اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
سه شنبه 11 تیر 1398 :: نویسنده : زهرا خیابانی

 به نام نامی اولین عاشق که اوست...

روز دوشنبه 98/04/10 جلسه سوم از دور چهاردهم کارگاه‌های

آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه هم‌سفران شعبه امین گلی

با استادی  هم‌سفر لیلا، نگهبانی هم‌سفر زیبا و دبیری هم‌سفر مریم  و

با دستور جلسهٔ " آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی " 

رأس ساعت 16 آغاز به کار نمود.

 

آداب از ادب می‌آید. اگر ما ادب را خوب بیاموزیم می‌توانیم آداب معاشرت را رعایت کنیم. شاید این جمله را زیاد شنیده باشید که ادب شخص به ز دولت اوست. یعنی فردی که ادب داشته باشد بهتر است از کسی که مقام و منصب و ثروت دارد اما ادب ندارد...

در ادامه مطلب بخوانید ...


سخنان استاد گرامی :

 

 از نگهبان جلسه سپاس‌گزارم که به من فرصت دادند در این جایگاه خدمت کنم.

دستور جلسه این هفته آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی هست.

 در کنگره، دائم می‌شنویم درمان فوق ترک هست و تعادل فوق درمان. درواقع هدف آقای مهندس درمان یا ترک اعتیاد نبوده بلکه درمان مصرف‌کننده همراه با رسیدن به تعادل بوده است. یکی از رمزهای موفقیت کنگره 60 رسیدن افراد به تعادل است.

یکی از معانی تعادل پایداری است و دیگری عدالت. اگر ما داربستی فلزی را در نظر بگیریم که فشار زیادی را می‌تواند تحمل کند اگر نیرویی که ما به این داربست وارد کنیم عادلانه و درست باشد از تعادل خارج نمی‌شود و بار را نگه می‌دارد ولی اگر ناصحیح و به‌صورت غیرعادلانه به این داربست فشار و نیرو وارد کنیم نمی‌تواند بار را تحمل کند و از تعادل خارج می‌شود.

درمان در کنگره 60 روی سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی هست و این سه ضلع باید باهم به تعادل برسد تا شخص به درمان برسد.

مثلث دیگری در کنگره‌داریم به نام مثلث دانایی با سه ضلع آموزش، تفکر و تجربه؛ که این سه ضلع هم باید باهم رشد کنند تا شخص به دانایی و سپس تعادل برسد.

یکی از مسائل بارز برای رسیدن به تعادل موضوع آداب معاشرت و ادب هست. آداب از ادب می‌آید. اگر ما ادب را خوب بیاموزیم می‌توانیم آداب معاشرت را رعایت کنیم. شاید این جمله را زیاد شنیده باشید که ادب شخص به ز دولت اوست؛ یعنی فردی که ادب داشته باشد بهتر است از کسی که مقام و منصب و ثروت دارد اما ادب ندارد.

ادب در کنگره خیلی مهم است و آقای مهندس به ادب خیلی اهمیت داده‌اند. ما خیلی از چیزها را در کنگره می‌آموزیم زیرا در خارج از کنگره این‌ها را به ما آموزش نداده‌اند.

هنگامی‌که نگهبان جلسه، استاد را معرفی می‌کند از ما می‌خواهد به احترامش بایستیم و این یعنی آموزش ادب. هنگامی‌که ما وارد اداره یا مکانی می‌شویم نباید بدون اجازه روی صندلی بنشینیم که این از بی‌ادبی ماست.

یا در دادگاه نزد قاضی باید ادب را رعایت کنیم؛ زیرا قاضی علی‌رغم اعمال عدالت، درون قلبش دوست دارد کسی که ادب را رعایت می‌کند در این پرونده موفق شود.

هنگامی‌که وارد مکانی می‌شویم ابتدا ما باید سلام کنیم حتی اگر کوچک‌تر از ما در آنجا باشند؛ و با اجازه وارد شویم، زنگ بزنیم یا، یا الله بگوییم؛ و نگوییم می‌خواهم طرف را غافلگیر کنم که این بی‌ادبی ما را می‌رساند.

مسئله دیگر وقتی دو نفر باهم صحبت می‌کنند وسط کلام آن‌ها اظهارنظر نکنیم. شاید آن‌ها باهم خصوصی صحبت می‌کنند و این کار ما، بی‌ادبی است؛ که وارد صحبت آن‌ها شویم. ما نباید در مسائلی که به ما ربطی ندارد دخالت کنیم و این کار باعث آسیب خودمان هم می‌شود.

آقای مهندس همیشه می‌فرمایند: من در مورد دو مسئله هیچ‌وقت اظهارنظر نمی‌کنم یکی فقه و دیگری سیاست. چون اطلاعات کافی ندارم.

انسانی که ادب را رعایت می‌کند تعادل دارد. انسانی که تعادل دارد خوش‌رفتار است و با دیگران خوش‌برخورد است. وقتی با دیگران خوش‌برخورد باشم و درست رفتار کنم آن‌ها هم با من درست برخورد می‌کنند.

ما در کنگره همان‌طور که می‌دانید جلسه عمومی داریم. در جلسه باهم دیگر صحبت نمی‌کنیم. تا زمانی که استاد اجازه ندهد نمی‌توانیم مشارکت کنیم. در لژیون‌ها به احترام کمک راهنما می‌ایستیم و با اجازه کمک راهنما صحبت می‌کنیم و یا از جلسه بیرون می‌رویم.

صحبت کردن هم آداب خودش را دارد. من با دوستم، کودکم یا همسرم و کمک راهنما هرکدام به‌نوعی متفاوت صحبت می‌کنم. وقت‌شناسی هم دلیل بر ادب ماست. اگر سر ساعت مشخص حضور نیابیم این دلیل بر بی‌ادبی ماست.

کسی که رانندگی هم می‌کند باید آداب رانندگی را رعایت کند. اگر تند برود، یا بی‌جهت بوق بزند دلیل بر بی‌ادبی اوست. غذا خوردن هم آداب خودش را دارد. اگر در مهمانی زیاد غذا بکشیم یا حتی کم بکشیم بااینکه گرسنه هستیم، دلیل بر بی‌ادبی ماست.

اگر میزبان هستیم باید زودتر از مهمان سر سفره بنشینیم و دیرتر از مهمان هم از سر سفره بلند شویم و این‌طور نباشد که مهمان سر سفره باشد و ما به کارهای دیگر بپردازیم. اگر مهمان آرام غذا می‌خورد باید خودم را با او تنظیم کنم حتی اگر زمان زیادی طول بکشد و نباید زودتر از مهمان از سر سفره بلند شوم.

اگر این رسوم و آداب را رعایت کنیم شخص باادبی هستیم و اگر رعایت نکنیم دلیل بر بی‌ادبی ماست و این را بدانیم افرادی که خطا می‌کنند و مرتکب اشتباهی می‌شوند دلیل بر نادانی و ناآگاهی آن‌هاست و انسانی که دانا و آگاه است هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کند.

 

 

لژیون خدمتگزار؛ لژیون یکم هم سفر آمنه

 

نویسنده: هم سفر زهرا خ از لژیون یکم

تصویرگر: هم سفر مینا

ویرایش و تنظیم: هم‌سفر لیلا






نوع مطلب : استادی و نگهبانی و دبیری های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic