اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی


 به نام قدرت مطلق الله

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه، شعبه امین گلی روز دوشنبه 97/10/03با استادی راهنمای محترم همسفر آمنه و دبیری همسفر نسرین با دستور جلسه" سی دی موانع محبت 1"  رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

تزکیه و پالایش اصولاً دردناک است. زایمان هم درد دارد و ماهیتش درد و رنج است .بعضی شاید بگویند سزارین درد ندارد ولی درد سزارین بعد از آن است و به مراتب بیشتر. و در هردو زایش و تولید اتفاق می افتد.

خلاصه سخنان استاد محترم؛

هر چه دانش ما بیشتر می‌شود کمک می‌کند تا با مسائل زندگی بهتر روبرو شویم. چیزی که به انسان در مقابله با دشواریها کمک می‌کند، نیروی محبت درونی اوست. اتفاق‌های مهم در زندگی می‌تواند باعث جهش شود. از یک مرحله به مرحله‌ی دیگر زندگی خیلی وقتها، اتفاقات، آن چیزی نیست که ما پیش بینی کرده‌ایم. مهم این است که در صراط مستقیم حرکت کنیم. اگر در صراط مستقیم حرکت کنیم بیشتر اتفاقها برایمان،خیر است، حتی اگر در ظاهر برایمان خوشایند نباشد. در صراط مستقیم قرار داشتن صرفاً با اعمال شناخته نمی‌شود بلکه به قلب انسان است.

دوست داشتن و محبت ممکن است، به پدر و مادر یا دوست یا حتی معشوق باشد و باید بدانیم دوست داشتن به انسان انگیزه و توان حرکت می‌دهد و چیز لذت بخشی است و پاسخ دوست داشتن مکملش هست. یعنی وقتی پاسخی از طرف مقابلت برسد و او هم تو را دوست داشته باشد آن لذت، دو برابر می‌شود.

خداوند زمین و آسمان را بنا کرد و اوست که با علم خود بر آنها احاطه دارد. چه تفاوتی بین ساکنین طبقه چهارم و ساکنین طبقه پنجم وجود دارد؟ درجه تکاملی یا درجه خلوص.

وقتی درجه تکاملی یا درجه خلوص یک موجود، زیاد شود ارزش آن هم زیاد می‌شود.

اورانیوم که برای ساختن بمب استفاده می‌شود خلوصش باید ۲۳۵ باشد اما خیلی کم پیدا می‌شود. از هر چند هزار اتم اورانیوم یک دانه آن مناسب این کار است. که بایستی آن را جداسازی کنیم که این کار با دستگاهایی که اسم آن سانتریفیوژ است انجام می‌شود. باسرعت خیلی بالا ،هزار دور در ثانیه تا بتواند آن که سنگین‌تر است، عقب و آن که سبک‌تر است، به جلو پرتاب شود.

این کار خیلی سخت و وقت گیر و هزینه بر است. ولی قیمت آن هم خیلی زیاد می‌شود. مثلاً اگر یک کیلو طلا ۶۰ میلیون تومان باشد یک کیلو اورانیوم ۶ میلیارد تومان می‌باشد و بهتر است بدانیم مراحل جداسازی طلا با حرارت، اورانیوم با چرخش، و انسان با گذراندن آزمایشهای خیلی زیاد، باگذراندن حرارت خیلی زیاد، باسوختن خیلی زیاد و درد زیاد این فرایند خالص شدن اتفاق می افتد و راه دیگری هم ندارد.

تزکیه و پالایش اصولاً دردناک است. زایمان هم درد دارد و ماهیتش درد و رنج است .بعضی شاید بگویند سزارین درد ندارد ولی درد سزارین بعد از آن است و به مراتب بیشتر. و در هردو زایش و تولید اتفاق می افتد.

. حالا فرق نمی‌کند چه کسی باشد شکسپیر یا هیتلر یا... بزرگان و انسانهایی که کشتار کرده‌اند وجه مشترکشان درد بوده است و تفاوت در طرز نگاه آنهاست.

مرگ یعنی خارج شدن از یک جهان به جهان دیگر که برای آن جهان مفید نباشد به گفته استاد امین مرگ زمانی برای انسان اتفاق می افتد که ماندنش در این دنیا تعادل این دنیا را بر هم میزند و بودنش برای هستی لزومی ندارد.

و تولد، ایجاد خلق جدیدی است که قبلاً در این دنیا نبوده، حال این نوزاد می‌تواند چنگیز باشد یا شکسپیر. به هر حال چیز جدیدی است. و هردو یک وجه مشترک دارند و آن این است که هر دو درد و رنج بسیاری کشیده‌اند. و تفاوت اصلی در نگاه آن‌هاست. در قلب بزرگ است که می‌تواند انسان را به بالاترین و یا پایین‌ترین نقطه سوق بدهد.

بعضی‌ها خودشان را بی لیاقت می‌دانند یا گناهکار یا همیشه احساس ترس دارند.

ولی انسان می‌تواند از تک تک این حسهای آزار دهنده  عبور کند و به مرحله‌ی بعد جهش پیدا کند و آن مرحله‌ی خلوص سازی است تا برای تبدیل به یک ابزار قدرتمند برای خودش ودیگران بشود واگر نتواند، وسط راه می‌ماند. و به سمت تاریکی‌ها می‌رود یا تبدیل به یک سلاح مخرب برای خودش ودیگران می‌شود. و چیزی که در این راه به او کمک می‌کند جهان بینی و بالا بردن دانش در مورد هستی وآدم است. ثروت هر انسان محبتی است که درون قلبش همگی با قدرت محبت است .

جناب استاد رعد، استاد آقای مهندس ،سختی های زیادی را پشت سر گذاشته اند،تا به نقطه ای رسیده اند، که توانسته اند محبت واقعی را درک کنند. در هنگام سختی ها ،سه حس گناه، عدم امنیت و بی لیاقتی سراغ انسان می آید . که باید از آنها گذر کند.

تمامی استعدادها، یادگیری ها،استعدادهای ورزشی با قدرت محبت هست. یعنی باید دوست داشته باشی تا به دنبال رشته ای بروی و آن را فرا بگیری.

آقای مهندس در سکته قلبی که برایشان پیش آمد ، آن را اتفاق خیری دانستند چون باعث شد بعد از آن به فکر درمان سیگار در کنگره بیفتند و عواملی که باعث شد زودتر رو به بهبود بروند و  به جای اینکه بخواهند عمل سخت قلب را انجام دهند با یک بالن زدن رفع شد را در این عوامل دانستند می‌فرمایند: قلب سالم ۶۰ درصد باید کار بکند. ولی قلب من ۳۰ درصد کار می‌کرد ولی یکی از دلا یلی که باعث شد زیاد زمین نخورم ورزش کردن بود .

 عامل دوم آرامش جسم و روانناامیدی شما را از بین می‌برد یأس وترس، عدم اعتماد به نفس و...شما را از پای در می‌آورد. وتوکل به خداوند و ایمان به خداوند پایه‌های شما را محکم می‌کند. منفی نگری این که همه چیز را جنبه منفی آن را ببینیم و چگونه می‌شود انسان خسی را در چشم دیگری می‌بیند ولی چوبی را در چشم خود نمی‌بیند.

بدانید که خداوند هیچ موجودی را بدون عیب و ایراد خلق نکرده.حتی حضرت عیسی که یک نفر را کشت، حضرت یونس که خداوند به دلیل اشتباهش درون شکم ماهی اورا قرار داد و... قدر عزیزانتان را بدانید. برای جسمتان ارزش قائل شوید. و هیچ انتظاری نداشته باشید گلی را پیدا کنید که خار نداشته باشد.

در ادامه آقای امین می فرمایند:

زمانی که می‌خواهد یک تغییری بین مراحل طبقات انجام شود مثل بازی کامپیوتری است. برای هر مرحله باید غول مرحله قبلی راشکست بدهید. آن غول ملاک تشخیص هر انسانی است که اگر به آن درجه برسد می‌تواند از آن عبور کند

محبت در واقع باران رحمت یا آبی است که به درجه خلوص رسیده است آبی که املاح زیادی دارد و خالص نشده موجب سنگ کلیه و تلخ می‌شود و مزه خوبی ندارد. ولی آب چشمه به خاطر خلوص بالایی که دارد کف آن را می‌توانید ببینید و حتی سنگ ریزه‌های آن را بشمارید.

چه آزمونی باید انجام شود تاشخص بتواند وارد مرحله بعدی شود؟ هر انسانی که بخواهد محبت را عمیق‌تر بشناسد باید مرحله نابودی را پشت سر بگذارد. مثلا ًوقتی می‌خواهیم استخر را بزرگتر کنیم باید ابتدا آب آن را خالی کنیم بعد آن را کاملاًخراب کنیم و بعد از اول آن استخر را بزرگتر بسازیم.

برای رفتن از یک مرحله پایین محبت به مرحله بالاتر، تخریب ساختار لازم است.اما کافی نیست. شرط کافی جهان بینی و دانش است که کمک می‌کند تا شخص جان سالم به در ببرد.

زمانی که انسان عاشق می‌شود می‌رود دنبال آن ولی اگر نتوانست آن عشق را بدست آورد شروع می‌کند پشت سر آن حرف زدن که خوب نبود یا بدرد نمی‌خورد. و... 

اگر می‌خواهی به محبت بیشتر برسی یک موانعی جلوی تو سبز می‌شود و تو جواب نه می‌شنوی و تو اصرار می‌کنی و وقتی می‌خواهند چیزی را از انسان بگیرند انسان اصرار می‌کند و اگر ادامه بدهد شخصیتش از بین می‌رود و هنگامیکه نتیجه نگرفت التماس می‌کند و بعد شروع می‌کند به عیب وایراد گذاشتن واین دو حالت دو روی یک سکه‌اند و مکمل هم هستند و برای خارج شدن از این دو حالت یعنی نه التماس و نه انزجار. باید از این دو مرحله عبور کند. باید رها کردن با عشق باشد

باید از تأیید و تملک، و توقع از دیگران تهی شویم و بعد به دنبال ساختن برویم .

بعضی می گویند عشق به نفرت تبدیل شده،اما در واقع ان عشق نبوده. چیزی شبیه خواستن و یا جاذبه بوده.

 اگر به یک چیز بچسبیم و ولش نکنیم به این معنی نیست که آن را دوست داریم. غالب چیز دیگری است که ما فکر می‌کنیم عشق است زیرا عشق به حرف و صوت نیست مثلاً وقتی کسی را دوست داری و مانعی پیش می‌آید مثلاً کسی وسط می‌آید و به شما پیش دستی می‌کند اینجا هر حسی که به شما دست داد محبت شما از همان جاست اگر خیلی ناراحت شدید باید بدانید حس شما از آن جاست. ما هرچیز را از ضدش می‌شناسیم .مثلاً کسی را دوست داریم و پسری می‌آید ومی گویدمن هم فلانی را دوست دارم وشما می‌خواهی همان لحظه سرش را ببری.

و ما دوست داشتن واقعی را از رقیب می‌شناسیم.

انسان باید به بخشش برسد ودشمنانش را ببخشد تا بتواند به محبت دست یابد. زمانی که حضرت محمد (ص) انسان‌ها ایشان را آزار و اذیت کردند و سه سال در با یاران خود به دره ای تبعید شدند ونتوانستند آن جور که شایسته است زندگی کنند. ولی پیامبر حتی آنها را قصاص هم نکردند. وقتی محبت می‌خواهد رشد کند اول ما با مرحله نابودی و خرابی مواجه می‌شویم. ما دو انتخاب داریم.

همانطور که خواجه می‌فرمایند:

خانه از پای بست ویران است

خواجه دربند نقش دیوار است

می‌خواهد بگوید محبت از ریشه خراب است و او می‌خواهد آن را حفظ کند در حالیکه اگر ساختار خراب باشد ویران می‌شود و آن وقت می‌تواند جهش پیدا کند و به ساختار بالاتر برود.

اگر دانش مکمل وجود داشته باشد شخص صعود پیدا می‌کند، به ساختار بالاتر و اگر نداشته باشد در تاریکی سر گردان می‌ماند.

و راه سوم: نه تقلا کردن برای جلوگیری از بین رفتن است و نه مبارزه منفی و قهر کردن.

کسی را که دوست داری نمی‌توانی مجبور کنی دوستت داشته باشد می‌توانی اسیرش کنی ولی دیگر اسمش محبت و دوست داشتن نیست.

کسانی که می‌خواهند به مفهوم محبت برسند باید از این دو موضوع رد بشوند. این همان سختی و دشواری است که هر کس تجربه می‌کند وکسی که رد می‌شود،؛ به ارتقا می‌رسد و مالکیتش کمتر می‌شود. اگر کسی می‌خواهد به درجه خلوص و دوست داشتن برسد موانع و سختی بسیار زیاد است ولی چیزی که بدست می‌آید بسیار با ارزش است.

در دوست داشتن باید دید چه چیزی برای طرف مفید است یا او چه چیزی دوست دارد.

و اگر مشکلی در خانواده داریم مشکلات را حل کنیم نه این که کس دیگری را جایگزین کنیم. مثلاً مرزبانان یا راهنما را جای پدر یا مادرمان بگذاریم. باید سعی کنیم مشکلات را حل کنیم. و نشانه جایگزینی اینست که شما به آن آدم قفل می‌شوید و دیگر نمی‌توانید درست تصمیم بگیرید.

نویسنده: همسفر لیلا بختیاری

ویرایشگر: همسفر زهرا خیابانی





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 دی 1397 06:42 ب.ظ
تشکر وخداقوت خدمت نویسنده و ویرایشگرمحترم.. ببسیارآموزنده بود
دوشنبه 10 دی 1397 07:43 ق.ظ
باسلام وخدا قوت خدمت راهنمای عزیزم خانم امنه وهم لژیونیهای عزیزم خانم لیلا وخانم زهرا موفق باشید-
شنبه 8 دی 1397 09:21 ب.ظ
سلام خداقوت به خانم امنه عزیز عالی بود ممنون
شنبه 8 دی 1397 08:19 ب.ظ
خدا قوت خدمت نویسنده محترم خانم لیلا عزیزم و ویرایشگر بزرگوار خانم زهرا عزیزم.
از هر دوی شما بزرگواران قدردانی و تشکر می نمایم.

جمعه 7 دی 1397 11:30 ب.ظ
سلام وخدا قوت به خانم آمنه وخانم لیلا و خانم زهرا بسیار عالی بود ممنونم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات