اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی


به نام قدرت مطلق الله
لژیون کمک راهنمای محترم هم سفر خانم آمنه شعبه امین گلی در روز دوشنبه 1397/05/01با استادی هم سفرخانم لیلاو دبیری هم سفر لیلا با دستور جلسه "سی دی تقدیر" رأس ساعت17:30 دقیقه آغاز به کار نمود.


اعمال ما در خطوط تقدیر نقش بسیار مهمی دارد. این که با تقدیر خود چه طور رفتار کنیم. تسلیم تقدیر بشویم یا در جهت تقدیر پیش برویم تا ....

در ادامه مطلب بخوانید ...


سخنان استاد محترم :

زمان در انسان به دلیل پیچیدگی‌هایی که در صور آشکار و صور پنهان دارد، پارامتر بسیار مهمی می‌باشد. زمان برای تغییرات لازم و ضروری است و این تغییرات در انسان طولانی تر است. به‌عنوان مثال کودک انسان یک سال طول می‌کشد تا راه بیفتد. هر چه تغییرات پیچیده‌تر و عمیق تر باشد زمان بیشتری می‌طلبد. انسانی که راه رفتن، صحبت کردن و تولیدمثل آن، زمان می‌خواهد تغییرات افکار و عقاید او قاعدتاً به زمان بیشتری نیاز دارد. ما با افکار و عقایدمان سال‌ها زندگی کرده‌ایم و تغییر آن‌ها سالیان سال یا حتی چندین بعد طول می‌کشد. بنابراین نتیجه می‌گیریم نباید نه از خود، نه اطرافیان و همسر و فرزندانمان انتظار داشته باشیم تا افکار و عقایدشان به‌سرعت تغییر کند .

و اما تقدیر تیری است که از چله کمان رها شده است و به هدف می‌خورد. مهم این است که این تیر به کجا بخورد؟ و این بر می‌گردد به دانایی ما که ما با تقدیر خود چه برخوردی داشته باشیم. مانند دو نفر که برایشان حکم بیست سال زندان بریده‌شده و یکی این 20 سال را با زجر و ناراحتی و به‌سختی می‌گذراند و بعد از بیست سال هم که از زندان بیرون می‌آید حال خراب و جانی است. و دیگری تقدیرش را می‌پذیرد و قبول می‌کند که این مشکل اوست و طوری رفتار می‌کند که 20 سال در زندان برایش تبدیل به جهنم نشود و از امکانات زندان استفاده کند و فرصت تاریکی را تبدیل به فرصتی برای پیشرفت و ترقی بکند. بنابراین تقدیر را، از آن گریزی نیست و اتفاق می‌افتد و مهم برخورد ما با آن می‌باشد.

تعریف دیگری که از تقدیر می‌شود این است که تقدیر نامه پیشین است. ما قبل از این زندگی، زندگی‌هایی دیگری هم داشته‌ایم و با توجه به‌کارها و اشتباهاتی که انجام داده‌ایم نامه پیشین ما نوشته شده است.

به تقدیر قضا و قدر هم می‌گوییم. قضا از قضاوت می‌آید و قدر یعنی اندازه. قاضی یعنی همان قدرت مطلق ابتدا قضاوت می‌کند (چه طور آدمی هستیم) و بعد قدر و اندازه‌ها را می‌نویسد. (حکم برایمان صادر می‌کند.) قاضی هیچ‌گاه غیابی حکم صادر نمی‌کند.  یعنی در حضور خودمان حکم می‌کند و ممکن است که ما به خداوند بگوییم من این زندگی  که برایم حکم شده است را نمی‌خواهم. جواب این است که ما در بعدی که هستیم آن‌قدر گرفتار مشکلات هستیم که به ما گفته می‌شود اگر بخواهی از این حالت رها شوی باید به دنیا بروی و مشکلات را تحمل‌کنی تا آن مشکلات را رفع رجوع کنی؛ و وارد بعد دیگری شوی. یعنی از مار غاشیه به عقرب جر اره  پناه می‌بریم هر دو سخت‌اند ولی به خاطر عذاب‌هایی که می‌کشیم حاضریم به این دنیا بیاییم و سختی های دنیا را تحمل‌کنیم تا بتوانیم وارد فاز دیگری و بهتری شویم.

آقای مهندس می‌فرمایند: زیاد در بند تقدیر نباشید. چون معلوم نیست زندگی که دارید از تقدیر است یا از کم کاری خودتان. کسی که اتفاقی و ناخواسته کسی را می‌کشد در تقدیرش بوده ولی کسی که با برنامه‌ریزی نقشه قتل کسی را می‌کشد تقدیرش نیست. ما وقتی به این دنیا می‌آییم همه‌چیز را فراموش می‌کنیم و نمی‌دانیم برای چه هدفی به این دنیا آمده‌ایم  . زندگی ادامه‌دار است و ما وارد هر بعدی می‌شویم  . با همین خلق و خو می‌رویم. پس چه بهتراست  که خلق و خوی خود را اصلاح کنیم تا در بعد بعدی راحت تر باشیم و مشکلات کمتری داشته باشیم. اما نامه پیشین من چطور نوشته‌شده؟

آیا خداوند طاس می‌اندازد؟

خدا طاس نمی‌اندازد. همه‌چیز بر می‌گردد به رفتار ما و این نامه در حضور ما و با  موافقت ما می‌باشد. هر زندگی که من دارم بر می‌گردد به خودم و کارهایی که کرده‌ام. و تقصیر هیچ کس نیست. پس شکوه و شکایت نکنیم. تقدیر خود را بپذیریم و بدانیم خودمان این زندگی را به وجود آورده‌ایم. و این را هم بدانیم که تقدیر این دنیای ما نوشته‌شده است ،  حالا باید طوری رفتار کنیم که تقدیرهای بعدی ما به خوبی نوشته شود.


                              

مطلب دیگری که هست این است که مشکلاتی که ما در این دنیا با آن روبرو هستیم از دو ناحیه است یکی مجازات و دیگری جنبه آزمایش و یادگیری دارد. شخصی مانند آقای مهندس در بعدهای پیشین هم آدم وارسته و درختی تنومند بوده پس برای مجازات به این دنیا نیامده و مصرف‌کننده نشده. بلکه مأموریت داشته تا دچار اعتیاد شود تا عمل به این عظیمی انجام دهد. خیلی از زجرهایی که ما می‌کشیم به خاطر ندانستن و نادانی ماست. پس وقتی آگاهی و دانایی خود را بالا ببریم اوضاع خیلی بهتری پیدا می‌کنیم. آیه قرآن می‌فرماید آیا کسانی که می‌دانند باکسانی که نمی‌دانند برابرند؟ پس دانستن و دانایی خیلی مهم می‌باشد. در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: لیس انسان ما سعی. انسان چیزی نیست جز آن که تلاش می‌کند. ما همان قدر که تلاش می‌کنیم چیز به‌دست می‌آوریم. البته منظور، تلاش در جهت مثبت و سازنده می‌باشد.

اعمال ما در خطوط تقدیر نقش بسیار مهمی دارد. این که با تقدیر خود چه طور رفتار کنیم. تسلیم تقدیر بشویم یا در جهت تقدیر پیش برویم تا کمتر آسیب ببینیم. مانند کسی که در زندان است و تقدیر خود را نمی‌پذیرد و خودکشی می‌کند و شخص دیگری تقدیر خود را می‌پذیرد و در زندان پیشرفت می‌کند  ؛ بنابراین نباید از بلایی که در تقدیر مقدر شده فرار کرد. نوع برخورد ما با تقدیر بسیار تعیین کننده است. وقتی با یک مسئله منفی (زندان یا یک شوهر مصرف‌کننده) بر می‌خوریم باید چه کارکنیم؟ قبول کنیم و با درست عمل کردن، آن را تبدیل به مسئله مهمی بکنیم.

در تقدیر باید فقط روی خودمان حساب کنیم. زیرا تقدیرمان را خود با اعمالمان تعیین کرده‌ایم. و خداوند زمانی به کمک ما می‌آید که ما در صراط مستقیم حرکت کنیم و نیروهای الهی به کمک ما می‌آید.

نکته بعدی توجه کردن به این آیه می‌باشد: لا ملان جهنم اجمعین. جهنم را از انسان‌ها پر می‌کنم. این یعنی تمام انسان‌ها خوب و بد به جهنم می‌روند. منظور از جهنم سختی‌ها و رنج‌ها و تاریکی‌هاست  تا از قعر مشکلات و تاریکی‌ها، الماس های درخشان که همان صبر، استقامت و صفات خوب اخلاقی است را بیابیم. بنابراین ما نباید مشکلات را لعنت الهی بدانیم بلکه باید آن‌ها را به‌عنوان هدیه‌ای از طرف خداوند بدانیم تا به‌واسطه آن پیشرفت و تکامل پیدا کنیم و به آرامش برسیم. و برای این که از مشکل خود رها شویم باید باشهامت آن را بپذیریم و از آن فرار نکنیم. هر مشکلی می‌خواهد صفتی مانند صبر، عشق یا محبت را به من بیاموزد.

مانند اعتیاد که خیلی از صفات را مانند صبر، سکوت، رها کردن انسان‌ها، محترم شمردن اختیار انسان‌ها و عشق و محبت به کسی که حتی بد است را می‌آموزد. هر چه مشکل بزرگ‌تر باشد الماس های بیشتری می‌توانیم از آن استخراج‌کنیم.

و اما  منظور از فرمان الهی در مثلث خواست، تقدیر و فرمان الهی چیست؟ فرمان الهی برای افراد خاصی صادر می‌شود مانند کارگری که در کارخانه‌ای خوب کار کند و رئیس کارخانه فرمان ترفیع رتبه بدهد. یا بر عکس کارگری بد کار کند و رئیس کارخانه او را اخراج کند یا فرمان افت رتبه به او بدهد.   

در توضیح نفس واحده سفری را آغاز می‌نماید که پایانی ندارد نفس برای تجربه از بند تنی به بند تنی دیگر می‌رود. باید بگوییم ما هفت کالبد داریم و هفت‌آسمان. با توجه به جنس و مواد تشکیل‌دهنده دنیایی که هستیم وارد کالبد همان جنس می‌شویم و آموزش می‌گیریم.

  

نگارش همسفر زهرا

 





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها : سی دی ها،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 مرداد 1397 03:43 ب.ظ
سلام وعرض ادب خدمت خانم زهرا بسیار عالی بود لذت بردم باتشکراز شما
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic