اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
سه شنبه 16 بهمن 1397 :: نویسنده : همسفر مریم


 به نام قدرت مطلق الله

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه، شعبه امین گلی روز دوشنبه 97/11/15 با استادی همسفر  مریم و دبیری همسفر فرزانه با دستور جلسه" بازتاب "  رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.


ما در کنگره می‌گوییم تکامل در جمع صورت می‌گیرد. کنگره و لژیون کارشان گروهی است و در گروه و کنار همدیگر بودن به نتیجه می‌رسیم. نور خورشید را نور الهی در نظر می گیریم که خداوند به انسان می‌تابد و آن سرما همان تاریکی است که شخص در آن قرارگرفته و ارتفاع کوه را می‌گوییم جایگاه هر انسان.

مهم‌ترین الگوهایی که انسان دارد

یکی طبیعت است. هر چه در طبیعت و هستی وجود دارد با تمام ویژگی، یک مدل خیلی کامل است که در اینجا کوه‌ها را الگو قرار داده‌ایم و دیگری انسان، انسان ‌هم می‌تواند الگو باشد از روی جسم، صور آشکار و صور پنهان انسان. می‌تواند کمک در اختراعات باشد مثلاً ما کامپیوتر را از روی مغز انسان اختراع کردیم.

بدن ما از میلیاردها سلول تشکیل‌شده است. هرکدام از این سلول‌ها سی و پنج هزار ژن دارد و حامل تمام اطلاعات انسان است که از پدر و مادر گرفته که این شکل انسان چگونه به وجود بیاید، خلق‌وخوی و صور پنهان ‌هم در این ژن‌ها وجود دارد. درواقع ژن نقشه ترسیم این جسم و این کالبد است که چگونه به وجود بیاید. و مهم‌ترین سلول‌ها، سلول بنیادی هستند که تمام خصوصیات و ویژگی شخص را در درون خودش دارد. اگر من فرد عصبی هستم تک‌تک سلول‌های من هم همین‌طور است. وقتی من به درمان می‌رسم که تمام سلول‌های من درمان بشود. پس اول باید سلول‌ها بازسازی بشود. سلول‌های بنیادی برای درمان بیمارهای خاص حائز اهمیت است و این قدرت را دارد که بدن را بازسازی کند و این سلول‌ها را از بند ناف یا دندان شیری می‌گیرند.

حال با طرح سؤال هایی در مورد کوه ها ، و الگوبرداری از کوه ها به اهمیت در جمع بودن،پی می بریم.

گرمای یک نقطه به چه چیزی بستگی دارد؟

همان‌طور که می‌دانیم زمین به دور خورشید می‌چرخد و باعث به وجود آمدن روز و شب و فصل‌ها می‌شود و می‌تواند به نزدیکی و دوری خط استوا و یا نزدیکی به آب‌ها بر روی گرمای یک نقطه تأثیر دارد. ولی علت مهم آن تابش نور خورشید است و ما گرما را از نور خورشید به دست می‌آوریم. خورشید در هر ثانیه 5 میلیون تن ماده را به انرژی تبدیل می‌کند و اگر بتوانیم نیم ساعت از نور خورشید که به زمین می‌رسد را ذخیره کنیم برای یک سال مصرف کره زمین کفایت می‌کند.

استوا چه ویژگی دارد؟ زاویه تابش نور خورشید کاملاً عمود است و این عمود بودن خیلی مهم است. در قطب، نور خورشید به‌صورت مایل است که 6 ماه از سال در تاریکی کامل به سر می‌برند و به همین دلیل قطب‌ها سردترین نقطه کره زمین است.

سردترین نقطه ایران کجاست و دمای آن چقدر است؟ با توجه به اینکه به ازا هر 100 متر یک درجه هوا خنک‌تر می‌شود بنابراین کوه دماوند با ارتفاع 5670 متر دمای آن 77-  درجه است.

قله اورست سردتر است یا قله دماوند؟ با توجه به اینکه ارتفاع قله اورست 8882 متر است و 3000 متر از قله دماوند بلندتر است باید سردتر از قله دماوند باشد ولی دماوند سردتر است.

علت آنکه دماوند سردتر است چه چیزی است؟ نور خورشید وقتی‌که به یک جسم می‌تابد دو حالت دارد. نور را جذب یا نور را منعکس می‌کند. هرچقدر یک جسم بتواند نوری که خورشید می‌دهد را جذب کند حرارت بیشتری دارد و هر چه قدر نور را منعکس کند حرارت بیشتری را از دست می‌دهد. حالا ویژگی دماوند و اورست در همین است. در اطراف قله اورست کوه‌های زیاد با ارتفاع‌های بلند وجود دارد و وقتی‌که نور خورشید به این کوه‌ها می‌تابد یک مقدار از آن نور را جذب می‌کند و بقیه نور را برای کوه‌ها بازتاب می‌کند و اجازه داده نمی‌شود که دمای کوهستان خیلی پایین برود و دما را تا یک حدی بالا نگه می‌دارند. ولی کوه دماوند منفرد است و در اطراف آن کوه‌ها با ارتفاع کم وجود دارد و کوه‌ها یک مقدار نور را جذب می‌کند و بقیه‌ی نوری را که بازتاب می‌کند در فضا پخش می‌شود و کوه دماوند نمی‌تواند آن نور را بگیرد. و هیچ کوهی هم نمی‌تواند نوری را به دماوند بازتاب کند. به خاطر همین اختلاف زیادی که وجود دارد دمای آن افت پیدا می‌کند و نوسان آن‌هم زیاد است.

حال در کنگره می‌گوییم تکامل در جمع صورت می‌گیرد و در لژیون یکسری انرژی از آن منبع الهی مستقیم به فرد داده می‌شود و مقداری هم از افرادی که در لژیون هستند دریافت می‌کنم.

 یکی از قوانین هستی اجتماعی بودن است و هرکس از قوانین هستی عبور کند به تکامل نمی‌رسد و عبور از قوانین هستی به ضرر خودمان هست و هیچ‌کس به‌تنهایی به نتیجه نمی‌رسد و هر جا بخواهیم تنها پیش برویم و کاری را به‌تنهایی انجام بدهیم به نتیجه نمی‌رسیم چون سهمیه نور و انرژی ما کم است چون انسان باانرژی زنده هست و به خاطر همین است که در لژیون حالمان خوب می‌شود و در اینجا به صله‌رحم هم می‌شود اشاره کرد. کسانی که در اطراف ما هستند و با ما زندگی می‌کنند بیهوده نیستند و ما از آن‌ها انرژی می‌گیریم.

نکته: شجره خبیثه: یعنی موجودات فاسد، منفی‌باف، نگران هستند و استرس دارند. آدم و حوا چگونه از بهشت رانده شدند؟ به شجره خبیثه نزدیک شدند یعنی هر انسانی که افکار منفی دارند از این‌ها انرژی منفی می‌گیرند و حالشان بد می‌شود.

علت سردی یک نقطه به سه عامل بستگی دارد: 1. ارتفاع به‌اندازه هر 100 متریک درجه هوا سردتر می‌شود. 2. تابش نور خورشید 3. خود جسم که آن را نور جذب کند یا نه.

دل‌ی‌

تعریف منیت: یعنی کسی که جایگاه خودش را بالاتر از دیگران بداند. شخصی که ارتفاع آن 3000 متر است فکر کند 6000 متر است. کسی که منیت داشته باشد و در لژیون بنشیند مانند کوه دماوند، تنها می‌شود و از بچه‌های لژیون بازتاب دریافت نمی‌کند. چون خودش را بالاتر از دیگران می‌بیند و انرژی هم نمی‌گیرد. گروه دیگرکسانی هستند که کبر دارند کبر یعنی کسی که اعتقاد دارد جنس و سرشت آن از دیگران بهتر است. کسی که تکبر دارد اصلاً سهمیه ندارد و نور به آن نمی‌رسد و از بازتابش هم نمی‌تواند نور جذب کند و این فرد در سرمای مطلق قرار می‌گیرد.

نکته: یک تازه‌وارد باید منیت خودش را کنار بگذارد و تسلیم آموزش‌های کنگره بشود تا به ‌حال خوش و نتیجه برسد.

اگر انسان از منبع الهی نور نمی‌گیرد چون به‌طرف ضد ارزش‌ها رفته از شیطان نور می‌گیرد.

 مثل یک کوه یخی است نور به آن می‌تابد ولی تمام نورها را بازتاب می‌دهد و بستگی دارد که چقدر ما در تاریکی هستیم.

نکته: بعضی از مسافرها به کنگره نمی‌آیند و فقط OT مصرف می‌کنند و در جلسات جهان‌بینی شرکت نمی‌کنند و این‌ها به‌تنهایی به نتیجه نمی‌رسند. دسته دیگر مسافرها می‌آیند و به رهایی می‌رساند ولی هم‌سفرها کنگره نمی‌آیند و انرژی و نور دریافت نمی‌کنند و حالشان بد است.

وقتی‌که نور جذب می‌کنیم چه اتفاقاتی می‌افتد؟ یخ‌های درون ما ذوب می‌شود یعنی تاریکی‌ها از بین می‌رود و آن آب، سرزمین وجودی ما و درون ما را حاصل خیز می‌کند. یعنی هر چه بکاریم به ثمر می‌رسد و وجود ما آماده برای صفات جدید و خوب می‌شود.

آیا میزان یخ (تاریکی) روی کوه مهم است که چه مقدار باشد؟ خیر. مهم نیست که من چقدر در تاریکی باشم کسی که تابش داشته باشد و آن نور را جذب بکند از راهنما، منبع الهی، دوستان و بازتاب کند. تابش و بازتابش آن مهم هست.

کره زمین و هر انسانی، یکسری ذخایر در وجودش هست که این ذخایر را آرام‌آرام باید استفاده کنیم. ولی کره زمین مثل یک آدم مصرف‌کننده که همه نوع مواد می‌زند و تمام انرژی خود را یک‌باره استفاده می‌کند و بعد از یک سال یک آدم لاغر و بی‌جان می‌شود و باعث می‌شود که هاله تابان آن آسیب ببیند. موجودات فاسدی که در هستی وجود دارد در آن رخنه می‌کند ازجمله بختک می‌افتد و آدم دیگر نمی‌تواند حرف بزند مخصوصاً کسانی که شیره و شیشه مصرف می‌کنند.

 حالا با کره زمین هم همین کار می‌کنیم از سوخت، درخت، نفت، زغال‌سنگ و طلا و تمام ذخایر را بیرون کشیده و استفاده کرده‌ایم و تبدیل به آدم مصرف‌کننده که خمار است و هیچ منبع و ذخایر انرژی ندارد و در اثر این کار لایه ازن آسیب می‌بیند و اشعه‌های مضر جذب زمین می‌شود که به آن گازهای گلخانه ای می‌گویند و باعث می‌شود نوری که به زمین می‌رسد و مقداری که بازتابش می‌شود دوباره به زمین برگردد و باعث ایجاد حرارت می‌شود.

در پایان سی دی تعدادی سؤال از آقای امین پرسیده می شود که آقای امین به سؤالها پاسخ می دهند.

سؤال: ما از طبیعت الگوبرداری می‌کنیم آیا در مورد کبر می‌توانیم مثالی از طبیعت بزنید؟ سیاه‌چاله‌ها در فضا نور ندارند اگر هم داشته باشند با یک جاذبه خیلی وحشتناک و  خیلی کم جذب می‌کند.

آیا بختک فقط افراد مصرف‌کننده تجربه می‌کنند یا اینکه برای افراد دیگر هم اتفاق می‌افتد؟ برای کسانی که مواد یا قرص‌های شیمیایی استفاده می‌کنند و کسانی که بدبین، نگرانند  و افکار منفی دارند. اتفاق می‌افتد.

چرا افراد در خواب موجودات وحشتناک می‌بینند؟ کسانی که انسان‌ها را دوست ندارند و بدبین هستند و می‌خواهند به بقیه ضربه بزنند و از ناراحتی دیگران خوشحال هستند نیروهای شیطانی مثل دیو و هیولا در هستی هستند و افکار مثل آهن‌ربا می‌ماند هر چیزی را از جنس خودش را جذب می‌کند و این‌ها با افکار من کاردارند و من این‌ها را جذب می‌کنم و شبانه می‌آیند در خواب و به من آسیب می‌رساند.

آیا فرزند متولدشده‌ی یک شخص مصرف‌کننده که مواد شبه افیونی‌شان خوب عمل نمی‌کند و در آینده دچار مشکل می‌شوند، مربوط به ژنتیک آن‌ها می‌شود یا مربوط به ماوراء طبیعت؟

ما می‌گوییم نفس تعیین موجودیت می‌کند. وقتی‌که نفس درمان‌نشده باشد و کالبد را بسازد. درواقع کالبد آن پی‌ریزی و در ژنتیک نقص کاملاً دوخته می‌شود. اگر انسانی مسئله اعتیاد نداشته باشد قالب بدون مشکل است. ژنتیک درواقع ترجمه کننده و پیام کننده یک اشکالی است که شخص با خودش داشته باشد و ژنتیک تابع نفس است نه نفس تابع ژنتیک. وقتی‌که نفس اشکال داشته باشد آن ژنتیک  خودش را به تصویر می‌کشد و باید در طول زندگی آن اشکال را برطرف نمود و با صحبت کردن، نیاز آن برآورده نمی‌شود. باید با روش DST درمان بشود و یا با آموزش و محبت کردن شخص را به تعادل رساند.

نویسنده: همسفر مریم

ویرایشگر: همسفر زهرا خیابانی

 





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها : کنگره60-درمان اعتیاد، شعبه امین گلی-وب لژیون همسفر آمنه-سی دی بازتاب،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 بهمن 1397 12:19 ق.ظ
خداقوت خدمت خانم مریم عزیز وخانم زهرای عزیز... خیلی آموزش گرفتم ممنون
چهارشنبه 17 بهمن 1397 10:04 ب.ظ
سلام خداقوت به راهنمای گلم خانم امنه عزیز ممنون از اموزش ها انشاالله در کنارتان از اموزش ها استفاده کنم
خدا فوت به خانم زهرا وخانم مریم عزیز
چهارشنبه 17 بهمن 1397 12:23 ب.ظ
خدا قوت و سپاس بسیار از خانم مریم عزیزم و همچنین خانم زهرا گل.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic