اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
به نام قدرت مطلق الله

متن کامل سی دی سم از آقای امین دژاکام





بعضی از انسان ها وقتی که حرف می زنند به ما انرژی خیلی زیادی می دهند .یا به ما آرامش می دهند و به ما احساس خوبی می دهند .
ولی بعضی از انسان ها وقتی که صحبت می کنند .یک کلام که حرف می زنند و آن کلامشان سم است و شما می توانید مشاهده بکنید .تفاوتش در این است که یکی درونش سر سبز است و حاصل خیز است و مثل همان ماری است که در شمال وجود دارد و زهری ندارد ولی آن که درونش خشک است و بی آبی است و هر چقدر که درونش خشک تر باشد آن زهر خطر ناک تر است.

در ادامه مطلب بخوانید.....

سلام دوستان امین هستم یک هم سفر:

خیلی خوشحالم که در این شعبه هستم شعبه قزوین امیدوارم که این تداوم دار باشد برای انسان هایی که می خواهند به درمان برسند.

موضوع (اوتی) تقریبا چند سالی هست که توی کنگره آغاز شده و ابتدای کنگره واقعا این جوری نبود، که دوستان مراجعه بکنند به کلینیک و تهیه بکنند ولی یک سری حرکت هایی در کنگره اتفاق افتاد. در این چند سال که خیر و برکت خیلی زیادی داشت .یکی از اتفاقاتی که در حرکت (اوتی)پیش آمد در سال 76,77 آغازش بود ؛ ارتباط نزدیکی و خوبی بین انجیو کنگره و پزشکان به وجود آمد و تا قبل از این رابطه ی زیاد حسنه ای نبود .

بین کنگره و پزشکان یک دافعه وجود داشت. بین کسانی که رفته بودند و به روش های مختلف درمان شده بودند وزیاد برایشان خوشایند نبود  ؛ولی شکل گرفتن این حرکت و البته به این تعداد هم نبود و تعداد کمتری این (اوتی) را به صورت آزمایشی انجام  شدو یک مدرک و یک سندی شد برای داروی تریاک و یا داروی (اپیوم)که در واقع بر حق بودنش و یا کاربردی بودنش را در این مسئله (اوتی) به اسبات برساند.
که این مسئله مدتی قطع شد و دوباره تداوم پیدا کرد؛  و از خواص خوب دیگری که در (اوتی)   وجود دارد  این است که در اواخر سفر ما دوز دارو خیلی کم می شود ؛ و مصرف مواد کاهش پیدا می کند یعنی این که ما با میلی گرم سرو کار داریم .؛ و دیگر با گرم سرو کار نداریم و در این  3الی4 ماه آخر که  مصرف مواد تقریباً 10 برابر کاهش پیدا می کند؛
 اندازه گیری مصرف خیلی مهم است ؛ یعنی موقعی که ما یک سوم  گرم یا  یک دهم گرم مصرف می کنیم، دقت اندازه گیری در مصرف  درمان ما تاثیر زیادی دارد؛ این اندازه گیری دقیق درشرب اوتی وجود دارد . این یعنی ما می توانیم تا یک هزارم گرم اندازه گیری کنیم ولی با تریاک نمی شود ؛ین کار را انجام داد و این یک حسن بزرگ است که د  اوتی وجود دارد  ولی در تریاک وجود ندارد .حالا اگر یک نفر این اتفاق درتریاکش اتفاق  افتد .
تاثیرش خیلی بیشتر است و در واقع می شود گفت که (اوتی ) درمان کامل و کمک اصلی و کمک تکمیلی را انجام می دهد . خوب این یک اتفاق خوب بود و باعث شد که جامعه ی پزشکی بیایند و به کنگره  نزدیک شوند  و لژیون بزنند به نام لژیون پزشکان،  روزهای جمعه با نگهبانی آقای مهندس انجام  می شود که این ارتباط پزشکان که در واقع مقابل کنگره بودن و الان در کنار کنگره قرار گرفتند.
 قطعاً باعث خیر و برکت می تواند بشود باعث می شود که تحقیقات علمی انجام شود و این روش خیلی جا می افتد ،و گسترش پیدا بکند و در ادامه آسان تر در اختیار انسان ها قرار بگیرد .خوب این ها اتفاقات خوبی هستند که شخص هم ارتباطش موقعی که درمان شروع  می شود و عملاً با  قسمت کادر قاچاق چیا قطع بشود و این هم خیلی خوب است.

((موضوع دیگر مربوط به شکر گزاری است))

هر انسان در درون خودش است .در کلام الله شریف خیلی اشاره می شود به این که اگر می خواهیم چیزی یاد بگیریم نگاه کنیم به خلقت،  اگر ما به خلقت نگاه بکنیم، تمام چیزهایی که دراطراف ما هستند ، در واقع توسط یک قدرت مطلق آفریده شده اند که این ها را به وجود آورده خودش در کلام الله این طور  می گوید: که اگر می خواهید  یاد بگیرید و نگاه بکنید باید از این آفریده ها استفاده بکنید و  میتوانیم  بگوییم که به نوعی همه چیز هایی که در اطراف ما است در درون ما هم است و وجود دارد و می توانیم از آنها نکته هایی را برداشت بکنیم .

خداوند در کلام الله می گوید:در مورد زنده کردن مردگان و یا راجب احیاء شدن صحبت می کند و می گوید: که شما به یک زمین نگاه بکنید که یک زمین چطوری خشک است،و ما باران خودمان را می فرستیم بر روی زمین و بعد آن زمین سر سبز می شود و رشد می کند همه ی گیاهان و بعد جانوران و بعد دوباره می بینی که آن زمین سر سبز همان طوری که سر سبز شد دوباره می تواند خشک بشود .و تبدیل بشود به یک بیابان بی آب و علف که آری از حیات هست و می گوید که ما همین طوری مردگان را زنده می کنیم.خوب اگر ما نگاه کنیم که  این زنده شدن و احیاء شدن را اگر بیاییم به درون خودمان انتقال بدهیم می توانیم این طوری در نظر بگیریم که زمانی که یک شخصی وارد اعتیاد می شود و مصرف کننده می شود ؛وارد  یک تاریکی دیگر می شود ک که از چرخه ی حیات خارج می شود در واقع وجودش همان زمین است.
که این زمین آماده ارتباطش با هستی قطع شده، ارتباطش با باران قطع،با محیط قطع شده و یواش یواش تبدیل شده به یک زمین خشک ،زمینی که رطوبت خودش را از دست داده و بعد نگاه که می کنی می بینی که درونش خشک است. انسان هایی را که می خواهیم ببینیم و من این را درون خودم دیدم .انسان هایی که شاد هستند ،انسان هایی که خوش حال هستند،و انسان هایی که سر زنده هستند ،انسان هایی که آرامش دارند ،بیشتر احساس حیات و زندگی را دارند همون زمین هایی هستند که درونشان باران و رطوبت وجود دارد ؛زمین هایی هستند که از باران برخوردار هستند و باران رحمت به آنها داده می شود و بعد  آیات دیگر همین مثال را می زند و می گوید:از اعمال زشتی که انسان ها انجام می دهند زمین و دریا را خشک و قحط سالی فرا گرفته که خشکی  می تواند برای زمین باشد و قحط سالی هم میتواند برای دریا هم باشد .یعنی موقعی که حرکتش در مسیر درست قرار ندارد یواش یواش شروع می کند به خشک شدن .
پس باران آن چیزی که عامل حیات هست یا رحمت خداوند اگر بخواهیم برایش معادل پیدا بکنیم که چه مفهومی دارد می توانیم محبت را پیدا بکنیم یعنی محبت ها همان باران یا رطوبتی است که اگر به زمین شخصی یا به زمین(وجودی شخصی)دریافت بشوند و بهش داده بشود آن زمین سر سبزی و حیات خودش را حفظ می کند و اگر آن محبت و یا آن باران از آن شخص و یا آن زمین گرفته بشود .اگر آن زمین سر سبزی باشد یواش یواش رطوبتش را از دست می دهد و خشک می شود .
یک زمین خشک با یک زمینی که مرطوب است چه تفاوتی دارد .!
زمینی که رطوبت دارد و یا زمینی که سر سبز است انواع حیوانات ،انواع موجودات در آن زمین وجود دارند ،مورچه ها،زنبورها ،در زمین های سر سبز هستند و لا به لای برگ ها هم حیات به شکل های مختلف درآن وجود دارد میوه ها و انواع گیاهان دارویی و انواع چیزها هستند و وجود دارند .
یعنی ما در زمین های سر سبز حیات و تنوع حیات را می توانیم ببینیم.شما شمال رفتید و رطوبت را دیده اید در زمین هایی که سر سبز هستند شما ممکن است مار یا موجوداتی ببینید ولی این ها خطر چندانی ندارند.
در زمین های خشک و کویری شما چه می بینید؟ حیات خیلی کم است ت.ولی اگر هم حیات وجود داشته باشد شما جز عقرب، رتیل، سوسمار، مارهای سمی  چیز دیگری نمی بینید وچیز دیگر وجود ندارد در زمین های خشک.
در زمین های مرطوب اگر وجود داشته باشد مار هست ولی خطری ندارد مارهای شمال هیچ وقت نمی توانند کسی را بکشند یا زخمی کنند یا گاز بگیرند.مارهای کویری اگر کسی را نیش بزنند می توانند طرف را بکشند .
پس وقتی که زمین رطوبت خودش و آب خودش را از دست می دهد؛ اولاً حیات و زندگی دز آن از بین می رود .تنوع حسی که در زمین حاصل خیز وجود دارد دیگر در زمین خشک وجود ندارد و بعد اگر حیات در آن وجود داشته باشد آن حیات تبدیل می شود به یک حیات سخت و سمی.
اگر انسان که ما همان مدل زمین را گرفتیم رطوبتش و محبتش را از دست بدهد به مرور زمان حیات درآن رو به نابودی می رود و خشک می شود و از بین می رود. .تنوع خلقت و  تنوع احساس هایی که یک انسان شاداب، خوش حال دارد و احساس سرزندگی دارد .احساس تشکیل خانواده دارد ؛احساس کار دارد؛احساس کمک به دیگران رادارد این احساس یواش یواش از بین می رود و درآن حیات وجود پیدا می کند .اما!!به صورت ((زهر آگین و سمی))
پس بعضی از انسان ها وقتی که حرف می زنند به ما انرژی خیلی زیادی می دهند .یا به ما آرامش می دهند و به ما احساس خوبی می دهند .
ولی بعضی از انسان ها وقتی که صحبت می کنند .یک کلام که حرف می زنند و آن کلامشان سم است و شما می توانید مشاهده بکنید .تفاوتش در این است که یکی درونش سر سبز است و حاصل خیز است و مثل همان ماری است که در شمال وجود دارد و زهری ندارد ولی آن که درونش خشک است و بی آبی است و هر چقدر که درونش خشک تر باشد آن زهر خطر ناک تر است.
تا جایی که در  دنیا ماری است که اگر  فیل را نیش بزند آن فیل را از پا در می آورد و ممکن است کاملاً از تعادل خارج بشود .این انسان سر زنش هایی که می کند یا تعنه هایی که میزند می تواند احساس حیات را از انسان دیگر بگیرد.
اگر وجود هر کسی از دریافت آب یا رحمت و یا همان محبت محروم بشود به هر دلیلی درونش حیات از بین می رود.اون احساس سرزندگی که مثل آن علف زارها هستند از بین می روند یواش یواش موجوداتی یا همان افکار و اندیشه ها یا احساس های کشنده هستند هر انسانی که این خاصیت دراو اتفاق بیفتد و خشک شود شاید پنهان؛بکند شاید بیان نکند ولی در کلماتش و اندیشه هاش اینها وجود دارد .
یعنی آری از حیات هست.حالا تفاوت اینجاست که یک نفر از نظر دانایی و ظرفیت بالاتر است وقتی خشکی دراو اتفاق  می افتد و وقتی آبش را از دست می دهد و وقتی محبت را از دست می دهد می تواند نقطه تحملش بالاتر باشد و خویشتن داریش بالاتر باشد و جلوی آن سموم و زهر های خودش را می گیرد که به دیگران انتقال ندهد ،ولی یک نفر که ظرفیتش پایین تر باشد و یا داناییش پایین تر باشد یک مقدار که آن خشکی دراو اتفاق می افتد ان سم و زهر خودش را به دیگران انتقال می دهد و این طوری می تواند ((انرژی))بگیرد.
یک مار و یا یک عقرب بایستی حتما یک طعمه ای پیدا بکند و زهرش را به به او وارد کند و او را از پا در بیاورد از حالت تعادل خارجش کند و بعد او را بخورد.
تمام این ها در انسان وجود دارد اگر درونش خشک شد اگر آن سبزی ها رفتند و اگر آن حیات رفت ناچار
است که سم را بزنه به یک نفر دیگر و مسمومش کند .اینگونه او را از پا در بیاورد و انرژی بدست بیاورد تا بتواند به حیات خودش ادامه بدهد.
پس این نیاز همه ی موجودات است.

حالا اینجا یک سوالی مطرح میشود که پس این نیاز همه موجودات و انسان ها است که باید رطوبت و آب را دریافت بکنیم ، پس همه ما به محبت نیاز داریم که بتوانیم از دیگران هستی دریافت بکنیم و اگر در این امر موفق نباشیم زمان زیادی طول نمیکشه که تبدیل به زمین های بی آب و علف میشویم ؛

حالا این نیروهای منفی چه کار میکنند ؟ ما اگر به زمین نگاه بکنیم ، زمین به چه طریق بهش رطوبت وارد میشه ؟ از این مدل خودمان استفاده میکنیم ، یک زمان از چاه استفاده میکردند که زمین را آب بدهند و یکی دیگر از راه هایش از رودخانه های اطراف و قنات های اطراف بود ، خارج از زمین هم خودش آب را دریافت میکند و از راه های باران و برف هم آب دریافت میکند . این در درون ما هم موجود میباشد یعنی اینکه ما میتوانیم آب و رطوبت را از محبت همدیگر دریافت بکنیم ، از رودخانه های مجاور یا از معلمین یا از کسانیکه در اطراف ما هستند حکم همان قنات ها و رود خانه ها را دارند که آب را به زمین ما انتقال میدهند ، یا از خانواده دریافت کنیم یا دوستان یا کسانیکه پیوند محبت داریم ، از این پیوند محبت این آب منتقل میشود یا اینکه مستقیم از خداوند ، از طبیعت یا کائنات دریافت کنیم که همان باران و برف میباشد .

پس اگر یک زمین خشک بشود ، یعنی ارتباطش قطع بشود و بارندگی نداشته باشد و از رودخانه هم آب را دریافت نکند برای اینکه بتواند سرسبزی خودش را حفظ کند باید چه کار کند ؟ باید از انرژی ذخیره شده خودش استفاده کند ، با حفر چاه روی زمین خودش با خارج کردن آب از چاه زمین خودش را آبیاری کند و این کاریست که ما انجام میدهیم ؛ در زمان اعتیاد وقتی ما اعتیاد پیدا میکنیم ، آب را از زمین خودمان خارج میکنیم یا از انرژی ذخیره شده خودمان استفاده میکنیم ، چون اعتیاد عملاَ ارتباط ما را با اطرافیان قطع میکند ، اما این کار در ادامه چه میشود ؟ باعث میشود ما آبهای زیر زمینی را از دست بدهیم و به یک جایی میرسد که یواش یواش چاه ما دیگر خشک میشود ، این همان نقطه ای است که وقتی به این نقطه میرسد دیگر نمیتوان حفظ ظاهر هم بکند و دیگر نمیتواند خودش را سر پا نگه دارد ؛

حالا نیروهای منفی و باز دارنده چه کار میکنند ؟ برای اینکه نیروهای منفی خواسته شان بی تعادلی است و وقتی که چرخه ها از تعادل خودشان خارج میشوند ، نیروهای منفی میتوانند قدرت خودشان را حفظ کنند ، برای اینکه زمینی خشک بشود یا اینکه رطوبت را نتواند جذب کند باید ارتباط بین ما یا  ارتباط بین زمین ها با زمین های  اطرافش قطع بشود ، چطوری این ارتباط قطع میشود ؟ زمانی ارتباط ما با اطراف قطع میشود که کسانی که دوستشان داریم یا از آنها محبت دریافت می کنیم ، اعتمادشان نسبت ما قطع میشود و آن چیزی که بین ما وجود دارد خراب میشود ، پس نیروهای منفی با قطع کردن ارتباط بین زمین ها یا ارتباط بین افراد چه کار میکنند ؟ آنها را در شرایطی قرار میدهند که خشک بشوند و رطوبتشان را از دست بدهند وقتی این کار را کردند میتوانند به راحتی آنها را به دست بیاورند و تخریبشان بکنند ، پس آنها ابزارهای خودشان را دارند ، برای اینکه زمین های ما و زمین های دیگر ارتباطشان قطع بشود ما باید اعتمادمان را از دست بدهیم .

ابزارهایی که استفاده میکنند این ها هستند :وقتی شما نسبت به کسی گمان بد می برید چه اتفاقی می افتد ؟ یا وقتی نسبت به کسی غیبت میکنید چه اتفاقی می افتد ؟ یا وقتی که در مورد کسی قضاوت میکنید چه اتفاقی می افتد ؟ وقتی که من نسبت به کسی که دوستش دارم گمان بد میبرم اولین اتفاقی که می افتد این است که من با آن شخص فاصله ام را زیاد می کنم و دیگر نمی گذارم ان حس و ارتباطی که وجود داشت دوباره برقرار بشود و در واقع ارتباطم را قطع میکنم ، پس کافی است من نسبت به کسی که دوستش دارم گمان بد کنم و افکار منفی پیدا کنم ، نه این دروغه ، آدم خوبی نیست ، محبتش قلابی است ، پس گمان بد در هر کدام از این ها میتواند اتفاق بیفتد و برای اینکه گمان بد اتفاق بیفتد شروع میکنیم به تجسس کردن که با کی حرف زد ؟ منظورش چیست ؟ دوستاش چه کسانی هستند ؟ کجا رفت ؟ چه کار کرد ؟ شروع میکنیم به تجسس و بعد از آن قضاوت را شروع میکنیم ، نه این از اولش هم اینجوری بود ، به دنبال بهانه بود ، فیلم بازی می کرد ، فقط به دنبال سود خودش است ، اگر به نفعش نبود ما را هم میفروخت و از این جور افکار که بعد از آن شروع میکنیم به غیبت کردن ، که در وادی پنجم مطرح شده که اینها از ابزار هایی هستند که نیروهای بازدارنده از اینها استفاده میکنند .

به خاطر همین است که در کلام الله فرامین وجود دارد و در وادی ها هم ما میخوانیم که راه صراط مستقیم جز انجام دادن فرامین نیست ، کلام الله برای چه روی فرامین تاکید میکند ؟ برای چه میگوید که دروغ نگو ؟ برای چه میگوید که قضاوت نکن ، گمان بد نکن ، تجاوز نکن ؟ خب یکسری از اینها را ما میشناسیم و با خیلی از اینها آشنایی نزدیک داریم ، این فرامینی هستند که اگر میگوید نکن ، به این خاطر است که یک سری ابزار های بازدارنده هستند که برای اینکه بتوانند انسان ها را در تاریکی فرو ببرند از آنها استفاده میکنند.

اگر بین ما و یک انسانی ارتباط محبت قطع بشود ، کسی که ما در واقع دوستش داریم مثلاَ فرزند و پدر که واقعاَ همدیگر را دوست دارند ، چقدر می تو نند به هم دیگر خیر برسانند ، این چشمه آبی که از وجود پدر به فرزند منتقل میشود یا برعکس منتقل میشود ، چقدر میوه های خوب میتواند به عمل بیاورد ، چقدر گیاهان خوب میتواند رشد کند و چقدر طراوت و شادابی و سرزندگی بوجود می آید ؟ خب حالا اگر به هر دلیلی این ارتباط قطع بشود فکر میکنید چه میشود ؟ این زمین های حاصلخیز تبدیل میشوند به زمین های خشک ، بعد برای اینکه رطوبتشان را بتوانند بدست بیاورند ، چون ما ناچاریم برای اینکه بتوانیم خودمان را سر پا نگه داریم ، یک باغبان برای اینکه زمین و درخت هایی که کاشته خشک نشود ناچار است آب را فراهم بکند و اگر از کسانی که پیوند محبت دارد نتواند فراهم بکند ، مجبور است برود سراغ کسانی دیگر و محبت را از جاهای دیگر فراهم بکند و دزدی بکند

پدر و پسر رابطه شان با هم قطع می شود ، فرزند 16 – 17 ساله مجبور است برود و دوستانی پیدا بکند تا بتواند برای زمینش آب فراهم بکند ولی این محبت و این آبی که به دست می آورد ممکن است برایش خیلی گران تمام شود تمام شود . ممکن است خیلی چیز ها را ازش صاحب بشود و بگوید بسیار خب من این آب را به تو میدهم ولی ولی در عوض نصف این درخت ها مال من نصف محصولاتت مال من ،و آن را ببرد و از مسیر خودش خارج کند .پس اگر این پیوندهای محبت بین انسان و انسان های  دیگر و با هستی  ضعیف بشود ما به سمت خشکی حرکت می کنیم ؛و برای  اینکه خشک نشویم مجبور هستیم این رطوبت را از جای دیگر تامین بکنیم واین گونه پیوند های نا میمون به وجود می آید ؛پیوندهای نادرست به وجود می آید و حیات از تعادل و چرخه ی خودش خارج  می شود .

پس این ها ابزار هستند: قضاوت، غیبت،قیاس ، سر زنش ، گمان بد، تعنه زدن،که آن پیوند های بین ما را با کسانی که دوست داریم قطع می کند .کلماتمان زهر آگین می شود ؛و درونمان خشک می شود ؛احساسمان از بین می رود ؛توانایی هایمان از بین می رود ؛سر زندگی مان از بین می رود و آرامش مان از بین می رود .
پس این فرامین برای این به وجود آمدن تا ما بتوانیم در صلح وآرامش زندگی بکنیم .من خودم وقتی این گونه به این مسئله نگاه می کنم جرأت اینکه  گمان بد ببرم و قضاوت کنم را ندارم  چون می دانم که این گمان بد می تواند محرومیت زیادی در پی داشته باشد.
برای اینکه بتوانی از آن چرخه ی تعادل که خارج شدیم برگردیم به آرامش ....باید این فرامین را احیاءکنیم و باید فرامین را اجرا کنیم و از این چیز هایی که گفتیم فاصله بگیریم .نود و نه درصد مواقع ما اصلا نیاز نیست هیچ وقت گمان بد را بهش بپردازیم ناچار هستیم که پیوند محبت هایی را با انسان هایی که دوستشان داریم ؛با هستی یواش یواش ترمیم بکنیم.ممکن است که آنها این کار را نکنند و اگر ما این کار را انجام بدهیم حتی اگر خیلی ها دریافت نکنیم از آسمان باران رحمت یواش یواش داده می شودو می توانیم زمین خود را احیاء کنیم .
این یک فرایند است که البته در کنگره  اتفاق افتاده و می افتد اما مثل هر فرایند دیگران نیاز مند است ممکن است ما بیاییم در [سفر اول]شما اگر نگاه بکنی می بینی که امکان ندارد که ما درمان بشویم ،از تاریکی خارج  بشویم ،بدون اینکه افکارمان مثبت شده باشد .
اول سفر پر از نفرت و پر از کینه ؛پر از بد بینی ،پر از حس انتقام  ولی می بینیم که حالمان خوب شده .اصلاً این جوری نیست و اصلاً قضاوت نمی کنیم و کینه نمی ورزیم ؛اگر دقت کنیم می بینیم که این اتفاقات در ما افتاده که یواش یواش حالمان خوب شده اما این ها همیشگی نیست این اتفاق می افتد و ما به درمان می رسیم .
حالا آمدیم {سفر دوم} و داریم ادامه می دهیم این هم یک مرحله ی جدید است که ما در این مرحله که به آرامش رسیدیم دوباره بر می گردیم به هر دلیلی شروع کنیم به قضاوت ،گمان بد ،غیبت....دوباره همان فرایند اتفاق می افتد.
زمبن خشک شده باید احیاء و سرسبز شود الان دوباره شروع کنیم در سفر دوم ما یواش یواش ما وارد معرکه گیری می شویم و می رویم در حاشیه و قضاوت کردن و در این فاز ها پس ما بایستی مثل یک باغ بان همیشه از این چیزی که داریم ، استفاده کنیم و اگر هم که نداریم بدست بیاوریم و اگر بدست آوردیم از او مراقبت بکنیم { حس}خوب مراقبت می خواهد .
کینه نداشتن ،نفرت نداشتن ،حس خوب داشتن نیاز مند مراقبت است تا حفظ بشود و حفظ کردن هم اندازه همان بدست آوردن عظمت دارد و امیدوارم که ما بتوانیم زمین های وجودی خودمان را از محبت و عشق سیراب بکنیم . که اگر این کار را انجام بدهیم آن موقع آن صفات خوب در انسان ظاهر می شود .
   صفات خوب زمانی در انسان ظاهر  می شود که زمینش شروع بکند به دریافت کردن توانایی و ویژگی  های خوش آیند .
طبیعی هم هست که وقتی زمین من یک زمین خشک و سوزان است چطور انتظار دارم دیگران بیایند بشینند کنار  من و دیگران از صحبت با من لذت ببرند این انتظار بی جایی است ولی اگر زمین ما تبدیل شد به زمین حاصل خیز هر کسی که کنازش رد بشود اون عطر خوبی را احساس می کند و این در کلام نیست بلکه درعمل هم وجود دارد.

نویسنده : هم سفر مهری
ویرایش و تنظیم: هم سفر لیلا




نوع مطلب : سی دی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 فروردین 1397 01:18 ب.ظ
خدا قوت به بچه های لژیون خانم امنه
لیلا جان ممنون بابت ویرایش
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic