اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
به نام خالق هستی بخش
گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه، شعبه امین گلی روز دوشنبه 97/06/26 با استادی همسفر زهرا و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه" حقه های نفس 2"  رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.



اگر افتادیم در این خط که فقط بفهمیم اطلاعات چی هست این نشانه خوبی نیست. نشانه خوب این است که من بارها
مطلبی را تمرین کنم...


ادامه مطلب بخوانید....

              
                               سخنان استاد محترم

نیروهای اهریمنی و بازدارنده هر کاری را انجام می‌دهند تا انسان را به تاریکی ببرند و گرفتار عصیان و نافرمانی و سرپیچی کنند وبرتری خود را نسبت به انسان ثابت کنند.

این مهم است که ما بفهمیم عصیان چه موقع اتفاق می‌افتد؟ و نشانه این‌که ما می‌خواهیم وارد این مرحله یعنی عصیان و نافرمانی شویم چیست؟ و مهم است که قبل آن بفهمیم؛ زیرا وقتی وارد آن شویم فایده‌ای ندارد. و کار از کار گذشته و تخریب خود را گذاشته است.

نشانه آن این است که شخص برای مطلع شدن از مسائل خیلی اشتیاق دارد ولی آموزش لازم را نمی‌بیند و با آموزش‌ها مانند اطلاعات روزنامه روبرو می‌شود؛ زیرا اگر متوجه شود و اطلاعات در او رسوخ کند و مطالب را درک کند این با عصیان هماهنگی ندارد. او با اتفاقات و مطالب به‌صورت سرسری روبرو می‌شود و می‌گوید خوب که چی، بعدش چی شد؟ و فکر می‌کند به مطالبی که با آن‌ها آشنا شده. پس حواسمان باشد که اگر افتادیم در این خط که فقط بفهمیم اطلاعات چی هست این نشانه خوبی نیست. نشانه خوب این است که من بارها مطلبی را تمرین کنم و معنا و آموزش آن را درک کنم. چراکه قفل مطالب با تکرار باز می‌شود؛ و زمانی که من آموزش لازم را از اتفاقات می‌گیرم وارد عصیان و نافرمانی از فرمان‌های الهی نمی‌شوم.

مطلب بعدی در مورد حقه‌های نفس می‌باشد. می‌دانیم که اگر نفس خواسته‌ای نامعقول داشته باشد و بخواهد صاف و پوست‌کنده به خواسته خود برسد عقل قبول نمی‌کند و نفس از حقه استفاده می‌کند. حقه‌ها در نظر اول اشتباه و بد نیستند ولی اگر درست توجه کنیم می‌فهمیم کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است.

حقه وسوسه:

وسوسه کشش و جاذبه‌ای است که خیلیِ نیرومند می‌باشد، اما زمانش کوتاه است؛ و اگر به آن کشش زمان زیادی دادی، محو و نابود می‌شود؛ مانند شخصی که شب را به‌خوبی خوابیده و بعدازآن بازهم می‌خواهد بخوابد. این‌یک وسوسه است چون اگر بیدار شود و ده دقیقه بگذرد دیگر تمایلی به خواب ندارد.

اما کششی که یک مصرف‌کننده به سمت مواد دارد وسوسه نیست و نیاز است؛ اما خیلی‌ها وقتی از اعتیاد صحبت می‌کنند از وسوسه مواد صحبت  می‌کنند. درصورتی‌که این‌طور نیست ممکن است شخصی در اوایل مصرف وسوسه هم داشته باشد ولی اصل قضیه روی نیاز است نه وسوسه و باید این دو را از هم تشخیص دهیم. شخصی که زمان کمی خوابیده و بیدارش می‌کنند و تمایل به خواب دارد اینجا دیگر وسوسه به خواب نیست بلکه او هنوز نیاز دارد تا بازهم بخوابد.

حقه فراموشی:

این حقه خیلی آرام، اما اثرش بسیار زیاد می‌باشد.

انسان ذاتاً موجودی است فراموش‌کار و این فراموشی گاهی خوب است مانند فراموش کردن مرگ عزیزان. وقتی ما دچار فراموشی می‌شویم، خیلی آرام هستیم ولی تمام مطالب مهم حذف‌شده. در حقه فراموشی یک اتفاقی می‌افتد: اگر دچار فراموشی شدیم، احساس و اشتیاق ما نسبت به خیلی از مسائل حذف می‌شود و این اثر حقه فراموشی است. ولی این موضوع همیشه هم به نفع انسان نیست. فکر کنید چند ماهی است که به کنگره می‌آیید و سفر نسبتاً خوبی دارید، ناگهان همه‌چیز عوض می‌شود. ابتدا با حقه ذره به ذره یا تنبلی (در سی دی حقه‌های نفس 1 توضیح داده‌شده) از کنگره بازمی‌مانید و بعد فراموش می‌کنید که از کجا آمدید و چقدر در رنج و سختی پیرامون اعتیاد و مصرف مواد بوده‌اید و همه‌چیز یادتان رفته (و به همین دلیل هست که می‌گویند بنویسید تا یادتان نرود که اعتیاد با شما چه کرده و کجا بودید والان در کجا هستید و قبل از زمان اعتیاد را با اکنون‌که در حال سفر هستید مقایسه کنید.) و با این فراموشی باز به اعتیاد برمی‌گردید.

حقه تو می‌توانی:

این حقه از منیت انسان سرچشمه می‌گیرد و مانع از آموزش گرفتن فرد می‌شود. این حقه بعد از حقه فراموشی است و بعد می‌گویی من که تمام مطالب کنگره را بلدم و اطلاعاتم از همه بچه‌های لژیون بیشتر است پله کم کردن هم که کاری ندارد و خودت استادی و منیت پشت منیت؛ و چشم‌باز می‌کنی می‌بینی چندماهه از کنگره و آموزش‌های آن دور ماندی و مصرف مواد و دربه‌دری‌ها هم بیشتر شده.

حقه فکر آنی یا القای سریع:

این حقه با حس و خواسته کاری ندارد و مستقیم با تفکر و دانایی شخص ارتباط دارد؛ که چقدر قدرت تشخیص ما بالا رفته باشد.

مانند زمانی که با القای آنی بدون نیاز به مثلاً پارچه‌ای آن را خریداری کرده و بعد از خرید آن پشیمان می‌شویم. یا در کنار شخص مصرف‌کننده قرار می‌گیریم و او به ما القا می‌کند که مواد مصرف کنیم.

فکر ناگهانی بدون تفکر قبلی و مانند جرقه‌ای اتفاق می‌افتد و می‌تواند مثبت هم باشد ولی تا موقعی که در مورداجرا کردن آن به شناخت کامل‌تری نرسیدیم نباید این افکار ناگهانی را اجرا کنیم.

حقه استفاده از قدرت:

تمام مسائلی که بشر درگیر آن هست به قدرت برمی‌گردد. چون قدرت به ما امکان اجرای خواسته‌هایمان را می‌دهد. اگر قدرت نداشته باشیم خواسته‌هایمان اجرایی نمی‌شود بنابراین برای اینکه خواسته‌های خود را چه معقول و چه غیرمعقول را اجرایی کنیم قدرت لازم داریم. برای رسیدن به قدرت حقه‌های وسوسه فراموشی و عصیان و سرکشی به کمک می‌آیند.

اما مطلب بعدی در مورد دو موضوع به کار انداختن قوه عقل و تکامل عقل هست که در کتاب 60 درجه به‌صورت مجزا به توضیح آن پرداخته است.

به کار انداختن قوه عقل، یعنی من عقل دارم ولی از دست من خارج‌شده و اختیار آن دست من نیست. مثل ماشینی که مال من است اما سوئیچ آن دست کسی دیگر است و رفت‌وآمد ماشین دست من نمی‌باشد. پس این‌که می‌گویند معتادان عقل ندارند اشتباه است. آن‌ها عقل دارند اما عقلشان از دسترس آن‌ها خارج‌شده و به دلیل حس آلوده و خواسته‌های نفس و اینکه اطلاعات غلط به عقل می‌رسد آن‌ها مدام در زندگی تصمیمات اشتباه می‌گیرند.

برای اینکه به عقل نزدیک شویم باید از ضد ارزش‌ها دوری‌کنیم. از خیلی از افراد باید دوری‌کنیم. خیلی از کارها را نباید انجام دهیم. شرط اینکه کسی بخواهد سفر درستی در کنگره انجام دهد همین است. باید ابتدا به‌فرمان عقل نزدیک شود؛ یعنی اختیار عقل خودش را در دست بگیرد؛ و ایمان خود را تقویت کند. ایمان به کنگره هم ابتدا با خواست ما و سپس گذشت زمان و گذاشتن وقت و انرژی برای آمدن به کلاسها و گرفتن آموزش‌ها تقویت می‌شود.

درواقع اساس کار نیروهای تخریبی روی همین مسئله است که کاری می‌کنند عقل از دست ما خارج شود. تکامل عقل در مرحله دوم قرار دارد؛ یعنی ابتدا باید عقل را در اختیار خود قرارداد و بعد با بالا بردن دانایی عقل خود  را تکامل دهم.

. درواقع تفاوت عقل‌ها در قدرت حل مسئله می‌باشد. عقلی که تکامل پیداکرده قدرت حل مسئله‌اش زیاد است. جالب اینجاست که عقلی که درست‌کار می‌کند در مورد هر مسئله‌ای اظهارنظر نمی‌کند ولی عقلی که درست‌کار نمی‌کند می‌گوید من همه مسائل را می‌توانم حل کنم و در مورد همه‌چیز اظهارنظر می‌کند. درواقع چنین شخصی روزبه‌روز از عقل خود دورتر می‌شود.

به همین خاطر است که بعضی افراد باوجود زحماتی که می‌کشند بامطالعه و کلاس رفتن و ... به تکامل عقل نزدیک نمی‌شوند و نتیجه لازم را نمی‌گیرند چون عقل در کنترل و اختیارشان نیست. بلکه در اختیار نیروهای بازدارنده است.

در پایان سؤال‌هایی که از آقای امین پرسیده شده را پاسخ دادند:

1-     باکسانی به مسائل مذهبی بدوبیراه می‌گویند باید چه برخوردی کرد؟

2-     ما از زندگی و اتفاقاتی که برای فرد افتاده و ضربه‌هایی که خورده اطلاعی نداریم. نباید با آن‌ها برخورد کنیم بلکه باید بامحبت درست و واقعی و بدون توجه به عقاید او با او رفتار کنیم و به او محبت کنیم؛ و معیار سنجش ما عقاید شخص نباشد بلکه موضوع انسانیت باشد؛ یعنی پیش از اینکه آن‌ها عقیده و نظری داشته باشند انسان هستند. در این صورت ما می‌توانیم به او پیام خود را انتقال دهیم.

3-     در مورد شک و بدبینی مسافران چه برخوردی کنیم؟ شک و بدبینی به خاطر ترس است. او باید روی خودش زمان لازم را بگذارد تا درونش آرام شود و می‌فهمد خیلی از شک‌ها که داشته بی‌مورد بوده است اما باید تغییرات لازم را درون خود بدهد.

4-     آیا ذهن تأثیری بر روی عملکرد ذهن دارد؟

ذهن مانند مجلس می‌ماند. ذهن هرکسی مجلس وجودش است همان‌طور که نماینده‌های زیادی به مجلس می‌آیند و مجلس پر از سروصدا می‌شود.

در ذهن ما هم همین‌طور است. در مجلس بودجه و امکانات برای استان‌ها تعیین می‌شود.

درواقع تصاویر و افکاری که در ذهن من هست همان نماینده‌هایی هستند که می‌خواهند بودجه بگیرند. پس ما باید حواسمان باشد که به چه مسائل و تصاویری بیشتر فکر می‌کنیم. چون هر چیزی که بیشتر به ذهن بیاید بیشتر بودجه می‌گیرد و زودتر در دنیای واقعی عملی می‌شود. حال تصور کنیم اگر مجلسی نماینده‌هایش نفس اماره باشد آن مجلس چه مجلسی می‌شود و چه مکر و نیرنگ‌هایی می‌کنند تا همه‌چیز به نفع خودشان شود.

 

و مطلب آخر:

در مورد 60 هزار رشته فکری که وقت و بی‌وقت به سراغ ما می‌آیند کسی که تکلیف خواسته‌هایش معلوم نیست این رشته‌های فکری مدام در ذهنش   می‌آیند؛ اما با آمدن به کنگره خیلی از این‌ها حذف می‌شوند زیرا ما ابتدا خواسته اصلی خود را که درمان اعتیاد هست را می‌دانیم؛ و با تمرکز کردن روی موضوع موضوعات دیگر عقب می‌روند؛ و بعد به ترتیب روی خواسته‌های دیگرمان تمرکز می‌کنیم.

 

 

نویسنده همسفر زهرا خ





نوع مطلب :
برچسب ها : گزارش های لژیون،
لینک های مرتبط :
شنبه 7 مهر 1397 04:43 ب.ظ
خدا قوت عزیزم خانم زهرا
واقعا عالی بود
شنبه 31 شهریور 1397 09:53 ب.ظ
باسلام سپاس تشکر از خانم زهرا عزیزم خیلی پیامهای خوبی گرفتم انشااله خدمتتون قبول باشه
چهارشنبه 28 شهریور 1397 07:20 ب.ظ
خدا قوت و تبریک خدمت خانم زهرا عزیزم که هم لژیون را به خوبی اداره و استادی کردند.و هم مطالب را به زیبایی و به طور کامل به نگارش درآوردند.
زهرا جان از خداوند بهترینها را برایت آرزومندم و امیدوارم امسال شال کمک راهنمایی را بر دوشتان ببینم.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات