اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی

به نام قدرت مطلق الله
لژیون کمک راهنمای محترم هم سفر خانم آمنه شعبه امین گلی در روز دوشنبه 1397/05/15با استادی هم سفرخانم آمنهو دبیری هم سفر لیلا با دستور جلسه "سی دی خواست ،تقدیر،تفکرات" رأس ساعت17:30 دقیقه آغاز به کار نمود.



تقدیری را هم که به ما می‌رسد اول باید بپذیریم   ،با توکل به خدا وسعی و
تلاش لازم مشکل را برای همیشه حل کنیم زیرا اگر از مشکل
فرار کردیم حتی بعد از گذشت.....

در ادامه مطلب بخوانید.....

سخنان استاد محترم:

غذایی که در معرض هوا قرار می‌گیرد چون با باکتری ها ترکیب می‌شود و در کل ترکیبات آن عوض می‌شود غیرقابل استفاده است .تفکر هم هر جا با ترس همراه شد بدانیم که آن فکر اشتباه است و باید کنار گذاشته شود چون ترس روی تفکر تأثیر گذاشته و جهت آن را تغییر می‌دهد ، تفکر باید در آرامش  انجام  شود .آرامش مساوی اختیار دیگران را مغتنم شمردن و کاری به‌کار دیگران نداشتن می‌باشد .

هر اتفاقی طبق  فرمان  خداوند و خواست خودمان اتفاق می‌افتد .باید ابتدا خواسته‌ای وجود داشته باشد بعد اگر خداوند فرمان صادر کند کائنات بستر را فراهم می‌کنند تا ما به آن خواسته برسیم .پس هر اتفاقی می‌افتد جزء خواسته‌های خودمان می‌باشد.خیلی از خواسته‌های در لایه‌های درون نفس می‌باشد و ما از آن‌ها بی‌اطلاع هستیم پس خواسته‌ها منشأ صور آشکار و پنهان دارند و هر آن چه درون ما هست همان شکفته می‌شود من نمی‌توانم دروغ بگویم ولی صداقت برداشت کنم.

هیچ خواسته‌ای از بین نمی‌رود بلکه آن خواسته  ، درون صور پنهان قرار می‌گیرد و دوباره در جایگاه دیگری رشد می‌کند یعنی اگر من خواسته‌ای دارم  از بین نمی‌رود ممکن است خیلی زمان ببرد  ولی حتماً به آن خواسته می‌رسم و قدرت مطلق بنا به تشخیص خودفرمان آن را صادر می‌کند حتی گاهی در ابعاد بعدی این اتفاق می‌افتد و صد در صد این دیر صادر شدن فرمان به نفع ما می‌باشد .  

شخصی  دارای پتانسیل و دانایی بالا از طرفی خشم زیادی می‌باشد و خداوند او را   معلول می‌آفریند این معلولیت  هم به نفع خودش و هم دیگران می‌باشد زیرا با آن پتانسیل بالا و خشم زیاد اگر معلول نبود مشکلات زیادی رابوجود می‌آورد و شاید آن شخص باگذشت زمان از نظر دانایی رشد کرده بتواند خشم خود را کنترل کند این  دیر صادر  شدن فرمان و گذشت زمان باعث می‌شود که ما از نظر ظرفیتی رشد کنیم و در برابر آن خواسته  عکس‌العمل منطقی تری انجام دهیم . رسیدن به خواسته‌های  معقول برای ما  آرامش ، شادی و تکامل به ارمغان می‌آورد مثل ادامه تحصیل ولی رسیدن به خواسته‌های  نامعقول برای انسان رنج و عذاب به ارمغان می‌آورد .مثل مصرف مواد که در ابتدا خوب ولی در ادامه باعث رنج و عذاب می‌شود .پس هر اتفاقی خواستهٔ ما بوده است اگر چیزی در راستای خواسته درون ما نباشد رسیدن به آن لذت ندارد، دو برادر از یک خانواده ، یک نوع تربیت یک شرایط ،یکی مصرف‌کننده می‌شود و دیگری نه ! این به دلیل نداشتن  خواستهٔ مواد در درونش می‌باشد یا چند تا دوست باهم در محیطی  چند مرتبه مواد مصرف می‌کنند یکی دیگر ادامه نمی‌دهد بااینکه مصرف مواد در ابتدا برایش لذت‌بخش هم هست  و همان جا مصرف مواد را قطع می‌کند ولی بقیه ادامه می‌دهند و در نهایت مصرف‌کننده می‌شوند چون این خواسته را در درونشان داشته‌اند .

کسانی که در سختی هستند مرتب می‌گویند تقدیر و شانس من این بوده ، خدا خواسته ،از پیش تعیین‌شده ..ولی اگر کسی که در وضعیت خوبی قرار دارد از حالش بپرسیم می‌گوید لطف خداوند بود ، سعی و تلاش خودم بود که به این جایگاه رسیدم .در سورهٔ فجر هم افرادی که در سختی هستند می‌گویند پروردگار به من اهانت کرده من را در سختی گذاشته و اگر به این افراد نعمت برسد می‌گویند خداوند من را گرامی داشت که این‌همه نعمت به من داده است .در کل انسان در هر جایگاهی که قرار دارد نتیجهٔ سعی و تلاش و کوشش خودش می‌باشد و جایگاه هر شخصی به دانایی و تفکرات شخص بستگی دارد . بعضی معتقدند خداوند کسانی را که دوست دارد در سختی قرارمی دهد این درست نیست چرا که هر سختی به نفع و صلاح ماست و طبق کارنامهٔ اعمالمان می‌باشد البته تلاش و کوشش باید در مسیر درست باشد  زیرا ما زمان مصرف مصرف‌کننده‌ها نیز تلاش می‌کردیم ولی چون  راه اشتباه بود نتیجه نمی‌گرفتیم  .

دیگران را قضاوت نکنیم چون انسان سه زمان گذشته ،حال و آینده دارد و هیچ کس از گذشتهٔ خود و دیگران اطلاعی ندارد همان طور که نمی‌شود یک کتاب را از وسط باز کرد و خواند و پی به موضوعش برد .

تفکرات همان جهان‌بینی می‌باشد .تفکرات من در تقدیر من نقش بسیاری دارد.تفکر آن چیزی است که الآن در حال انجام آن هستم و الآن آن را به وجود می‌آورم .تقدیر شروع است و بقیه اختیار و تفکرات است .تقدیر موجی است که می‌آید می‌توانم سوار این موج  شوم و موج‌سواری کنم و لذت ببرم  یا با آن  موج نابود شوم به تفکرات من بستگی دارد .پس تفکرات خیلی بیشتر از تقدیر در زندگی ما نقش دارد .تفکرات بسته به آموزش‌هایی که دیده‌ایم می‌تواند مثبت یا منفی باشد . فکر کردن بر اساس یکسری اطلاعات  اتفاق می‌افتد اگر آگاهی،اطلاعات  من کم باشد تفکراتم منفی می‌شود برای درمان مسافران مان چون اطلاعات کم و غلطی داشتیم راه را اشتباه می‌رفتیم ولی الآن که آگاهی ،اطلاعات ما  بالا رفته دیگر با مواجه‌شدن با این مسئله راه را اشتباه نمی‌رویم .

حس نیز روی تفکر و تصمیم‌گیری ما تأثیر می‌گذارد.

تقدیر مثال شخصی است که چکی می‌کشد 6 ماهه ، موعد چک فرامی‌رسد، چک برگشت می‌خورد ، برخورد شخص :

 یا اینکه  فرار می‌کند  و یا اینکه می‌پذیرد و تلاش می‌کند  ،زمان می‌گیرد و چک را پاس می‌کند .تقدیری را هم که به ما می‌رسد اول باید بپذیریم   ،با توکل به خدا وسعی و تلاش لازم مشکل را برای همیشه حل کنیم  زیرا اگر از مشکل فرار کردیم حتی بعد از گذشت  100 سال  باز هم به سراغ ما می‌اید چون جزء تقدیر ما بوده  و سنگین تر و سخت تر هم برمی‌گردد.پس می‌پذیریم این مشکل را و حلش می‌کنیم و لذتش رامی بریم .

اگر کسی خواسته زود پول‌دار شدن را داشته باشد در صورت صدور فرمان از طرف خداوند  کائنات بسترش را فراهم می‌کنند تا به آن خواسته برسد مثلا  انسان های دزد ، ابزار دزدی را سر راهش قرار می‌دهد .

                                                                                                                                                                                               

باهر حرفی ، هر نگاهی ،هر کاری تقدیرمان را می‌نویسیم .

تقدیر ما مشمول زمان می‌شود  ، تا یک فرصتی به ما داده شود و آن حس و تفکرات قبلی را نداشته باشیم  و برخورد مناسب تری نسبت به آن مسئله انجام دهیم .پس زمان به نفع ماست .برای مثال سختی‌هایی که در سفر دوم به ما می‌رسد چون حس و تفکر ما عوض‌شده قابل‌درک و حل می‌باشد درصورتی‌که  اگر این سختی‌ها در سفر اول به ما می‌رسید خیلی سخت و سنگین تر بود .

اگر در فاز بد باشیم تقدیری که به ما می‌رسد عذاب‌آور است چون خودمان در تاریکی هستیم  نمی‌توانیم با تقدیرمان کنار بیاییم ولی زمانی که در فاز بهتری باشیم مثلاً در سفر دوم ،برخوردمان با  تقدیری که به ما می‌رسد چون از نظر فکری جایگاه بهتری داریم عاقلانه‌تر و سعی می‌کنیم  مسئله را حل می‌کنیم .

زمان شبهه ایجاد می‌کند چون فراموش می‌کنیم که خواستهٔ ما چه بوده است ولی ازیک‌طرف زمان به ما فرصت جبران می‌دهد و اینکه عوض شویم و با آن  خواسته برخورد درست تری داشته باشیم .

یکی از صفات خداوند هستی‌بخش بودن است .بستر همهٔ خواسته‌ها را خداوند فراهم می‌کند اگر خداوند نخواهد هیچ بستری فراهم نمی‌شود و انسان های دیگر نیز بستری هستند تا ما به خواسته‌مان برسیم . فراهم شدن بستر خوب به جایگاه ما بستگی دارد .این جایگاه بر اساس سعی و تلاش و حکمت الهی به‌دست می‌آید .حکمت الهی این است که هر انسانی در جایی حلول کند که بیشترین پیشرفت و تکامل را داشته باشد .

نقش دعا یا نفرین دیگران در تقدیر ما :

چه کسی در حق من دعا می کند؟

کسی که من را دوست دارد و پیوند محبت بینمان  برقرار است  و در حق من دعا می‌کند  دعایش در حق من گیرا می‌باشد و کسی که  با من پیوند نفرت دارد او هم تا حدی نفرینش  به من می‌گیرد ولی اگر بر اساس برداشت اشتباه نفرین کند آن نفرین به خودش برمی گردد مثل ابوی‌جهل و ابولهب .ولی چون  برداشت اشتباه نسبت به پیامبر داشتند نفرینشان به خودشان بر می‌گشت .

نباید دیگران را قضاوت کنیم چون ما از افکار و اندیشه و احساسات خودمان خبر نداریم چه برسد از اندیشه و افکار دیگران.اتفاقات در زندگی ما یا آموزش است یا مجازات.وقتی آسیبی وارد می‌کنیم، نقض قانون می‌کنیم،مجازات می‌شویم ولی وقتی خواهان این هستیم که مطالب بیشتری را بفهمیم و درک کنیم این می‌شود آموزش...


نگارش همسفر اعظم






نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها : عملکرد لژیون،
لینک های مرتبط :
جمعه 19 مرداد 1397 03:06 ب.ظ
خدا قوت به راهنما و همسفران خدمت گذار و پر تلاش لژیون یکم . خدا قوت ویژه به نویسندگآن محترم خانم اعظم و حانم نصر . قطعا نتایج این خدمات را در زندگی تان به شکل مثبت مشاهده خواهید کرد . همان طور که راهنمای عزیزم آقای ساسانی می گویند خدمت گذاران کنگره عقاب های بلند پروازی هستند که عقاب تنها پرنده ای است که با وجود پرواز در بالاترین نقطه بدون این که بخواهد زور بزند و فشاری بر بال های خودش بیاورد بودن در اوج را تجربه می کند خدمت گذاران کنگره هم با تلاش و توکل به خدا به آرامش واقعی می رسند . برای شما و همه خدمت گذاران کنگره و خانواده محترم تان آرزوی سلامتی و خوشحالی را دارم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic