اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
پنجشنبه 20 تیر 1398 :: نویسنده : زهرا خیابانی
به نام خالق زیبایی ها ...

دلنوشته ایی به قلم همسفر فرزانه


مسافر من ضربان قلب من است. از وقتی، مصرف‌کننده شد ضربان قلبم نامنظم بود وقتی به کنگره آمد و درمانش را شروع کرد، ضربان قلبم شروع به بهتر شدن کرد و حال که رهاشده این ضربان نرمال شد و از همین‌جا صمیمانه از مسافرم تشکر می‌کنم...
در ادامه مطلب بخوانید ...

سلام دوستان فرزانه هستم همسفرمصطفی. مسافر من با تخریب بیش از 15 سال وارد کنگره شد. سفرش را شروع کرد به روش DST. با شربت شفابخش.OT 11 ماه و 10 روز سفر کرد و در حال حاضر دو ماه هست که با دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها هستیم.

ما واقعاً خوشحالیم که به سفر دوم پیوستیم. مسافرم توانست سفر خوبی داشته باشد. از سفر اولی‌ها تقاضا می‌کنم که به مسافر خود به اصطلاح ،گیر ندهند، نق نزنند و مدام او را تحت نظر نگیرند که چرا داروی خود را دیر خوردی یا نخوردی. مسافر، کمک راهنما دارد و به راهنمایی ما هم‌سفران احتیاجی ندارد. او را رها کنید تا سفر خوبی داشته باشد. من در طول سفرم اصلاً نپرسیدم، چقدر دارو می‌خوری یا چرا کم یا زیاد می‌خوری. اصلاً دخالت نمی‌کردم. و مسافرم هم به‌موقع داروی خودش را می‌خورد. و هر جا بود سریع خودش را به دارو می‌رساند.

هم‌سفرهای گرامی در سفر اول شاید مسافرتان با پله کم کردن یا زیاد کردن، روی اخلاق و رفتارشان تأثیر بگذارد اما با کمی صبر و تحمل این مرحله می‌گذرد.

قبل از این‌که به کنگره بیایم از این‌که مسافرم یک مصرف‌کننده بود خیلی ناراحت بودم. اما حالا که با کنگره آشنا شدم خدا را شکر می‌کنم که مسافرم یک مصرف‌کننده شد تا من به کنگره بیایم و آموزش بگیرم. اول از مسافرم تشکر می‌کنم که توانست با خودش کنار بیاید و تصمیم گرفت که یک مصرف‌کننده نباشد. و حرکت کرد. 

چراکه با حرکت راه نمایان شد. در ابتدا او اجازه نداد من به کنگره بیایم اما بعد از گذشت چند ماه از سفرش، در روز پنج‌شنبه ای به من گفت برای آمدن به کنگره آماده شوم. (ناگفته نماند من هم آدمی نبودم که غر بزنم و مدام بگویم من می‌خواهم با تو به کنگره بیایم، صبر کردم تا اینکه خودش تصمیم گرفت در این سفر، همراهی‌اش کنم). اولین باری که به کنگره رفتم دستور جلسه در مورد DSAP بود و استاد جلسه آقای نادر اسدی. بعد که وارد لژیون تازه واردین شدم. خانم مرضیه عزیز با صحبت‌های گرمشان من را کاملاً وابسته به کنگره کرد که از همین‌جا صمیمانه از ایشان تشکر می‌کنم.

از زمانی که وارد کنگره شدم توانستم با آموزش‌هایی که می‌گیرم و با صحبت‌های کمک راهنمای گلم خانم آمنه، تفکرم را بالا ببرم و با استفاده از تجربه دیگران تجربه خودم را افزایش دهم و با تفکر، تجربه و آموزش انشا له بتوانم به دانایی مؤثر برسم. دانایی خود را در زندگی به اجرا بگذارم. و یکی از خدمتگزاران صادق کنگره باشم.

رهایی ما در ماه مبارک رمضان بود. مسافر من ضربان قلب من است. از وقتی، مصرف‌کننده شد ضربان قلبم نامنظم بود وقتی به کنگره آمد و درمانش را شروع کرد، ضربان قلبم شروع به بهتر شدن کرد و حال که رهاشده این ضربان نرمال شد و از همین‌جا صمیمانه از مسافرم تشکر می‌کنم.

هم من و هم مسافرم سعی می‌کنیم با تغییراتی که در خودمان به وجود می‌آوریم بر اساس آموزش‌های کنگره، تا جایی که بتوانیم به کنگره خدمت کنیم.

از کمک راهنمای خوبم، خانم آمنه تشکر می‌کنم که با آموزش‌های خود من را عاشق کنگره کرد. از کمک راهنمای مسافرم، آقای اشکان کمال تشکر رادارم که باراهنمایی‌های به‌موقعشان به مسافرم کمک کرد سفر خوبی داشته باشد و به سفر دومی‌ها بپیوندد. آرزوی بهترین‌ها را برای این عزیزان از خداوند متعال خواستارم.

نویسنده : هم سفر فرزانه






نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 12 مرداد 1398 01:02 ب.ظ
سلام خسته نباشیدامیدوارم که به درجه های بالاتربرسیدمطالب زیباو آموزنده ای را نوشته بودیدالتماس دعا
شنبه 12 مرداد 1398 01:02 ب.ظ
سلام خسته نباشیدامیدوارم که به درجه های بالاتربرسیدمطالب زیباو آموزنده ای را نوشته بودیدالتماس دعا
یکشنبه 30 تیر 1398 04:55 ب.ظ
با سلام و درود و خسته نباشید
دلنوشته ی بسیار زیبایی بود امیدوارم شال کمک راهنمایی را بر شانه های شما ببینم
شنبه 22 تیر 1398 11:34 ق.ظ
سلام و خداقوت به خانم فرزانه. با تشکر از دلنوشته زیبا، از همان روز اول آرامش در چهره شما نمایان بود شما دانا بودی و از شما خیلی چیزها را یاد گرفتم.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic