اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی

برداشت از سی دی هالو 

برای تغییر انسان به این تبدیلات یک چیزی که دائماً نقش کلی دارد، محبت و دوست داشتن و پیوند محبت است.

اگر دوست داشتن و محبت نباشد تغییرات و تبدیلات انجام نمی‌شود...

در ادامه مطلب بخوانید...


کلامی در کتاب آسمانی داریم؛ ان الانسان هالوها...

آقای مهندس در این سی دی می‌فرماید: انسان یک موجود حریص و همین طور انسانی هالو است، چون زود سرش کلاه می‌رود. باید روی هر حرفی که می‌زنیم اول تفکر کنیم و در مورد هیچ چیزی نظر ندهیم تا مطمئن نشدیم و ببینیم عمق مطلب کجاست، عمق حرف کجاست. طبق وادی اول؛ با تفکر ساختارها آغاز می‌شود؛ بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می‌رود. ما اگر روی حرف‌هایی که می‌زنیم تفکر نکنیم، خودمان، خانواده مان  ، شهرمان، یا حتی کشورمان را از بین می‌بریم.

گفتیم که زندگی بر مبنای سه چیز است. خواست، تقدیر، فرمان الهی. آن چیزی تقدیر است که زمانی که وقتش برسد به انجام می‌رسد. تقدیر یک زمانی دارد و آن هم گشایش هست که اتفاق می‌افتد. اگر آغاز خلقت را روز الست بگیریم ما همش در چرخش هستیم تا شکل دیگری بگیریم.

چیز دیگر که باز برای ما اهمیت دارد تبدیل است؛ هستی در حال چرخش هست و همه چیز را تبدیل می‌کند. اگر تبدیل درخت گردو را در نظر بگیریم به تبدیل به گردو و گردو هم با تبدیل به درخت می‌شود و این روند ادامه دارد. آب، خاک، دریا هم به همین روش در حال تبدیل و  ترخیص است.

 البته بدون تغییر نمی‌تواند تبدیل شد و این اصلاً امکان پذیر نیست. مثلاً تبدیل به یک انسان عارف می‌خواهیم بشویم. اول باید تغییرات در ما اتفاق بیفتد، این فقط مراسم عبادی نیست. چون لازمه تبدیل تغییرات است. اگر بخواهیم انگور را تبدیل به سرکه یا ...بکنیم، شرایط خواص خودش را دارد. بچه هم که بخواهد به دنیا بیاید باید شرایط خاصش فراهم باشد چون تبدیل می‌شود.

در مواد مخدر و در اعتیاد هم برای این که از فیزیولوژی در بیاید تابع زمان خاص خودش است که این کمتر از ده ماه امکان ندارد. تبدیل انسان همان نفس اماره، لوامه و مطمئنه است. برای تغییر انسان به این تبدیلات یک چیزی که دائماً نقش کلی دارد، محبت و دوست داشتن و پیوند محبت است.

اگر دوست داشتن و محبت نباشد تغییرات و تبدیلات انجام نمی‌شود. کنگره با ما یاد داده و می‌دهد که چطوری دوست داشته باشیم و خدمت کردن به دیگران چقدر برای ما مهم و مؤثر است و همین است که ما الان بیشتر از پنجاه مرکز هستیم.

چیزی که در آینده متلاشی خواهد شد همین از بین رفتن امواج مطبوع الهی و دوست داشتن است و این دوست داشتن فقط خوردن، خوابیدن و تولید مثل کردن نیست. خداوند در کتاب آسمانی از سه چیز یاد می‌کند. چشم و گوش و قلب یا همان دل ... که وقتی به دل می‌رسیم فرق می‌کند چون باید به صور پنهان انسان برسیم.

تا زمانی که ما قادر نباشیم محدودهٔ صور پنهان را مشخص بکنیم ما نمی‌توانیم برای  تزکیه یک انسان کمک‌های شایانی بکنیم و نمی‌توانیم تغییرات را انجام بدهیم. پس وقتی می‌خواهیم چیزی پایه داشته باشد باید اول پایه‌های آن استوار باشد.

ما یک مثلثی داشتیم که هستی را به هم وصل می‌کرد. (حس، نور، صوت). اگر نور را چشم در نظر بگیریم؛ صوت را گوش و قلب یا دل را مرکز حس. درست است که هر کدام از این‌ها خودشان یک حس هستند ولی ما همهٔ دریافت‌ها را می‌ریزیم در آن مرکز که نامش دل است.

اگر حس ما بر مبنای کینه و نفرت باشد هیچ تغییراتی اتفاق نمی‌افتد. اگر کینه و نفرت هم سوار بر حرف شما باشد آن موقع است که اگر هم انتقاد بکنید کسی حرف شما را قبول نمی‌کند. حس باید بر مبنای دوست داشتن  و محبت باشد. آن موقع است که حرف بر دل می‌نشیند و می‌توانیم بگوییم ثبت با سند برابر است.

گفتار، کردار و اعمال با هم برابرند و این که اگر خواستید کسی را به راه راست هدایت کنید باید اول خودتان راه راست را در پیش گرفته باشید تا بتوانید کسی را به راه راست هدایت کنید، یعنی احساس و حست همه پاک باشد. جالب اینجاست که بعضی‌ها خودشان شنا کردن بلد نیستند و می‌خواهند به بقیه شنا کردن یاد بدهند.

پایهٔ عشق و محبت اگر درست باشد آن موقع هست که زبان و چشم یکی می‌شود. البته همگی ما چشم داریم ولی دید ما بستگی به شخصیت ما دارد. شما اگر کسی را دوست داشته باشید آن موقع می‌توانید مشکلات او را ببینید  تا بتوانید کمکش کنید. مثل حس یک راهنما در کنگره  نسبت به شاگرد یا رهجویش است، حس کمک و یاری رساندن  و درمان کردن او در مقوله اعتیاد.

یک فرد مصرف کننده اول باید مراحل را پشت سر بگذارد و آموزش بگیرد تا بتواند به بقیه کمک کند. در کنگره ما آدرس  انسان‌ها را به خودشان می‌دهیم.

ما هنوز به یک  سر سوزن از جهان  هستی هم نرسیده‌ایم. دنیای شگفت انگیز دنیای بیرون است که وقتی به دنیای درون وارد می‌شوید دریچه ای هست که تو را به روز الست  می‌برد؛ روز پیمان بزرگ .

 از مهر و محبت که بگذریم رابطه ای است که انسان‌ها  با خودشان  دارند. این جا خیلی مشخص است که رابطه و روابط  محکم باشد تا قوانینی که این قانون‌ها را برقرار می‌کند باید حد و حدودش مشخص باشد. در مرحله تکامل لازم است که ما ببینیم جسم  ، جهان بینی و روان را چگونه داریم و لازمهٔ تکامل وجود است.

برای همین است که ما در جهان خاکی به دنیا می‌آییم چون روح، نفس در تکامل بند تن هستند. حتی جامدات، نبادات، حیات و زندگی بدون آن چیزهایی که خلق شده  امکان پذیر نیست و اگر بخواهیم هر کدام از مخلوقات را از هستی حذف کنیم امکانش نیست چون هر کدام برای چیزی آفریده شده‌اند مانند حشرات که اگر ما آن‌ها را حذف کنیم گرد افشانی نمی‌شود و میوه ای به عمل نمی‌آید.

مانند دایناسورها که یک زمانی بودند برای آماده سازی زمین  و آنی کارشان را انجام دادند و بعد فرمان آمد که باید بروید و با گوله های آتش از بین رفتند.

پس در آخر ما هرگز از بین نمی رویم شاید جسممان از بین برود و مانند لباسی کنار بگذاریم ولی در اصل ما هنوز هستیم مانند تمام پدران و بزرگان که هنوز هستند فقط در بعد دیگر و به زندگی خود ادامه می‌دهند.

 

نویسنده: هم سفر مهری





نوع مطلب :
برچسب ها : سی دی ها،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic