اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی

به نام قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ 96/07/24جلسه یازدهم از دور هشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی ویژه هم‌سفران شعبه امین گلی با استادی هم‌سفر لیلا، نگهبانی هم‌سفر لیلا و دبیری هم‌سفر زهره با دستور جلسه‌ی

«از فرمان‌برداری تا فرماندهی» رأس ساعت 15 آغاز به کار نمود.



برای  فرمانده شدن باید سه مرحله تغییر، تبدیل و ترخیص انجام‌شده باشد؛  وقتی شخصی وارد کنگره می‌شود و به‌مرورزمان دارویش را کم می‌کند و بعد تمام می‌شود و به فرد سالم تبدیل می‌شود؛ می‌توان گفت از مصرف مواد ترخیص شده و بدنش احتیاج به هیچ موادی ندارد و وقتی به این مرحله برسد یعنی فرمان‌بردار خوبی بوده و....

در ادامه مطلب بخوانید.....

سخنان استاد:

خداوند را شاکر هستم که به من اجازه داد این جایگاه را تجربه کنم و از خانم لیلا هم سپاسگذارم که استادی این جلسه را به من دادند.

ما دونوع فرمانروایی داریم فرمانروایی درون و فرمانروای بیرون؛ که این فرماندهان رابطه ی تنگاتنگی با یکدیگر دارند. برای رسیدن به فرمانروایی بیرون باید در ابتدا  به فرمانروایی درون برسیم. 
فرماندهی درون یا فرماندهی خود، یعنی اینکه، یک فرمانی را به خودمان بدهیم و بتوانیم آن راانجام بدهیم.  مثلا من امروز ساعت 6 بیدار میشوم و بیدار بشوم؛ یا من امروز در جلسه مشارکت میکنم و این کار را انجام بدهم. بطور کلی فرماندهی درون یعنی خواسته هایی که داریم و بتونیم انجام دهیم اگر این کار شد و توانستی انجام بدهی یعنی اینکه بدن من در اختیار من است و تحت کنترل من است  اما اگر در اختیار من نباشند یعنی اینکه نیرو های من در اختیار من نیستند.
انسان از نفس واحده خلق شده و حرکت نفس از جمادی شروع شده وبه مرحله ی نباتی میرسد؛ و از مرحله ی نباتی به مرحله ی حیوانی می رسد هر چقدر که نفس جلوتر می آید و آموزش بیشتری می بیندو به تکامل بیشتری می رسد؛ ویژگی های خاصی به نفس اضافه می شود که  وارد داستان انسان می شود و ان ویژگی ها موضوع و اختیار آن است.
مثلا در مرحله ی جمادی هیچ حرکتی نیست به عنوان مثال یک تکه سنگ هیچ حرکتی ندارد؛ سالهای سال می گذرد و ممکن است هیچ تغییری نکند و فقط بر روی آن  مقداری فرسایش انجام شود. در مرحله نباتی  حرکت کمی بیشتر میشود رشد میکند نیاز به نور آب و غذا دارد ودر مرحله ی حیوانی حرکت بیشتر می شود؛ می تواند حرکت کند شکار کند و همینطور  یک سری از احساسات را در خود نشان دهد.

در مرحله ی انسانی تمامآنفس است ؛که در چه شرایطی قرار بگیرد و هر چه آموزش بیشتری ببیند به تکامل بیشتری می رسد در این مرحله خصوصیات خاصی هم به موجود داده می شود ودر واقع نفس به آن اضافه می شود.
و آن خصوصیات اختیار است ؛ که باعث می شود انسان از سایر موجودات متمایز می شود. قدرتهای خاصی داده می شود تا بتواند ار حیطه ی اختیار براید. یکی از این اختیارات مسئله روح، تفکر و اندیشه است که انسان باید همیشه در مورد این مسائل تفکر کند. و همه کارهایش را با تفکر انجام بدهد. 
هیچ چیز برای انسان بدتر از این نیست که اختیارش از او گرفته بشود. و اگر گرفته بشود یعنی فرماندهی خودش را از دست داده است.  
 در مرحله حیوانی می بینیم که مر حله ی فرماندهی بر مبنای زور می چرخد و می بینید که هر کدام که زور بیشتری داشته باشد فرماندهی می کند. و حیواناتی که ضعیف تر هستند فرمانبری می کنند اما در مرحله ی انسانی کاملا متفاوت است و در مرحله ی فرمانبرداری و فرماندهی بر اساس فهم و دانایی  شخص است.
اگر من دیدم که نمیتوانم کارهای شخصی خودم را انجام بدهم؛ و اینکه قبلا توانایی های بیشتری داشتم و الان نمیتوانم آنهارا انجام بدهم و از حیطه اختیار من خارج شده است؛به عنوان مثال:
دوست دارم غیبت نکنم اما نمی توانم ، یا تهمت نزنم اما نمی توانم  یا به موقع سر جلسه حضور پیدا کنم اما نمیتوانم بطور کلی اختیار نیروهای خودم را ندارم  و فرماندهی  آنها از من گرفته شده است.


  چرا فرماندهی از من گرفته می شود؟ بخاطر اولین نافرمانی از فرمانهای الهی و از قانون عدور کردن، اختیارات از من گرفته می شود.
برای رسیدن به فرماندهی باید فرامین الهی را انجام بدهیم ودر جهت مستقیم حرکت کنیم. فردی که از فرامین الهی پیروی کند به جایی می رسد  که می تواند فرمان ده خوبی باشد.چرا چون انسانی که از فرامین پیروی می کند، دروغ نمی گوید، غیبت نمی کند، قضاوت نمی کند، می بخشد ودر آرامش است و چنین فردی به فرماندهی خود می رسد. 
مثلا  برنامه ریزی می کند که خانه بخرد و می خرد؛  یا دانشگاه قبول بشود، یا کمک راهنما بشود و می شود.  انسان وقتی  احساس می کند فرمانده جسم خودش است  هر فرمانی به جسم خودش بدهد می تواند اجرا کند  و این حس برای او بسیار خوشایند است .
فرماندهی بیرون انسان به گونه ای است که زاتن دوست دارد که فرمان بدهد و دیگران به خواسته های او گوش بدهند.
اگر می بینید یک شخص در جمعی فرمانده خوبی است ؛ بی جهت به این فرماندهی نرسیده نقطه شروع آن  فرمانبرداری خوبی بوده است. من وقتی می توانم فرمانده خوبی باشم که بدون اینکه حتی زور بزنم دیگران به حرف های من گوش بدهند .
 زمانی آن حرف من نافض می شود و انجام می دهند که در حاکمیت نباشد و واز روی زور نباشد وبامحبت باشد. 
کسی می تواند فرمانبردار خوبی باشد، که عاشق رسیدن باشد. و رسیدن به خواسته ای را داشته باشد و به راهنمای خود ایمان داشته باشد. انگاه در جایگاه فرمانبرداری با عشق فرمان می برد .مشکوک عمل نمی کند، قضاوت نمی کند، نق نمیزند و در حاشیه نیست چون آگاه است که به  راهی می رسد و چون به راهنمای خود کاملا ایمان دارد؛ پس بدون چون و چرا فرمانبرداری می کند.
انسان در هر زیستگاهی که هست در جایگاهی فرمانده است و ودر جایگاهی فرمانبردار واین یک قانون است و اگر نباشد آموزش اتفاق نمی افتد . 
در کنگره اولین اموزش فرمانبرداری است و یک کمک راهنما اول خود فرمانبردارخوبی بوده که به این جایگاه رسیده و باسعی و تلاش و خواسته درون به این جایگاه رسیده  و لازمه رسیدن به این جایگاه حرف شنوی و اطاعت از کمک راهنماست.  
بنابراین برای  فرمانده شدن باید سه مرحله تغییر، تبدیل و ترخیص انجام شده باشد  وقتی شخصی وارد کنگره میشود و به مرور زمان دارویش را کم می کند و بعد تمام می شود و به فرد سالم تبدیل می شود؛ می توان گفت از مصرف مواد ترخیص شده و بدنش احتیاج به هیچ موادی ندارد و وقتی به این مرحله برسد یعنی فرمانبردار خوبی بوده و از نشریات بخوبی استفاده کرده است  ودر جلسات حضور داشته و به حرف راهنما عمل کرده است .
شخصی که می خواهد به رهایی برسد باید به چندموضوع توجه داشته باشد : 
1-آموزش پذیر باشد.  2-صبر داشته باشد. 3- به هدفش ایمان داشته باشد . 4 خواسته اش قوی باشد
 انسانهایی که به فرماندهی رسیده اند به مسئولیت خود واقف هستند.  یعنی: قدرت تفکر او باید بالا برود تا قدرت قدرت عمل او هم بالا برود.
. آقای مهندس می فرمایند من هم فرمانبردار استادانم هستم برای فرمانبرداری باید اموزش ببینیم تابع قوانین باشیم تا بتوانیم روزی فرمانده خوبی باشیم .
از خداوند می خواهم که فرمانبرداری ما نیز مثل حضرت ابراهیم باشد؛ که بدون هیچ چون و چرایی فرزندش را برای قربانی به قربانگاه برد؛ یا مولایمان حسین که فرمانبرداری از معبود انقدر برایش لذت بخش بود که سختی مصیبت را ندیدند.
انشالله خداوند توفیق این را بدهد که از آموزش های کنگره به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم و به آن فرمانده ای که دوست داریم برسیم





نوع مطلب : استادی و نگهبانی و دبیری های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic