اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 12 مهر 1396 :: نویسنده : اعظم همسفر

به نام قدرت مطلق الله

لژیون کمک راهنمای محترم همسفر آمنه، شعبه ی امین گلی، روزدوشنبه 96/07/10 با استادی هم سفرآمنه و دبیری هم سفر مریمبا دستورجلسه "سی دی حقه های نفس" رأس ساعت 16:۳۰ آغاز به کار نمود


انسانی که جهل و ناآگاهی دارد، محیط شرایط را بر او تحمیل می‌کند، اما انسان آگاه، انسانی است که انتخاب می‌کند به چه مسئله‌ای توجه داشته باشد و این بسیار مهم است و نیاز به تمرین دارد...

در ادامۀ مطلب بخوانید...

سخنان استاد محترم:

انتقال صفات در انسان تابع فعل است نه فاعل!

یک نفر دانشگاه قبول می‌شود، من خوشحال می‌شوم، سیستم هستی و قسمت مربوط به سیستم درونی انسان می‌گوید تو دانشگاه و علم را دوست داری؛ بنابراین کمک می‌کند تا برای تو هم اتفاق بیافتد اگر خواهان آن باشی؛ و اگر خواهان آن‌هم نباشی آن شادی و شعف و خوشحالی به تو هم منتقل می‌شود.

در اینجا انتقال صفات اتفاق می‌افتد و آن توانایی علم و قبول شدن به من منتقل می‌شود چون هستی بر پایه عشق و محبت و دوست داشتن است. طبق وادی 14 اگر من چیزی را دوست داشته باشم و به آن محبت داشته باشم آن صفت و ویژگی به من منتقل می‌شود.

حالا اگر یک نفر ازدواج کند و خوشبخت شود و من ناراحت شوم در اینجا بخش صور پنهان هستی کاری ندارد که آن شخص که عروسی کرده کیست؛ می‌گوید چون تو از محبت، از ازدواج، از عاشق شدن خوشت نمی‌آید بنابراین بهتر است از آن بهره‌مند نباشی چون دوست نداری مطمئناً نباید داشته باشی پس انسان از عشق و محبت محروم می‌شود و این مَثَل قدیمی که می‌گویند اگر انسان از چیزی بدش بیاید به سرش می‌آید از این قانون پیروی می‌کند.

اگر برای دیگران یک اتفاق خوب افتاد و نتوانستید خوشحال شوید باید به‌سلامت روان و درون خود شک کنید و این نشان‌دهندهٔ وجود بیماری است مطمئناً کسی که از رنج دیگران شاد و خوشحال می‌شود و از موفقیت دیگران ناراحت می‌شود نشان‌دهنده این است که چه قدر در تاریکی است و چه قدر شرایط و وضعیت بد و خرابی دارد؛ و مطمئناً عواقب بعدی برایش اتفاق می‌افتد. کسی که از بدبختی دیگران خوشحال می‌شود، همه آن‌ها را برای خود جذب و جمع‌آوری می‌کند.

در فیزیک قانونی وجود دارد به نام "قانون چشمه" و این قانون می‌گوید:

اگر نقطه‌ای در فضا داشته باشیم و این نقطه بخواهد به محیط اطرافش تابش داشته باشد و  مثل یک چشمه بجوشد و به محیط اطرافش چیزی را انتقال بدهد یا مثل یک سیاه‌چاله انرژی اطراف را به سمت خود بکشد، این‌ها هیچ ارتباطی به وجود بارهای مثبت و منفی اطرافش ندارد و میدان‌های مثبت و منفی تأثیری بر آن ندارند یعنی مهم نیست اطراف آن پر از میدان‌ها و قطب‌های دیگر باشد و این امر هیچ تأثیری در اینکه آن نقطه بتواند مثل یک ستاره بدرخشد ندارد و تنها عامل میزان بار موجود در درون آن نقطه است و مهم این است که آن نقطه در خود بار مثبت یا منفی یا خنثی دارد و چگالی موجود در آن تعیین‌کننده است که ستاره باشد، چشمه باشد یا سیاه‌چاله و یا یک نقطه خنثی و بی‌تفاوت.

محیط اطراف، میدان‌های قوی ایجاد می‌کند ولی نمی‌تواند در آن صفت تأثیر بگذارد. اگر انسان را یک‌ذره در هستی در نظر بگیریم، مثلاً یک چشمه یا ستاره یا سیاه‌چاله، هیچ ارتباطی ندارد که پیرامونش چه افرادی هستند و در چه محیطی زندگی می‌کند، جامعه مثبت و منفی تأثیری بر تابش او نخواهد داشت. این همان قانون چشمه است.

نتیجه این قانون خیلی جالب است پس نقش محیط و جامعه و خانواده چیست؟

ارتباط آن به این صورت است که آن نقطه که انسان است شروع می‌کند به فکر کردن و اندیشهٔ مثلاً مثبت و این فکر یک خط ایجاد می‌کند و شروع می‌کند به جذب کردن بارهای مثبت اطراف خودش و اگر پیرامون این شخص 100 بار منفی و 5 بار مثبت وجود داشته باشد شروع می‌کند به جمع‌کردن چگالی‌های مثبت برای خودش و آرام‌آرام بارهای مثبتی از سیستم وارد نقطه موردنظر می‌شود و وقتی وارد آن نقطه شد آن نقطه چگالی بار مثبتش بالا می‌رود و می‌تواند به محیط اطراف خود انرژی مثبتی را ساطع کند. وقتی‌که افکار مثبت باشد مثل یک ستاره می‌درخشد و مثل یک چشمه عمل می‌کند.

اما وقتی‌که افکار منفی باشد انسان متمرکز می‌شود روی اتفاقات و قسمت‌های منفی و ظلم‌هایی که شده است و شروع می‌کند به جذب کردن آن‌ها و حتی در اول ممکن است بار این انسان مثبت باشد اما آرام شروع می‌کند بار منفی با بار مثبت جمع می‌شود و بار را ضعیف می‌کند و در ابتدا چشمه پرنور تبدیل به چشمه‌ای کم‌نور می‌شود و بعد به مرداب و مرداب تبدیل به باتلاق می‌شود و ممکن است این اتفاق ظرف چند ماه یا چند سال طول بکشد اما بدون شک اگر افکار و اندیشه‌های انسان منفی باشد و منفی نگر باشد در ادامه قطعاً و یقیناً انسان تبدیل به یک نقطه با چگالی بار منفی خواهد شد که در محیط اطرافش جز به وجود آوردن افکار بد و منفی هیچ کاری نمی‌کند. انسان‌های دیگر از کنار من بودن احساس ناراحتی می‌کنند و از من فاصله می‌گیرند چون من این ویژگی را به محیط اطرافم تابش می‌کنم.

اگر انسان بخواهد در جامعه‌ای که در آن بار مثبت کم است، بار مثبت جذب کند نیازمند آن است که تلاش و جستجوی بیشتری داشته باشد و نیازمند آن است که بر جاذبه منفی محیط غلبه کند.

اما اگر جامعه‌ای مثبت اندیش باشد اگر اتفاقی برای کسی بیفتد اولین سؤالی که به وجود می‌آید این است که آیا سالم هستید؟ نه اینکه شروع کند به دعوا کردن.

در جامعه با صفات مثبت کم، باید به مثبت‌های بیشتری فکر کرد؛ اما در جامعه‌ای که درگیری بالا است انسان باید ویژگی‌های بیشتری را در خودش پرورش دهد. ویژگی‌هایی مانند، صبر، گذشت، بردباری و با مثبت اندیشی بیشتر از آن اتفاقات عبور کند، عبور کردن از اتفاقات منفی دشوار است و اگر انسان در جامعه‌ای که منفی بیشتر است بتواند تعادل به وجود بیاورد و به مثبت‌ها فکر کند تبدیل به انسانی می‌شود که در درون خود کارِ زیادی انجام داده است و چنانچه این انسان به یک کشور دیگر برود خیلی موفق خواهد شد چون خیلی صفات را در خود به وجود آورده است ولی اگر انسانی به این خاطر که از جامعه و کشور خود نفرت دارد خارج شود، از این سیستم بیرون می‌رود ولی وارد هر سیستم و جامعه‌ای شود همان اتفاقات در جلوی پایش سبز خواهد شد.

انسان نباید به چیزهای منفی که اطرافش می‌گذرد متمرکز شود و اگر هم می‌بیند، قضاوت نکند. اگر انسان قانون چشمه را به‌یقین نه به کلام باور داشته باشد و احساس کند، خواهد فهمید که موفقیت و چشمه بودنش تابع خودش است، محیط در مرحله دوم قرار می‌گیرد و آن‌هم تابع انتخاب خودشان است و به انتخاب آدمی بستگی دارد پس محیط تعیین‌کننده نیست.

انسانی که جهل و ناآگاهی دارد، محیط شرایط را بر او تحمیل می‌کند، اما انسان آگاه، انسانی است که انتخاب می‌کند به چه مسئله‌ای توجه داشته باشد و این بسیار مهم است و نیاز به تمرین دارد.

مثلاً شخصی با خواهرش چندین سال مسئله و درگیری دارد وقتی می‌فهمد که این یک ساختار منفی است تلاش می‌کند این ساختار را اصلاح کند در اینجا با یک مقاومت و اصطکاک شدید از طرف آن ساختار روبرو می‌شود این یک قانون است در فیزیک به نام اینرسی.

وقتی وضعیت تغییر می‌کند، مثلاً از سکون به حرکت یا حرکت کندتر به تندتر و... با یک مقاومت شدید روبرو می‌شویم ولی نباید ناامید شد، چون بعدازاین مقاومت‌ها تغییر ایجاد خواهد شد. در جاده یا خیابان با یک ترمز شدید ابتدا به جلو پرتاب می‌شویم ولی خیلی زود به یک ثبات می‌رسیم، نتیجه آن این است که با ماشین روبرویی تصادف نمی‌کنیم.


نگارش: همسفر اعظم


 





نوع مطلب : گزارش های لژیون، سی دی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 مهر 1396 03:32 ب.ظ
سلام خدمت خواهرعزیزم خانم اعظم بسیارعالی بودمن ازشما سپاسگزارم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات