اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
پنجشنبه 23 خرداد 1398 :: نویسنده : همسفر نسرین

به نام قدرت مطلق الله

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه شعبه ی امین گلی روز دوشنبه مورخ 98/03/20 بااستادی کمک راهنمای محترم همسفر آمنه  و دبیری همسفر زهرا ف و با دستور جلسه ی وادی سوم رأس ساعت 16:30 آغاز به کار کرد. 

وادی‌ها مرحله‌به‌مرحله هستند یعنی اگر می‌خواهید وادی سوم را خوب متوجه بشوید باید از وادی اول عبور کرده باشید باید فهمیده باشیم  که هر کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم، قبل از آن باید کمی تأمل‌کنیم و تفکر کنیم و بعد کارهایمان  را به نحو احسنت انجام بدهیم. که بعداً دچار مشکل و یا قضاوت دیگران نشویم.


عنوان وادی سوم این است: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.

وقتی جمله با باید شروع می‌شود یعنی هیچ شکی در آن نیست. می‌گوید که مطمئن باشید که هیچ موجودی، حتی مادر من که من را به دنیا آورده، پدر من یا دوستان خوب من، هیچ‌کس و هیچ‌کس به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. هرچقدر هم که من را دوست داشته باشند نمی‌توانند به‌اندازه‌ی خود من به فکر من باشند. چون من خودم، خودم را بهتر می‌شناسم و شاید روی صورتم ماسک بزنم و بگویم که خیلی آدم خوبی هستم ولی خودم بهتر میدانم که چقدر پر از ضد ارزشم و میدانم که چه خصوصیات خوب و یا بدی دارم. پس خودم می‌توانم در مورد خودم فکر بکنم و راه‌حلی در مورد مشکلاتم بیابم.

وادی‌ها مرحله‌به‌مرحله هستند یعنی اگر می‌خواهید وادی سوم را خوب متوجه بشوید باید از وادی اول عبور کرده باشید باید فهمیده باشیم  که هر کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم قبل از آن باید کمی تأمل‌کنیم و تفکر کنیم و بعد کارهایمان  را به نحو احسنت انجام بدهیم. که بعداً دچار مشکل و یا قضاوت دیگران نشویم.

 ما ایرانیها سه عبارت داریم که با رعایت کردن آن‌ها به مشکل برخورد نمی‌کنیم: پندار نیک یعنی فکر کردن، گفتار نیک صحبت کردن، کردار نیک. به چه صورت رفتار من نیک می‌شود؟ بافکر من . اگر فکر من مثبت باشد ناخودآگاه زبان من هم حرف‌های قشنگ و خوب میزند و اگر فکر من منفی باشد حرف‌های بد می‌زنم. کسانیکه همیشه حرف‌های بد و با نیش و کنایه حرف می‌زنند افکارشان نسبت به بقیه منفی است و یک شعر داریم که می‌گوید:

 ای برادر تو همه اندیشه‌ای     مابقی خود استخوان و ریشه‌ایم.

همه‌ی من، این فکر من است اگر فکرم درست باشد بقیه‌ی کارهایم درست می‌شود. یعنی چشم و ابرو و دهان و قد هیچ مهم نیست. اصل این اندیشه‌ی من است،  به ظاهر توجه نداشته باشید، باید دید و افکارتان خوب باشد.

به شوهرانتان احترام بگذارید تا آن‌ها هم شمارا دوست داشته باشند. پس فکر من. گفتار من را می‌سازد و گفتار من عمل من را می‌سازد که ما  این سه مورد را در کنگره به آن معتقد هستیم و میگوییم پندار سالم، گفتار سالم و عمل سالم این‌ها به هم مربوط هستند.

کسانی که منتظر کمک دیگران هستند این ضرب‌المثل  صادق است.

 که می‌گوید همسایه‌ها یاری کنید تا من شوهرداری کنم. یعنی اینکه هر کس  مسئولیت‌هایش و خرابکاری‌هایش را به عهده‌ی دیگران بگذارد و بخواهد که همیشه دیگران مشکلش را حل بکنند همیشه کلاهشان پس معرکه هست . همیشه درگیر هست و باید توانایی‌ها و کار خودش را بپذیرد.

ما برای شروع زندگی در این وادی، برای خود آغازی تازه داریم، آغازی که ما را به سلامتی، صلح و آرامش و آسایش برساند.

اگر بگوییم که سلامتی و آرامش ندارم به خاطر این است که فقط فکر من این است که چرا این مادر من است یا چرا این برادر من هست و یا  این طور هست و.... و همیشه دوربین را روی دیگران گذاشته‌ام و حالا می‌خواهم دوربینم را بچرخانم به‌طرف خودم، یعنی افکارم را عوض بکنم و اگر موفق به این کار شوم، دچار آرامش و آسایش و صلح می‌شوم و خودبه‌خود مشکلات حل می‌شود یا اگر هم وجود داشته باشد دیگر آزارمان نمی‌دهد.

استادان آقای مهندس میگویند که از طبیعت الگوبرداری کنید. مواقعی که دیدید خیلی وضعیتتان بحرانی است بدانید که الآن زمستان است، و پس هر زمستانی بهاری است و این  آدم را امیدوار می‌کند که بالاخره نوبت باران برای همه‌ی ماها محفوظ است.

اگر انسان خودش جستجو نکند حتی اگر با کاوشگران ماهر نیز هم‌نشین باشد به موضوع واقعی نمی‌رسد. اگر هر شخصی خودش به دنبال حل مشکلات خودش نباشد و جستجو و اقدام نکند حتی اگر مسافر من رها هم بشود باز مشکل من که به‌هم‌ریختگی درونم هست وجود دارد.

اگر من با تمام شاعران دنیا هم‌نشین باشم من شاعر نمی‌شوم مگر اینکه خودم شعر بگویم. باید کلید راهمان را پیدا بکنیم خیلی از ما دنبال یک معجزه هستیم تا مسافرمان رها بشود. ابتدا خود من باید تغییر بکنم چون کانون آرامش خانه زن است و بعدازآن بچه‌ها و شوهر هم کم‌کم به آرامش می‌رسند.

اگر فکر بکنیم که دیگران می‌توانند در حل مشکلمان به ما کمک بکنند بسیار در اشتباه هستیم، دیگران می‌توانند به ما مشورت بدهند ولی نمی‌توانند مشکلی را حل بکنند زیرا ما به این دنیا آمده‌ایم تا روش حل مشکلات را بیاموزیم. ماهم مثل بچه‌مدرسه‌ای‌ها به کنگره می‌آییم تا آموزش بگیریم بتوانیم از مسائل شروع کنیم و مشکلاتمان را حل کنیم.

بعضی از ما دچار مشکلات جسمی، و یا روحی و روانی هستیم و همه‌ی این‌ها به خاطر این است که در، گذشته درست عمل‌نکرده‌ایم. از جسممان به‌خوبی مراقبت نکرده‌ایم الآن بیمار شده‌ایم، یا اینکه پس‌انداز نکرده‌ام و حالا چک پنج‌میلیونی دارم و نمی‌دانم چگونه باید حلش بکنم. و به‌عنوان یک زن خانه بلد نبودم طلا بخرم و یا پس‌اندازی داشته باشم. و یا اینکه با شوهرم برخورد مناسبی نداشته‌ام. او هم نیازهای عاطفی من را برآورده نکرده و به من محبت نمی‌کند چرا؟ چون بذر را من کاشته‌ام و آن را با بداخلاقی‌هایم آبیاری کرده‌ام و به‌عنوان یک مرد به او احترام نگذاشته‌ام.

پس هر بذر تلخی را که بکارم مجبورم از میوه‌ی نامرغوب آن استفاده بکنم.

 به‌هرحال کوهی از مشکلات اطراف من را گرفته است حالا باید چه انجام دهم؟ «باید بگویم خودکرده را تدبیر نیست» بعضی از ضرب‌المثل‌ها اشتباه هستند، باید بگوییم که خودکرده را تدبیر هست یا شاید دیگر کرده را تدبیر نیست. مثلاً من اگر شوهرم بخواهد در اعتیاد باشد تا خودش نخواهد من نمی توانم کاری انجام دهم. ولی اگر من مشکل داشته باشم می‌توانم بافکر و تلاش مشکلم را حل کنم هرکسی باید با توجه به شرایط که دارد نسخه‌ی خودش را خودش بپیچد. و این را بدانیم در یک شب مشکل به وجود نیامده است بنابراین باید به‌آرامی اقدام کنیم تا مشکل کنار برود.

مشکلات دودسته هستند: یکی آنکه ما ، در آن‌ها نقش داریم و آن‌ها را به وجود آورده‌ایم، ویکی دیگر اینکه در آن‌ها نقشی نداریم مثل مشکلات ژنی.

هر زندگی، زندگی بعدی ما را می‌سازد و بعضی‌ها میگویند این سرنوشت ماست. اگر ایمان و اعتقاد داشته باشند میگویند خداوند این زندگی را برای ما رقم‌زده است و اگر هم ایمان نداشته باشند می‌گویند این از شانس ماست، و یا اینکه تقصیر  پدر  خود  می‌گذارند و یا انسان‌ها و هیچ‌وقت  خود را مقصر نمی‌دانند. پس انسان‌ها به دو صورت برخورد می‌کنند و اکثراً هم مثل  مورد اول می‌سوزند و می‌سازند تا خداوند و یا یک شخص دیگری بیاید و مشکلشان را حل بکند و اگر حل نشد شروع می‌کنند به کفر گفتن و ناسزا گفتن و آدم‌های دانا میگویند هیچ‌کس به‌اندازه‌ی خودم به فکر من نیست.از نیروهای درونشان که تفکر است کمک می‌گیرند که با بیدار شدن نیروی تفکر خیلی از مشکلات را  می‌توان حل کرد و دیگر اینکه از صبر و استقامت کمک می‌گیرند. اگر این سه نیرو را در درون خودمان بیدار کنیم و به‌صورت تدریجی مشکلات ما حل می‌شود و در ضمن امید خود را هم نباید از دست بدهیم.

برای خروج از مشکلات یا بن‌بست باید نیروهای تخریبی درون خود را بشناسیم. اگر نیروهایمان را بشناسیم و بیدار بکنیم در وادی دوم می گوید که درون ما مثل کوه آتش‌فشان است که چقدر از آن نیروهای عجیبی بیرون می‌آید. و می تواند زندگی من را روبه‌راه بکند. باید به خودم بپردازم و به ترس‌هایم غلبه کنم و به خداوند توکل کنم و در دل ترس‌هایم بروم  و نقاط ضعفم را به نقاط قوت تبدیل کنم. نیروهای بازدارنده راهم بشناسم و از آن‌ها دوری‌کنم تا آرام‌آرام از مشکلات رهایی پیدا کنم.

چرا شیطان به‌صورت دلسوزانه وارد افکار و اندیشه‌ی ما می‌شود؟ چون گوهر جان ما را می‌مکد. گوهر جان هر انسانی اختیار او است. که شیطان همه‌ی این کارها را می‌کند که اختیار ما را بدزدد، اگر به حرف شیطان گوش بدهیم دچار شرک شده‌ایم و دیگر اختیار انجام کارهایمان دست خودمان نیست، مثلاً می‌خواهیم به کنگره بیاییم، شیطان و حقه‌های نفس به ما میگویند نرو یک‌بار که نروی اتفاقی نمی‌افتد و برای انجام هر کاری، نیروهای شیطانی باید به ما اجازه بدهند.

در این مبارزه شیطان، نیروهای منفی و انسان‌های منفی‌باف ما را احاطه می‌کنند. نیروهای منفی غیرقابل رؤیت است و دو نوع داریم یکی فیزیکی که همان آدم‌های منفی‌باف هستند و دیگری غیر فیزیکی که همان شیطان و جن است. نیروهای منفی از ما می‌خواهند که ناامید باشیم و حرکت نکنیم و نتوانیم آموزش بگیریم. و دانایی‌مان روزبه‌روز افت کند. و با ناامید بودن دردی از ما دوا نمی‌شود بلکه بیشتر به سمت تاریکی‌ها هدایت می‌شویم.

حال بهتر است بک نفس عمیق بکشیم و خوب تفکر کنیم و از هیچ‌کس هیچ انتظاری نداشته باشیم و با امیدواری تمام به زندگی نگاه کنیم و برای برداشتن موانع به‌آرامی حرکت کنیم و بدانیم شتاب‌زدگی و تشنج، انرژی‌ها را از بین می‌برد.

نتیجه‌ای که از این وادی می‌توان دریافت کرد عبارت است از: مشکلات و سختی‌هایمان را بادل و جان بپذیریم وسعی کنیم با تفکر پیش برویم مسائل را حل کنیم و در آخر می توانیم از دیگران مشورت بگیریم ولی تصمیم با خودمان است تا اعتمادبه‌نفس ما بالا برود.

نویسنده: همسفر نسرین

ویرایشگر: همسفر زهرا خ

 





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic