اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی

به نام خالق هستی بخش
عملکرد لژیون کمک راهنما خانم آمنه، شعبه امین گلی روز دوشنبه 97/06/05  با استادی همسفر فاطمه و دبیری همسفرلیلا با دستور جلسه ی "عطار" رأس ساعت 17:30 دقیقه آغاز به کار نمود.



کسی که طلب کرد حرکت می‌کند با حرکت راه نمایان می‌شود وادی هشتم.در حرکت با مشکلات زیادی برخورد می‌کنی،آرام جلو برو و تلاش کن گره‌ها یکی‌یکی باز می‌شود و راه هموار می‌شود وقتی در مسیر حرکت می‌کنید قدم‌ها باید استوار و محکم باشد اگر قدم‌ها استوار نباشد.......

در ادامه مطلب بخوانید.....





سخنان استاد محترم

هنگام دعا کردن باید فقط یک خواسته و یک دعا را در ذهن خود مصور کرد .

اول باید بدانیم چه می‌خواهیم.خواسته را هم زبانی و هم عملی بخواهیم در این راستا نه تنها باید از خواسته‌های نامعقول خود بگذریم بلکه بعضی مواقع حتی باید از بعضی خواسته‌های معقول نیز بگذریم.باید یکی از خواسته‌های مان را در راس قرار بدهیم و در راستای آن خواسته تلاش کنیم باید برای طلبی که داریم پافشاری کنیم استقامت و صبر داشته باشیم.

مغازه می‌زنید هزاران هزار مشکل در این راه وجود دارد:مشتری نمی‌آید، نمی‌توانید با همکارهای چندین ساله رقابت کنید ...اینجا چیزی که مهم است صبر،استقامت و تلاش است که جواب می‌دهد. نباید طلب و خواستهٔ ما مانند داستان خال‌کوبی باشد که می‌خواست اول روی بازویش تصویر شیری را خال‌کوبی کند ولی طاقت نیشترها را نداشت و اجازه نداد هیچ قسمتی از شیر روی بازویش خال‌کوبی شود.پس وقتی چیزی را طلب می‌کنید تو این مسیر هزاران هزار مشکل و سختی وجود دارد و باید تلاش بسیار در راستای آن خواسته داشته باشیم البته هر تلاشی تلاش نمی‌باشد مثلاً رفتاری که ما قبلاً با مسافران مان داشتیم غر می‌زدیم، نصیحت می‌کردیم ...فکر می‌کردیم تلاش می‌کنیم در ترک اعتیاد همسران مان، درصورتی‌که هیچ‌کدام از این‌ها تلاش نبودند.

اگر در جهت خواسته‌های مان کوشش کنیم چه خواسته شیطانی باشد چه الهی اجابت می‌شود، حتی خواستهٔ شیطانی زودتر اجابت می‌شود چون شیطان اول پاداش می‌دهد و بعد تسویه‌حساب می‌کند ولی راه الهی اول تلاش و کار را می‌بیند بعد پاداش و مزد می‌دهد.

برای رسیدن به درمان مسافری که خواستهٔ رهایی دارد اگر آمد و تلاش کرد، حرف گوش کرد راهنما به او گفت سقوط آزاد برو، رفت به خواسته‌اش که درمان است می‌رسد ولی اگر سی دی ننوشت، جلسات عمومی را نیامد، پارک نیامد ...به نتیجه نمی‌رسی.باید مصمم باشی تا به خواسته‌ات برسی.

 در کنگره می‌خوانیم برای رسیدن به بیداری و هوشیاری باید 14 وادی را طی کرد همهٔ بزرگان ما نیز در این راستا وادی‌هایی دارند مثلاً عطار نیشابوری 7 وادی دارد که هفت وادی عطار عبارت‌اند از: وادی اول طلب یعنی باید بخواهی.وادی دوم عشق. وادی سوم معرفت.

وادی های عطار؛طلب کن، بخواه، عشق داشته باش تا معرفت کسب کنی ولی در کنگره 60 باید معرفت داشته باشی تا به عشق برسی.در وادی سهروردی هم معرفت قبل از محبت می‌باشد.

وادی چهارم عطار استغنا،غنی شدن وادی پنجم توحید و در کنگره کسی که به محبت رسید به توحید هم رسیده است.

وادی ششم حیرت یعنی تعجب از چیزهایی که کسانی که به این درجه رسیده‌اند می‌بینند و دیگران نمی‌بینند، تعجب از نظام‌مند بودن هستی، تعجب از عظمت هستی، جهان‌هایی که قابل‌لمس نیستند –مانند گاز که بی‌بو و بی‌رنگ است و با 5 حس قابل‌لمس نیست و اگر ما بوی گاز را حس می‌کنیم این بد لیل بویی است که به آن اضافه‌شده...حالا می‌خواهیم از این جهان‌ها عبور کنیم به قدرت مطلق برسیم، چه کارها و چه مسائلی را باید طی کرد آن وقت یک عده با خواندن چند کتاب در مورد خدا، در مورد هستی نظر می‌دهند به این افراد حکمای بحثی می‌گویند حکمای بحثی اطلاعاتشان را از 5 حس ظاهر دریافت می‌کنند از پشت پرده خبر ندارند اما حکمای ذوقی یا الهی به‌غیراز 5 حس ظاهر از 5 حس باطن نیز اطلاعات کسب می‌کنند و از اسرار پشت پرده باخبرند. حکیم ذوقی یا الهی همین‌طور که لباس از تن در می‌آورد روح و نفسش از جسم خارج‌شده به عالم بالا می‌رود و آن چیزهایی را می‌بیند و می‌شنود که با 5 حس ظاهر قابل‌درک نیست درست مانند زمان مرگ که روح و نفس از جسم خارج می‌شود.

وادی هفتم فقر است همه‌چیز هست ولی هیچ‌چیزی نمی‌خواهد یعنی از این جهان نیست شدن.از این هفت وادی که گذشتی به درگاه می‌رسی به قدرت مطلق می‌رسی.



در کنگره اولین قدم تفکر کردن است تفکر می‌کنی چه می‌خواهی.اصلاً چیزی که می‌خواهی بدرد تو می‌خورد ...کسی که طلب کرد حرکت می‌کند با حرکت راه نمایان می‌شود وادی هشتم.در حرکت با مشکلات زیادی برخورد می‌کنی،آرام جلو برو و تلاش کن گره‌ها یکی‌یکی باز می‌شود و راه هموار می‌شود وقتی در مسیر حرکت می‌کنید قدم‌ها باید استوار و محکم باشد اگر قدم‌ها استوار نباشد به سستی می‌رسی اگر شل بجنبی سفت می‌خوری ... طلبی که می‌خواهی هزاران هزار مشکل دارد همان طور که مریض همیشه وجود دارد و برای هر مریضی یک دارو،مشکلات هم همیشه وجود دارند و برای هر مشکلی یک راه حل. برای هر قفل یک کلید وجود دارد باید بگردیم و پیدا کنیم.وقتی کلید را پیدا کردیم مشکلات را حل کردیم آن وقت متوجه می‌شویم که مشکلات لعنت نیستند بلکه همه رحمت‌اند. وقتی همهٔ مشکلات را خودمان حل کردیم رشد می‌کنیم و به تکامل می‌رسیم ولی اگر مشکلات را به خدا سپردیم مثل کسی که مسائل ریاضی را مادرش یا معلمش حل می‌کند این شخص نمی‌تواند به کلاس بالاتر برود، سرشکسته می‌شود در حسرت کلاس بالاتر می‌ماند.در زندگی نیز باید مسائل و مشکلات را یکی‌یکی راهش را پیدا کنیم و خودمان حلشان کنیم و اینکه چه راهی را پیدا کنیم خیلی مهم است. برای درمان اعتیاد راه وجود داشت ولی چون غلط بود انسان‌ها را خسته و شکسته و دلسرد می‌کرد مانند گنجشکی که در قفسش باز است ولی چون می‌ترسد نمی‌تواند تفکر کند راه را پیدا نمی‌کند وان قدر به درودیوار قفس برخورد می‌کند در آخر شاید راه فرار را پیدا کند ولی زخمی و پر وبال شکسته.پس اینکه چه راهی را پیدا کنیم بسیار بسیار مهم است.

شفا را آفریدگار می‌دهد دوا را آدمی یعنی مواد اولیه و مرغوب را انسان می‌دهد اگر خدا اذنش را بدهد شفا صورت می‌گیرد و بدن ترمیم را انجام می‌دهد.

برای یک بیماری یک داروی مشخص با مقدار مشخصی تجویز می‌شود یعنی برای تمام یک پروتکل یکسان است ولی برای مصرف‌کنندگان که نقاط تحملشان فرق می‌کند نمی‌شود از یک پروتکل یکسان استفاده کرد.پس دوا، مصالح را حکیم می‌دهد بقیه را بدن استفاده می‌کند البته اینکه مصالح مناسب باشد خیلی مهم است و کار حکیم هم خیلی تخصصی است و هر کسی نمی‌تواند این کار را انجام دهد.

در مسئلهٔ طلب بعضی فقط می‌خواهند ، بعضی هم می‌خواهند هم تسلیم می‌شوند من می‌خواهم جریان همان خال‌کوب می‌باشد که می‌خواهد خال‌کوبی کند ولی می‌ترسد، تحمل درد را ندارد و این فقط خواستن است ولی تسلیم شدن یعنی می‌خواهم و همه‌چیز را تحمل می‌کنم و می‌پذیرم .

  نگارش همسفر اعظم





نوع مطلب : گزارش های لژیون، سی دی ها، 
برچسب ها : گزارش لژیون،
لینک های مرتبط :
شنبه 10 شهریور 1397 07:46 ق.ظ
خداقوت خانم اعظم
همسفرمرضیه
جمعه 9 شهریور 1397 01:59 ب.ظ
خداقوت خانم اعظم عزیز ممنون بابت نوشتن متن...خیلی استفاده کردیم


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic