اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 19 دی 1397 :: نویسنده : زهرا خیابانی

 به نام قدرت مطلق الله

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه، شعبه امین گلی روز دوشنبه 97/10/17 با استادی همسفر نسرین و دبیری همسفر فرزانه با دستور جلسه" سی دی کنترل نقاط حساس و سی دی زنباره عجوزه را جوان می بیند."  رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

undefined

وقتی ما سفر تدریجی را آغاز می‌کنیم آرام‌آرام، سلول‌ها  گویی زنده می‌شوند. مثل این است که خرگوشی از خواب زمستانی بیدار می‌شود.

  

درزمان مصرف مواد مخدر و یا حتی برخی بعضی انسان‌ها در اثر مسائل دیگر آرام‌آرام به خواب می‌روند. اینجا، اعتیاد را به سرما تشبیه کرده، میدانید سرما تمام نقاط بدن را از کار می‌اندازد و در سرما هیچ‌گونه حس و توانایی نداریم. در اعتیاد هم همین‌طور هست وقتی ما سفر تدریجی را آغاز می‌کنیم آرام‌آرام، سلول‌ها  گویی زنده می‌شوند. مثل این است که خرگوشی از خواب زمستانی بیدار می‌شود. وقتی مواد مصرف می‌کنیم در یک حالت کرخی و بی‌حسی فرومی‌رویم  ولی زمانی که از این خواب و حالت کرخی بیدار شدی این سلول‌ها زنده می‌شوند و توان پیدا می‌کنند.  همه‌ی ما نقاط حساس داریم. یکی پرخور است یکی از ما خشمش زیاد است و..... ولی مسافرها که مصرف مواد دارند مثل‌اینکه در سرمای 60  درجه باشند اصلاً نه حس دارند و نه چیزی متوجه می‌شوند، بعضی از آن‌ها ممکن است که ازلحاظ میل جنسی بالابودند و یا ممکن است پرخور بوده‌اند. ولی با مصرف مواد این‌ها بی‌حس شده‌اند. ولی الآن که دارند سفر می‌کنند این نقاط حساسشان به‌آرامی و درگذر زمان بیدار می‌شود و چون نیروها بیدارمیشود این نقاط حساس هم رشد می‌کنند و حالا می‌گوید این نیروها که دارد در وجود تو بیدار می‌شود و این انرژی‌هایی که داری به دست می‌آوری را فقط صرف این نقاط نکن و اگر نخواهند نقاط حساسشان راکرخ و بی حس کنند و از بین نبرند باعث می‌شود که تمام نیروها صرف این مسائل بشود و قالبشان و جسمشان و سلول‌های مغزشان بازسازی نشود و این قالبی که باید جنسش از طلا و نقره باشد یک قالبی می‌شود از جنس مس و آهن. پس تا می‌توانید باید این قالب را محکم بسازید، این قالب ساخته می‌شود ولی در حد خیلی پایین که زیاد ارزش ندارد.

بنابراین این نقاط حساس در ما هم وجود دارد. ممکن است من حسود نباشم ولی خیلی دروغ‌گو باشم. نقطه‌ی حساس من می‌شود دروغ‌گویی و باید آن را ریشه‌کن بکنم. این نقاط حساس تا یک حدی ممکن است سازنده باشند. مانند حسادت که آقای مهندس می‌فرمایند تا یک حدی سازنده است و باعث پیشرفت من می‌شود، ولی ما نمی‌گوییم حسادت به آن میگوییم غبطه خوردن. اگر در حد غبطه باشد و باعث پیشرفت باشد آن سازنده است و مفید. ولی اگر از حد تعادل بگذرد و به‌ افراط تبدیل بشود دیگر جنبه‌ی مخرب پیدا می‌کند.

از کار انداختن نقاط حساس کار بسیار سختی است. هرکسی باید نقاط حساسش را اول بنویسد و ببیند که چه چیزهایی است و بعد روی آن کار بکند. ممکن است که تو بخواهی ده بار به آن حمله بکنی و دوباره برمی‌گردد، ما این‌قدر باید تکرار و تمرین بکنیم تا آن نقطه‌ی حساس ما به حداقل برسد و ذره‌ذره کم بشود و و اندک پیشرفت هم می‌تواند توان و انرژی  به ما بدهد و ما موفق بشویم.

وقتی نقاط حساس مسافرهایمان مصرف مواد بود و می‌خواستند آن را از کار بیندازند چقدر سخت بود و زحمت داشت. این هم همین‌طور است. ولی نهایتاً همه‌ی ما مجبوریم این کار را انجام بدهیم و همیشه ما گفتیم که کار کردن روی ضد ارزشها در بعدهای دیگر بسی‌ار سخت و دشوار است و در زمین این کار برای ما راحتتر انجام می‌گیرد. چون ما در بعد جسمیت و ماده هستیم.

این کار، وسیله‌ ی دانایی می‌خواهد و انسان باید به مرحله‌ی دانایی رسیده باشد. و استاد فرمودند که کسیکه داناست خدمت می‌کند. چرا کسانیکه خدمت می‌کنند حال خوبی دارند؟ چون حس‌های خوب را تجربه کرده‌اند و حس‌های خیلی قشنگی در درونشان شکل می‌گیرد. حالا هرچقدر که خدمت‌های شما بزرگ‌ و خالصتر باشد حس‌های قشنگ‌تری را خداوند به‌عنوان پاداش در شما ایجاد می‌کند. هیچ‌وقت به خدمت نه نگویید. چون برخی از شما عواقبش را دارید می‌چشید، مرتب به کنگره می‌آیید و می‌روید، وقت می‌گذارید هزینه صرف می‌کنید ولی کلاً تغییرات زیادی نکرده‌اید و من بارها گفته‌ام که آیا کارهایی را که گفته‌ام انجام بدهید را انجام داده‌اید و تغییر نکرده‌اید، و مشکلاتتان حل نشده است!

عیب از خودمان است ولی همیشه خیلی راحت تقصیر مسافرمان می‌اندازیم. درحالی‌که ریشه مشکلات در درون من است. آن موقع که قبول کردی می‌توانی بهتر بشوی و پیشرفت کنی و خدمت کردن باعث می‌شود که ظرفیت ما بالاتر برود.

 وقتی‌که می‌خواهد نقطه‌ی حساس  را شروع بکند اولین نقطه این است که دوست  شما یک اتومبیلی خریده و شما ندارید و از این قضیه ناراحتید. دائماً تصویر اتومبیل در ذهن شما می‌آید و این تصویر مدام تکرار می‌شود و یک حالت وسیع و گسترده‌تری به خودش می‌گیرد. آرام‌آرام تصویر رنگی می‌شود و بعد می‌بینی صدا هم به آن اضافه می‌شود و اینجا شخص ناخودا گاه در این مسیر کشیده می‌شود و.حسهای بدی مانند تنفر و حسادت و...را تجربه می کند.

حالا این نقطه‌ی حساس ممکن است برای فردی این‌طور باشد که می‌خواهد برود و گریز بزند یا مصرفش را بیشتر بکند. این تصاویر با تمام قدرت در ذهن انسان شروع به حرکت کردن می‌کند تا اینکه به شکل واقعی درمی‌آید. با هر اتفاقی، ذهن ما شروع می‌کند به تصویرسازی و ممکن است مسافر من یکی از دوستان مصرف‌کننده‌اش را ببیند و ذهن من شروع می‌کند به تصویرسازی کردن که حالا این می‌خواهد برود و مواد بخرد و مواد مصرف کند.

 ذهن خاصیتش بزرگ‌نمایی و کوچک نمایی است. یعنی، کارهای خلاف را برای من بزرگ می‌کند که من به طرفش کشیده بشوم و برای من جذابش می‌کند و چه زمانی کوچک نمایی می‌کند؟ در مورد کارهای خوب دیگران، مثلاً فرد به ما خدمت می‌کند و یک‌بار به ما یک‌حرفی میزند. در ذهن ما تصویرسازی شروع می‌شود و آن حرف را این‌قدر برای ما بزرگ می‌کند و خدمت‌های او را کوچک، با القائات آن کارها را کوچک می‌کند. 

با این کار ذهن ما نسبت به دیگران خراب می‌شود. اما هر وقت، تصویری می‌خواهد وارد ذهن ما بشود باید حس بشود، چطور حس بشود؟ شخص باید بتواند تصویرها را عوض کند، اگر تصویر موضوعی هست که باکسی دشمنی دارد، آن را در خودش مجسم کند که شاید من اشتباه می‌کنم این حرف را زده و این منظور را نداشته. باید بتواند تصویرها را عوض کند، تا به آن مسئله برسد. وگرنه یک سناریوی وحشتناک در ذهن برایش به تصویر درمی‌آید که فیلم‌بردار و کارگردانش هم همان نیروهای تخریبی هستند. 

در این مواقع آقای مهندس میگویند که من هر موقع فکر بدی در ذهنم وارد می‌شود میگویم، پناه می‌برم به خدا از شر شیطان رانده‌شده. که واقعاً شیطان کارهای بزرگی را انجام می‌دهد. جلوی شیطان را نگیریم ما را پودر می‌کند، چگونه؟ با همین القائات در افکارمان. دست‌های آسمانی القاء افکار انجام می‌دهند.

مواد مخدر یعنی خدر کننده، شل کننده، ولی وقتی‌که پله‌پله از این کرخی بیرون می‌آید بعضی حس‌ها حرکت می‌کند و نیرومند می‌شود. یکی از این مسائل که نیرومند می‌شود همین مسئله‌ی قوای جنسی است. که وقتی سفر تمام می‌شود یا رو به کاهش است این قدرت، تقویت پیدا می‌کند و بیدار می‌شود و چند سال ممکن است که به خواب‌رفته باشد و باید شخص بتواند آن‌ها را کنترل نماید. و یک سدی در مقابلش ایجاد بکند. و از ذخایر آن درزمینهٔ ی درمان و ساخت جسم و روح و سلول‌های مغز و سیستم ایکس بتواند استفاده بکند. حالا اگر شخص از این نیروها برای بازسازی استفاده نکرد با یک درجه‌ی نزول به قسمت دیگری رانده می‌شود.

 حتی در سفر اول هم ما میگوییم که، ورزش‌های سنگین انجام ندهند چون انرژی زیادی مصرف می‌شود و اگر استفاده نکنیم به سقوط کشیده می‌شویم. بعضی‌اوقات بعضی از انسان‌ها نقاط بسیار حساسی دارند که در یک مرحله باید آن‌ها را از حس بیندازد و یا بی‌حس کند مثل پرخوری. باید فرد خوردن را از حساسیت بیندازد و تحت کنترل قرار بدهد.

و اما مطلب دیگر در مورد این جمله که در کتاب 60 درجه هم مطرح‌شده است.

زن‌باره عجوزه را جوان می‌بیند. برای سفر اول سرعت احتیاج نداریم، بیشتر دقت نیاز داریم که سفر را خراب نکنیم ما همی‌شه باید به‌روز باشیم و از امکاناتی که داریم استفاده بکنیم، که آقای مهندس هم خیلی به‌روز هستند و با همین برنامه‌ی اپلیکیشن، بچه‌ها دارند سی دی می‌خرند و خیلی راحت هستند. تنها اعتیاد نه خاص کشور ماست و نه خاص فقیران و بینوایان، دانشجو مواد مصرف می‌کند، وزیر و دکتر و...دارند مواد استفاده می‌کنند.

در تمام کشورها و تمام ابعاد خاکی این موضوع هست. اگر فرد خواسته داشته باشد تمام سختی‌هایی که سفر اول دارد را به جان می‌خرد ولی اگر خواسته نباشد همه‌ی امکانات هم که برایشان آماده کنی و آقای مهندس هم بیاید و راهنمایش بشود نمی‌تواند در کنگره بماند و سفر کند، باید از مواد زده شود.

معنی حیات‌های متعدد را درک کرده باشد، آدمی که فکر می‌کند فقط این دنیا هست و دنیاهای دیگری نیست. می‌گوید بگذار که خوش باشم و بگذار جسم سالم و تمیز تحویل خاک ندهم، و نمی‌داند که حیات‌های دیگری هم هست و اعتیاد را با خودش در حیات‌های بعد می‌برد. در حیات‌های دیگر هم خماری می‌کشد و آنجا هم  مواد نیست که بخواهد مصرف بکند. ولی آنجا علائم خماری رادار و زجر می‌کشد. ولی اگر این باور را داشته باشد، می‌تواند دلیلی باشد که خواسته داشته باشد.

کسی که به خودش بها و ارزش می‌دهد، خواسته‌اش هم قوی می‌شود و با خود می‌گوید، من که  یک فامیل روی حرف من حساب باز می‌کرد ببین به کجا رسیده‌ام و فکر چاره می‌افتد.

 کسیکه به خودش بها نمی‌دهد محال است که از مواد دست بکشد می‌گوید من که ناچیز و بی‌اهمیت هستم.بگذار با این مواد خوش باشم و باید ایمان راسخ داشته باشیم. و خیلی‌ از ما ایمان راسخ را به کنگره پیدا نکرده‌ایم حتی خدمت هم می‌کنیم ولی نمی‌دانیم که به چه مکانی قدم گذاشته‌ایم. خداوند ما را برگزیده برای اینکه در این مکان رشد کنیم و باید قدر این فرصت بی نظیر را بدانیم و نهایت بهره را از آن ببریم و شکر گذار خداوند باشیم تا دستمان از کنگره کوتاه نشود.

در کتاب 60 درجه، در این رابطه جاهایی هم دارد پیشگویی  می‌کند. در سال 76 ،که تازه کنگره تأسیس شده بود، می‌گوید یک افرادی خواهند آمد(از دیده‌بان‌ها، مرزبان‌ها، راهنماها)که به شما کمک خواهند کرد.

بدانیم اگر جهان‌بینی من و افکار من عوض نشود، هیچ اتفاقی برای من نمی‌افتد.

چرا انسانی که زن‌باره شد عجوزه را جوان می‌بیند؟ چون در دید گاه  او زیباترین چیز تریاک است، تریاک چیز عجوزه و زشتی است ولی در دید مصرف کننده  عزیزترین چیز است تا وقتی‌که این دید عوض نشود. از آن مرحله‌ی انسانیت عبور کرده و به مرحله‌ی حیوانیت رفته و دیدگاهش عوض‌شده و چیزهای زشت دنیا، برایش زیباترین چیزهای دنیا می‌شود چون نقطه‌ی حساس خودش را از کار نینداخته است.

نویسنده: همسفر نسرین

ویرایشگر: همسفر زهرا خیابانی

 





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها : کنگره 60-شعبه امین گلی-وب لژیون همسفر آمنه-سی دی کنترل نقاط حساس،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 دی 1397 10:54 ب.ظ
خداقوت خانم نسرین وزهرای عزیز...نوشتارتون خیلی خوب بود استفاده کردم
شنبه 22 دی 1397 02:32 ب.ظ
سلام وخدا قوت به خانم آمنه عزیز و همچنین به خانم نسرین وخانم زهرا انشاالله همیشه موفق و پیروز باشید
شنبه 22 دی 1397 02:32 ب.ظ
سلام وخدا قوت به خانم آمنه عزیز و همچنین به خانم نسرین وخانم زهرا انشاالله همیشه موفق و پیروز باشید
پنجشنبه 20 دی 1397 10:15 ب.ظ
خدا قوت به کمک راهنمای گرامی سر کار خانم آمنه عزیزم
خدا قوت به خانم نسرین عزیزم بابت نوشتن مطلب به نحو احسنت
خدا قوت به خانم زهرا گل بابت ویرایش
چهارشنبه 19 دی 1397 09:21 ب.ظ
نسرین عزیزم ورودت را به جمع وبلاگ نویسان اوج آرامش تبربک عرض می کنم.
مطالب را خواندم بسیار عالی به نگارش در آوردید.
سپاس بسیار از شما و ویرایشگر خانم زهرا عزیزم.
چهارشنبه 19 دی 1397 07:34 ب.ظ
سلام و خدا قوت به خانم نسرین عزیز خیلی عالی بود و خدا قوت به خانم زهرا عزیز همیشه هوای بچه های هم لژیون را دارد.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic