اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی

                       "به نام قدرت مطلق الله"

جلسه نهم از دوره بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60، نمایندگی صالحی به استادی مسافر احمد حکیمی دیده بان محترم مناطق و به نگهبانی همسفر اکرم و به دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «جهان بینی در ورزش» در روز دوشنبه 10 دی ماه 1397 در ساعت 16 بعدازظهر آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شکر می‌کنم که توفیق حاصل شد تا در کنار یکدیگر در این مسیر قرار بگیریم و حرکت کنیم و بتوانیم به دانش و آگاهی برسیم. این رسیدن خیلی به ما کمک می‌کند تا این مسیر را با روشن‌بینی بهتری ادامه دهیم.

خداوند در کلام‌الله مطرح می‌کند که من بلد (شهری) را ایجاد کردم و آن را به تو (انسان) به امانت سپردم تا در این شهر قرار بگیری و پس از زمان مشخص از این شهر خارج شوی تا زمان دیگری که مجدداً وارد شهر دیگری شوی. این تمثیلی که خداوند به‌کاربرده، می‌تواند برای ما بسیار مفید باشد؛ چراکه مقصود از این شهر همان جسمی است که ما در آن حلول کردیم. اما اگر این قاعده را در همین جهان فیزیکی قرار بدهیم، مشاهده می‌کنیم که چقدر شهرهای ما باهم متفاوت هستند؛ برخی شهرها بسیار پیشرفته و برخی دیگر مبتدی هستند. بعضی شهرها ازنظر ظاهر کاملاً تمیز و گروهی دیگر این‌گونه نیستند. برخی شهرها زیرساخت‌های بسیار قوی دارند و برخی ندارند.

اگر این تفاوت‌ها وجود دارند، همه به دلیل دانش و یا عدم دانش ساکنینی است که آن‌ها را اداره می‌کنند. من نیز به‌عنوان یک انسان وقتی در شهر وجودی‌ام (جسمم) قرار گرفتم، مسئول آن هستم که این شهر را آباد، سالم و تمیز نگه‌دارم و یا شاید آن را ویران کنم. 

برای انسان، نگهداری از جسم به‌عنوان یک امانت، کار بسیار مهمی است، اینکه درزمانی که این جسم را به خداوند تحویل می‌دهیم، در چه وضعیتی است؟

میزان سلامتِ جسمِ ما در زمان تحویل دادن، برای انتقال بعدی انسان در جسم بعدی تعیین‌کننده است. یکی از خصلت‌های انسان امانت‌داری است و هنگامی‌که چیزی را به‌عنوان امانت به او می‌دهند، تمام فکر و ذکر فرد این است که امانت را صحیح و سالم به صاحب اصلی آن بازگرداند. اما در این میان ما چگونه امانت‌دارانی هستیم؟

اگر دقت کنیم که ما تا چه میزان روی جسممان تسلط داریم، متوجه می‌شویم که این تسلط بسیار کم است، ما به قلب، کلیه، شش‌ها و بسیاری از دیگر اعضای بدنمان فرمان نمی‌دهیم، بلکه آن‌ها به‌صورت اتوماتیک از مغز فرمان می‌گیرند. حال کاری که من می‌توانم انجام دهم این است که تغذیه سالمی داشته باشم و از این ساختار حفاظت و نگهداری کنم. 

انسان برای سالم نگه‌داشتن جسمش  لازم است اصطلاحاً دیوارهای شهر وجودی‌اش را تخریب نکند و درِ آن را به روی هر موجودی یا هر چیزی باز نکند. جسم انسان نیز یک ورودی دارد به نام دهان و فرد باید بداند که چه موقع این درباز و چه موقع بسته باشد و اگر این را رعایت نکند، جسم از تعادل خارج می‌شود. این مسئله در باب تغذیه بود.

 حال در مورد ورزش کردن باید اشاره‌کنم که جسم انسان هرقدر تحرک داشته باشد (البته حرکات ورزشی نه کارهای روزمره و خانه داری) مقاوم‌تر خواهد شد. 

در بدن انسان عضله‌ها نگه‌دارنده‌ی اسکلت هستند و زمانی که عضله‌ها از انسجام، قدرت و اندازه‌ی مناسب برخوردار نباشند، قادر به تحمل استخوان‌ها نبوده و پس از مدتی در اثر ساییدگیِ استخوان‌ها آرتروز ایجاد می‌شود. همه این‌ها به دلیل ورزش نکردن است که اگر اضافه‌وزنی هم باشد، اوضاع وخیم‌تر خواهد شد.

انسان از روزی که به دنیا می‌آید، ذخیره انرژی‌اش کاملاً پُر است و بعد رفته‌رفته در مراحل بعدی این انرژی کم و کمتر خواهد شد تا اینکه در سنین میان‌سالی به حد متعادل می‌رسد؛ بنابراین برای اینکه در سنین کهن‌سالی با مشکل مواجه نشویم و استفاده‌ی مناسبی از این باقی‌مانده انرژی داشته باشیم، بهترین راه ورزش کردن است. به همین جهت در کنگره روی این موضوع تأکید زیادی شده و هر فردی که عضو این ساختار است، باید یک‌رشته ورزشی داشته باشد. 

انسان این مسیر را باید با تلاش، کوشش و استمرار طی کند. ورزش کردن مسئله‌ای بسیار حیاتی برای انسان‌هاست و اگر می‌خواهیم مدام در مسیر پزشک و درمان نقاط مختلف بدنمان نباشیم، باید ورزش کنیم. جناب مهندس یک روز درمیان در استخر شنا می‌کنند و چندی پیش که آزمایش دادند، پزشک ایشان باور نمی‌کردند که نتیجه آزمایش برای آقای مهندس باشد! تنها آیتمی که اجازه می‌دهد ما نیز این‌گونه رفتار کنیم، جهان‌بینی و نوعِ نگاه ماست.

همیشه سعی کنید که انجام کارهای مهم برای شما یکنواخت نشود، تنها عاملی که از این جریان جلوگیری می‌کند، نوع نگاهِ ما و جهان‌بینی ماست. 

ورزش کردن مخصوصاً برای ساختارِ خانم‌ها بسیار واجب است و این صورت نمی‌گیرد مگر اینکه اهمیت آن مشخص شود. ورزش‌هایی که در پارک صورت می‌گیرند، معمولاً هزینه‌بر نیستند اما ورزش‌های دیگری مانند تیر و کمان برای فرد در حدود ۲۵ میلیون هزینه دارد، بااین‌وجود افراد حاضر به‌صرف این هزینه‌ها هستند تا بعدها ناگزیر به‌صرف همین هزینه‌ها برای درمانِ جسمِ خود نباشند! بنابراین هم لذت می‌برند و هم سالم‌سازی بدن را در پی دارد. 

هیچ‌چیز باارزشی را رایگان به انسان نمی‌دهند. همان‌طور که جناب مهندس اشاره می‌کنند؛ انسان باید جسم سالم و جهان‌بینی متعادل داشته باشد تا خلق‌وخو و روان سالمی هم داشته باشد. اهمیت این موضوع تا حدی است که آقای مهندس آن را به‌عنوان یکی از دستور جلسات سالانه قرار داده‌اند و این بر همه‌ی ما واجب است تا به آن عمل کنیم. 

نکته‌ی دیگر آنکه برخی می‌گویند عصر جمعه خیلی دلگیر است؛ اما این حرف را کسانی می‌زنند که روزهای جمعه تا نزدیک ظهر می‌خوابند و درواقع آن‌ها کسانی هستند که خُمارند! چراکه روز جمعه برای کسانی که از صبح زود بیدار می‌شوند و به ورزش و تفریح می‌پردازند بسیار هم مفرح است. همان‌طور که ما از صبح زود در پارک طالقانی هستیم و تا بعدازظهر از ورزشگاه تختی باحال خوب بیرون می‌آییم

دستگاه (ام آر آی) نمونه‌ای از عملیات مغز را انجام می‌دهد، همان‌طور که این دستگاه به دور بدن می‌چرخد و تمام لایه‌ها را اسکن می‌کند، مغز انسان نیز به هنگام بیدار شدن شروع به بررسی تمام اعضای بدن می‌کند. تا بفهمد که بدن به چه چیز نیاز دارد، تمام نیازهای بدن ما برگرفته از مخدرهای طبیعی بدن ماست. وقتی شخصی از ساعت ۷ صبح به بعد را می‌خوابد، درواقع مخدرهای طبیعی بدنش را می‌سوزاند و انرژی که باید تا شب برای او تأمین می‌شد از بین می‌رود. وقتی این مخدرهای طبیعی نباشند انسان دچار افسردگی، بی‌خوابی و... می‌شود؛ بنابراین واضح است که عصر جمعه برای این افراد دلگیر باشد! همه این‌ها برگرفته از عملِ نادرست فرد در صبح است. 

درحالی‌که کنگره ۶۰ معتقد است اگر فردی هرروز ساعت ۷ صبح بیدار می‌شود و سرکار می‌رود؛ روزهای جمعه باید ساعت ۶ صبح بیدار شود چراکه همان یک روزبه خودش اختصاص دارد و باید به بهترین شکل از آن استفاده کند. نباید همه زمان خود را به خواب اختصاص دهیم چراکه استراحت در بخشی از خواب تأمین می‌شود و مابقی آن مازاد است. 

انسان باید با تفکر، اندیشه و برنامه‌ریزی به‌گونه‌ای این ساختار را جلو ببرد که بتواند تا روزی که در حیات است از وضعیت مناسبی برخوردار باشد. امیدوارم که همه ما بتوانیم این‌گونه عمل کنیم.

 
و در ادامه جلسه پرسش و پاسخ با جواب‌های شیوای دیده‌بان محترم جناب آقای احمد حکیمی برگزار شد...
 
1_من بی‌خواب هستم چه‌کار کنم؟

اگر سیستم مخدرهای طبیعی خوب کار کند، راحت به خواب می‌رود. خوابیدن به جهان‌بینی و آرامش فرد بستگی دارد. یعنی آنکه در افکارش چه می‌گذرد و چه قدر در تعادل به سر می‌برد، این موضع مدت‌زمان اقدام به خوابیدن و یا اصطلاحاً به خواب رفتن فرد را تعیین می‌کند. 

انسان اگر افکار و اندیشه‌ی پریشان داشته باشد، نمی‌تواند خوب بخوابد حتی اگر مخدرها هم خوب کار کنند. این موضوع مانند وجود فاز و نول است که این دو باید باهم متعادل باشند تا انسان بتواند راحت بخوابد‌.

اگر این فرد از آرامش خوبی برخوردار است، ولی خوابش نمی‌برد، ورزش می‌تواند به او کمک کند که مخدرها راه‌اندازی و بیشتر تولید شوند. 

من فکر می‌کنم آرامش فکری و جهان‌بینی انسان خیلی در خواب تعیین‌کننده است، حتی اگر مخدرهای طبیعی‌اش خوب کار نکند.

2_مسافری که به کنگره می‌آید و سفر می‌کند آیا از زمانی که داروی OT  می‌خورد، سفرش شروع می‌شود؟

 شروع درمان از روزی است که به کلینیک می‌رود و داروی OT  را می‌گیرد.

در کنگره 1_شروع درمان  2_ورود به کنگره راداریم.

 3_آیا همه‌ی افراد در شروع سفر باید سقوط آزاد داشته باشند؟

ما در کنگره اصطلاح سقوط آزاد نداریم. سقوط آزاد یعنی قطع همه مواد مخدر مصرفی و اینکه دیگر هیچ دارویی استفاده نشود ولی ما واقعاً در کنگره سقوط آزاد نداریم، البته شبه سقوط آزاد داریم.

مثلاً اگر فردی شیشه مصرف می‌کند، نمی‌گوییم شیشه را قطع کن و هیچ‌چیز دارویی مصرف نکن، شیشه را قطع می‌کنیم و نیم CC  به او داروی OT  می‌دهیم. اگر هروئین مصرف می‌کند، می‌گویند هروئین را قطع کن و طبق پروتکل جدید سه تا 2CC  مصرف کن (قبلاً با 3 تا1CC  شروع می‌کردیم) و اگر، الکل است  می‌گویند الکل را قطع کن و بعد  داروی OT   می‌دهند. اگر بوپرنورفین یا حشیش است، آن‌ها را هم قطع می‌کنند و دارویOT  می‌دهند، مگر آنکه مسافر خطایی کرده باشد و راهنما دستور سقوط آزاد بدهد، پس ما سقوط آزاد نداریم.

 ۴_مسافر من دو سال است که به رهایی رسیده و سفر سیگارش را هم خراب کرده و آدامس می‌خورد ولی جلسات را هم مرتب شرکت نمی‌کند، حالش هم خوب نیست سرگیجه،سردرد و افسردگی دارد و حتی امروز می‌گفت حالت خماری دارد؟

این‌ها همه برای سیگار است، سیگار بسیار در سفر دوم اثر مخرب دارد. به خاطر همین جناب آقای مهندس گفتند کسی که وارد سفر دوم می‌شود و از سیگار و یا هر نوع دخانیات دیگر مصرف می‌کند با تخریبی که روی مخدرهای طبیعی وارد می‌کند مانند این است که هروئین مصرف کرده است.

شیره و تریاک و حتی حشیش که THC  ماده‌ی مخدری هستند که ریشه‌ی دارویی دارند و در پزشکی استفاده می‌شود. وقتی فردی هم ماده‌ی مخدر مصرف می‌کند و هم دخانیات، آن پایه‌ی دارویی جلوی  یک سری از تخریب‌های دخانیات را می‌گیرد. وقتی وارد سفر  می‌شود و موادش را کم می‌کند، زور این مهارکننده کم می‌شود و زور تخریب سیگار زیاد می‌شود. حالا وقتی وارد سفر دوم می‌شود، مهارکننده دیگر نیست و انگار موجودی را که تا حالا گردنش بسته بوده و دست کسی بوده، حالا دیگر آزادشده و هر تخریبی را که می‌خواهد وارد می‌کند و شخص دچار چند امراض می‌شود. سیگار در کنگره دیگر یک ضد ارزش است.

 ۵_آیا مسافر می‌تواند بیشتر از بیست‌ویک روز روی یک پله باشد؟

بله، ما دو پله هم داریم ،۴۲ روزه هم داریم.

 ۶_چرا آقای مهندس فرقی بین بیمار مصرف‌کننده‌ی شیشه و محرک و مواد مخدر دیگر نگذاشته است؟چون کسانی که مصرف‌کننده‌ی شیشه هستند اصلاً در رفتار خود تعادل ندارند و همه‌کس و همه‌چیز را بر ضد خود می‌دانند و فقط در مواقعی که حالشان خوب است می‌گویند من برای اینکه شیشه مصرف نکنم ده روزی را باید در کمپ بمانم و بعد سفر خود را شروع کنم آیا نباید فکری به حال این افراد کرد و مکانی را تحت کنترل کنگره در نظر گرفت؟

تعیین‌کننده‌ی وضعیت هر فرد برای درمان، خواسته‌اش است؛ این خواسته مانند یک بذر آماده است اگر این بذر در جای مناسب قرار بگیرد (جای مناسب را خودش تعیین می‌کند) و از آن نگهداری شود و تغذیه‌ی سالم شود به ثمر می‌نشیند. 

دقیقاً هم‌اکنون راحت‌ترین درمان برای ما در کنگره 60 شیشه و سخت‌ترین درمان شیره است. چیزی که تعیین‌کننده است، نگاه خود فرد و خانواده‌ او است وگرنه بستر برای درمان در کنگره آماده است.

هر چه انسان مشکلاتش را بزرگ جلوه دهد، خودش کوچک‌تر می‌شود. در وادی سوم می‌گوید، سنگی راه‌آب را بسته ، آب سگ را می‌شکند و عبور می‌کند. ما هم اگر زورمان به مشکل نمی‌رسد که آن را برداریم، باید یک‌قلم و چکش برمی‌داریم و شروع به شکستن سنگ مشکل کنیم و آن‌قدر از جاهای مختلف به آن ضربه بزنیم و آن را کوچک ‌کنیم و تا جز یک قطعه‌ی کوچک چیزی از آن باقی نماند. کاری که در کنگره انجام می‌شود، این‌گونه است. بنابراین نگاه ما به موضوعات و مشکلات باید این‌چنین باشد.

 ۷_آیا در سفر دوم هم مانند سفر اول باید به مسافر کاری نداشته باشیم؛ حتی اگر به مکان‌هایی که قبلاً می‌رفت و یا با افرادی که قبلاً ارتباط داشت؟

ما اگر آموزش‌ها را نپذیریم روزگار به ما می‌آموزد. فردی که این پرسش را دارد قطعاً از آرامش برخوردار نیست. یعنی مسافر که به بیرون از منزل می‌رود، تفکر، اندیشه و دل همسفر را هم با خودش می‌برد (این الآن کجا رفت، با چه کسی رفت، سر از کجا درمی‌آورد، نکند با فلانی روبرو شود و...)

یعنی از خودش بیرون می‌آید و با او می‌رود، این بالاترین تخریب را به انسان وارد می‌کند.شما به اینجا نیامدی که این کارها را با مسافرانتان بکنید. ازنظر من، همسفران در کنگره شکل‌گرفته‌اند که بتوانند قالب اصلی خودشان را به‌عنوان یک انسان باارزش پیدا کنند نه مراقب می‌خواهیم نه پرستار.

می‌گویند بال پرواز، به‌عنوان فردی که خودش درگیر است، باید قدم‌های محکم بردارد و سفر کنید. مسافر باید خودش سفر کند و هم داروی oT را کم کند. همسفر هم بدون در نظر گرفتن مصرف داروی OT  این سفر را باید انجام دهد یعنی دو برابر باید روی خودش کار کند تا در قالب خودش قرار بگیرد. اگر قرار نگیرد مسافر هرکجا می‌رود، این قالب را هم با خودش می‌برد و این جز تخریب، دل‌شوره، نگرانی و اضطراب چیزی به بار نمی‌آورد.

ما باید بپذیریم مالک هیچ انسانی نیستیم حتی کسی را که به‌عنوان فرزند به وجود آورده‌ایم. در هستی سری قوانینی وجود دارد که امیدوارم روزی برسد که جناب مهندس با جهان‌بینی‌هایی که درس می‌دهند و جلو می‌روند بگویند که ساختار انسان و ساختار خانواده‌ی انسان به‌طورکلی به چه شکل است و این به ما کمک می‌کند از این افکار رهایی پیدا کنیم.

 ۸_ما هشت ماه است که سفر می‌کنیم، مسافرم به دنبال کار نمی‌رود و احساس مسئولیت نمی‌کند؛ درصورتی‌که وضعیت مالی ما خیلی به‌هم‌ریخته است. چگونه می‌توانم کمک کنم تا به دنبال کار و وصول طلب‌هایش برود؟

سی دی کار و کسب را تهیه کنید که از سی‌دی‌های قدیمی جناب مهندس است و آن را گوش بدهید. سفر اول هیچ منافاتی باکار ندارد، کار به‌اندازه خیلی هم خوب است، بهترین سفر برای کسی است که در سفر اول به‌اندازه کار کند.

۹_ مسافری که به سفر دوم می‌رود چرا در پی مشروبات الکلی است؟

چون این فرد خمار است و سفر خوبی نداشته است، وقتی سفر اول خوب باشد و از جهان‌بینی خوبی برخوردار باشد، قطعاً این‌چنین نخواهد بود.

۱۰_ لطفاً بگوئید کسی که به کنگره نمی‌آید، آیا می‌تواند در منزل دارویOT  مصرف کند و به رهایی برسد؟ البته با آموزش؟

خوب چه کسی می‌خواهد به او آموزش دهد. ما این مجوز را نداریم که به آن‌ها آموزش بدهیم.

 ۱۱_من همیشه احساس بد و منفی دارم، همین باعث شده زندگی را به کام خانواده خود تلخ کنم. همیشه احساس ترس، یاس و ناامیدی دارم، باآنکه به کنگره می‌آیم ولی هنوز تغییری در من ایجاد نشده است، لطفاً مرا راهنمایی کنید؟

کنگره یک‌قلم و چکش به دست انسان می‌دهد که درواقع انسان فرم خود را بتراشد. اگر تصور می‌کنید شما به‌عنوان یک انسان بیایید و فقط اینجا بنشینید و مطالبی را گوش کنید، بعد ازاینجا بروید و هیچ کاری انجام ندهید، هزار سال هم بگذرد، هیچ تغییری در شما ایجاد نمی‌شود.

در کتاب «عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر» نوشته مهندس حسین دژاکام، گفته‌شده اگر با تمام جستجوگران ماهر هم‌نشین باشی، اگر خود جستجوگر نکنی، به نتیجه نمی‌رسی، یعنی مگر این‌که خودت شروع کنی.

هرکسی اگر جهان‌بینی کاربردی استاد امین را خوب متوجه شود و حفظش کند و روی آن کم‌کم کار کند، بسیار مؤثر خواهد بود و فهم سی‌دی‌های سنگین آقای مهندس برایش راحت می‌شود. شما ابزار روبرو شدن با حس‌های گفته‌شده را نداری این خودش مثلث جهالت است.

اگر یک پیچ بسته است، باید ابزار لازم را برداری و پیچ را بازکنی، پیچ خودبه‌خود باز نمی‌شود. اینجا انسان هر مشکلی داشته باشد، حداقل دو سی دی در رابطه با آن وجود دارد، باید اجرا کنیم تا برسیم.

 ۱۲_من ناامید هستم و همیشه می‌ترسم و در کنگره هم هیچ تغییری نکردم، از هرکسی سؤال می‌کنم نمی‌تواند به من کمک کند؟

 شما به دنبال چیزی می‌گردی که در هیچ مغازه‌ای نیست؛ درصورتی‌که اگر دست در جیب خودت کنی قطعاً در جیب خودت هست. سی دی شکل‌گیری نیروها، ترس، ناامیدی، منیت استاد امین و امید و ناامیدی از جناب مهندس می‌تواند کمک‌کننده باشد.

 ۱۳_ اگر کسی برای بار دوم با داروی OT  گریز بزند، باید چه‌کار کند؟ چون خجالت می‌کشد دوباره به کنگره بیاید؟

اصطلاح خجالت از حقه‌های نفس است، جناب مهندس می‌گویند حساب ما با یکدیگر صفر است. وقتی دانش‌آموزی تکالیفش را نمی‌نویسد، کوتاهی کرده است خجالت کشیدن ندارد.

گاهی ما از راهنما چیزی می‌سازیم که دیگر نمی‌توانیم به او نزدیک شویم. او راهنما است که به سؤال من پاسخ دهد و اگر مشکلی دارم مرا راهنمایی کند. حتماً مشکلش را باید باراهنما در میان بگذارد، حس خجالت باعث دور شدن و برگشت می‌شود.

 ۱۴_پسرم یک هفته مانده بود که رها شود، سقوط آزاد انجام داد، حالا که رهاشده شب‌ها نمی‌خوابد و زیاد سیگار می‌کشد؟

اگر غیرازاین بود باید تعجب می‌کردیم، باراهنمایش حتماً در میان بگذارد.

 ۱۵_ بنده فشارخون بالا دارم باید D.SAP  را به چه صورت مصرف کنم؟

داروی D.SAP  درمان را در فشارخون به وجود نمی‌آورد، بلکه فقط مقداری فشارخون را پایین می‌آورد و یک حالت نگه‌دارنده دارد. بین صبحانه و ناهار و یا بین ناهار و شام یک وعده به میزان یک قاشق غذاخوری با یک قاشق سرخالی عسل یا شیره‌ی انگور در یک لیوان آب ورم نوش جان‌کنید.

 ۱۶_ علت آن خوابی که خوب نیست و عمیق نمی‌شود، چیست؟

این موضوع هم مربوط به صور آشکار و هم صور پنهان است. این موضوع نشانه‌هایی  دارد که راهنماها می‌دانند، اگر باراهنما صحبت کنید، می‌گوید اشکال کار کجاست. بیشتر افرادی که در منزل خیلی کار می‌کنند و به بدنشان خیلی فشار می‌آورند، باید بدن آن‌ها از حالت فشار به حالت تعادل برسد و وقتی به حالت تعادل رسید، تازه خواب بر آن‌ها نمایان می‌شود.

 ۱۷_ من از کودکی در خانه‌ای بزرگ شدم که پدرم مصرف‌کننده‌ی تریاک بود و از همان دوران کودکی خمار بودم و اکنون‌که ۳۳ سال دارم، هم چنان احساس خماری می‌کنم، بااینکه مدام ورزش می‌کنم، فقط درزمانی که باردار بودم احساس نشئگی داشتم، حال باید چه‌کار کنم؟

این موضوع قابل ترمیم است اما زمان زیاد می‌برد. ورزش خیلی زیاد می‌تواند کمک کند. در زمان بارداری مخدرهای طبیعی خوب کار می‌کنند و چندین برابر تولید دارند، به همین دلیل در آن زمان احساس خوبی داشتید، قطعاً ورزش کمک‌کننده است.

 ۱۸_به ورزش تیرکمان خیلی علاقه دارم و مدت دو ماه هم رفتم ولی گفتند باید کمان تهیه شود و من شرایط تهیه‌ی آن را ندارم. آیا می‌شود تا وقتی موقعیتش پیش بیاید از کمان ورزشگاه استفاده کنم؟

طبق فرموده‌ی آقای مهندس افرادی که به باشگاه تیراندازی باکمان کنگره وارد می‌شوند، در 6 جلسه اول فقط برای خودشان تیر تهیه می‌کنند و تا مدت  ۶ ماه هم کمان آموزشی در اختیارشان قرار می‌گیرد. از طرفی ما به افرادی که خیلی منظم می‌آیند و پیگیر هستند، خیلی فشار وارد نمی‌کنیم که حتماً کمان تهیه کنند، اما اگر از روزی که می‌آید به قضیه‌ی پس‌انداز توجه کند حتماً در طول مدت‌زمانی که ما وقت می‌دهیم حتماً می‌تواند یک کمان تهیه کند و کارش را ادامه دهد.

حتی ما هم برای خرید تجهیزات پس‌انداز می‌کنیم. افرادی داریم که برای خرید تیر، طلای خودشان را می‌فروشند، چون می‌خواهند از چیزی که دارند استفاده کنند و لذت ببرند. ورزش همان‌قدر که برای ما سلامتی به بار می‌آورد، باید لذت، شادی و حال خوب هم داشته باشد و سطح بالای انرژی برای ما به وجود آورد.

 ۱۹_مسافری که هم دارو می‌خورد و هم مواد مخدر مصرف می‌کند آیا سیستم بدنش دچار مشکل می‌شود؟

اصلاً سیستم بدنش ساخته نمی‌شود گویی بیل مکانیکی جایی را می‌کند و دوباره آن را پر می‌کند و این چرخه تکرار می‌شود و سفری آغاز نمی‌شود.

20 _با چه ورزشی بر دیسک و آرتروز غلبه کنیم؟

باید تحقیق کنید. اکثراً فیزیوتراپ‌ها انجام ورزش‌های خاص این موضوع را می‌دانند، اما ورزش صبحگاهی حتی در حد یک ربع، به‌محض این‌که انسان بیدار می‌شود برای اینکه بدنش هم بیدار شود، بسیار مفید است.

زمانی که چشم‌هایمان را باز می‌کنیم، بیدار هستیم ولی بدن ما هنوز بیدار نیست. وقتی بدنی به خواب می‌رود، ضربان قلب و فرکانس مغز پایین می‌آید برای اینکه بعد از بیداری به تعادل برسد زمان می‌برد، اما اگر مابعد از بیداری در همان اتاق 15دقیقه نرمش کنیم خیلی تأثیرگذار است. اگر مشکل در گردن و مهره‌هاست، خیلی نرمش‌ها وجود دارد که خیلی پیش‌پاافتاده و عادی درعین‌حال خیلی مهم است.

برای اینکه از این بیماری‌ها جلوگیری کنید به ابتدای جلسه که در مورد اسکلت و عضله صحبت شد برمی‌گردیم، دیسک مال افرادی است که فیله‌های کمر (پشت) آن‌ها ضعیف شده است، بنابراین فشاری که بر آن فرد براثر کارهایی انجام می‌دهد، زیادتر می‌شود ، چون فشار بر روی استخوان وارد می‌آید، چون بین مهره‌های ستون فقرات لایه‌ای است که علاوه بر اینکه نرم بوده ولی بسیار محکم است، و اگر نازک شود، موجب شده که استخوان‌ها بر هم‌فشار وارد کنند  و زمانی که این فشار وارد می‌شود، جابجایی مهره‌ها رخ می‌دهد و در اثر این جابجایی مهره‌ها از پایین به سیستم عصبی که ازآنجا رد می‌شود، فشار وارد می‌کند. وقتی فشار وارد می‌شود سیستم عصبی خود را با درد نشان می‌دهد.

اگر در پاها قرار بگیرد، سیاتیک می‌شود، اگر بیرون بزند، دیسک می‌شود که عمل کردنش هم خیلی صلاح نیست چون وقتی استخوان می‌تراشند که به آن عصب فشار وارد نکند ولی به‌مرورزمان دوباره باز می‌شود و این درد وجود دارد و تنها چیزی که کمک می‌کند ورزش کردن و قوی کردن فیله پشت است. امیدوارم هیچ‌کدام از اعضای کنگره به این مسائل دچار نشوند.

کپی گرفته از سایت کنگره 60





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 15 دی 1397 09:21 ب.ظ
سلام وخدا قوت به خانم زهرا ی عزیز خیلی عالی بود استفاده کردم خیلی ممنونم
پنجشنبه 13 دی 1397 02:29 ب.ظ
باسلام وخدا قوت خدمت خانم زهرای عزیز خدمتتان قبول موفق باشید-
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات