اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
سه شنبه 27 آذر 1397 :: نویسنده : زهرا خیابانی

با سلام

همسفران عزیزپیشنهاد می کنم این متن را حتماً بخوانید. کمکمان می کند تا ماهیت گم شده خود را بیابیم.


صحبت های خانم شانی دختر بزرگوار آقای مهندس در پارک شهدای شهرداری اصفهان


 زن بودن خیلی سخت است، در هستی هر ماهیتی را خداوند یک توانایی به او می‌دهد. اگر ما حالمان بد است، به هم می‌ریزیم یا مشکل‌داریم ما ماهیت خود را گم‌کرده‌ایم. زن خیلی توانایی دارد و باید ابزار و آلات خودتان را پیدا کنید. مثلا اگر دانش بخشیدن را پیدا کنید، اگر دانش عشق ورزیدن را پیدا کنید. این ها باعث می شود تواناییهایتان بروز پیدا کند.زن این قدر انعطاف‌پذیری دارد که بچه داخل رحم رشد می‌کند و می‌آید بیرون. حالا آقایان سرما می‌خورند یا اینکه پایشان به‌جایی می‌خورد زمان و زمین را می‌ریزند به هم. این انعطاف‌پذیری در تمام خطوط بدن زن است و تمام خطوط زن سیال است ولی آقایان نه. زوایای مرد شکننده هستند. زن سیال، نرم و انعطاف‌پذیر است، درست است که گاهی کم می‌آوریم و در یک‌قسمتی، از آقایان ضعیف‌تر هستیم ولی آقایان هم خیلی از ما ضعیف‌تر هستند و ما مکمل همدیگر هستیم.

 وقتی‌که زن از مرد دور می‌شود مرد به دخترش می‌گوید دختر بابا، عسل بابا چی می خواهی برات بخرم چون می‌خواهد آن کمبود را با فرزند پر کند، می‌خواهد بگوید حالا که تو اهمیت نمی‌دهی این دختر منه. از روی بچگی، بدبختی و از روی نیاز است که نمی‌تواند محبت را از تو بگیرد این‌طوری می‌گوید هر چه بابایی بخواهد مامان می‌گوید: نه، پدر می‌گوید: بیا یواشکی بریم بستنی بخوریم پدر آن بستنی را نگاه می‌کند که حال بدهد به بچه نمی‌داند که مادر را دارد ضعیف می‌کند. قدرت درک ندارد. آموزش ندارد که قدرت را از مادر می‌گیرد. بعد هم پدر می‌گوید: تو گند زدی به تعلیم و تربیت بچه، تو قدرت را از مادر گرفتی. مرد آن درک را ندارد مگر اینکه بیاموزد.

واقعیت این است که خانواده را زن، رهبری می‌کند و زن مثل یک وزیر است. همیشه پشت پرده است. ازلحاظ شعار مردان جلو هستند، قدرت اجرایی در دست دارند ولی قدرت تفکر و حس و تشخیص مسیر با زن است. یک مرد که به هم می‌ریزد زنش هم به هم می‌ریزد. یک مردی که موفق هست یک ‌ضرب‌المثل هندی است که پشت هر مرد موفق دست زنی نهفته است. بالعکس هم می‌تواند باشد ولی خیلی کم است.

من نمی‌توانم بپذیرم که ما انجام می‌دهیم ولی مرد آن را خراب می‌کند. اگر این تفکر جا بیفتد که ما خانم‌ها این را یاد بگیریم که وقتی مشکلی پیش می‌آید نگوییم ایراد از مرد است. این‌یک شعور است که وقتی جایی گیر می‌کنید بگوئید 50 درصد هم تقصیر با من است. آیا نمی‌توانم کاری بکنم ایراد من چیه؟ چه‌کار می‌توانم بکنم ؟در این صورت اختیار زندگی‌ات تحت امر خودتان می‌شود. اگر دائماً به دیگری نگاه کنید همیشه قربانی هستید و اختیار دست کس دیگری است و خیلی فرق است کسی که اختیاری از خودش ندارد و باید سرش را بگذارد و بمیرد.چنین موجودی قربانی است.

 یک لیوان شیر بخورد که چه؟ فقط حفظ ظاهر می‌کند. مهم نیست چون انگیزه ندارد که کیک و شیرینی درست کند. لذت ببری، پرده‌ها را بازکنی میوه‌ها را بشوری، خانه را آب‌وجارو کنی. همه این‌ها می‌میرد.

 باز صبح شد میگویی غذا بپزم، بدهم مردیکه بخورد، این بچه زر می‌زند، بفرستمش سرکار. واقعیت همین است حالا پول قسط فلان را باید بدهم خدایا بکش من را، این چه زندگی است ببین چه زجری است. خیلی تفاوت این‌که جنگجو هستی وزندگی را خودت درست می‌کنی یا تحت امر دیگران هستی. اگر تفکر را جا بیندازید وقتی دعوایتان می‌شود انگشت اتهام را روی‌هم نگیرید. موقعی که عصبانی هستی آتش گرفتی سکوت کنید. اصلاً همه‌چیز تقصیر او، دارد حرف‌های نامربوط می‌زند. مسئولیت و وظیفه من این است که خشم خودم را کنترل کنم و بروم در اتاق و کلامی نگویم که بعد پشیمان شوم. زهر نریزم که قلب کسی را بشکنم. آن لحظه مسئولیت تو همین است. همان لحظه‌ای که نگذارید بیشتر آسیب ببینید. همان لحظه که تو می‌توانی شمشیر دربیاوری و سر طرف مقابل را قطع کنی ولی این کار را نکنی.

 زن با زبانش می‌تواند خیلی‌ها را برنجاند. بعضی‌ها می‌گویند شوهرم من را می‌زند. من می گویم چه گفتی که تو را زد. نوش جونت که کتک خوردی چی گفتی. من کتک خوردن را تائید نمی‌کنم ولی ببین چه‌کار کردی که تو را زده است. گفتن کلمات خیلی تفاوت دارد مثل بفرما، بنشین، بتمرگ. همه یک معنی دارد همش یک کلمه است .ببینید چه چیزی انتقال می‌دهید به طرف مقابل .از در وارد می‌شود می‌گویید خسته نباشید. اگر نیم ساعت یا یک ساعت دیرکرد ،خسته نباشید را با یک لحن دیگری بیان می‌کنیم این خسته نباشید یعنی کدام قبرستان بودید.

همش به این است که یاد بگیرید روی تصاویر ذهنی‌تان تسلط پیدا کنید؛، زندگی‌تان را می‌سازید همیشه دیگران را مقصر ندانید و عنان زندگی را به دست خودتان بگیرید. تصاویر ذهنی را نمی‌توانید ببینید. مگر این‌که منشأ آن خودت باشی.

 همان‌که بگوییم اشکال از خودم هستم مسئولیت بر عهده من است. من نمی گویم ببخش وقتی‌که عصبانی می‌شوید، سکوت کن ولی بعد یک چای بریز و بگو این 30 سال زندگی رفت و از الآن شروع کنم تا بتوانم به‌تدریج توان این را پیدا کنم که گذشته را ببینم. وقتی‌که این 30 سال را می‌بینی متوجه می‌شوید که شما بخشی از این بازی بودید و خودتان انتخاب کردید. بدشانسی و بدبختی نبوده.

 شما حس‌هایی می‌خواستی تجربه کنید که با مرد دیگری نمی‌توانستی تجربه کنی. یک حس‌هایی در وجودتان داشتید که مرد نرمال را نمی‌توانستی تحمل‌کنید. می‌خواستی طرف مقابل پر قدرت و رئیس باشد، توان روحی داشته باشد، آن حس‌ها و ریسک‌ها چیزهای دیگری را هم دارد.

نطفه‌ای که بسته‌شده است با چه حسی بسته‌شده است. آن حس‌هایی که برقرار می‌شود نطفه بسته می‌شود. نمی‌شود پدر تریاکی باشد، زن عصبانی باشد، بچه عابد و زاهد باشد مگر این‌که طبق فرمان ماجرایی دیگر داشته باشد. بچه‌ای می‌آید با همان سیگنال حسی. پدر هرچه کاشت فرزند همان برداشت می‌کند.

 شما همه زن‌های قوی هستید. شما اصفهانی‌ها بنیه قوی دارید و زن‌های مدیری هستید. شما جنگجو هستید. فقط خستگی به تنتان مانده، چون هنوز راه را پیدا نکرده‌اید. بخشیدن یک فرآیندی است که با گذر زمان می‌توانید مفهوم آن را متوجه شوید.الآن نمی‌توانی کسی را ببخشی اول باید خودت استارت بشوی این‌یک مسئله است.

مسئله بعدی، CD تغذیه را گوش کنید و باید به تغذیه‌هایتان برسید. قیافه‌ها خسته هستند و به‌شدت کمبود مواد معدنی و آب دارد. تغذیه بچه‌ها را درست کنید. اگر تغذیه درست نباشد ،فردا هزارتا مریضی می‌گیرند. بچه‌ها را این‌قدر دکتر نبرید و آنتی‌بیوتیک استفاده نکنند. در کشورهای خارجه طرف بمیرد  هم به آن‌ها آنتی بیوتیک نمی‌دهند. معنی ندارد تا بچه عطسه می‌کند مادر او را دکتر ببرد، دلم درد می‌کند می‌برید آندوسکوپی. بچه گناه دارد آسیب روانی می‌بیند. 

ده سال پیش رفتم دکتر و به من گفت سرطان دارید. پدرم گفت شما طبیب نیستی دامپزشک هم نیستید. گفت دختر شما 6 ماه دیگر فقط راه می‌رود. الآن 14 سال دارم راه می‌روم. چیزهایی که دارید باارزش هستند. از تفکر خودتان استفاده کنید. دکتری که 50 نفر داخل مطبش نشسته است، چگونه در دو ساعت می‌تواند 50 نفر را ببیند.

می‌گویید من پیش روانشناس می‌روم، دکتر خوبی هست. 15 سال من مریض او هستم. اگر دکتر خوبی هست 15 سال باید پیش او بروی؟ قرص که به شما می‌دهند تحقیق کنید که عوارض آن‌ها چه چیزی هستند. قرص روان‌گردان می‌دهند. هر چیزی به بچه‌ها ندهید و هر چیزی خودتان نخورید. ایمنی بچه‌ها را بالا ببرید، تغذیه خوب بدهید. در غذایتان پای آب مرغ به بچه‌ها بدهید. پنجه مرغ را به مدت 20 دقیقه در آب‌نمک بگذارید بعد هم یک پیاز و زعفران.

 ما اصلاً رب گوجه استفاده نکنیم دو تا سه تا مرغ محلی بکشید بخورید. جگر را تفت بدهید بخورید، یکسری بچه‌ها روانی بودند تغذیه و خوابشان را درست کردیم، همه‌چیز درست شد. در مورد بچه‌های بیش‌فعال، من و امین تمام تابستان از 9 صبح تا ساعت 1 بعدازظهر در کوچه بودیم و از آن‌طرف 4 تا 9 شب در کوچه بودیم، بیش‌فعال نبودیم. شما خودتان اعصاب ندارید. خوابتان خوب نیست. مسائل جنسی خوب نیست. با فامیل روابط درست ندارید. یک مهمان می‌خواهد بیاید جونتان را می‌خواهد بگیرد، این‌قدر که حرف‌وحدیث هست.

 بچه به‌عنوان بیش‌فعال معنی ندارد. نگران بچه‌هایی باشید که هر چه به آن‌ها می‌گویید، می‌گویند چشم. من هم 8 ساله بودم ماشین مامان را برداشتیم رفتیم بیرون. بچه‌ای که فعالیت آن بیش‌ازحد زیاد است یعنی مادر نتوانسته است نفس آن را در اختیار بگیرد. من از دیوار و درخت می‌رفتم بالا. وقتی‌که من در سن بلوغ بودم به مادرم گفتم می‌خواهم بروم تولد دوستم. می‌گفت نرو. لباس می‌پوشیدم می‌خواستم بروم. می‌گفتم خداحافظ. نه جلویم را می‌گرفت و نه حرفی می‌زد. آن بند، من را نگه می‌داشت، نجاتم می‌داد. و نمی رفتم. من هم قدرت ریسکم بالا بود. با آقای مهندس همیشه در حال بحث‌های مختلف بودیم. در حال آموزش بودم. خیلی جلوتر از سنم بودم. با معلم‌های مدرسه داستان داشتم. کسی جواب سؤال‌هایم را نمی‌داد. باید نفسمان را تحت امر بگیریم.

 زمانی می‌توانیم بچه را تحت امر خود بگیریم که از دست آن‌ها عصبانی نشوید. اگر تو عصبانی بشوی تو تحت امر او هستی. انگار  بچه به مادر می گوید اگر این کار را بکنی به همت می‌ریزم، حالت را می‌گیرم، یکسری از بچه‌ها مامان را نگاه می‌کنند حساب کار دست مامان می‌آید تا بچه.

اگر پسر 20 ساله درگیر خود ارضایی باشد نمی‌توانم بگویم یک مسئله طبیعی است ولی غیر طبیعی هم نیست. در بلوغ نیروهای جنسی بیدار می‌شود و شما می‌خواهید با مذهب جلوی او را بگیرید. ما در ایران و فرهنگمان نسخه صحیح و درستی نداریم. تنها کمکی که می کنید، شما بر مبنای دین بچه‌هایتان را راهنمایی می کنید. چرا می‌گویند مناسب نیست. حرام یا گناه است. وقتی شخصی خود را ارضا می‌کند مجموعه‌ای از تصاویر در ذهن او هست این تصاویر شخصیت‌هایی در آن هست و آن شخصیت‌ها نماد حس‌های مختلف است. وقتی این قضیه تکرار می‌شود این حس‌ها پررنگ‌تر می‌شوند. تصاویر مختلفی هست، نمادها حس‌های مختلف هستند. اگر سی دی القا را گوش کرده باشید آن بخش تاریک می‌تواند از طریق القا رشد آن بیشتر شود. چون این بچه شخصیت‌ها و حس‌ها را نمی‌شناسد و ناخودآگاه نیروی فیزیکی را نمی‌تواند جهت بدهد. مثل آبی می‌ماند که به یک سمتی می‌رود، آن ناخالصی که در درون فرد هست نه به معنی بد بودن انسان است بلکه از اضداد است باید آن را بشناسی و جهت بدهی و وقتی این عمل را انجام می‌دهد، قدرت می‌دهد به بخش تاریک آن. اول مثل بازی می‌ماند. ولی این‌قدر قدرت پیدا می‌کند که در وجود شهر مانند کلیدهای دروازه شهر باز می‌شود. نیروهای بیرونی می‌توانند وارد کالبد شخص شوند و تحت امر خودش قرار بدهند و ممکن است بعد از یکسال نگاهش هیز بشود و مسیرش عوض بشود. چون در حقیقت هورمون‌های بیشتری ترشح می‌شود. تکرار می‌کند. بستر آماده می‌شود، در باز می‌شود. غریبه می‌آید داخل. وقتی نیروی سوم وارد شود قدرت پیدا کند شخص کاملاً از تعادل خارج می‌شود تا بخواهد این مسئله را حل کند. کلی زمان می‌خواهد. بعداً می‌خواهد دوست دختر بگیرد نمی‌تواند با دوست دخترش ارتباط داشته باشد، نمی‌تواند زن بگیرد. ارتباط ناجور دارد نسبت به زنش، این هم در مورد زن و مرد صادق است و در قرآن بخاطر همین می‌گوید حرام یا گناه است. بخاطر این‌که شما بستر را آماده می‌کنید، کنترل آن از دست خودت خارج می شود. حالا برای این بچه یوگا مؤثر است. باید ذهن بچه به یک چیز مشغول شود. مثلاً هنر. به چیزی باید مشغول شود یا مراقبه خیلی خوب است که یادگیری تصاویر خیلی خوب است. نمی‌شود بگویم بچه‌ها درگیر نشوند. به هر حال درگیر می‌شوند.

 شما یک‌دانه در دل خاک کاشتید می‌شود بگوئید میوه بدهد ولی قد نکشد، نمی‌شود. سن شخص یک مسئله است، بلوغ درونی یک چیز دیگری است و الآن بلوغ درونی خیلی زودرس شده است. فقط می‌توانیم به بچه‌ها آگاهی بدهیم و تصاویر را بسازند. به هر حال انتخاب غلط خواهد کرد. ما فقط می‌توانیم با تجربیات، محبت و دانش درست این سرعت را کم و زیاد کنیم. به هر حال اتفاق می افتد اجتناب ناپذیر است.

 در مورد DSAP، باید 6 صبح بخورید نه 11 صبح.

 مادری می‌گوید دختری که 5/2 سال دارد و نمی‌تواند حرف بزند. مطمئن باش ببری دکتر می‌گویند اوتیسم است بچه‌ها باید احساس امنیت برایشان فراهم باشد. محبت کافی را باید دریافت کنند. چنین بچه‌ای یا محبت را دریافت نکرده ولی می‌خواهد محبت را جذب کند یا دچار ترس پنهانی است. باید با بچه بازی کنی و با او حرف بزنی. شما اگر بتوانید وارد دنیای تصاویر ذهن بشوید و این مفاهیم را درک کنید شما می‌توانید تمام بیماری ها را شفا بدهید من دیدم. 

در بچه‌ها سرطان دیدم درمان شده افسردگی حاد دیدم که خوب شده .تصاویر در بدن یک زن تشخیص و تحت خود گرفتن آن و شناختن می‌تواند شبه افیونی را تحت تأثیر قرار بدهد می‌تواند بیماری‌ها را جذب کند .کتاب شفاء را مطالعه کنید.

می گویی پسرم خیلی می ترسه؟ جزش نده اذیتش نکن. مادر می‌گوید او من را جز می‌دهد. مادر به‌جایی رسیده که می گوید بچه من را جز می‌دهد. بچه دشمن مادرها نیست یکسری از مادرها فکر می‌کنند بچه هوویتان است. تو مادری. تو رئیس هستی تو زائیدی .این بچه آمده که تو را خوش حال کند به تو آرامش بدهد، اگر به تو شادی نمی‌دهد تو گند زدی به آن. باید آن‌ها را درک کنی و مفاهیم را بفهمی.

 راحت بگویم زن‌های ایرانی می‌گویند ما اگر پول داشتیم مرتیکه را ول می‌کردیم می‌رفتیم. پس آن مرد چرا باید احساس امیدواری داشته باشد یا تو را دوست داشته باشد که فکر کند فقط بخاطر پول یا سقفی که بالای سرت هست کنارش هستی. وقتی‌که این چیزها در ذهنت هست دلیل ندارد، اصلاً آن بدبخت همه امکانات را گذاشته که آن محبت را بگیرد، خودت در درونت می گویی مجبورم تحملت کنم هیچی بهت نمی‌گویم، عوضی، این را توی دلت می گویی. این بخشیدن نیست. مگر اینکه از ته قلبت بخشیده باشی و دوستش داشته باشی. آن جا اگر طرف اخلاقش را درست نکند یعنی که ساختار شخصیتش را از دست داده و ساختار شخصیت را باید تقویت کند. اگر این کار را کردی و آن‌طرف همین طوری بود آن‌طرف واقعاً مشکل دارد. چه بخواهی و چه نخواهی سنت اجرا می‌شود و از زندگی‌ات بیرون می‌رود.

سی دی مثلث شخصیت، مثلث تاریکی و ساختار درون را گوش دهید برای ساختار شخصیت.

. در مورد بچه‌ای که انگشت می‌خورد، بخاطر اینکه ، باعث آرام شدن بچه می‌شود.

اگر بچه کوچکی به لباس پوشیدن مادر ایراد بگیرد،بچه نباید به مادر بگوید برود کنگره خودش باید کارش را انجام بدهد زمانی که عمیقاً کارتان را انجام بدهید و حستان صاف باشد شخصیتتان را حفظ کنید محبت قلبی را داشته باشید آن بچه هم باید بفهمد که نمی‌تواند برای ما تعیین تکلیف کند. باید رابطه را درست کنید. باید به بچه‌ها برسید. بچه‌ها زمانی از کنگره بدشان می‌آید که شما بخواهید به بچه‌ها آموزش کنگره بدهید. نیاید نسخه بپیچید، باید غیرمستقیم راهکار بدهیم و آن‌ها را در آغوش بگیرید. 

برای کم کردن استرس ایده آل گری را کم کنید. می‌خواهید همه‌چیز را عالی انجام بدهید و خواسته‌هایت هم زیاد است می‌خواهی کارهایت را درست انجام بدهی، انتقاد از دیگران کمتر کنید، قضاوت نکنید. همان قدر استرس داری که دیگران در مورد تو چه قضاوتی می‌کنند.

 در مورد آب جو خوردن بدون الکل بخورد اصلاً مشکل ندارد. ماء الشعیر بخورید، شیرداغ با کنجد و عسل بخورید.

اگر به عنوان انسان بیاموزیم که اولاً از همه به این فکر کنیم برای چه آمدیم برای چه زندگی می‌کنیم این همه آمد و رفتن بحر چه بود این همه چریدیم دمبه مان کجاست. این در مرحله انسانی و مرحله دوم هدف از این‌که ازدواج کردیم و خانواده تشکیل دادیم چه بود. غیر این‌که احساس خوبی داشته باشیم، خوش بگذرانیم، حال می‌کردی وقتی قایمکی می‌خواستید هم را ببینید. روزهای تنهایی ضربان قلب که بالا می‌رفت حرف‌های خوب که زده شد این‌ها بود که باعث شدخانواده تشکیل بدهید، حالا اگر هر روز می‌خواهید کلیک کنید به تمام جزئیات، و عیب جویی کنید درست نمی‌شود. هر چیزی اندازه دارد ده تا محبت می‌کنید یک‌دانه انگشت اشاره. نه ده انگشت بکند در چشم طرف و یک گوشه چشم محبت هم انجام بدهی. 

کار ما ملاء نصرالدین شده نصف عمرمان رفت سر این کار را نکن و بکن.وقتی‌که در ماهیت خودت زن نیستی و دنبال ماهیت خودت گشتی آن موقع عشق و محبت را می‌توانی بگردی آن موقع می‌شوی ملکه خونه خودت. مانند فاطمه زهرا.

هر زنی می‌تواند وقار خودش را داشته باشد. ماهیت خودتان را کشف کنید، روی ماهیت خودتان فکر کنید. تویی که می‌توانی زایمان کنی نمی‌توانی دوباره زیبایی خلق کنی، نمی‌توانی عشق را خلق کنی؟ باور کنید با تمرکز کردن می‌توانی. وقتی روی خودتان کار کنید، دست از تغییر بیرون بردارید. دست از تغییر اعضاء خانواده بردارید، تأمل و تفکر را برگردانید روی خودتان.

نویسنده: همسفر مریم

ویرایشگر: همسفر زهرا خیابانی





نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 14 دی 1397 09:59 ب.ظ
سلام خدمت خانم زهرا وخانم مریم عزیز،خیلی زیبا بود استفاده کردم ،ممنون از زحماتتون،خداقوت
پنجشنبه 29 آذر 1397 07:57 ب.ظ
سلام وخداقوت خدمت خانم زهراوخانم مریم عزیز...خیلی آموزش گرفتم ممنونم ازشمادوستان خوبم
چهارشنبه 28 آذر 1397 10:25 ب.ظ
سلام وخدا قوت به خانم مریم وخانم زهرا عزیزم عالی بود استفاده کردم ممنون
سه شنبه 27 آذر 1397 02:06 ب.ظ
بسیار عالی بود آموزش گرفتم و واقعا لذت بردم.
خدا قوت به خانم مریم عزیزم بابت تایپ سخنان خانم شانی.
خدا قوت خدمت ویرایشگر خانم زهرا عزیزم.
سه شنبه 27 آذر 1397 11:00 ق.ظ
باسلام وخدا قوت خدمت خانم زهرا وخانم مریم عزیزانشاالاه خدمتتان قبول-
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic