اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی

چهارمین جلسه از دور هیجدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 در نمایندگی قندیان تبریز با دستور جلسه " عدالت، آیا همه افراد در کنگره باهم برابرند؟ " با استادی دیده بان محترم " مسافر احمد " و نگهبانی " مسافر پرویز " و دبیری  " مسافر جواد " در روز پنج شنبه مورخه 1397/05/25 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

 

سخنان استاد:

از خداوند سپاسگزار هستم که توفیق داد تا در خدمت شما عزیزان باشم. از ایجنت، اسیستانت، مرزبانان، کمک راهنمایان، خدمتگزاران OT، نشریات و سایر خدمتگزاران تشکر می‌کنم. شاکر خداوند بایستی باشیم که هدایت شدیم تا بتوانیم تغییراتی در خودمان به وجود بیاوریم. خیلی از انسان‌ها از قوانین هستی که بسیار دقیق عمل می‌کنند غافل هستند تا جایی که از این دقت به فغان می‌آیند و در آن‌ها آشوب به وجود می‌آید. وقتی‌که مسافر مشکلات جسمی در خودش را می‌بیند و می‌گوید که چرا من باید این‌جوری باشم؟ قانونی هست که در محل و مکانی که هیچ‌کدام از ما یادش نمی‌آید و ما نیز این را پذیرفتیم که در مسیری قرار بگیریم و حرکتمان را آغاز بنماییم. خداوند هم فرمود: توای موجود چیزی نیستی مگر آنکه تلاش و کوشش می‌کنی! اگر می‌خواهی جایگاه و حس و حال الان خودت را ببینی کلاهت را قاضی کن و بپذیر که این وضعیت را با دستان خودت برای خودت فراهم کردی. خیلی از انسان‌هایی که به این قانون آگاهی نداشتند، موضوعاتی را مطرح می‌کنند که انسان‌ها بایستی باهم برابر باشند. این پیام غلط هست و در هیچ کجای هستی گفته نشده است که بهره انسان‌های تلاشگر با بهره انسان‌هایی که تلاش نمی‌کنند یکسان است... در همین کنگره آیا افرادی که سفرشان مرتب است با افرادی که سفرشان مرتب نیست و نظم ندارند، حالشآن‌ یکسان است؟ هیچ‌کدام از ما حال یکسان این دو گروه را نمی‌پذیریم. هیچ‌کدام نیز قبول نداریم وقتی‌که دو موجود حرکتی را آغاز بکنند و یکی در وسط مسیر متوقف شود و حرکت نکند و آن دیگری به انتهای مسیر برسد و به هر دو مدال بدهند! آیا این عدالت هست؟ خب مسلماً نخیر

 عدالت در یک جاهایی هست؛ مثلاً یکسری قوانین که در جامعه وجود دارد و برای همه یکسان هست، اگر یک نفر خطایی انجام داد مجازات خواهد شد و ربطی به جایگاه شخص هم ندارد و این عین عدالت است. مهندس هم فرمودند: آیا بینایان با نابینایان برابرند؟ آیا دانایان با نادانان برابرند؟

از قلم است که گام‌های بلندش در سراسر گیتی روان و جاری می‌شود، جویبارها شکل می‌گیرند و محتویاتش به سایر انسان‌ها می‌رسد، انسان‌ها از تصور به تصویر و از تصویر به بنای حقیقت می‌رسند، نادانان در پی ویرانی این حقیقت هستند و دانایان در پی رشد و ساخت و حرکت و ادامه این راه هستند.

این‌ها عملکرد مسافر، نمایندگی و ساختار کنگره است که در این پیام نهفته هست. ما اگر می‌خواهیم جامعه خوبی داشته باشیم باید خودمان برای اصلاح آن قدم برداریم. همه می‌گویند: من هستم و تو باید به آن چیزی که من می‌گویم تغییر بکنی. هیچ‌کس نمی‌گوید: من باید به کاری که از دیگران می‌خواهم انجام بدهم باید تغییر بکنم و ابتدا خودم انجام بدهم. من می‌گویم دولت و پلیس امنیت من را فراهم بکند، من برای امنیت چه‌کار کرده‌ام؟ آیا دست یک مصرف‌کننده را گرفته‌ام تا نجات بدهم؟ ما هیچ مصرف‌کننده‌ای در هستی نداریم که خودش به‌تنهایی یاد گرفته باشد. مصرف‌کنندگی معلم می‌خواهد. ما نیز می‌خواهیم این معلم از چرخه تخریب خارج شود و به چرخه سازندگی ملحق شود. من خودم افراد زیادی را به ورطه نابودی کشانده‌ام. من می‌گفتم آدمی که شیره مصرف نکند چطوری از زندگی لذت می‌برد! به پدرم همیشه می‌گفتم چون مصرف نمی‌کنی از زندگی هیچ لذتی نبرده‌ای! یادم می‌آید یک مهمانی شب حنابندان دعوت‌شده بودیم و رفتیم و همه فامیل بودند، خیلی زود یک جمعی درست کردم حدود یک مینی‌بوس و رفتیم در یک محل دیگری خارج از عروسی بساط پهن کردیم تا اینکه بالاخره در زدند و گفتند که مراسم تمام‌شده است شما نمی‌آیید؟ تخریب از این بالاتر؟

 

 

لطف خداوند شامل حال انسان است، چون او را برای تغییر هدایت می‌کند، اما خداوند جای من OT نمی‌خورد، جای من سی دی نمی‌نویسد، جای من جهان‌بینی کار نمی‌کند، وقتی اجازه هدایت داده شد باید خیلی خوشحال باشیم. اگر اساس هستی را بدانیم، این را نیز باید بدانیم که خیلی از انسان‌ها بایستی مریض باقی بمانند تا انسان‌های دیگر بتوانند راحت زندگی بکنند. وقتی به انسانی اجازه خروج داده می‌شود بایستی قدردان باشد. اگر از فرصت استفاده کردی و از خودت چیزی ساختی که از خودت راضی شدی؛ خود شیدایی مستان نه؛ آن‌وقت است که قلبت خواهد تپید تا به‌جایی که رسیدی کمک بکنی تا انسان‌های دیگر هم برسند. نجات انسان‌ها حس خوبی دارد. وقتی کسی را از غرق شدن در آب نجات بدهی و یا به کسی که در آتش‌گیر کرده است کمک بکنی این‌ها حس غریبی هستند. ما اینجا هستیم تا به یکدیگر کمک بکنیم تا در تاریکی اعتیاد فرو نروند. برای ما سن و تحصیلات و کار ره‌جو اهمیت ندارد، ره‌جو بایستی مشق شب داشته باشد اگر می‌خواهد دگرگونی در او ایجاد شود باید تکلیف داشته باشد. هیچ‌کسی نمی‌تواند بار اعتیاد من را به دوش بکشد و اگر منتظر چنین فردی باشم هزاران سال طول خواهد کشید و نخواهد آمد.

مهندس دریکی از سی دی‌ها می‌گویند: هر مکانی و جایی مرام و مسلک خودش را دارد و اگر هر شخصی بخواهد در آن جمع باشد باید مثل آن‌ها باشد و شاید هم کمی بالاتر از آن مسلک‌ها را داشته باش. قدیم در گودهای پهلوانی و زندان‌ها افراد خال‌کوبی‌های مختلفی داشتند و یک نفر می‌خواست خودش را در آن جمع به‌اصطلاح بالا بکشد و خودی نشان بدهد و رفت که یک خال‌کوبی شیر در پشتش بیاندازد. خال‌کوبی قدیم مثل الآن نبود که با دستگاه تاتو و بی‌حسی باشد بلکه آب تره را با جوهر قاتى می‌کردند و با سوزن می‌زدند. فردی که خال‌کوبی می‌کرد همین‌که شروع کرد فغان آن‌یک نفر بالا رفت که کجا را می‌زنی و او گفت دم شیر را، گفت دم نمی‌خواهد از جای دیگر شروع بکن و به‌این‌ترتیب هرکجای شیر را خواست خال‌کوبی بکند فرد فغانش بالا رفت تا اینکه آن شخص خال‌کوبی کننده گفت: شیری که نه دم دارد و نه یال و نه کوپال و نه دست‌وپا دارد که شیر نیست. یک موقع سفر ما هم همین‌طور است. راهنما سی دی می‌گوید نمی‌نویسیم، سروقت نمی‌آییم، باید مسئولیت کارمان را خودمان بپذیریم. اصلاً نصف تبریز مال تو، آیا می‌توانی درست‌بشوی! نصف تبریز را بفروش و در ضریح امام رضا نذر کن و بریز آیا مخدرهای طبیعی تو درست خواهد شد؟ هیچ نیرویی کمک نخواهد کرد مگر آنکه شما در مسیر حرکت بکنید. تمام نیروهای قبلی که نام بردم زمانی کمک خواهند کرد که شما در مسیر باشید، خداوند می‌گوید یک‌قدم بیا من ده قدم خواهم آمد، من هنوز پشت به نور هستم و انتظار کمک دارم. من در هیچ کاری نبایستی طلبکار باشم و بایستی جایگاه الآن خودم را که خودم به وجود آورده‌ام بشناسم. فردی که طلبکار باشد نمی‌تواند عدالت را اجرا بکند و دچار منیت خواهد شد. عدالت را بایستی در درون خودم جستجو بکنم و جایگاه الانم را بشناسم. خیلی ساده، آیا من عدالت را در بین اعضای بدنم مثل قلب و ریه و شش‌هایم رعایت کرده‌ام؟ شما اگر یک لوله داخل خانه بگذارید و دود داخلش بدهید تمام اعضای خانه خواهند مرد، فرد مصرف‌کننده هم همین کار را می‌کند و اگر دخانیات هم اضافه شود که بدتر می‌شود. داخل پرانتز این را هم بگویم که مسئله دخانیات در کنگره حساسیت بالایی دارد. در آینده نزدیک هر فردی که داخل کنگره می‌شود باید دخانیاتش را هم درمان بکند وگرنه موردپذیرش قرار نخواهد گرفت و این فشارها برای این است که اعضای کنگره حفظ بشوند و سالم‌سازی و ساخته‌شدن درست برای کنگره اهمیت ویژه‌ای دارد. نمایندگی تبریز در قسمت هم‌سفرها در وبلاگ ازلحاظ مشارکت و دل نوشته به خاطر سی دی گوش دادن بسیار خوب هستند اما مسافران از این بابت با هم‌سفرها کفه ترازوهایشآن‌یکسان نیست.

از شروع کار کنگره از تمام واریزی‌ها کسری در حسابی به نام حساب یک‌پنجم نگهبان نگهداری می‌شد و این حساب زیر نظر آقای مهندس بود و کسی قانونا اجازه برداشت غیر از آقای مهندس نداشتند. این حساب 17 سال پابرجا بود و آقای مهندس از این پول 1 ریال هم نه برای خودش و نه برای خانواده‌اش برداشت نکردند فقط 2 بار برداشت شد آن‌ها برای کمک به اشخاص خاصی که مشکل داشتند و دیگر برداشت نشد. 2 سال قبل آقای مهندس مصوب کردند که تمام مبلغ این حساب به‌حساب کنگره واریز شود و این حساب مسدود شد. چه کسی وجود چنین کاری را دارد که مبلغ گزافی در حسابش باشد و این کار را بکند من خودم که چنین وجودی ندارم! پس حرف‌های سی دی فروختن و... که مبلغ رایت سی دی هم خیلی گران است؛ واقعاً بی‌انصافی است و در مقابل مبلغ واریزشده به‌حساب اصلی هیچ است. در کنگره ما پنهان‌کاری نداریم یعنی اصلاً چیزی پنهان نمی‌ماند. نجات ما از نشریات و روش DST است. پس حساب‌وکتاب الکی نکنیم. ما نمی‌توانیم یک میلیونم کاری که مهندس کردند را بکنیم. یک توصیه به شما دارم: ما بایستی در هر جایگاهی که هستیم فاصله‌مان را حفظ بکنیم. ره‌جو بایستی فاصله‌اش را باراهنما حفظ بکند. دلیل ظرفیت بیست نفر در هر لژِیون علیرغم در صف بودن خیلی‌ها همین مسئله است. اگر ره‌جو زیاد باشد زمان برای سرویس دادن راهنما کم خواهد بود و این زمان به خارج از وقت کنگره خواهد رفت و سپس ارتباط تلفنی و ارتباط قراری پیش خواهد آمد و بعد بقیه مشکلات و قص علی‌هذا، علاوه بر اینکه یک نفر در مسیر نیامد بلکه یک فرمانده هم از مسیر خارج شد.

ما گروه‌درمانی نیستیم بلکه درمانمان گروهی هست. گروه‌درمانی یعنی همه افراد در درمان هم تأثیر دارند پس همه ممزوج هم هستند و هر کس خطایی بکند به دیگری هم ربط دارد اما این‌گونه نیست، اگر درمانمان گروهی باشد یعنی من که در لژیون هستم درمانم هیچ ربطی به هم لژیونی‌ام ندارد؛ و در لژیون غلط‌ترین کار این است که ره‌جو مشکلش را به راهنمایش نگوید بلکه به هم لژیونی‌اش بگوید، تک‌تک آحاد لژیون ارتباطشان بایستی به‌صورت معنی‌دار و با حفظ فاصله و با رعایت حرمت‌ها باراهنما باشد. چاه‌کن خودش ته چاه است. اگر من حرمت را رعایت نکنم و باعث تخریب در دیگری بشوم خود من ته چاه هستم که این فرد را پایین کشیده‌ام و حتماً تاوانش را خواهم داد. پس فاصله‌ها را حفظ بکنیم. رشد شعبه تبریز کم‌کم مشهود است و بایستی با تلاش همدیگر این ساختار را حفظ بکنیم.

کنگره عین شجره و درخت هست که مهندس خوراک را به تنه می‌دهد، تنه هم به شاخه‌های قطور می‌دهد، شاخه‌های قطور به سرشاخه‌ها و آن‌ها هم به برگ و گل می‌دهند. شما دو درخت را در نظر بگیرید ما سرحال بودنشان را از برگ و گل‌هایشان خواهیم شناخت. من نباید خوراک سالمی که مهندس می‌دهد را با چیز دیگر قاطى بکنم و به ره‌جو بدهم. اگر فاصله رعایت نشود در سرشاخه مشکل پیش خواهد آمد. امیدوارم قدر این لطف خداوند را بدانیم و شاکر باشیم که فرصتی داده است تا جمعی را هدایت بکنیم چون با این کار خودمان هدایت می‌شویم. اگر در لژیون درسی می‌دهم، خودم هم‌درس می‌گیرم و باعث رشد من هم می‌شود. هرکسی هم از فاصله شهر تا اینجا شکایت دارد و اعتراض می‌کند بگویید که ما اینجا هستیم، خواستند می‌آیند و نخواستند نمی‌آیند. در مورد عدالت این را هم بگویم که خود ساختار کنگره به جایگاه تک‌تک افراد احترام می‌گذارد، اما افراد هم بایستی جایگاهشان را بشناسند و طبق جایگاهشان نظر بدهند و این را نیز البته سربسته گفتم، پس هر حرفی برای هرکسی مصداق ندارد. شاکر این روش درمان و مصالح ترمیم که به ما رسید نیز باشیم که باعث درمان و آرامش ما شده است و به‌جای مهم بودن برای جامعه و خودمان مفید باشیم. این استان جایگاه فکری و ساختار جغرافیایی قوی دارد و پتانسیل بالایی در این سرزمین هست. اقتصاد در کشور ما به نظر من در دست دو قشر یعنی آذربایجانی‌ها و اصفهانی‌هاست پس وقتی آن‌قدر توانایی در ساختارتان هست کارهای بیشتری می‌توانید انجام بدهید و من می‌توانم تصویر این را ببینم که علاوه بر یک شعبه قوی در مرکز استان در اقصی نقاط لژیون‌ها و شعباتی در سال‌های آینده ایجاد بشود و از ترددها کم شود و بتوانیم این محتوا را به دیگران انتقال بدهیم.

 

 

جلسه با پرسش و پاسخ ادامه یافت:

 

1-من یک هم‌سفر هستم و مدت 4 ماه و نیم هست که میایم ولی مسافرم نمی‌آید آیا من این راه را ادامه بدهم یا نه؟

شما برای خودتان می‌آیید، اگر شما به مدرسه بروید که فرزندتان سواددار بشود او نخواهد آمد. دیدگاه شما باید این باشد که برای خودتان می‌آیید تا راه و روش درست زندگی کردن را بیاموزید و تفکری را کسب کنید که باعث ایجاد کشش و جاذبه در مسافرتان برای آمدنش باشد. شاید هم اجازه ورودش به کنگره صادر نشده است و شما به‌طور غیرمستقیم جزوات را در مقابلش قرار دهید و اگر دو خط از کتاب 60 درجه را بخواند ان شاالله سیم وصل خواهد شد.

2-آیا کمک راهنما بایستی برای برنامه ره‌جوی خود پی گیر باشد یا نه؟

قطعاً همین‌طور است. خود من ره‌جویی را که قبل از 5 بیاید در لژیون اجازه نمی‌دهم بنشیند اگر نامه شربت داشته باشد می‌گیرد و می‌رود. این حق فعلاً در اختیار راهنما هست که اجازه بدهد یا ندهد. من خودم اجازه نمی‌دهم.

3- کسی که فالوآپ او مثبت باشد آیا می‌تواند خدمت بگیرد یا نه؟

امکان دارد بعضی از کیت‌ها تاریخ گذشته باشد و مثبت نشان بدهد و مسافر هم هیچ مسئله‌ای نداشته باشد، در این مورد ایجنت از فرد سؤال می‌کند و اگر فرد بگوید مشکلی ندارد همان لحظه به فالوآپ می‌رود و اگر مثبت باشد خب مسلماً کار دیگری انجام خواهد شد.

4- گاهی اوقات در لژیون برای سؤال وقت کافی پیدا نمی‌شود و من مملو از سؤالم چه‌کار باید بکنم؟

پرسیدن سؤال زمان خودش را دارد، 2 ساعت قبل از کارگاه آموزشی که 5 شروع می‌شود برای این کار است و راهنما و ره‌جو در این زمان می‌توانند حضورداشته باشند و سؤالات مطرح شود و راهنما موظف است که به سؤال‌های ره‌جو که مرتبط است وقت بگذارد و اگر راهنما زمان نگذارد دوباره ارتباطات بیرون از کنگره شروع خواهد شد.

5- مسئله مخدرهای طبیعی بعد از سفر اول حل می‌شود؟

بلی اگر درست عمل کرده باشید حل می‌شود و طوری درست می‌شود که ساختار آن سیستم را هدایت می‌کند ولی زمانی به کارکرد اعلی خواهد رسید که جهان‌بینی کار بکنید، خدمت بکنید و عمل سالم انجام بدهید و رفته‌رفته به حد اعلی خواهد رسید و آن بهشتی که خداوند می‌گوید اتفاق می‌افتد. این‌همه انرژی آقای مهندس از عملکرد این سیستم است.

6- مسافر من سفر دومی هست و قبلاً که سی دی گوش می‌کرد خوش‌اخلاق بود اما الآن سی دی گوش نمی‌کند و بداخلاق است و کنگره کمتر می‌آید؟

آقای امین دیروز مثالی زدند: کنگره مثل استخری است که وقتی مشکی سوراخ داخلش بیندازند آب پر می‌شود ولی اگر از استخر بیرون باشد بعد از مدت کوتاه خالی می‌شود و اگر مشکی سوراخ نداشته باشد و تنها یک ورودی داشته باشد این پر خواهد شد و اگر در بیرون از استخر هم قرار بگیرد آبش هیچ‌وقت خالی نمی‌شود و پرتی نخواهد داشت. راهنما هم در مورد تکالیف یقه‌گیری نمی‌کند اگر مسافرانجام داد بهره‌اش را خواهد برد و اگر انجام نداد مثل این خواهد بود که سرشاخه نشسته است و ته شاخه را می‌برد.

7- چرا به‌ زور پول جریمه را می‌گیرند؟

جریمه مثل OT تأثیر مثبت دارد. شما با یک بلیت نمی‌توانید فیلمی را دو بار ببینید و بار دوم بایستی دوباره بلیت بخرید. کنگره نیازی به جبران خسارت سفر اولی ندارد و این کار برای این است که ارزش درمانش را بداند. به سفر اولی یک‌بار فرصت می‌دهند.

8- لطفاً بگویید ما را زورکی بهشت نبرند؟

اتفاقاً تنها جایی که زور کاربرد ندارد کنگره است. زو یعنی اینکه شخص در خانه افتاده و یکهو بریزند بالای سرش و قپانی ببرند و در یک قفس آهنی بگذارند و آب سرد بگیرند و حرفی هم زد کتک بخورد و فحش خواهر و مادر بشنود، آیا ما این کارها را در کنگره‌داریم؟ آیا ما اول می‌گوییم 500 هزار تومان به‌حساب بریزید و بعد بیایید ببینیم چه می‌گویید؟ من ره‌جویی داشتم 400 دیفنوکسیلات می‌خورد و هر جا رفته بود جوابش کرده بودند بالاخره بعد از 16 ماه که وی OT آمد و شب عید شد و 0.3 سی‌سی که گفتم برای رهایی بیاید اگر شما دیدید من هم دیدمش. کدام زور؟؟؟ ما خودمان در بهشت هستیم هرکسی خواست می‌آید.

9- 5 ماه است که سفر می‌کنم اما موقع مشارکت به تته‌پته می‌افتم؟

حفظیاتت را زیاد بکن و با صدای بلند در خانه چیزهایی را که حفظ کرده‌ای برای خودت بخوان. در آیینه برای خودت در مورد یک موضوعی به‌طوری‌که صدایت را بشنوی مشارکت بکن و سپس در لژیون مشارکت بکن و در جلسات دست‌هایت را بالا بگیر و مشارکت بکن و کاری با قضاوت دیگران در مورد مشارکتت نداشته باش و سعی کن برای خودت این کار را کرده باشی.

10- چرا بعضی‌ها دست به طلا می‌زنند خاکستر می‌شود؟

 مسائل پشت پرده را باید از خداوند پرسید؛ اما چیزی که مشهود است ظرف آدم هست. هستی به ظرف آدم نگاه می‌کند. بعضی وقت‌ها به کسی جایگاهی می‌دهند درست مثل این هست که به دست یک زنگی مست تیغ بدهند که هم به خودش آسیب می‌زند و هم به دیگران آسیب خواهد زد.

 

 

تهیه گزارش: مسافر رامین
تنظیم و نگارش: مسافر طیب





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic