیای هستی دو قانون داریم:1_خاصیت ذره‌ای و 2_خاصیت موجی.

ذره‌ای یعنی اینکه مادر کل هستی یک عضو و یا ذره‌ای از آن هستیم که درواقع شخصیت من به‌حساب می‌آید. یعنی یک شخصی که برای شخصیتش تلاش می‌کند و اعتمادبه‌نفسش را بالا می‌برد. یعنی اینکه خاصیت ذره‌ای خود را بالا می‌برد. و خاصیت  موجی یعنی اینکه یک انسان، غیرازاینکه در دنیا برای خودش یک شخصیت جدایی دارد باید خاصیت موجی هم داشته باشد یعنی اینکه  بتواند در جمع با دیگران زندگی بکند و برای اینکه من آدم مفیدی برای خانواده  و جامعه باشم و بتوانم روی دیگران اثر بگذارم اول باید خاصیت ذره‌ای خودم را درست بکنم. چیزهایی که ازدست‌داده‌ام را مانند اعتمادبه‌نفس، انرژی، شخصیت و...درست کنم و بعد بروم داخل خانواده و اجتماع و خاصیت موجی خود را هم درست بکنم. و البته باید خیلی حواسمان باشد برای داشتن خاصیت  موجی، چون اگر خیلی وارد خاصیت موجی شدن بشویم  ممکن است موجی شویم، پس باید تعادل را رعایت بکنیم چون اگر یکی از آن‌ها بیشتر شود ما دچار مشکل می‌شویم و در زندگی به تعادل نمی‌رسیم و تا تعادل نداشته باشیم نمی‌توانیم مفید واقع شویم

خاصیت موجی مثل زمانی که ما، در لژیون در کنار یکدیگر قرارگرفته‌ایم و از یکدیگر تأثیر می‌گیریم و تأثیر می‌گذاریم. اگر کسی نیاز به تنها بودن در خودش پیدا کرد خاصیت ذره‌ای در آن پایین آمده و کس دیگری ممکن است خیلی اعتمادبه‌نفس بالایی داشته باشد و احساس کند که شخصیت بالایی دارد و احساس به حضور در جمع در خودش پیدا نکند و از دیگران مشورت نگیرد، این فرد خاصیت ذره‌ای‌اش بالا رفته و خاصیت موجی‌اش پایین آمده و بعد از یک مدتی احساس تنهای و خلأ می‌کند. باید در زندگی حواسمان باشد که این دو خاصیت باهم به تعادل برسند تا دچار مشکل نشویم و به حال خوش برسیم. و بعد بتوانیم این حال خوش را به دیگران هم انتقال دهیم. مفید باشیم تا بتوانیم برای دیگران هم مفید باشیم.

وظیفه تک‌تک ما هم‌سفران و مسافران برای بقاء و دوام کنگره 60 چه چیزی است؟

زکات هر چیزی آموزش دادن است. حال اگر کسی شرایط راهنما شدن را نداشت لااقل می‌تواند پیام کنگره را خیلی زیبا به افرادی که با آن‌ها در ارتباط هستند بدهد و این چیزی نیست جز تغییر در رفتار خود فرد تا بتواند روی اطرافیانش اثر بگذارد، بیشتر باید اثرگذار باشید تا اثرپذیر.

یک کسی آمده و ما را از چاه و تاریکی اعتیاد نجات داده است حالا عکس‌العمل ما می‌تواند به دو صورت باشد یکی اینکه بگذاریم و برویم و یکی دیگر اینکه بمانیم و به افراد دیگری که در آن تاریکی‌ها هستند کمک کنیم، خیلی‌ها هستند که به کنگره می‌آیند به رهایی می‌رسند و می‌روند و آقای مهندس می‌فرمایند شما هیچ دینی به کنگره  ندارید و روی  این  حساب نخواهید به کنگره کمک کنید. ولی واقعیت این است که دیگران کاشتند و ما خوردیم حال ما بکاریم تا دیگران بخورند. و من اگر تازه رهاشده‌ام من که همین الآن نمی‌توانم کمک راهنما بشوم یا دبیر. آقای مهندس می‌گویند آرام‌آرام و با گذر زمان این کار باید انجام شود و باید توان لازم به وجود آید تا در من  تخریب ایجاد نکند و به دانایی کامل برسم. و با کوچک‌ترین کار می‌توانیم برای بقای کنگره تلاش کنیم با یک کامنت گذاشتن ساده، و لایک کردن در اینستاگرام ...این‌ها همه‌یک وسیله است برای رسیدن به حال خوش.

  بهترین راه برای کاربردی کردن آموزش‌ها چیست؟

برای اینکه آموزش‌ها کاربردی شود اول باید انسان گوش‌به‌فرمان باشد و فرمان‌بردار خوبی باشد. و در هر مرحله‌ای که هستید به حرف راهنمایتان گوش بدهید و بعد وارد مرحله‌ی عملیاتی شوید. مثل عملی شدن ذکر است اگر لسانی باشد بعد آرام‌آرام قلبی می‌شود و در مرحله‌ی بعد خودبه‌خود عملی می‌شود، و با نوشتن سی دی و در مورد آن‌ها صحبت کردن مثل همان ذکر لسانی است که کم‌کم به دل می‌نشیند و بعدازآن هم به مرحله‌ی اجرا درمی‌آید.

جذابیت کنگره به چه شکلی هست که باعث می‌شود افراد پایبند آن شوند؟

جذابیت در کنگره محبت است. عشق و محبت در کنگره به خاطر آموزش‌های یکسان و نابی هست که همه‌ی افراد کنگره از آن استفاده می‌کنند و ما می‌بینیم که راهنماها و مرزبانان بدون هیچ چشم‌داشتی و با چه عشقی در حال خدمت و آموزش دادن هستند، همه‌ی این‌ها به خاطر عشقی است که در کنگره حاکم است و  دیگری به خاطر حرمت‌ها و رعایت کردن آن‌هاست. که از ضد ارزش‌ها دوری می‌کنیم و در صراط مستقیم قرار می‌گیریم.

دستور جلسه‌ی این هفته راجع به‌قدردانی در کنگره 60 هست این سپاسگزاری چه تأثیری روی فرد در کنگره دارد و آیا می‌توان  جزئی از درمان او باشد؟

قدرشناسی از روی دانایی افراد است. انسانی که قدرشناس است انسان دانایی است و نشانه بیداری اوست که برای او در زندگی کاری انجام‌شده است و برای او تغییراتی به وجود آمده است اگر این تغییر را نمی‌بیند خواب است و ناآگاه و اگر می‌بیند نسبت به این قضیه باید عکس‌العمل نشان دهد.

 در دین مایکی از روش‌های قدردانی کردن از خداوند نمازخواندن است که با این کار از نعمت‌های  خداوند تشکر می‌کنیم و از کائنات انرژی دریافت می‌کنیم و این کار برای کسی سخت است که به درک بالایی نرسیده باشد.

در خیلی مواقع شده که با توجه به سی دی ترس، برای عبور از ترس وارد آن شده‌ایم  و موفق هم شده‌ایم ولی در همان زمینه دوباره دچار ترس می‌شویم مشکل ازنظر شما چیست؟

برای عبور از ترس از هر چیزی انسان باید در شرایط کاملاً عادی و روحی و روانی و صحت جسم باشد وگرنه با تغییر عقل به‌طور موقت ممکن  است شجاعانه وارد عمل شویم ولی پس‌ازآن که اثر آن ماده‌ی تحریک‌کننده تمام شد دوباره ترس برمی‌گردد. زمانی که ترس به ما غلبه می‌کند، به خاطر این سطح انرژی است. ولی زمانی که ما بر ترس غلبه کردیم به خاطر شناختی است که از ترس پیداکرده‌ایم . 

وقتی به یک هم‌سفر می‌گوییم که در طول سفر مسافر باید او را رها کند شاید او برای این کار تلاش هم بکند و به زبان هم  بگوید که او را رها کرده‌ام ولی این رها کردن واقعی نیست توصیه شما به چنین افرادی چیست؟ رها کردن واقعی یک مسافر از هم‌سفر چه  موقع بهتر  انجام می‌گیرد؟

ما همیشه خودمان را بین خدا و مسافرمان قرار می‌دهیم و هر چیزی زمان خاص خودش را می‌طلبد، درست مثل یک کیک است که باید پخته شود، مسافر من هم باید به آن پختگی لازم که همان دانایی است برسد. زمان پخت  کیک مثلاً سی دقیقه  است ولی زمان پختگی مسافر من مشخص نیست و اگر من به عنوان مثال، مسافرم را به‌زور به کنگره بیاورم آن موقع نتیجه‌ی مطلوبی نه برای من  دارد و نه برای مسافرم.

آموزش‌های کنگره چه رمز و رازی دارد که باعث می‌شود در کنگره آموزش بگیرد درحالی‌که در کلاس‌های خارج از کنگره مثل مسائل دینی اجتماعی و...هم بسیاری از این مطالب گفته می‌شود ولی برای فرد جذابیتی ندارد؟

علم اعتیاد در کنگره هست و در بیرون از کنگره نیست و ممکن است بیرون ازاینجا حرفهای خوبی هم زده شود ولی در کنگره فرد اول به درمان می‌رسد و بعد آموزش می‌گیرد، بستر پذیرش و قبول آموزش‌ها در فرد ایجادشده و تحمل فرد بالا رفته ودرک و فهم این را پیدا می‌کند. ولی در بیرون کلاس‌های زیادی وجود دارد. ولی به دلیل عدم آگاهی از نیاز خود انتخاب درستی نکرده‌اند و درنتیجه آموزش موردنیاز خود را نمی‌گیرند و از بیماری خود اطلاعی ندارند، حسن بیماری اعتیاد در این است که اول ظاهر می‌شود و  فرد در تکاپو و تلاش برای درمان خودش هست.

و در ادامه اهمیت  حرمت‌ها موردبررسی قرار گرفت:

کنگره مکان مقدس و امنی  هست که باید حرمت آن را حفظ نمایید. چرا مقدس؟ به خاطر اینکه در این مکان همه تلاش می‌کنند که  ضد ارزش‌ها را از خود دور کنند و در صراط مستقیم قرار دارند.

پس نباید در این مکان کارهای ضد ارزشی انجام دهیم.

دروغ گفتن: همان روز اول که وارد لژیون تازه واردین می‌شویم به ما می‌گویند که نباید دروغ  بگویید و هرچه که خودت و مسافرت مصرف می‌کند را باید بگویید چون خودمان به نتیجه نمی‌رسیم.

علیه شخصی سرزنش کردن: آقای مهندس بسیار از غیبت کردن متنفر هستند و می‌گویند آقای امین دریکی از سی‌دی‌هایشان می‌گویند که کسی که غیبت می‌کند به‌مرورزمان دچار بدبویی دهان می‌شود و می‌گوید در کنگره اگر باکسی مشکلی دارید بروید و با خود شخص در میان بگذارید تا به حاشیه کشیده نشوید. و در کنگره  به خاطر حرمت‌هاست که نظم خاصی برقرار است و این  باعث  آرامش ما شده است.

در جلسه بدون اجازه سخن گفتن: مثلاً در مشارکت‌ها بدون اجازه‌ی استاد صحبت نمی‌کنیم. و در لژیون هم به همین صورت است. ابتدا اجازه می‌گیریم. وسط کلام کسی نباید بگویی شکر میان کلامت. این کار اصلاً زیبا نیست. باید صبر کرد تا صحبت‌های طرف مقابل تمام شود.

بحث سیاسی نمودن: چیزی که برای من جالب است این است که آقای مهندس گفتند که دیده بآن‌ها که بیست سال است با آن‌ها کار می‌کنم  را از اعتقادات سیاسی و مذهبی‌شان هیچ‌گونه اطلاعی ندارم، یعنی نیازی نیست که راجع به دین و سیاست کسی چیزی بدانیم. و یا صحبت کنیم.

از پوشش و لباس نامناسب استفاده کردن: حرف حجاب نیست ولی قوانین کشورمان را در کنگره  رعایت کنیم  در حد اعتدال.

این‌که با پوشش سفید در کنگره حضورداشته باشیم. با پاشنه ورکشیده و کت روی دوش، یا تسبیح به دست، به کنگره نیاییم. کنگره با تسبیح مخالف نیست. منتها سر سجاده. نباید انگشتر زیاد به دست کرد. به خانم‌ها تذکر می‌دهد که نگین به بینی و لب خود نزنند. و به خاطر رعایت کردن همین موارد است که هیچ‌وقت به پوشش در کنگره کسی ایراد نگرفته.

تلفن دادن و تلفن گرفتن: این خیلی مهم است هیچ نیازی نیست که این کار را انجام بدهید. اگر می‌بینیم محبت در کنگره به معنای واقعی جاری است به خاطر رعایت کردن این حرمت‌هاست. و تلفن نزدن به یکدیگر هم یکی از این حرمت‌هاست. اگر این کار را انجام دادید مطمئن باشید به حاشیه کشیده می‌شوید و از هدف اصلی که رهایی مسافرتان و رهایی اندیشه خودتان است دور می‌شوید.

به راهنمای خودتان هم نباید زنگ بزنید اینجا راهنماها همیشه هستند تا پاسخگوی مسائلتان باشند. اگر هم مجبور بودید و مورد خاصی بود، در ساعت مناسب تماس بگیرید. شخصی به آقای مهندس نیمه‌شب تماس گرفته بود ایشان هم چهار صبح به شخص زنگ زدند که دیشب با من کاری داشتی؟ و از این راه شخص را متوجه اشتباهش کردند. پس مراقب این مسئله هم باشیم.

 و یا هرگونه ارتباطی بیرون از کنگره برقرار نمودن، از موارد ضد ارزشی و ضد اخلاقی می باشد.

بر تمام اعضا فرض است که حریم فوق الذکر را محترم شمارند و بر مسئولین واجب است که از وقوع این اعمال جلوگیری نمایند.

در ضمن خواهشمند است با سهل انگاری و عدم مراقبت از لوازم شخصی خود، فضای امن کنگره را ناامن و مسموم نفرمائید.

حال این سؤال پیش می آید، کسانی که حتی قادر نیستند از لوازم، کیف یا موبایل شخصی خودشان مراقبت کنند چگونه می توانند از زندگی خود مراقبت نمایند.

نویسنده و ویرایشگر: هم‌سفر نسرین

دستور جلسه هفته‌ی آینده: سی دی وادی 4





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 مرداد 1398 02:29 ب.ظ
درود و خدا قوت خدمت استاد محترم و تمام اعضای لژیون یکم.
خدا قوت ویژه خدمت خانم نسرین عزیزم.
مطلب زیبا و آموزنده ای بود.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic