اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی

به نام خالق هستی بخش

لژیون کمک راهنمای محترم هم سفر خانم آمنه شعبه امین گلی در روز دوشنبه97/2/24 با استادی کمک راهنمای محترم هم سفرخانم آمنه و دبیری هم سفر فاطمه با دستور جلسه " سی دی فلز وجودی و انرژی" ترک اول رأس سلعت 17:30 آغاز به کار نمود.




دانستن این موضوع به ما کمک می کند که دیگر وقت و انرژی خودمان را صرف این موضوعات نکنیم و این انرژی را برای وظایف زنانگی خودمان و پیشرفت خودمان و این موضوع فقط به مسافران ما اختصاص ندارد بلکه همه ی افرادی که با ما زندگی می کنند همین گونه است. بخصوص در دوستی ها ،شراکت ها و ازدواج ها این موضوع بسیار پر اهمیت است .

در ادامه مطلب بخوانید.....

سخنان استاد محترم :
در این سی دی اقای امین از فضاها و مکان های غیر قابل تغییر صحبت می کنند و در اینجا منظورشان از فضاها همان مکانها و رابطه ها و انسان هایی هستند که غیر قابل تغییر هستند.
همانطور که همه می دانند اکثر انسان ها غیر قابل تغییر هستد. دقیقا مثل زمان ازدواج که  اکثر ما این کار را می کردیم که  ازمسافرانمان مرتب ایراد بگیریم و بقول معروف کارهای اشتباه آن ها را گوش زد کنیم و آن ها را به راه راست هدایتشان کنیم. آن ها را نصیحت کنیم و اشتباها تشان را مرتباٌ گوش زد بکنیم. در اینجا است که اقای امین می فرمایند: اگر چنین هدفی داری بی جهت انرزی خود را هدر می دهید و حتی اگر علمش را داشته باشیم و اجازه اش را هم داشته باشیم اگر او نخواهد تعییر کند وقتت را تلف کرده ای و انقدر انرزی می گذاری که از انرژی خودت کاسته می شود و در ادامه از مسیر خودت هم خارج می شوی و ارام ارام فراموش خواهی کرد که در زندگی چه جایگاهی داری و ماهیت خود را از دست خواهی داد.
 فراموش می کنی که شما یک ملکه هستید برای خودتان و به مرور زمان تبدیل به یک پلیس یا بازپرس می شویم که فقط مسافرمان را جستجو کنیم که چه کاری انجام می دهند و کجا می روند. در حقیقت ما هیت خود را از دست داده بودیم و فراموش کرده بودیم که ما اول زن هستیم و کسی هستیم که مسافرمان به او احتیاج دارد عشق بورزد و ما نیز عشق بورزیم و دقیقا هم هدف در زندگی همین است که هیچ گاه ماهیت خود را از دست ندهیم ودر غیر این صورت همیشه در حال جدال هستیم با فرزندانمان و مسافرانمان و میخواهیم فضای غیر قابل تغییر را تغییر دهیم.




دلیل اینکه من به عنوان کمک راهنما به شما می گویم مسافرانتان را رها کنید همین نکته است که؛ این ها اکثرا  انسانهای غیر قابل تغییر هستند چرا ؟ چون هنوز اجازشان صادر نشده و دلیل اینکه صادر نشده این است که هنوز یک بندهایی در تاریکی ها  پاره نشده که از ان تاریکی رها بشوند و وقتی ما آنها را رها بکنیم این بندها زودتر پاره می شود. چرا؟ چون آنها بیشتر وقت پیدا می کنند به درون خود بروند و فکر کنند و قدرت تفکر در انها بیدار می شود و وقتی به مرور آن بندها پاره می شود خودشان ارام آرام شروع می کند به اصلاح شدن.
در این سی دی آقای امین به آیه ای از قرآن اشاره می کنند که می فرمایند: هیچ موجودی از خود نوری ندارد مگر اینکه خدا به او نور داده باشد.
این مربوط به مسافرانی می شود که خوب سفر نمی کنند و تا زمانی که من همراهیش می کنم و از نور خودم و توان و انرژی خودم به او می دهم و  به او عشق می ورزم و حواسم را جمع می کنم که خوب سفر کند او راه را درست می رود اما به محض اینکه من نگاهم را برگردانم او دوباره به تاریکی ها فرو خواهد رفت.
دانستن این موضوع به ما کمک می کند که دیگر وقت و انرژی خودمان را صرف این موضوعات نکنیم و این انرژی را برای وظایف زنانگی خودمان و پیشرفت خودمان بگذاریم؛ و این موضوع فقط به مسافران ما اختصاص ندارد بلکه همه ی افرادی که با ما زندگی می کنند، همین گونه است. بخصوص در دوستی ها ،شراکت ها و ازدواج ها این موضوع بسیار پر اهمیت است در حقیقت اینکه اگر ما ابن انرزی را صرف اصلاح دیگران بکنیم از حق نفس خود استفاده کرده ایم و این کا ر حرام است چون این نیرو و توان لازم را برای ادامه   و تلاش خودمان احتیاج داریم.
مثالی که آقای امین برای واضح شدن مسئله میزنند این است که این کار ما مانند درخت سیبی است که ما هر روز چندصد سیب به آن بچسبانیم و عصر آنها را بچینیم در واقع این درخت میوه نداشته بلکه ما به آن میوه چسابنده ایم.
این موضوع در مکان ها هم صدق می کند چرا که ممکن است یک مکانی یا مغازه ای چندین سال بدون استفاده باشد اما یک مرتبه می بینید که مغازه پر از مشتری می شود خوب این مکان اجازه اش  رسیده است.
پس این جا دو نکته مهم و اساسی است؛ یکی اینکه باید علم ان کار را داشته باشیم و عشق ان کار را داشته باشیم و در نهایت اجازه ی این کار را داشته باشیم و اگر کار های من در راه عمل سالم باشد خداوند قدرتی به ما می دهد که بتوانیم تشخیص بدهیم که کدام مکان و فضا قابل تغییر است و این موضوع را نیز مد نظر داشته باشید که برای تغییر این فضاها هم باید به اندازه خودمان تلاش کنیم نه کمتر نه بیشتر.
مثال دیگری که آقای امین می زنند دستور هجرت پیامبر است که علیرغم تلاش های پیامبر که چند سال پنهانی و چند سال هم با درگیری می خواستند فضا را تغییر بدهند تا اینکه فرمان هجرت صادر شده و همه هجرت کردنند . نکته ای که در این باب می توان زد این است که با هجرت کردن یا همان رها کردن  هم سفر گشایش حاصل می شود. تا زمانی که پیامبر هجرت نکرد و مردم از یک سری علایقشان دست نکشیندند نتوانستند به هدف برسند و دقیقا پیامبر پس از بازگشتشان توانستند مکه را فتح کنند.
و اینکه چرا ما نمی توانیم رها کنیم این است که ما به یک سری از کارهایمان مثل غر زدن، نصیحت کردن و سرزنش کردن
عادت کرده ایم و هجرت ( رها کردن)نیز به همین دلیل سخت است چون باید به یک سری از چیزها و مکان هایی که تعلق خاطر داریم دل بکنیم و این کار بسیار سختی است.
نکته دیگر که مابایدبه ان توجه بکنیم این است که ما نباید وارد بعضی از مکان ها و فضاها بشویم و این میسر نیست جز  با انجام عمل سالم مثل رها کردن مسافر که با این کار خداوند به ما تشخصیص مکان های قابل تغییر و یا غیر قابل تغییر راخواهد داد .
بحث دیگری که آقای امین در این سی دی بازگو می کنند بحث فلز است که جنس انسانها مانند فلزات با یک دیگر فرق داردو جنس فلز در انسانها ، دانایی انها است
و هر کس داناییش بیشتر باشد یعنی فلزش بهتر است و هر چه کمتر باشد جنسش از حلبی است.
مثل دو نفر مصرف کنند که هر دو هروئین مصرف می کنند و یک نفر برای جور کردن مواد مصرفی گروه مافیا را تشکیل می دهد و انسان ها را به قتل می رساند و دیگری فقط مواد مصرف می کند، خانواده اش را نیز داردو فقط از بزرگ شدن بچه ها و خانواده اش قافل است.
در فلزات بعضی رسانا هستند و برخی نارسانا یعنی فلزی که رسانا باشد جریان برق را به خوبی از خود عبور میدهد و نارسانا یعنی عبور نمی دهد.
دقیقا در مورد انسانها هم همین گونه است برخی از انها در مقابل ضد ارزشها نارسانا هستند و در مورد ارزشها  رسانا مثل پیامبراکرم که در بدترین شرایط ممکن به دنیا امدند و در بدترین قوم از نظر فرهنگی به دنیا امدند و در علم روانشناسی تمام شرایط را داستند تا بدترین جنایتکار و خلافکار بشوند زیرا در بچگی پدر ، مادر و پدر بزرگ خودشان را از دست داده بودند، تنها کسانی که هر فردی احتیاج دارد که تکیه گاهش باشند تا بتواند بزرگ شود.
این انسانها در مقابل ضد ارزشها نارسانا ودر مقابل ارزشها رسانا هستند. و در بعضی افراد برعکس است در مقابل صد ارزشها رسانا و در مقابل ارزشها نارسانا هستند.
همه ی این موضو عات بر می گردد به الکترون ها که در سلولهای بدن ما وجد دارد. و این انرژی الکترون ها است که تعیین می کند در کدام قسمت قرار بگیرند ونیز سطح انرژی الکترون ها است که دو نفر را به هم دیگر جذب می کند مانند دو مصرف کننده که یکی تحصیل کرده باشد و دیگری بی سواد ولی چون هر دو مواد مصرف می کنند و مجبورند کنار هم باشند.
 آن کسی که باسواد است مجبور است که به اراجیف فرد بی سواد گوش بدهد و چاره ای ندارد و در این جا چه کسی ضرر می کنند؟ کسی که فهمیده تر است و اگر این کار در زندگی مشترک یا در شراکت یا دوستی اتفاق بیفتد بسیار درد ناک است چرا که اگر دو نفر باهم هم سطح انرزی باشند و یکی از انها خوب نباشد ان شخصی که خوب است ضرر می کند چون انرژی خود را از دست می دهد.اما اگر فلزشان و سطح انرژی شان یکی باشد دست به دست همدیگر می دهند و باعث پیشرفت  و تولید و زایش یکدیگر می شوند و در نهایت باید هر چیزی هم فلز  و هم جنس خودش باشد.
                                                          پایان ترک اول

هفته آینده ادامه سی دی فلز وجودی و انرژی 
نویسنده : هم سفر لیلا نصر
عکاس : هم سفر لیلا نصر





نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic