اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی

 به نام قدرت مطلق الله

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه، شعبه امین گلی روز دوشنبه 97/10/10 با استادی همسفر مریم و دبیری همسفر فرزانه با دستور جلسه" سی دی موانع محبت 2"  رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

در جلسه قبل گفتیم که محبت درجه خلوص دارد. مانند آبی که هر چه بیشتر پالایش شود گواراتر، و یا آب چشمه که هر چه زلال‌تر باشد در عمق 3 متری هم می‌شود، سنگریزه‌های داخل آن را شمرد. محبت هم به این طریق پالایش می‌شود و پالایش به این راحتی اتفاق نمی‌افتد.


اما چه چیزهایی مانع محبت و دوست داشتن می‌شوند؟ با مثال این مسئله را بازتر می‌کنیم.

وقتی کسی را دوست داری چند انتخاب پیش روی ماست.

یا مشتاقانه و شتابان به سمت او می‌روی و به‌اصطلاح مثل کنه به او می‌چسبی و یا از او قهر می‌کنی و فرار می‌کنی. اما راه سومی هم وجود دارد که در مسائل زندگی بیشتر به کار می‌آید. و آن عشق همراه با رها کردن است. یعنی طرف را دوست داریم اما اجازه می‌دهیم کاری که خودش دوست دارد را انجام دهد و او را به بند اسارت خود نمی‌گیریم.

گاهی اوقات علاقه ما به چیزی یا کسی ترکیبی از محبت و مالکیت است. گاهی کسی چیزی را دوست دارد و با مالکیت اشتباه می‌گیرد.

بعضی‌ها کسی را دوست دارند و تلاش می‌کنند در تملک خود قرار دهند و این دوست داشتن نیست.

کسی که می‌خواهد محبت واقعی داشته باشد باید مالکیت آن را کم کند. چون انسان مالک هیچ‌چیز نیست. آقای امین دوست داشت به دوچرخه‌اش برسد ولی قصد مالکیت نداشت و برای همین از داشتن آن لذت می‌برد و حتی تا دوران دانشگاه هم از آن استفاده می‌کرد.

اما تفنگ بادی را که دوست داشت به دست آورد فقط می‌خواست مالک آن باشد برای همین بعد از به دست آوردنش از آن استفاده نمی‌کرد و از داشتنش لذتی نمی‌برد.

بنابراین قبل از اینکه بخواهی چیزی را داشته باشی، ابتدا حس خود را چک کن. ببین واقعاً آن را دوست داری و یا فقط می‌خواهی مالک آن باشی. می‌خواهی این زن مال تو باشد فقط برای اینکه بگویی این مال من هست. نه احساسی به او داری و نه از زندگی با او لذت می‌بری. در خرید لباس، ماشین و یا هر چیز دیگری دقت کنید می‌خواهید تأیید و مالکیت بگیری و یا واقعاً دوستش داری و کارایی هم برایت دارد و به دردت هم می‌خورد.

وقتی می‌گوییم عدم قطعیت بین محبت و مالکیت. مفهومش این هست که وقتی مالکیت به یک شی به 100 درصد می‌رسد محبت در آن به صفر نزدیک می‌شود و وقتی به چیزی بی‌نهایت محبت دارید، قضیه مالکیت به صفر می‌رسد. آقای امین می‌فرمایند انسان مالک چیزی می‌تواند باشد که آن را خلق کرده باشد پس ما مالک هیچ‌چیزی نیستیم.

مالکیت خودش به چیز دیگری وابسته هست. و آن نیاز به تأیید و احترام است. می‌خواهم سوار ماشینی شوم که من را تأیید کنند و دیگران جور دیگری به من نگاه کنند. پس پشت این مالکیت نیروی عظیم و پتانسیل بزرگی نهفته هست که همان تأیید دیگران است و این تأیید، یک جاذبه قوی و قدرتمند را به وجود می‌آورد. و این جاذبه مشترک هست با یکی از اضلاع مثلث عشق. در مثلث عشق هم سه ضلع جاذبه و حس و سایه‌ها راداریم. و محبت و مالکیت در جاذبه باهم مشترک هستند و به همین دلیل انسان، عشق و مالیت را باهم اشتباه می‌گیرد.

وقتی ماشین جایگاه شخصیت را بگیرد باعث می‌شود حاضر شویم هزینه بالایی برایش بدهیم تا تأیید و احترام دیگران را کسب کنیم و انرژی بگیریم و این کار درستی نیست. نه اینکه سوار ماشین گران‌قیمت نشویم. منظور این است که حس خود را چک کنیم و ببینیم برای تأیید دیگران، این ماشین را می‌خریم و یا برای اینکه امکاناتش زیاد است و امنیت بیشتری دارد.

چرا کسی ریسک زیادی می‌کند، هزینه زیادی می‌پردازد تا مالک چیزی شود؟ علتش تراکم بالای انرژی در صور پنهان هست.

گفتیم پشت مالکیت، تأیید و احترام هست. یک‌لایه قبل از این هم وجود دارد و آن توقع داشتن هست.

چون نیاز به تأیید دیگران دارم از دیگران توقع دارم تا کاری برایم انجام دهند. خودم در خرید ماشین ناتوانم. اما از پدرم توقع دارم برایم ماشین بخرد، تا دیگران به من احترام بگذارند و من را تأیید کنند. و حقه نفس که اینجا خیلی ما را فریب می‌دهد و فکر می‌کنیم حق با ماست این است که با خود می‌گوییم من اگر جای او بودم این کار را می‌کردم اگر جای دوستم بودم ماشین را در اختیار دوستش می‌گذاشتم. یا اگر جای پدرم بودم برای فرزندم ماشین می‌خریدم.

حال اگر از کسی توقعی داشته باشیم و او آن کار را برایمان انجام ندهد دو حالت برایمان پیش می‌آید. یا به هم می‌ریزیم و حتی اگر نخواهیم به روی خود بیاوریم، صدایمان می‌لرزد، حرف‌های ناجور می‌زنیم و دعوایی درست می‌شود.

و یا ممکن است هیچ نگوییم. اما در درون ناراحتیم، حس بدی نسبت به او داریم و تجمع حس‌های بد باعث حال خرابی و بروز انواع بیماری‌ها برایمان می‌شود.

من قبل از کنگره این‌طور بودم که می‌گفتم، شوهرم هست باید از او توقع داشته باشم باید این کار را برای من بکند و ... اما حالا نیازم را می‌گویم اگر انجام داد که داد و اگرنه خودم به دنبال راه‌حل می‌گردم.

توقع داشتن از دیگران از ناتوانی انسان به وجود می‌آید. وقتی من کاری را درست انجام نمی‌دهم باید دوستم که ادعای دوستی می‌کند ناتوانی من را جبران کند!

اما اگر سعی کنیم، حس‌های بد، توقع و تأیید را در خود از بین ببریم، خودبه‌خود مسیر باز می‌شود و قدرت یادگیری و حل مسائل را می‌توانیم به دست آوریم و برعکس، هر چه حس‌های بد داشته باشیم، ناتوان‌تر و از قابلیت‌هایمان کاسته می‌شود.

وقتی ناتوانی از بین برود، توقع از بین می‌رود، بعد تأیید و احترام و سپس مالکیت از بین می‌رود و درنهایت محبت واقعی ظاهر می‌شود.

وقتی شوهرت برای توکاری انجام داد، و تو در مقابل این کارش به او محبت کنی این محبت نیست فقط یک حس خوش آمدن هست.

نکته جالب در اینجاست که وقتی مشکلی و یا حس بدی در انسان به وجود می‌آید تمام تمرکز ما می‌رود روی اطرافیان و می‌خواهیم همه را از دوست، خانواده و جامعه و.. را مقصر بدانیم فقط به یک دلیل: تا به ناتوانی خود پی نبریم و ناتوانی خود را نپذیریم. و این‌یکی دیگر از حقه‌های نفس هست.

ما باید پارامترهای اضافه را حذف کنیم و بعد برسیم به یک جواب: من در کار خودم توان لازم را ندارم. و این در عمل کار اصلاً راحتی نیست. اما یک نقطه شروع هست.

وقتی کسی از خوشحالی دیگران شاد نمی‌شود از اینکه دوستش در دانشگاه قبول‌شده ناراحت می‌شود، یا از خانه‌دار شدن کسی ناراحت می‌شود، چنین کسی ازلحاظ روحی بیمار است و حسش خراب است و باید درمان شود.

اگر دیدگاه انسان مالکیت باشد، وقتی دوستش در مسابقه می‌بازد خوشحال می‌شود و می‌گوید یک حریف کمتر. این ریشه‌اش در مالکیت است اما وقتی از برد او خوشحال شوی ریشه‌اش در محبت هست.

نیروی مالکیت، انرژی عظیمی در آن نهفته هست و آن دیده شدن و تأیید دیگران هست و هیتلر این نیرو را در اطرافیانش روشن می‌کرد تا به او دررسیدن به اهدافش یاری کنند. این نیرو به نسبتی در ما هست به یک نسبت مالکیت و به یک نسبت محبت. کسانی که روی مالکیت باشند، از خیلی چیزها به هم می‌ریزند و ناراحت می‌شوند.

این‌که بخواهیم از شخصی که از خوشحالی دیگران ناراحت می‌شود، به شخصی تبدیل شویم که از شادی دیگران شاد می‌شود، سفری بسیار طولانی است و باید خیلی اتفاقات درون انسان بیفتد و با حس‌هایی مانند خشم و ترس و ناامیدی باید سرشاخ شویم. و این کار باید ذره‌ذره انجام شود. زیرا کار سختی است. اما وقتی به این مرحله برسی که همه انسان و هستی را دوست داشته باشی و از شادی دیگران شاد شوی به بالاترین ثروت که محبت واقعی است، می‌رسی و چنین انسانی هیچ‌وقت شکست نمی‌خورد و هیچ‌کس نمی‌تواند او را اذیت کند و یا عصبانی کند. شخصی مانند امام علی (ع) که به‌اصطلاح رویین‌تن شد. او ناتوانایی‌هایش را به توانایی تبدیل کرد، از حق خود گذشت، و تزکیه و پالایش کرد. به‌جایی رسید که همه او را دوست داشتند. حتی اگر کسی به‌ظاهر با او دشمنی می‌کرد برای منافع شخصی خودش بود اما درونش، امام را خیلی دوست داشت.

اما این مسیر، و رسیدن به این جایگاه، آسان نیست. انسان دربند می‌افتد، زخمی می‌شود، توهین می‌شنود، اذیتش می‌کنند ... مگر جنگجویی هست که بدون ضربه خوردن به انسان پخته و موفقی تبدیل شود؟ مگر زایمان و زایش جدید، بدون درد می‌شود؟

باید رفته‌رفته دانش و آگاهی خود را بالا برد تا این دانش به انسان کمک کند، راه‌های اضافی را نرود و انرژی‌اش را درراه‌های دیگر تلف نکند.

نویسنده و ویرایشگر: هم‌سفر زهرا خیابانی





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها : کنگره 60-درمان اعتیاد-شعبهه امین گلی-وب لژیون همسفر آمنه،
لینک های مرتبط :
شنبه 15 دی 1397 10:05 ب.ظ
سلام وخدا قوت به خانم زهرا جان موفق وپیروز باشی
سه شنبه 11 دی 1397 10:19 ب.ظ
سلام و خدا قوت به راهنمای عزیزم خانم آمنه سلام و خدا قوت به خواهر عزیزم خانم زهرا خیلی کامل و جامع و همیشه نمونه هستید. به خواسته قلبیت برسی
سه شنبه 11 دی 1397 07:58 ب.ظ
عرض سلام و خدا قوت به کمک راهنمای گرامی سر کار خانم آمنه عزیزم
خدا قوت به خواهر لژیونی های عزیزم دلم براتون تنگ شده
خدا قوت به نویسنده گرامی



تاا با چنین بادا
سه شنبه 11 دی 1397 02:29 ب.ظ
باسلام وخدا قوت خدمت راهنمای عزیزم خانم امنه وخانم زهرای عزیز موفق باشید-
سه شنبه 11 دی 1397 02:12 ب.ظ
مطالب بسیار عالی و در کوتاهترین زمان ممکن ارسال شد.
زهرا جان خدا قوت و مچکر از شما رهجوی نمونه.
امیدوارم به جایگاههایی که علاقمند هستید به زودی برسید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic