اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی

 به نام نامی اولین عاشق که اوست.


گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه، شعبه امین گلی روز دوشنبه 97/08/07 با استادی همسفر مریم و همسفر فاطمه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه" وادی چهاردهم ترک یازدهم و دوازدهم"  رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

وقتی عشق بر مبنای شناخت و به‌صورت آگاهانه باشد یعنی این‌که بداند چرا عاشق می‌شود این عشق هیچ‌وقت به شکست منتهی نمی‌شود و به‌جایی می‌رسند که هیچ سری بین آن‌ها نیست

ترک 11 وادی چهاردهم

در پاسخ سؤال اینکه چگونه دو جنس مخالف یا مؤنث و مذکر، عاشق یکدیگر می‌شوند؟ مکانیزم آن چگونه است؟


وقتی فرد A در حال ارسال امواج خودش به‌صورت آگاهانه یا ناآگاهانه باشد اگر فرد B امواج فرد A را دریافت کند اگر برایش خوشایند باشد بلافاصله پاسخ را به‌طرف فرد A گسیل می‌دارد. فردA پاسخ را با حس خود دریافت می‌کند و اگر برایش قابل‌قبول بود، لرزشی در قلب خود احساس می‌کند و جواب مثبت خود را بلافاصله برای فرد B ارسال می‌کند.

امواجی که انسانها از خود ارسال می کنند بر اساس ساختار فیزیک و خصوصیات و افکار و خواسته های آنان می باشد حال هر چه انسانها خصوصیات و شخصیت وارسته ای داشته باشند امواج ارسالی آنها نیز دل چسب تر و مقبول تر است.

با رفت‌وبرگشت امواج جاذبه و دریافت آن‌ها توسط حس طرفین، اولین جرقه عشق بین آن‌ها زده می‌شود و سپس وارد مرحله دیگری می‌گردند و با دیدار کردن و صحبت کردن، به‌آرامی ارتباط بین آن‌ها برقرار می‌گردد و در ادامه اگر رفت‌وبرگشت‌های امواج بر وفق مراد بود، ذره‌ذره محبت پدیدار شده و این محبت باگذشت زمان، موقعی به اوج خود می‌رسد و قدرت لازم را پیدا می‌کند که آن دو نفر بر مبنای شناخت و اعتقاد، هیچ سری را از یکدیگر پنهان ندارند. (وقتی عشق بر مبنای شناخت و به‌صورت آگاهانه باشد یعنی این‌که بداند چرا عاشق می‌شود این عشق هیچ‌وقت به شکست منتهی نمی‌شود و به‌جایی می‌رسند که هیچ سری بین آن‌ها نیست.) در این شرایط عشق به مفهوم واقعی پدیدار می‌شود که به آن عشق مخلوق به مخلوق می‌گوییم.

 

مرتبه دیگری از عشق است و آن عشق مخلوق به خالق هست.

اگر عشق خالق نداری، عشق مخلوق مهیا کن تا قدر این کلمات، تو را حاصل آید و عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب است؛ و این یعنی اگر معشوق به من بدی کرد من کینه به دل نمی‌گیرم. چون خود عشق به من جواب عشقم را می‌دهد و از این عشق دریافت‌های زیادی می توانم داشته باشم به عنوان نمونه با عشق ورزیدن همیشه شاداب و پرانرژی هستم.

بنابراین اگر ما در کنگره می گوییم باید عاشق مسافر خود باشیم این چیزی نیست که به ما تحمیل شده باشد بلکه نفع آن به خود ما بر می گردد زیرا وقتی ما یک انسان عاشق باشیم شاداب و با طراوت هستیم و زیباییها و خوبیها را می بینیم و آنقدر سیستم شبه افیونی ما منظم کار می کند که دچار بیماریها نمی شویم.

این مرحله از عشق، عشق مخلوق به قدرت مطلق است و چون قدرت مطلق در همه هستی متجلی است بنابراین عاشق به تمام سایه‌هایی که در کل هستی مشاهده می‌کند از جمادات، گیاهان، حیوانات و انسان‌ها عشق می‌ورزد و دوستشان دارد و این‌زمانی اتفاق می‌افتد که انسان از عقل، عشق، ایمان و خمر بهره‌ای داشته باشد و مرحله عشق مخلوق به مخلوق را هم‌پشت سر گذاشته باشد.

در این مرحله انسان درک دیگری از جهان هستی دارد و به موجودات و انسان‌ها خدمت می‌کند و عاشق آن‌هاست و دوستشان دارد و انتظار برگشت این خدمت را ندارد؛ یعنی عشق بلاعوض. چراکه حسابش با عشق است نه معشوق؛ و می‌بیند که هر چه بیشتر عشق بورزد و خدمت کند، چیزی بیشتر دریافت می‌کند و همیشه شاداب و پرانرژی است.

در این مرحله انسان، هم می‌تواند عاشق قدرت مطلق باشد و هم عاشق انسانی دیگر؛ و این دو باهم مغایرتی ندارند؛ اما ما در گروهی از کاتولیک‌ها می‌بینیم که می‌گویند اگر بخواهیم به عیسی مسیح خدمت کنیم نباید ازدواج کنیم و انسانی را دوست داشته باشیم.

آیا ممکن است فردی عاشق قدرت مطلق باشد، ولی مخلوقین را دوست نداشته باشد و یا نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت باشد؟

چنین چیزی ممکن نیست زیرا همان‌طور که گفته شد برای ابراز عشق باید سایه‌هایی وجود داشته باشد و سایه‌های عشق به خدا، مخلوقین او هستند؛ بنابراین دروازه ورود به قلب خداوند، قلب انسان‌ها و موجودات و کل هستی هست. وقتی عاشق قدرت مطلق باشی باید این عشق ثمری برای مخلوقین الهی داشته باشد. اگر در غاری صبح تا شب و شب تا صبح به نیایش بپردازیم و مخلوق خداوند را درنیابیم این هیچ فایده‌ای ندارد.

دست‌هایی که کمک می‌کنند، مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که دعا می‌کنند.

بااینکه خدا بالاتر از مخلوقین است اما خدمت کردن به خلقش بالاتر از عبادت کردن است؛ و اگر کسی بگوید من فقط به قدرت مطلق عشق می‌ورزم ولی با مخلوقین او کاری ندارم و یا حتی باعث آزار مخلوقین شود او در انحراف به سر می‌برد.

پله‌های رسیدن به عشق خالق، عشق بلاعوض به مخلوقین اوست

ما برای دو چیز به دنیا آمده‌ایم اول آموزش و دوم خدمت. هر چیزی بهایی دارد وبهای عشق به خدا، خدمت و عشق به مخلوقین اوست.

آیا مرحله دیگری و یا بالاتری از عشق وجود دارد؟

عشق قدرت مطلق به مخلوق؛ که باید برای رسیدن به این مرحله، مرحله اول و دوم عشق را در کف داشته باشی و در این مرحله فرد اگر صد جان ‌هم داشته باشد، بازهم جان‌برکف آماده است تا بهای این عشق را پرداخت کند. همه هستی را دوست دارد. بدون اینکه سعی و تلاش کند که دوست داشته باشد. چراکه گاهی ما باید خیلی سعی و تلاش کنیم و زور بزنیم تا مثلاً عشق بورزیم و یا به دیگران کمک کنیم. ولی در این مرحله انسان بدون سعی همه را دوست دارد و به آن‌ها کمک می‌کند. در این مرحله عاشق و معشوق در هم ادغام می‌شوند. گاهی عاشق هستی گاهی معشوق هم صید هستی هم صیاد؛ و در این مرحله قدرت مطلق عاشق توست و تو را دوست دارد و عشق قدرت مطلق در مخلوقین متجلی می‌شود و همه تو را دوست دارند و عاشق تو هستند.

تو هم در مخلوقین خودت را می‌بینی و می‌خواهی هر چه داری به آن‌ها بدهی و به آن‌ها کمک کنی تا از سختی‌ها بگذرند و به آرامش برسند؛ مانند یک راهنما و رهجو. رهجو در راهنما خدا را می‌بیند و می‌خواهد از مسیر و کلام و راه و روش راهنما خود را به قدرت مطلق و به آرامش برساند؛ و راهنما در رهجو خود را می‌بیند و می‌خواهد به او کمک کند تا او را به صلح و آرامش برساند. 

وادی 14 ترک 12

درست است که عشق مرتبه و شأن بالایی دارد اما این‌طور نیست که بگوییم همه انسان‌ها قادر به درک عشق نیستند و از آن بی‌بهره‌اند.

زیرا همه موجودات، طبق مثلث عشق، همه از سایه، جاذبه و عشق بهره‌ای دارند؛ و همه موجودات طبق قانون سایه ها، جاذبه و حس توسط ذرات عشق به یکدیگر متصل و یکدیگر را دوست دارند و نام این دوست داشتن عشق است.

عشق در انحصار هیچ‌کس نیست. مال افراد خاصی مانند لیلی و مجنون نیست مال همه است؛ مانند خدا که فقط مال پیامبران نیست و مال همه موجودات است.

امواج عشق مانند خورشید به همه موجودات در حال تابیدن است ولی هر کس بر مبنای ظرفیت خودش آن را دریافت می‌کند. هر چه ناخالصی‌های وجودمان را پاک‌کنیم و کینه، نفرت و حسادت را از وجود خود بزداییم عشق بیشتری دریافت می‌کنیم. 

حتی عشق در دل سنگدل‌ترین آدم‌ها هم روزنه‌ای می‌گشاید و در دل آن‌ها پنهان می‌شود و منتظر فرصتی است تا روزی آرام‌آرام رشد و نمو کند و خودش را نشان دهد تا طعم شیرین عشق را به آن‌ها بچشاند تا بدانند که چقدر عشق شیرین و گواراست.

حتی کسانی که برای مدت کوتاهی به یکدیگر عشق می‌ورزند و بعد از هم جدا می‌شوند آن‌هم عشق است و نمی‌شود گفت عشق نیست .مانند کبریتی که در تاریکی روشن می کنیم و برای مدت کمی فضا را روشن می کند و نمی توانیم بگوییم هیچ نوری نبود.

تمامی جمادات، گیاهان و حیوانات عشق‌اند.

خداوند عشق است، حیات عشق است، بودن و نبودن عشق است، بهشت و جهنم عشق است، مرد و زن عشق‌اند، پیر و جوان عشق‌اند. تمامی کودکان جهان عشق‌اند. تمامی بی‌خانمان‌ها عشق‌اند، تمامی معتادان جهان عشق‌اند تمامی گرسنگان جهان عشق‌اند تمامی بیماران جهان عشق‌اند،

زمین و آسمان و هستی و نیستی و هر چه در آن‌هاست عشق است زیرا همه در عشق شناورند.

 

و اما پایان وادی

جانشین ادامه می‌دهد

اکنون در این لحظه، وقت سخن گفتن من تمام شد و بایستی به اطلاع برسانم که تا دقایقی دیگر در ادامه این گردهمایی و در حضور قدرت مطلق، روشنایی‌ها که آبستن تاریکی بود، فرزند خودش را متولد خواهد کرد (شیطان که از یک نقطه شروع می‌شود و نیروهای خود را جمع می‌کند و بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود) و پس‌ازآن انشعابی عظیم ایجاد خواهد شد و بلافاصله پیمان باقدرت مطلق بسته خواهد شد و سپس حیاتی دیگر به‌گونه‌ای دیگر، ( زندگی در جسم و بعد مادی ) آغاز می‌گردد و این چرخه ادامه خواهد داشت تا پس از طی فراز و نشیب‌های بسیار و کسب علم، دانش، تجربه و آموزش‌های ارزشمند، بازهم روزگاری به همین نقطه که انشعاب یافته‌ایم بازگردیم(لیکن بازگشت دوباره ما به این نقطه آکنده از اموزشها و تجربه های ارزشمند است که با سختی های زیادی در طول حیاتهای مختلف فرا گرفته ایم.) 

نویسنده و ویرایشگر: همسفر زهرا خیابانی                        






نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها : کنگره 60 -شعبه امین گلی-گزارش های لژیون وادی 14 ترک یازدهم و دوازدهم،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 13 آبان 1397 08:18 ب.ظ
خدا قوت زهرا گل که این وادی را هم چنین خود وادی که عشق است عملی کردی با تلاش و کوششی که داری امید وارم به جایگاه های بتلاتر برسی
جمعه 11 آبان 1397 06:22 ب.ظ
عالی بود سپاس فراوان بابت متن آموزنده وزیبا...ازاستادخوبم خانم آمنه خیلی سپاسگذارم که همیشه مطالب را بسیارخوب وکاربردی مطرح میکنند
پنجشنبه 10 آبان 1397 12:41 ب.ظ
سلام وخدا قوت خانم زهرا خیلی عالی بود خیلی خیلی ممنون
سه شنبه 8 آبان 1397 08:58 ب.ظ
باسلام وتشکر ازراهنمای عزیزم و هم لژیونیهای عزیزم انشاالاه خدمتتون قبول باشه
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات