اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
شنبه 25 خرداد 1398 :: نویسنده : همسفر مریم


undefined

بعضی از راهنماها بیماری های ره‌جو را می‌گیرند و ره‌جویان هر چه درد دل می‌کنند راهنما هم گوش می‌کند و باعث جذب بیماری‌های ره‌جو می‌شوند. اساس آموزش این نیست که ره‌جو هر چه ناراحتی و مشکل دارد باید بگوید این می‌شود مثل کار روان شناسان و این کار جواب نمی‌دهد. باید راهنما درس بدهد. ره‌جو مثل مشق پیاده کند. اگر اشکال داشت بیاید رفع اشکال کند. ره‌جو باید مشارکت کند و باید به خداوند توکل کند و راز و نیاز با خداوند داشته باشد.


برداشت از سی  دی حقه 1: استاد امین                                                             

اگر بخواهیم یک‌چیز را اصولی یاد بگیریم باید تعریف درستی از آن داشته باشیم . هر چیز یک صور آشکار دارد و یک صور پنهان. بعضی از تعاریف و کلمات صور آشکار هستند مثل درخت، کوه .اگر یک تعریف درست داشته باشیم و شرط تعریف این است که با چیز دیگری اشتباه نشود یعنی دو یا سه تا چیز به ذهن انسان نیاید آن تعریف، تعریف دقیقی است. بعضی مطالب صور پنهان هستند مثل شجاعت، زیبایی، نفس، عقل این‌ها قابل‌رؤیت نیستند به همین علت تعریف آن‌ها سخت است و ممکن است سال‌های زیادی طول بکشد تا ما یک مفهومی به طور مثال از نفس، تعریفی برایش پیدا کنیم. بعد از تعریف مرحله‌ی بعدی یادگیری. باید تصویری از آن داشته باشیم اگر تصویر آمد آن موقع مطلب را خیلی خوب یاد گرفته‌ایم و از مدل استفاده می‌کنیم. برای نفس از مدل شهر وجودی استفاده می‌کنیم.

بعضی از علوم مثل روان‌شناسی، فلسفه و جامعه‌شناسی 50 تا نظریه داریم که کاملاً باهم متناقض هستند. علت این است که این علوم با مفاهیم صور پنهان سروکار دارند و خیلی وقت‌ها تعاریف درست نیستند. مثلاً آقای مهندس روان را این‌گونه تعریف کردند: روان یعنی خلق‌وخوی، یک تعریف ساده و کامل است. یک ضلع آن جسم است و یک ضلع دیگر جهان‌بینی. وقتی‌که تعریف درست و جامع باشد دیگر چند تا تعریف نداریم وقتی‌که چند تا تعریف داشته باشیم این موضوع حل‌نشده و نشناخته است. اگر زمانی بتوانیم برای صور پنهان تعاریف دقیقی و درستی مطرح کنیم و مدل‌های خیلی ساده و کاربری مطرح کنیم آن موقع تعدد نظرات از بین می‌رود. اصولاً تمامی علوم زمانی مسیر خودشان را باز می‌کنند که به تعاریف درستی برسند. اگر هزار سال بگذرد و تعریف درست نباشد آن علم لنگ می‌زند. اگر می‌خواهیم آموزش ببینیم و آموزش بگیریم اصل مهم این است که بتوانیم آن‌ها را درست انتقال بدهیم.

 آموزش پایه اصلی است. آموزش باید درست باشد و مطلب را ساده انتقال بدهد. اگر آموزش انجام نشود هیچ تغییری به وجود نمی‌آید. در مثلث دانایی یک ضلع تفکر یک ضلع تجربه و ضلع دیگر آموزش است و کسانی که به کنگره می‌آیند تجربه را به‌اندازه کافی داشته و تفکر هم انجام داده و آن چیزی که نداشته آموزش بوده حال اگر آموزش را درست انتقال ندهیم باز هیچ اتفاقی نمی‌افتد. بعضی‌اوقات آموزش واقعی هست ولی به خاطر اینکه انسان سؤالات خودش را مطرح نمی‌کنند به دلیل اینکه در نظر دیگران او کم استعداد هست و آبرویش می‌رود و برای اینکه بتواند سؤال کند باید از خیلی چیزها بگذرد تا بتواند سؤال کند از آن حساسیت، وسواس، منیت و خیلی پیزها باید بگذرد.

خیلی از مفاهیم در کلام ا... مطرح‌شده و تکرار شده. بهشت و جهنم جاری است هم در این دنیا و هم در آخرت و در آخرت کامل‌تر است. عذاب‌هایی که مطرح‌شده چه چیزی می‌تواند باشد همین بیماری‌ها. مگر عذاب بیشتر از انواع بیماری‌ها داریم؟ این بیماری‌ها می تواند جسمی و روانی باشد.بیماری سایکوسوماتیک یعنی بیماری‌های روان‌تنی، اثر فکر و اثر ذهن روی کالبد فیزیکی. سیستم ایکس سیستمی است که در اثر افکار، امواج و توسط انواع مخدر از تعادل خارج می‌شود و یا به تعادل برمی‌گردد. افکار و امواج می‌توانند مربوط به مسائلی باشند که در کتب آسمانی و در کلام ا... مطرح‌شده است. وقتی‌که انسان دچار کبر و شرک بشود یکسری عواقبی برایش دارد و ممکن است این عواقب به‌صورت بیماری‌ها ظاهر بشود.

کبر چگونه به وجود آمد؟ در داستان ابلیس خداوند می‌گوید به انسان سجده کن. ابلیس می‌گوید سجده نمی‌کنم. برای اینکه انسان از جنس پایین‌تری است. من از آتش و نور هستم و انسان از خاک است. ابلیس کبر ورزید و از کافران شد. پس کسی که کبر دارد کافر هم است زیرا جزء پنهان‌کاران می‌شود و او خودش را قدرت مطلق می‌داند و در خلق آفرینش و هستی سهمی دارد و سهم خدا را کم‌رنگ کرده.

حال ابلیس چگونه در انسان این‌ها را انتقال داد؟ آن‌ها را فریب داد و به آن‌ها وعده داد اگر از این شجره استفاده کنی از این‌که هستی، خیلی بهتر می‌شوی و ماهیتت تغییر می‌کند. انسان هم پذیرفت  و فرمان را اجرا کرد. هر انسانی در حیات به این باور باید برسد که در تعادل جهان نقش دارد نه در آفرینش و اگر باور داشته باشد که در آفرینش نقش دارد و خودش را بالاتر ببیند انسان دچار کبر می‌شود و نتیجه آن می‌شود که انسان‌های دیگری که از او پیروی می‌کنند آن‌ها می‌شوند مشرکین. مثل فرعون که گفتند: مگر این رود نیل از قصر من رد نمی‌شود مگر من فرمانروایی نمی‌کنم من خداوند هستم یا خدای موسی. کسانی که به دنبال کسی دیگری غیر از خالق می‌گردند و فرمان‌ها را اجرا کنند آن‌ها می‌شوند مشرک.

آقای امین برای کبر و عواقب آن از اشعار استفاده می‌کند:

یافتم کبرا که در هر انجمن                          سال‌ها همراه بود و خوش‌سخن

کسانی که خیلی خوب سخن می‌گویند از یک قدرت و پتانسیلی و نیروی جاذبه قوی برخوردار هستند و فکر می‌کنند هر چیزی را می‌توانند خلق کنند کسانی که کبر دارند نور و سهم خودشان را از مشرکین می‌گیرند.

مردمان را از برای بندگی                               جذب خود کردی چنین سنگین ثمن

دیگران را بنده و جذب خودت کردی و باید بهای خیلی سنگینی را پرداخت کنید.

هرکسی از راه خود، در دام وی                         مشرکین چون آهوانی در چمن

در این مسیر و راه، هرکسی خواسته‌ای دارد و این باغ وجودی تو به‌زودی تبدیل به مرغزار می‌شود.

بندگانش منتظر و رحمتش                             بی خزانه داده‌ای از جان و تن

همیشه بندگان منتظر رحمت هستند و انسان از خودش خزانه‌ای ندارد و باید از وجود خودت پرداخت کنی تا آن‌ها را راضی نگه‌داری.

قطع روزی، چون خدا گشتی صمد                    شد نشانش بی‌قراری در بدن

وقتی انسان تبدیل به خداوند می‌شود بی‌نیاز است چون خداوند بی‌نیاز است و مرتب آن‌ها به سراغ تو می‌آیند و خواسته دارند. یکی از نشانه‌های کفر این است که آرامش از وجود تو از بین می‌رود.

صد بلا زین معصیت هم زاده شد                     لعنت و دیگر بلاهای کهن

این‌یک گناه است ولی صد مشکل در کنارش به وجود می‌آید. چون هر انسانی که می‌آید کنارت از تو خواسته دارد. هرکدام یک حس‌هایی دارند. هرکدام تاریکی و مشکلاتی دارد و همه مشکلات و تاریکی را آرام‌آرام به تو منتقل می‌شود.

تا که از این معصیت جای خدا                          جایگاهش لانه زاغ و زغن

وقتی خودت را جای خداوند قرار دادی جایگاه تو تبدیل به خانه زاغ می‌شود (زاغ اشیاء قیمتی را می‌برد و زغن یک پرنده شکاری است که خیلی تیز است)

این‌چنین غافل ز ابعاد جهان                           در قیاس خود تو باش شاه شهن

تو ابعاد جهان را نمی‌بینی که خودت را با خداوند مقایسه کردی. تو ستاره‌ها، کهکشانها، زمین و خورشید را ندیدی اگر این را می‌فهمیدی خودت را جای پای او نمی‌گذاشتی.

ذره‌ای کوچک در این بی‌انتها                        از کجا داریم مقام شو، شدن

من که یک‌ذره کوچک در این جهان هستم مقام شو، شدن رادارم شما یک مگسی را نمی‌توانی خلق کنی.

هرکسی از او که آن‌ها را گرفت                     آورد نامش از بیم گم‌شدن

آن‌کسی که جان می‌دهد و جان می‌گیرد انسان‌ها نامش را می‌آورند که از مسیر خودشان خارج نشوند و به او توکل می‌کنند.

در تبادل‌های سالم بین ما                              زان که روزی داد و طرد اهرمن

آن‌کسی که بین ما تبادل‌ها را به وجود آورد و به ما فرمان داد از اهریمن دوری‌کنیم.

عشق و احساس خوش‌آیند حیات                     رفت و آتش جای بستان عدن

وقتی‌که عشق و محبت از این حیات برود آتش جای باغ بهشتی را می‌گیرد.

غافل از این کبر پنهان و عجب                        خیمه در قلب رؤیایش زدن

و ما از این کبر غافل هستیم این کبر پنهان در قلب رویای خودش جا باز می‌کند و پیوند می‌زند.

بندگان از قوه‌اش مصرف کنند                        اندرون قحطی به باغ است و دمِ

مشرکین هم اهل‌معامله هستند آن‌ها آمده‌اند که یک‌چیز بگیرند نیامده‌اند که یک‌چیز بدهند اوایل آن‌ها را گول می‌زنید و انرژی آن‌ها را می‌گیرید ولی در ادامه مجبوری چیزی به آن‌ها بدهی.

مشرکین بنده مشتاق خدا                               بنده چون خالق شدی سنگ و چدن

مشرکین همیشه دنبال خدا هستند و قلب تو سنگ می‌شود و تبدیل به آهن می‌شوی.

بعضی از راهنماها بیماری های ره‌جو را می‌گیرند و ره‌جویان هر چه درد دل می‌کنند راهنما هم گوش می‌کند و باعث جذب بیماری‌های ره‌جو می‌شوند. اساس آموزش این نیست که ره‌جو هر چه ناراحتی و مشکل دارد باید بگوید این می‌شود مثل کار روان شناسان و این کار جواب نمی‌دهد. باید راهنما درس بدهد. ره‌جو مثل مشق پیاده کند. اگر اشکال داشت بیاید رفع اشکال کند. ره‌جو باید مشارکت کند و باید به خداوند توکل کند و راز و نیاز با خداوند داشته باشد.

من یک هم‌سفر همیشه جایگاه خودم را بالاتر از مسافرم می‌دیدم و به زبان هم می‌آوردم که بدون من نمی‌توانی یک روز زندگی بکنی. فرزند و اطرافیانم از من پیروی می‌کردند اوایلش به حرف‌هایم گوش می‌دادند ولی به‌مرور چیزهای دیگر می‌خواستند. من با این کار می‌خواستم جایگاه مسافرم را بگیرم ولی خیلی چیزهای دیگری را از دست دادم که هیچ ارزشی نداشت.

نویسنده: همسفرمریم

ویرایشگر: هم‌سفر زهرا خ





نوع مطلب : سی دی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 1 تیر 1398 08:18 ب.ظ
سلام و خداقوت ...خیلی خوب بود ممنون
جمعه 31 خرداد 1398 02:53 ب.ظ
سلام و خدا قوت به خانم مریم عزیز آرزوی بهترینها را برای تون دارم و بسیار از زحمات خانم زهرا سپاس گزارم
یکشنبه 26 خرداد 1398 04:51 ب.ظ
تشکر و سپاس خدمت خانم مریم عزیزم بابت همکاری های صادقانه تان با وبلاگ اوج آرامش.
بسیار عالی بود.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic