اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 14 شهریور 1397 :: نویسنده : لیلا نصر
به نام خالق هستی بخش
گزارش عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه، شعبه امین گلی روز دوشنبه 97/06/12 با استادی همسفر عزت و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه" ندانی را بدان" ترک اول رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.



یک دانه ی گندم برای احیا شدن باید به عمق تاریکی ها برود و سختی های زیادی را تحمل کند ،خود زنی های زیادی انجام دهد تا شکافته شود و از دل خاک بیرو ن بیاد و تبدیل به یک خوشه ظریف و زیبای گندم بشود وقتی که یک گندم می تواند پس باید منِ انسان هم در بدترین شرایط بتوانم از تمام نیروهایی که در من نهادینه شده است استفاده کنم و خودم را از عمق تاریکی ها نجات بدهم و به روشنایی ها برسانم.

در ادامه مطلب بخوانید...........
خلاصه سخنان استاد....
در این سی دی آقای مهندس نقطه  نظرشان چگونگی خواندن وادی ها و اهمیت فوق العاده زیاد وادی ها و اینکه چگونه باید مطالعه شود و اینکه یک راهنما باید چگونه آموزش بدهد .
البته باید بگویم زمان ما بسیار اندک است و اگر بخواهیم اینگونه کار کنیم شاید باید چندین جلسه برای هر وادی زمان بگذاریم و ما انقدر فرصت نداریم. پس بهتر است شما در منزل این وادی ها را بادقت بیشتری مطالعه نمایید.
مثلاً در وادی اول می گوید: باتفکر، شما باید اول بدانید تفکر یعنی چه؟ و فرق بین تفکر با افکار را بدانید و اینکه از خودتان بپرسید که من از صبح تا شب انقدر فکر می کنم،پس چرا انقدر  مشگل دارم در نتیجه به این می رسیم که فکر کردن باتفکر فرق دارد .
باید بدانیم که فکرها می روند و می آیند و گاهی اوقات انرژی من را هم می گیرد و هدفی را هم دنبال نمی کنند اما تفکر یعنی اینکه روی موضوع خاصی تمرکز نماییم و به نتیجه برسم .
در نهایت اینکه باید وادی را کلمه به کلمه برای خودم معنی کنم و اگر به مشگلی برخورد کردم آن را در شعبه از کمک راهنمایم  بپرسم.
باید کلمه به کلمه وادی معنی شود.
ساختار یعنی چه؟ ، آغاز می شود یعنی چه؟، بدون تفکر یعنی چه؟، انچه هست یعنی چه؟، رو به زوال می رود یعنی چه ؟
افکار یعنی چیزی که به ذهن ما می آید و پراکنده است اما تفکر چیزی است که از روی عقل است.
آغاز یعنی شروع و ساختار یعنی :ذرات مشترکی که کنار هم قرار گرفته اند و یک خواسته مشترک دارند مثل ساختار دروغ در درون ما و مثلا ساختار کنگره ۶۰ در جهان بیرون که  که یک ساختار مثبت است و یا یک ساختار منفی مثل مافیا و یا حتی ساختار های بسیار کوچک مثل پختن غذا ، ما وقتی غذایی را بخواهیم بپزیم اول فکر می کنیم که چه غذایی می خواهیم درست کنیم و مواد اولیه ی آن غذا چیست و ایا موجود می باشد یاخیر و بعد شروع به پختن غذا میکنیم.
در ادامه می گوید آنچه هست رو به زوال می رود ، زوال چیست؟ و آنچه هست یعنی چه؟، آنچه هست  از دیدگاه هر کسی فرق می کند ، از نگاه یک سفر اولی با یک سفر دومی بسیار متفاوت است. و برای هر شخصی با توجه به زندگی شخصی خودش فرق می کند، که باید روی آنها تفکر کند که اگر این کار را انجام ندهد رو به زوال میرود. پس باید کارهایم را الویت بندی کنم و روی آنها تمرکز کنم و باید در این مورد بسیار توجه نمود. در ادامه اشاره به خلق شدن می کند و اینکه هر شخصی  با تفکر چیزی را خلق می کند،
وقتی که ما شروع به تفکر می کنیم سه نیروی، القاء، احیا و تحرک به کمک ما می آید.
اولین نیرو ، نیروی القاء فقط نیروی ملائک یا قدرت مطلق نیست ، در هر زمینه ای  می شود که به شما القاء شود مثل دیدن یک فیلم ، صحبت یک فردی در حال رد شدن، که ممکن است از صحبت او به شما خیری برسد، یا صحبتهایی که کمک راهنما با شما انجام میدهد . یا گوش دادن به یک سی دی، یا شخصی که رها میشود یا تولد می گیرد. اینها القائات مثبت هستند و ما القائات منفی هم داریم، مثل اینکه تو چقدر لاغر شدی، چاق شدی، تو چه تغییری کرده ای که هر روز به کنگره می روی؟ و این القائات می تواند به شدت تخریب کننده باشد.
و این نیرو در کنگره به شدت در حال انجام کار است.
 و القائات مثبت بسیار زیاد است ،  و چیزی که شما را در کنگره ماندگار کرد همین القائات مثبت بود.
دوستتان را دیده اید که چقدر بهم ریخته و عصبی بوده است و با آمدن به کنگره چقدر شاداب شده است و به جایگاه های مختلفی رسیده است، کمک راهنما یا مرزبان شده است.
همه ی اینها می تواند القاء کننده باشد و امیدوار کننده برای ادامه راه،
حالا این سوال پیش می آید که آیا القائات در انسان هم هست؟
در پاسخ این سوال باید گفت القائات در همه موجودات از جمله جامدات،گیاهان و جانوران هم وجود دارد.
مثل جریان برق که در سیم برق جریان دارد .و اگر یک سیم برق دیگر در کنار آن قرار داده شود آن سیم هم از طریق نیروی القا دارای برق خواهد شد و به خاطر همین نیروی القاست که نباید کنار دکل های پر فشار بایستیم.
گفتیم که القائات منفی هم وجود دارد و این القائات از طرف فقط شیطان نیست بلکه از طرف انسانهای منفی هم می تواند باشد؛ ویا حتی دیدن یک فیلم بد و یا گوش دادن به یک موسیقی بد میتواند به ما القاء بدی داشته باشد.
در واقع ما در هستی در حال بمباران القائات منفی و مثبت هستیم و کارش این است که ما را وادار به تفکر کردن می کند. و با این امر قدرت تشخیص ما نیز بیشتر خواهد شد.
انسانهای زیادی در کنار ما وجود دارند که به ما القائات مثبت و یا منفی می کنند و ما باید با بالا بردن دانایی خودمان این ها را از هم تشخیص بدهیم . وبا این امر میتوانیم بیشتر مشکلات زتدگی را که با این القائات بوجود آمده است را حل کنیم.
پارامتر بعدی احیا شدن و یا همان زنده شدن است و احیا نیز با دیدن الگوهای خوب و مثبت انجام می شود.

اگر یک دانه ی گندم برای احیا شدن باید به عمق تاریکی ها برود و سختی های زیادی را تحمل کند ،خود زنی های زیادی انجام دهد تا شکافته شود و از دل خاک بیرون بیاد و تبدیل به یک خوشه ظریف و زیبای گندم بشود وقتی که یک گندم می تواند پس باید منِ انسان هم در بدترین شرایط بتوانم از تمام نیروهایی که در من نهادینه شده است استفاده کنم و خودم را از عمق تاریکی ها نجات بدهم و به روشنایی ها برسانم و اگر هنوز نتوانسته اید از تاریکی ها خارج بشوید باید کمی بیشتر فکر کنید چون شاید راه را اشتباه انتخاب کرده اید و باید مسیر را عوض کنید تا به روشنایی برسید.
نکته ای که در اینجا باید بگویم این است که مرتب نگویید مسافر من مشگل دارد ؛چرا که وجود این مشگلات و سختی ها است که او را می سازد. ما نباید ما بین یک انسان و خواست خداوند قرار بگیریم و این را باید بدانیم که یک انسان هر چقدر در تاریکی های بیشتری فرو برود ، زودتر و بهتر از آن تاریکی بیرون می آید.
ما بخاطر وجود ترس درون خودمان در زندگی مسافرانمان دخالت میکنیم در صورتی که فراموش می کنیم هم او در حال باز پرداخت بدهی هایش است و هم ما در حال باز پرداختهای خودمان هستیم. در کل فراموش کرده ایم که در حال پرداخت نامه پیشین خودمان هستیم . و در کنار این باز پرداخت ها به شدت رشد می کنیم و این نکته ی امیدوار کننده ای است.
حال ما باید حرکت کنیم چرا؟ چون در سکون هیچ اتفاقی نمی افتد و ما در هستی چیزی را نداریم که ساکن باشد حتی یک تکه سنگ، و همه ی چیزهایی که من می خواهم، در حرکت به دست می آید.
بزرگترین حرکتی که ما انجام داده ایم همین آمدن به کنگره است، که زیباترین و درست ترین حرکت است. خداوند نیز نگاه به تلاشهای مثبت ما می کند و در انجام آن کار به ما کمک میکند . مثل رها کردن مسافران که در حال سفر هستند. البته همراه با عشق و این یک حرکت مثبت و سازنده است هر چند درد آور ولی نتیجه بخش است.
در اخر باید گفت سکون مساوی است با سقوط و مثالی که آقای مهندس زدند مثال دوچرخه سوار است که تا موقعی که رکاب می زند در حال حرکت است رو به جلو می رود و پیشرفت می کنداما موقعی که می ایستد خواهد افتادکه همان سقوط است.
در ادامه به صفحه نقاشی اشاره می کند ، برای بهتر مشخص شدن موضوع مثالی بیان میکنم.
ما همسفران با آمدن به کنگره نقاشی را میخواهیم ترسیم کنیم ، کشیدن نقاشی احتیاج به صفحه سفید دارد ولی صفحه ما پر از ضد ارزشهاست و بقول معروف سیاه رنگ است. آیا میتوان روی صفحه سیاه نقاشی کشید؟ خیر ، اول باید آنها را پاک کنیم یعنی آن تفکرات وآن تعصباتی را که داریم باید اول پاک کنیم تا بتوانیم آن نقاشی زیبا را روی صفحه زتدگیمان بکشیم. این نقاشی باید ذره ،ذره انجام شود تا تصویر زیبا شود و نمی توان بصورت عکاسی یک باره انجام داد، چون اگر اینگونه بود همانطور که آقای مهندس اشاره کرده اند ،کار همه ی ما تمام بود و همانطور کار خداوند و نکته مهم دیگر اینکه ما نمی توانیم صفحه نقاشی دیگران را ترسیم کنیم و هر شخصی باید صفحه نقاشی خود را ترسیم کند.
هر کسی باید کتاب زندگی خودش را بنویسد و من هستم و اعمال خودم ؛من باید نقش همسر بودن، مادر بودن  را به خوبی انجام بدهم اما از لحاظ زندگی هم باید کمی وقت برای خودم بگذارم به کارهایی که علاقه دارم و لذت می برم بپردازم.
حتی اگر مورد توجه شوهرمان نباشیم ما باید وظایف خودمان را به خوبی انجام بدهیم مثل رسیدگی به وضع ظاهری خودمان از لحاظ نظافت و زیبایی .
در ادامه وادی اشاره به زشتی و زیبایی تصاویر میکند که هر تصویر برای هر شخصی متفاوت است بنا به جایگاه هر فردی فرق می کند مثلاً دیدن تصاویری مثل وسایل مصرف مسافران برای ما زشتترین تصویر بود ولی برای مسافران دیدن این تصاویر از جمله مواد زیباترین تصاویر بود.
بعضی چیزها هم بستگی به فرهنگها دارد مثل مسئله حجاب ،که در هر کشوری باتوجه به شرایط فرهنگ آن کشور فرق می کند.

هرصفتی که در خداوند وجود دارد بصورت خیلی جزئی در انسانها هم وجود دارد. اگر خداوند یکی از صفاتش خلق کردن است ،پس انسانها هم میتوانند خلق کنند،مثل خلق یک غذا، یک مربا، یک اثر هنری و یا هر چیزی، هر کسی یک هنری برای  خلق کردن دارد.
 آموزشهای کنگره برای من کاربردی کردن انها مهم است و برای حفظ کردن و بازگو کردن آن در لژیون نیست واین بسیار اهمیت دارد .

ودر آخر آقای مهندس نکته ای را برای راهنمایان می گویند: اینکه  باید سر رهجویان را گرم نگه دارید تا افکار منفی سراغشان نیاد و باید خلاقیت داشته باشید و  به جای انرژی گذاشتن برای نرفتن بچه ها به آنها کار بدهید تا سرشان گرم باشد مثلا از وادی ها سوال در بیاورد و کسی می تواند از وادی ها سوال در بیاورد که علمش زیاد باشد . و باید در خانه مطالعه کنید و چند ساعت روی هر وادی تعمق کنید.
و هر چیزی از سی دی ها و وادی ها  آموختید در زندگی عملی کنید.
 
هفته آینده ادامه سی دی "ندانی را بدانگ


نویسنده: همسفر لیلا نصر
عکاس : همسفر لیلا نصر




نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic