اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
سه شنبه 22 آبان 1397 :: نویسنده : زهرا خیابانی

 به نام قدرت مطلق الله

گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه، شعبه امین گلی روز دوشنبه 97/08/21 با استادی همسفر کبری و دبیری همسفر نسرین با دستور جلسه" سی دی سخن چین"  رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

ما به عللی درباره برخی از مطالب سخن نمی‌گوییم ولی از شما می‌خواهیم به آنچه اتفاق نیفتاده و می‌تواند اتفاق بیفتد توجه خاص بنمایید همیشه این‌گونه نیست و شرایط تغییر می‌کند. انسان بی‌تفکر می‌دانید که جزء چهارپایان است. حال می‌تواند تفکر در حد آن‌ها داشته باشد یا آنچه در کتاب می‌گوید. اولئک کالانعام بل هم اضل

این پیام‌ها مربوط به تاریخ 84 /10/23هست که استاد می‌فرمایند: ما به عللی نمی‌توانیم خیلی از چیزها را بیان کنیم اما از شما می‌خواهیم که آن چیزهایی که اتفاق نیفتاده ولی می‌تواند اتفاق بیفتد را توجه کنید. مانند احتکار و دبه کردن و سخن‌چینی. که سخن‌چینی بسیار مذمت می‌شود و آقای مهندس حتی در دوران مصرف از این کار بیزار بودند و با فرد سخن‌چین برخورد می‌کردند و این‌یک درس برای ماست. ما باید از آقای مهندس الگو بگیریم و اگر کسی سخنی را نزد ما آورد باادب و متانت به او بگوییم اگر حرفی دارد به خود شخص بزند و او را تهییج نکنیم و جو ندهیم چراکه مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد.

انسان‌های بی‌تفکر مانند حیوانات هستند. البته حیوانات موجودات بدی نیستند اما ازنظر سیر تکاملی پایین‌تر از انسانند و اگر تفکر نکنیم گویا دوباره به زندگی حیوانی برگشته‌ایم و شاید هم پایین‌تر چراکه هیچ حیوانی راضی نمی‌شود هم نوع خود را به قتل برساند. و این از بی‌تفکری و نادانی بشر است.

فقط در یک صورت باید سخن‌چینی را انجام داد آن‌هم زمانی که فساد بزرگی انجام می‌شود و تکلیف ماست که به مقام بالاتر اطلاع دهیم مانند کسی که در کنگره ماده مخدر شیشه را ردوبدل کند که البته این هم مورد کمیابی هست.

متأسفانه سخن‌چینی در خانواده زندگی‌ها را نابود می‌کند. شخصی بین زن‌وشوهری قرار می‌گیرد و وجهه آن دورا پیش هم خراب می‌کند یا هم‌سفری که به دنبال شماره راهنمای مسافرش است تا با او تماس بگیرد و مثلاً به او بگوید مسافرش دوباره مواد می‌زند. اما تجربه نشان داده که این کار هیچ فایده‌ای جز تخریب بیشتر مسافرش ندارد. 

یا خیلی‌ها از فرزندشان می‌خواهند که سخن‌چینی کند و این کار بسیار تخریب هم روی ما و هم کودکمان دارد. اگر کشوری برای اداره کشورش جاسوس می‌گذارد. من برای اداره یک خانواده که نیازی به این کار ندارم. و ریشه این کار من به حس من برمی‌گردد.

کسانی که سخن‌چینی می‌کنند از دو حالت خارج نیستند یا حسشان آلوده‌شده مثلاً حسش به خواهرشوهر یا جاری یا مادر شوهرش بد شده و می‌خواهد خودش را سبک کند و راه درمان این است که حسش را نسبت به کسی آلوده نکند و تبدیل به حسادت و کینه نشود و دیگر اینکه انسانی که نیاز به تأیید و محبت دیگران دارد سخن‌چینی می‌کند. این‌که من بدی جاری خود را پیش مادر شوهرم می‌گویم و می خواهم بگویم من خوب هستم و او بد. کسانی به تأیید و محبت نیاز دارند که از درون محبت نمی بینند و مدام رنج می‌کشند.

اما من چطور می‌توانم این محبت را تأمین کنم بدون اینکه از کسی گدایی کنم؟

در اصل با آموزش گرفتن و خدمت کردن. این دو به انسان خیلی انرژی می‌دهد و انسان برای این دو اصل به دنیا آمده.

ما باید به کسی خدمت کنیم که در واقع با او کاری نداریم. نه اینکه به کسی خدمت کنیم تا او هم روزی به درد ما بخورد. با این کار نفس ما سیراب از محبت می‌ شود.

اگر من به مرزبان سلام کنم که شاید روزی به دردم بخورد ولی به یک تازه‌وارد نگاه هم نکنم این فایده‌ای ندارد. ما باید به یک تازه‌وارد حال خراب سلام گرم‌تری داشته باشیم، تابه‌حال خوش برسیم.

نیت و حس ما از انجام کارها خیلی مهم است. الاعمال بالنیات.

و اما سخن‌چینی هم مثلثی دارد با سه ضلع مستمع، سخن‌چین و موضوع.

هرکدام از این اضلاع نباشد سخن‌چینی اتفاق نمی‌افتد برای شخص مستمع گفتیم باید با شخص سخن‌چین برخورد کنیم تا او را به وجد نیاوریم و به کارش تشویقش نکنیم.

انسان سخن‌چین هم باید محبت را جایگزین این کارش کند. برای هر کار ضد ارزشی اگر محبت جایگزین شود می‌شود آن را کنار گذاشت.

در داستان اتلو می‌بینیم که شخص سخن‌چین وجهه همسر اتلو را که به او خیلی هم عشق می‌ورزید و دیوانه‌وار او را دوست داشت خراب کرد و او بدون اینکه از همسرش توضیح بخواهد شبانه او را می‌کشد.

از این داستان می‌شود به نتایجی رسید  مانند :حقیقت عاقبت آشکار خواهد شد. زود نباید قضاوت کرد و بدبین شد.

3-    و مهم‌تر اینکه سخن‌چین استاد ماست.

شاید ما فکر کنیم سخن‌چین را استخدام کرده‌ایم که برای ما خبر بیاورد ولی درواقع او با حس و افکار و آن‌طور که دلش می‌خواهد برای ما خبر می‌آورد و درواقع او ما راهبری می‌کند.

قابل‌توجه کسانی که کودک خود را خبرچین تربیت می‌کنند. باید بدانند که کودک بر اساس حس خود برای ما خبر می‌آورد و برای ما نتیجه‌ای جز حال خرابی و بی‌خوابی و آشفتگی ندارد. درواقع بی‌خبری بهترین خبر است. و کاری به کار دیگران نداشتن مساوی با آرامش است.

و اما آیات قرآن

ویل لکل همزه لمزه وای بر هر طعنه زن عیب جو

ویل للمصلین وای بر نمازگزاران

فویل للمطففین وای بر کم‌فروشان

فویل للمکذبین وای بر دروغ‌گویان

ویل به معنی وای است و بعدازآن هر کاری که آمده نکوهش شده و حرام هست.

ما از این آیات به‌راحتی می‌گذریم درصورتی‌که این آیات شامل حال خیلی از ما می‌شود. ما چقدر به مسافر خود طعنه زده‌ایم و او را سرزنش کرده‌ایم.

چقدر دروغ می‌گوییم. وای بر نمازگزاری که در صف اول نماز است اما گران‌فروشی و احتکار می‌کند و به خیال خودش سر مردم کلاه می‌گذارد.

اما بداند که هر عملی عکس‌العملی دارد و کائنات پاسخ او را خواهد داد.

احتکار در کوتاه‌مدت شاید سود داشته باشد اما در درازمدت تخریب دارد. و مانند این است که سرشاخه درخت نشسته و ته شاخه را می‌برد.

او مالک پولی که از این راه به دست می‌آورد نیست و خداوند اجازه استفاده و لذت بردن از این پول را به او نخواهد داد.

کسی که احتکار می‌کند فقط یک جنس را احتکار می‌کند پس بقیه اجناس را او هم باید گران بخرد و اوضاع مملکت را بدتر می‌کند. او مانند بز فقط جلوی پایش را می‌بیند و به آینده نمی‌نگرد.

کسی که احتکار می‌کند محبت ندارد آقای مهندس می‌فرمایند اگر چیزی هست همه باید بخورند و اگر گرسنگی باشد همه باهم باید گرسنگی بکشیم. و این‌طور نباشد که یکی بخورد پاک و دیگری بخورد خاک.

مطلب دیگر که همه مطالب را توسط عقل نمی‌شود حل نمود و یا آنچه قابل دید است آنجا که حس محدود است و عقل کاری از پیش نمی‌برد.

 حس اولین قوه به‌کارگیری نیروی عقل است و وقتی حس محدود باشد مطالب و اطلاعات را ناقص به عقل می‌دهد و اینجاست که عقل دچار اشتباه می‌شود.

باید توسط حس خیلی از چیزها را رؤیت کرد تا عقل به‌عنوان‌مثال به‌اشتباه به ما نگوید که احتکار کن و یا گران‌فروشی کن.

آیا خداوند خود به انسان یاری می‌رساند یا توسط نیروها و پیامبران و نیروهای الهی و هدایت به صراط مستقیم.

قدر مسلم خداوند توسط نیروهایی که تحت فرمانش هستند به انسان یاری می‌رساند مانند فرشتگان، پیامبران، صالحان و مصلحان. و اگر در صراط مستقیم قرار بگیریم به‌صوررت خودکار از طرف این نیروها یاری می‌ گیریم.

صراط مستقیم راه مستقیم و عریض است برای اینکه آفریدگار با تمام بندگانش در آن به حرکت درآیند. مستقیم و طویل است مبدأ و مقصد را خود می‌داند. از زمین تا سماء ادامه دارد، به مقصد می‌رساند زیرا وعده اوست.

راه مستقیم آن‌قدر عظیم و پهناور است که همه می‌توانند در آن حرکت کنند و مبدأ و مقصد این راه را فقط خدا می‌داند و از زمین تا آسمان ادامه دارد و کسانی که در این راه قرار بگیرند به مقصد می‌رسند. این وعده خداوند است.

و اما ما برای محبت فراز و نشیب‌هایی را پیموده‌ایم. آنان که باید بدانند می‌دانند تو را رهبری فقط محبت است. محبت آغاز است پایان ندارد، سرلوحه همه اوراق است مگر چشمان انسان‌ها بسته باشد به معنای واقعی. اما باید بیدارباشید که در اهداف کل و در همه موارد ایجاد اشکال نشود.

گفتیم که باید محبت و احترام جایگزین سخن‌چینی شود. .برای رسیدن به این محبت باید بهای آن را بپردازیم و فراز و نشیب‌های زیادی را پیشت سر بگذاریم. درد و بی‌محبتی چشیده باشیم. منظور از این محبت و عشق، عشق خاص که بین دو نفر است نیست این بخشی از عشق است. بلکه منظور عشق به‌کل هستی و موجودات و حتی انسان‌های بد است. باید به انسان بد به چشم یک آموزگار که عمق تاریکی‌ها را تجربه کرده نگاه کنیم. و بدانیم از روی جهالت و نادانی خود بدی می‌کند.

محبت باید از روی دانایی باشد بداند چرا محبت می‌کند کسی که محبت ندارد به دلیل ناآگاهی اوست. و ما با آمدن به کنگره دلیل محبت کردن را می‌فهمیم. چراکه قبلاً فکر می‌کردیم محبت فقط به پدر و مادر و همسر و فرزندان است و دیگران ربطی به ما ندارند. اگر محبت داشته باشی دیگر زباله نمی‌ریزی، شاخه درخت را نمی‌شکنی و ...

تمام موجودات و هر یک از ما به‌نوعی در هستی کارگرهای هستی هستیم و به هستی خدمت می‌کنیم. هر یک از ما با هدفی به این هستی گذاشته‌ایم و در چرخاندن این گیتی سهمی داریم..

اگر اشتباهی انجام می‌دهیم یک‌چیز طبیعی است چرا؟ چون انسان‌ها اختیاردارند تا راه تاریکی یا راه روشنایی ر انتخاب کنند و بدا به حال کسی که راه تاریکی را انتخاب کند چون خیلی ضربه می‌خورد و ما به‌جای اینکه از او کینه به دل بگیریم باید دلمان به حال او بسوزد. چراکه چقدر طول می کشد تا دوباره بتواند از قعر چاه و تاریکی‌ها بیرون بیاید.

و این‌ها باید از روی تفکر انجام شود و اگر تفکری نباشد ما سریع نسبت به آن شخص کینه به دل می‌گیریم و در پی انتقام برمی آییم.

نکته مهم دیگر اینکه محبت باید ذره‌ذره باشد. این‌که گاهی محبت ما جواب نمی‌دهد به این دلیل است که گاهی ما فوجی از محبت را به‌پای کسی می‌ریزم. باید یک‌قدم محبت کنیم وقتی طرف مقابل هم جلو آمد دوباره ما قدم برداریم. نباید به‌اصطلاح شور حسینی داشته باشیم چون این شور، فوری فروکش خواهد کرد.

نباید ادای محبت را درآوریم و مدام لبخند بزنیم ولی در درونمان از طرف بدمان بیاید. محبت باید درونی باشد و او را واقعاً دوست داشته باشیم. چون حس منتقل می‌شود.

برای محبت کردن باید دلیلش را بدانیم و در این صورت حتی لاشخورها را هم دوست داریم زیرا اگر لاشخورها نباشند جنگل پر از میکروب می‌شود و بوی تعفن همه‌جا را می‌گیرد.

فلسفه زکات این است که فقرا زیاد نشوند. چراکه با زیادشدن فقرا، امنیت ما و فرزندان در کوچه و خیابان و حتی منزل به خطر می‌افتد.

پس اگر دلیل هر کاری را بدانیم دیگر احتکار نمی‌کنیم، گران‌فروشی نمی‌کنیم، سخن‌چینی نمی‌کنیم و محبت می‌کنیم و برای رسیدن به محبت باید دانایی خودمان را بالا ببریم.

مطلب مهم دیگر در مورد محبت این است که محبت سرلوحه هر کاری است و اگر محبت نباشد هیچ علمی و هیچ کاری شکل نمی‌گیرد و هیچ کاوشگری به دنبال علم نمی‌رود. و به انسان‌ها خدمت نمی‌کند.

نابینایان بینا بیشتر از بینایان نابینا هستند. خیلی از ما بینا هستیم اما خیلی از حقایق را نمی‌بینیم و فقط جلوی پای خودمان را می‌بینم. اما کسانی هستند که بااینکه با چشم سر نمی‌بینند درک کاملی نسبت به موضوعات اطرافشان دارند.

کسی که فساد می‌کند، خبرچینی می‌کند و روابط انسان‌ها را به هم می‌زند چشم‌هایش بسته است.

اما باید بیدارباشید که در اهداف کل، و در همه موارد ایجاد مشکل نشود شما اگر در هر آنچه تاکنون برایش زحمت‌کشیده‌اید و جزء هدف کلی شما بوده اگر یک خشت کج باشد همان‌طور که زمامدار راستی می‌گویند بهتر است همه خشت‌ها برداشته شود تا دیوار صاف و استوار بنا گردد. البته هر معمار درون گری این کار را انجام می‌دهد.

اگر برای چیزی ماه‌ها زحمت‌کشیده باشیم و به‌جایی رسانده باشیم ولی یک خشت کج گذاشته باشیم باید تمام راه را برگردیم تا به آن خشت برسیم و از نو شروع کنیم آیا کسی تجربه‌ای دارد؟

مشارکت هم‌سفر 1: من از ابتدا تمام مسئولیت‌های زندگی را خودم بر عهده گرفتم از خرید و مسئولیت‌های منزل تا مدرسه فرزندم. و حالا باید این بنا را خراب کنم و از اول بسازم و راه سختی در پیش دارم. ساختن این بنا سخت بود و حالا خراب کردن و از نوساختنش سخت‌تر.

مشارکت هم‌سفر 2: مسافر من بدون تحقیق مواد را ترک کرد. 12 سال است پاک است و هرلحظه زندگی‌اش را با سختی می‌گذراند و خماری می‌کشد تا مواد مصرف نکند و حالا باید این بنا را خراب کند و شربت مصرف کند تا به درمان واقعی برسد و البته می‌دانم در پایان نتیجه شگفت‌انگیزی خواهد داشت.

. و اما آکادمی همان‌طور که عرض شد دانشگاه با مقاصد خاص جهت شفای کامل نه به جهت بیمارستان یا مریض‌خانه. زیرا این مریض‌ها نیازی به شفاخانه یا بیمارستان ندارند اما آموزش و درمان به جهت کل جمیع انسان‌ها از لازمات است و برای درمان کامل آن‌ها نیاز به پزشک و حکیم مخصوص به این کار باید تعلیم ببینند. و این مطلب نظامیه خاص می‌طلبد که از تمامی جهان به جهت شفا و آموزش به این مرکز بیایند و این دانشگاه باید به‌طور کامل مسائل و وسایل را دارا باشد. اکنون شاید تصور شود که این‌یک مزاح است اما این‌طور نیست، هر زمان که آماده شود وارد عمل گردید. خواهید دید این مسئله بسیار تا بسیار جدی است.

تأسیس آکادمی در سال 84 مطرح شد و آن زمان شاید خنده‌دار بود. اما این کار بسیار جدی است و حتی ساختار آن‌هم که تخم‌مرغی شکل است توسط یکی از بچه‌ها که فوق‌لیسانس معماری بود طرح‌ریزی‌شده. و از مقاصد تأسیس این آکادمی درمان و آموزش کامل تمام مصرف‌کنندگان مواد مخدر در سراسر دنیاست. و برای این کار پزشکان مخصوص اعتیاد را آموزش و تربیت می‌کنند. و در پایان راهنمای عزیز فرمودند این چیز کمی نیست و ما هم باید در جشن گل‌ریزان که سنتی قدیمی است و آقای مهندس این سنت را برای تمام دردمندان دنیا دارد زنده می‌کند. ما هم در حد توان و اگر شده در ساخت یک خشت این آکادمی شریک باشیم. این اجبار نیست، تبلیغ هم نیست. و حتماً اگر کمکی کردید به حستان‌ هم رجوع کنید. این‌که چون راهنما گفت و یا بقیه من را می‌بینند نباشد. و انشا اله برکتش را در زندگی‌تان ببینید.

نویسنده و ویرایشگر: همسفر زهرا خیابانی





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها : کنگره60-شعبه امین گلی-وب لزیون همسفرآمنه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 آبان 1397 09:53 ب.ظ
خانم آمنه و بلا تان عالی است من هر روز آن را مرور می کنم .تشکر و سپاس از نویسنده فعال و باسواد خانم خیابانی عزیز خدا قوت به شما بدهد
زهرا خیابانیممنون از شما نظر لطفتونه. خوشحالم که مورد توجه شما قرار گرفت.شاد و پیروز باشید
چهارشنبه 23 آبان 1397 02:07 ب.ظ
سلام خداقوت ممنون از خانم زهرا بابت زخماتی که درسایت می کشند وممنون از راهنمای گلم بابت آموزش ها
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات