اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 3 بهمن 1397 :: نویسنده : زهرا خیابانی

 به نام قدرت مطلق الله

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه، شعبه امین گلی روز دوشنبه 97/11/01با استادی همسفر  زهرا و دبیری همسفر فرزانه با دستور جلسه" وادی اول "  رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.
هر چیزی حتی یک صندلی، یا یک میز تفکری بوده که به عمل رسیده است. جتی خداوند هم که بخواهد چیزی خلق کند، و می‌گوید شو شود، بدون تفکر نیست.

با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد و بدون تفکر آنچه هست، روبه‌زوال می‌رود.

ابتدا با کلمه وادی آشنا می‌شویم. وادی به معنی مرحله و یا آبادی است. وقتی به مقصدی مانند مشهد می‌خواهیم برویم در مسیر از آبادی‌ها و یا وادی‌هایی عبور می‌کنیم. برای خروج از مشکلات، 14 وادی مطرح‌شده که باید 14 راه را طی کنیم تا در وادی 14 از آن تاریکی خارج شویم.

آقای مهندس، می‌فرمایند من با کلمه وادی در نوشته‌های عطار آشنا شدم.

تفکر یک حرکت ذهنی و درونی است. این‌که این حرکت درونی چطور انجام می‌شود هنوز مشخص نیست. این حرکت درونی، متمرکز شدن روی موضوعی است و در تفکر از یک نقطه مجهول به یک نقطه معلوم و یا از یک معلوم ناقص به یک معلوم کامل می‌رسیم.

ساختار به معنی ساختمان هست. چیزی که می‌خواهیم به وجود آوریم. حتی یک مسواک زدن، به دیدوبازدید رفتن و غذا پختن هم ساختار است و هر ساختاری با تفکر کردن ایجاد می‌شود.

هر چیزی حتی یک صندلی، یا یک میز تفکری بوده که به عمل رسیده است. جتی خداوند هم که بخواهد چیزی خلق کند، و می‌گوید شو شود، بدون تفکر نیست.

نکته مهم این است که شو شود فقط مخصوص به قدرت مطلق نیست. انسان‌ها هم همین‌طورند. ابتدا در ذهن هر چیزی که به آن فکر کنیم سریع در ذهن خلق می‌شود. اما در جهان بیرون برای ایجاد آن نیاز به زمان و تلاش و کوشش دارد.

و ما می‌خواهیم به مرحله شو شود، و فرمان عقل برسیم. تا هر چه اراده کنیم به آن برسیم. و به‌فرمان عقل برسیم. یعنی زمان را کوتاه کنیم و همان موقع، کاری را انجام دهیم. مثلا اگر نخواهیم به موضوعی فکر کنیم، سریع آن فکر را رها کنیم و ...

قدرت فکر و ذهن بسیار مهم است و ما باید حواسمان به افکارمان باشد. فکر به عملیات تبدیل می‌شود. ما در هر شرایطی هستیم زاییده افکار ماست. کائنات به افکار ما پاسخ می‌دهد. چه مثبت و چه منفی. ما نباید به نداشته های خود فکر کنیم. باید ببینیم چه می‌خواهیم و هدفمان چیست و روی آن تمرکز و تصویر سازی کنیم و در ذهن خود گویی آن را به دست آورده‌ایم. و بنابراین شاد و خوشحال می‌شویم و کم کم آن را در جهان فیزیک به وجود آوریم.

ریشه افکار منفی ما برمی‌گردد به ناامیدی. باید امید و ایمان داشته باشیم و به خواسته‌هایمان فکر کنیم. به رهایی مسافرمان، به اینکه گل رهایی را از دستان آقای مهندس گرفته‌ایم. و خود را دربند مشکلات نکنیم. هرچقدر از مشکلات و ناامیدی‌هایمان سخن بگوییم، بیشتر محصور مشکلات می‌شویم و در آن‌ها فرومی‌رویم.

ابتدا هدف‌های خود را بنویسیم. و ببینیم چه تلاش‌هایی باید در این راستا انجام دهیم. برای رهایی مسافرمان تصویرسازی کنیم. مسافر خود را رها کنیم. به او محبت کنیم. در کنارش قرار بگیریم و روبروی او نایستیم و ...

این را بدانیم که افکار ما، حس‌های ما را می‌سازد. اگر فکر خوب و مثبت داشته باشم، شاد هستم و اگر افکار منفی داشته باشم حس‌های من هم بد و منفی می‌شود.

حس‌های ما، به ما جهت می‌دهد. اگر مسیری را غلط می‌رویم. مطمئناً به خاطر حس بد و تفکر اشتباه ماست. که باید آن را تغییر دهیم تا جهتمان هم درست بشود.

کائنات، غول چراغ جادوی ما هستند و به هر چه فکر کنیم، همان را به ما می‌دهند. اگر به مریضی و بیماری و بدبختی فکر کنیم، به همان می‌رسیم و اگر به شادی و آرامش و خوشبختی، فکر کنیم در همان وضعیت قرار می‌گیریم.

ما در کنگره آموزش می‌گیریم و با این آموزش‌ها راه‌حل مشکلاتمان را می‌یابیم. این‌طور نیست که برای هر مشکلی، راهنما نسخه‌ای بپیچد. مثلاً ما امروز یاد گرفتیم که نباید افکار منفی داشته باشیم. چون همان برای ما اتفاق می‌افتد و همین‌طور، افکار منفی انرژی ما را می‌گیرد. و همین‌طور که انسان بدون پول نمی‌تواند زندگی کند بدون انرژی هم نمی‌تواند به زندگی خود ادامه دهد. و با افکار منفی، حس‌های ناامیدی و منفی در من شکل می‌گیرد و در جهنم درون خود فرومی‌روم.

و این‌ها از حقه‌های نفس هست. خداوند سهمیه انرژی شیطان را قطع نموده و او برای اینکه به حیات خود ادامه دهد از ما انرژی را سرقت می‌ کند. وقتی در کنگره کسی ظاهری پژمرده دارد به این معنی نیست که او مشکلاتش از من بیشتر است. او یا آموزش کافی نگرفته و یا هنوز آن‌ها را اجرایی نکرده است و یا با جهل خود به مشکلات خود شاخ و برگ داده است.

وقتی مشکل خود را بپذیریم و آموزش لازم را از آن بگیریم، مشکل خودبه‌خود حل می‌شود.

و اما وادی اول:

پس برای پیدا شدن یک ساختار، اولین قدم تفکر هست. و بعدازآن، سه نیروی القا، احیا و تحرک هم به کمک ما می‌آیند.

القا به معنی انتقال اطلاعات و آگاهی است. دست‌های آسمانی فقط القای افکار را انجام می‌دهند. فالهمها فجورها و تقواها.

 این القا متافیزیکی هست. که از طریق جن و روح انجام می‌شود. اگر تفکر در جهت مثبت باشد، القای مثبت و اگر تفکر ما در جهت منفی باشد این القا در جهت منفی هست. القای فیزیکی هم داریم مانند القای سیمی که جریان برق دارد به سیم دیگر.

وقتی دوست خوبی در کنار ماست، حتی اگر حرف نزند به ما القای مثبت می‌کند و به ما کلی انرژی می‌دهد.

احیا به معنی زنده شدن و ساختن است. بدن ما، قدرت احیا و بازسازی خودش را دارد (مانند وقتی استخوان پایمان می‌شکند) مشروط بر اینکه شرایط مناسب برای آن فراهم آوریم.

تحرک هم به معنی حرکت کردن است که می‌تواند ما را به حرکت وا‌دارد. و یا کسی باعث حرکت ما بشود.

هر چیزی قبل از اینکه به وجود بیاید مانند صفحه سفیدی است. مانند کسی که ازدواج‌نکرده، صفحه ازدواجش سفید است. و با خطوط تفکر خودم، می‌توانم صفحه ازدواجم را زشت یا زیبا ترسیم کنم.

این را بدانیم، کسی که مدام ناله و شکایت از زندگی، کار و شوهر و فرزندانش کند، همیشه همین وضع را خواهد داشت.

پس ما در اینجا به اهمیت افکار مثبت پی می‌بریم. و هر زمان افکار منفی به سراغمان آمد با دانایی و آموزشی که گرفته‌ایم، جلوی هدر رفتن انرژی خود را بگیریم و به کار دیگری خود را مشغول کنیم.

ما هر چه فکر کنیم، همانیم. کسانی که برای جلب‌توجه دیگران خود را به مریضی می‌زنند، قطعاً بیمار می‌شوند.

اگر به حل مشکلات خود ایمان نداشته باشیم، مشکلاتمان هیچ‌گاه حل نخواهند شد.

ایمان و صبر داشتن دو مقوله مهم در مسیر زندگی و حل مشکلات ماست.

مسئله دیگر، این است که وقتی مشکلات داریم. ما تمام انرژی خود را صرف این می‌کنیم، که چرا این مشکل به وجود آمده. و دنبال مقصر می‌گردیم. اما مهم‌تر از علت ایجاد مشکل، حل کردن مشکل هست. وقتی مشکل را حل کردیم، ببینیم چرا این مشکل به وجود آمده تا دوباره آن را تکرار نکنیم.

باید مشکل خود را ارزیابی کنیم و هدف خود را مشخص کنیم. کسی که مدام بگوید هر چه خدا بخواهد، به‌جایی نمی‌رسد، خدا خواسته و ما را خلق کرده. تا خودمان چگونگی حل مشکلات را بیاموزیم و وقتی به این مرحله برسیم، می‌بینیم مشکلی هم نداریم.

وادی اول به ما می‌گوید، ما نباید دنبال راهی باشیم تا یک‌روزه مشکلاتمان را حل کنیم.

مانند کسانی که برای درمان اعتیاد به دنبال سریع‌ترین راه می‌گردند و کنگره را که ده ماه طول می‌کشد را برای درمان انتخاب نمی‌کنند و چنین کسانی دچار تکرار می‌شوند و مدام راه خود را برمی‌گردند. و انرژی خود را هدر می‌دهند. و به نتیجه هم نمی‌رسند.

این‌که ما در این مسیر به چه چیزهایی می‌خواهیم فکر کنیم، اصلاً می‌خواهیم فکر کنیم، یا نه؟ و حتی به چه چیزهایی نباید فکر کنیم از اهمیت بالایی برخوردار است.

ما باید به موضوعات مربوط به خودمان فکر کنیم. و به موضوعاتی که ربطی به ما ندارد و مربوط به دیگران است نباید فکر کنیم.

این‌ها انرژی ما را می‌گیرد. به من چه که همسایه من از چه راهی پول درمی‌آورد. و یا چرا فلانی، ماشین آخرین سیستم دارد. و ...

خیلی‌ها ممکن است بگویند ما مدام تفکر می‌کنیم. اما اگر تفکر ما درست بود این‌همه مشکل نداشتیم و خیلی اوقات ما به چیزهایی و کارهایی فکر می‌کنیم که دیگران ما را تأیید کنند. اگر ما در زندگی آرامش نداریم، نشان از تفکر غلط ما دارد.

ما باید در این وادی، به دنبال یک استراتژی باشیم و شتاب نکنیم. نقشه خوب و دقیق و حساب‌شده بکشیم و با آرامی مشکل خود را حل کنیم. به دنبال یک‌راه انقلابی نباشیم که با شکست مواجه می‌شویم. و انتظار زیادی هم از خودمان نداشته باشیم. ما یک‌شب بیمار نشدیم تا یک‌شب درمان شویم.

نه ما از آب ضعیف‌تریم و نه مشکلات از سنگ سخت‌تر. آب به این نرمی و لطافت، به‌آرامی می‌تواند سنگی را بشکافد چرا مانتوانیم مشکلات خود را به‌آرامی حل کنیم.

باید در این تفکری که انجام می‌دهیم واقع‌بینانه به مشکلات نگاه کنیم. یعنی انقلابی حرکت نکنیم و زمان را در نظر بگیریم.

ما با خواست و اراده تنها نمی‌توانیم مشکلاتمان را حل کنیم و به پارامترهای دیگری مانند تلاش، برنامه‌ریزی و امید و ایمان و ... احتیاج داریم. برای مثال برای رهایی مسافرمان فقط خواست و اراده‌مان به‌تنهایی کافی نیست. صبر، گذشت، محبت کردن و رها کردن هم باید در کنارش انجام دهیم و این کارها را باید به‌طور هماهنگ و باهم انجام دهیم.

گاهی نیاز هست از تجربه و مشورت دیگران استفاده کنیم ولی تصمیم نهایی با خودمان است تا اعتمادبه‌نفس لازم در ما ایجاد شود.

مطلب مهم دیگر که باید به آن توجه داشته باشیم این است که در نظر داشته باشیم که خلقت سازمان و تشکیلاتی است که در آن‌همه چیز با نهایت دقت برنامه‌ریزی‌شده و نیروی مافوق، قدرت مطلق، به‌صورت خودکار، انسان‌ها را در هر مسیری که باشند، موردحمایت قرار می‌دهد. اگر به‌طرف زشتی بروی، موردحمایت نیروهای منفی و اگر به‌طرف روشنایی‌ها بروی موردحمایت نیروهای مثبت قرار می‌گیری. یک شخص مصرف‌کننده‌ای که حتی به نان شب محتاج است. قدرت مطلق به او کمک می‌کند تا مواد خود را به دست آورد. و این‌یک قانون است.

و مهم‌ترین قانون در طبیعت قانون عمل و عکس‌العمل است. اگر این قانون را بدانم. هر کاری را انجام نمی‌دهم چون نتیجه‌اش به خودم برمی‌گردد.

بعضی افراد به نیروی مافوق و قدرت مطلق اعتقادی ندارند، اما اگر چشم دل خود را بازکنیم، وجود او را حس خواهیم کرد.

و واقعاً یک پناهی برای ما انسان‌هاست.

ما حتی اگر نخواهیم، قدرت مطلق به ما یاری می‌رساند. فالهمها فجورها و تقواها.

اما فرق بین خواستن و نخواستن ما در این است که وقتی بخواهیم و قبول داشته باشیم. احساس می‌کنیم یک تکیه‌گاه محکم پشت‌وپناه ماست و به ما کمک می‌کند. و این حس، تکیه‌گاه داشتن، به ما در مسیر زندگی خیلی کمک می‌کند.

و برای خداوند رنگ پوست، نژاد و زبان فرقی نمی‌کند.

چراکه، نزدیک‌ترین افراد به آن نیرو، پاک‌ترین انسان‌ها هستند.

در این وادی آموختیم:

 اگر مشکلی داریم، یا زندگی ما به سامان است یا نابسامان. در پرتو تفکر و ساختاری است که ما به وجود آورده‌ایم.

حتی اگر فکر می‌کنیم، شرایط موجود دست ما نبوده، ما این توانایی راداریم که با تفکر درست، بهترین مسیر را به وجود آوریم.

یادمان باشد، هر کاری بخواهیم انجام دهیم، حتی در لحظه عصبانیت، قبل از ناسزا گفتن، فقط پنج ثانیه تفکر کنیم، و بعد حرف خودمان را بزنیم. تا بعد پشیمان نشویم. انسان‌های دانا و خردمند قبل از این‌که لب به سخن بگشایند، تفکر می‌کنند. یعنی عقلشان قبل از زبانشان هست..

دیگر اینکه قبل از اینکه بخواهیم مشکلاتمان را به کسی بگوییم، بررسی کنیم:

 1-آیا او می‌تواند مشکل من را حل کند.2- ممکن است از بیانم به ضرر من استفاده کند.

3-یا از حرف من یک شری درست کند یا نه؟

پس مشکلمان را با هرکسی در میان نگذاریم.

یک حرف می‌تواند هزاران مسئله به وجود آورد.

ما با تفکر می‌توانیم به‌فرمان عقل برسیم.

پندار سالم، گفتار سالم، رفتار سالم را همیشه، به خاطر داشته باشیم.

اگر فکر ما سالم باشد، گفتارمان و در ادامه رفتارمان هم سالم خواهد شد.

بدانیم ریشه مشکلات ما در منفی اندیشی ماست.

خواسته‌های خود را اولویت‌بندی کنیم و روی آن تفکر کنیم. و مرحله‌به‌مرحله پیش رویم و ببینیم در راستای حل هر مشکلی، چه‌کارهایی باید انجام دهیم. و تفکرمان توأم با حرکت باشد. و برنامه‌هایی را که نوشته‌ایم مرحله‌به‌مرحله اجرائی کنیم.

به‌عنوان‌مثال، آرام‌آرام سعی کنم مهر همسرم را که از دلم بیرون رفته، به دلم برگردانم. آرام‌آرام یاد بگیرم، رهایش کنم، به او محبت کنم، زبان‌درازی نکنم، سکوت و صبر کنم.

برای اینکه تفکرات مثبت به ذهن ما بیاید، باید ابتدا تفکرات منفی از ذهن ما بیرون رود.

بعضی‌ها روی تفکرات خود خیلی متعصب هستند و نمی‌خواهند افکار غلط خود را رها کنند.

یکی از این تفکرات غلط من، این است که وقتی مشکلی دارم، بروم مجلس روضه‌خوانی، یا یک تسبیح دستم بگیرم و مدام صلوات بفرستم. این‌ها خوب هستند. ولی تا وقتی تفکر نکنیم و برای مشکلمان برنامه‌ریزی نکنیم و حرکت نکنیم. و به این وادی‌ها عمل نکنیم، نمی‌توانیم مشکل خود را حل کنیم.

نویسنده: همسفر زهرا خیابانی





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها : کنگره6--درمان اعتیاد-وب لژیون همسفر آمنه-وادی اول،
لینک های مرتبط :
جمعه 5 بهمن 1397 04:20 ب.ظ
عرض سلام وخداقوت خدمت خانم آمنه عزیز وهمچنین خدمت خانم زهرای عزیز و پرتلاش تشکر بابت نوشتار بسیار خوبتون خیلی عالی بود
پنجشنبه 4 بهمن 1397 10:23 ب.ظ
خدا قوت زهرا جان .مثل همیشه عالی بود.
برایت بهترین ها را آرزومندم.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic