اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
چهارشنبه 15 شهریور 1396 :: نویسنده : آمنه پریشانی

به نا‌م قدرت مطلق 
امروز ۹۶/۶/۱۳، جلسه چهارم از دوره پنجم سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران نمایندگی سهروردی خمینی شهر با نگهبانی همسفر مریم و استادی همسفر آمنه و دبیری همسفر مژگان با دستور جلسه وادی چهاردهم راس ساعت ۱۶ شروع به کار نمود.


آنچه باور است محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است. من که میگویم، کلام خود نیست؛ بلکه فردی است در جمع بیکران هستی که باورش کار هرکس نیست؛ مگر معنای آن، بداند که آن چیست. ارابه ها را در بیکران به حرکت در آورید که نگهبان ماوراء به آنچه در زمین میگذرد، نیازمندند. بشکافید آنچه شکافتنی نیست، در دل سنگ بروید و ترکیب ها را جدا نمائید.

به نا‌م قدرت مطلق 
امروز ۹۶/۶/۱۳، جلسه چهارم از دوره پنجم سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران نمایندگی سهروردی خمینی شهر با نگهبانی همسفر مریم و استادی همسفر آمنه و دبیری همسفر مژگان با دستور جلسه وادی چهاردهم راس ساعت ۱۶ شروع به کار نمود.


آنچه باور است محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است. من که میگویم، کلام خود نیست؛ بلکه فردی است در جمع بیکران هستی که باورش کار هرکس نیست؛ مگر معنای آن، بداند که آن چیست. ارابه ها را در بیکران به حرکت در آورید که نگهبان ماوراء به آنچه در زمین میگذرد، نیازمندند. بشکافید آنچه شکافتنی نیست، در دل سنگ بروید و ترکیب ها را جدا نمائید.


استاد در ابتدا خداوند را شاکر شدند که در این جایگاه قرار دارند و در باب دستور جلسه فرمودند که: دستور جلسه امروز وادی چهاردهم، وادی عشق و محبت است. 


در مورد عشق و محبت باید بدانیم که در هستی هر چیزی با نیروی عشق شروع می شود یعنی ما تا زمانی که به کاری عشق و علاقه نداشته باشیم محال است که در آن زمینه حرکت کنیم و یا آن کار را به انجام برسانیم. چرا که از همان ابتدا خداوند با دمیدن عشق وجود خودش در امواج، باعث شد که آن امواج فشرده شوند و آنقدر متراکم شوند که تشکیل یک ذره کوچک را بدهند، و از همان ذره کوچک خداوند تمام موجودات را به وجود آورد. پس هسته اولیه جهان به وسیله نیروی عشق به وجود آمده است. و این نیروی عشق هم در انسانها وجود دارد و حتی در جامدات، گیاهان و حیوانات هم این عشق وجود دارد. و برای اینکه این عشق به وجود بیاید ما باید یک مثلث را داشته باشیم که اضلاع آن شامل حس، جاذبه و سایه ها است. اولین مورد سایه ها است، چگونه یک عشق به وجود می آید؟ اولین موردش یک سایه است که باید یک چیزی وجود داشته باشد، یک جسمی، انسانی، گیاهی یا هر چیزی تا این عشق به وجود آید. و اگر آن سایه وجود نداشته باشد، عشق هم به وجود نمی آید! حال چرا میگوییم سایه ها؟ چون انسان تنها این پیکره را ندارد، انسان شامل هفت پیکره است که مولانا می گوید: هفت حس است و ده اندام دگر. و چون هفت اندام داریم بنابراین می گوییم سایه ها. اگر عشق فقط در همین جسم فیزیکی ما بود با مردن ما از بین می رفت. 
مورد دوم جاذبه است. آن سایه باید جاذبه ای داشته باشد تا بتواند آن مورد را به طرف خودش بکشد. کلا موجودات هم دافعه دارند و هم جاذبه و این جاذبه باعث جذب افراد به یکدیگر می شود. و ضلع سوم حس است. حس را بارها در کنگره شنیده اید و جزء صور پنهان است. حس اولین شروع به کارگیری قوه عقل است و فقط هم نام خودش را می تواند درک کند. یعنی یک پشه فقط پی تواند حس یک پشه را درک کند و یک انسان، انسانی دیگر را. در مورد داشتن عشق به خالق، چون خداوند سایه ندارد بنابراین تمام مخلوقات می شوند سایه! و اگر من میخواهم  عشق به خداوند را حاصل کنم باید به مخلوقات خداوند عشق بورزم، در غیر اینصورت عشق خالق حاصل نمی شود. ما در کنگره دو نوع محبت و عشق داریم، یکی محبت خاص و یکی محبت عام. محبت خاص محبتی است که در آن حس تملک وجود دارد، یعنی عشق به فرزند به خاطر داشتن حس تملک به آن است. و این محبت خاص مد نظر کنگره نیست چون خواه نا خواه ما همه عزیزانمان را دوست داریم. محبت مد نظر کنگره محبت عام است که انسان وقتی به این محبت برسد می تواند تمام موجودات و مخلوقات را دوست داشته باشد و عشق به مخلوق پیدا بکند تا بتواند به عشق به خالق برسد. و این کار به آسانی نیست چون باید برای رسیدن به محبت عام باید تزکیه و پالایش زیادی داشته باشیم، در بعدهای مختلف باشیم و سختی های زیادی بکشیم تا به محبت عام برسیم. یعنی هرچه انسانها دانایی بیشتری داشته باشند، صد در صد آن عشق و محبتشان بیشتر می شود. یعنی هر چه انسان عاقل تر، عاشق تر! و این دو یکدیگر را تکمیل می کنند و در تضاد هم نیستند. مطلب دیگر اینکه نیروی عشق در تمام انسان ها وجود دارد. ولی برای مثال ما همیشه گله می کنیم که مسافرانمان انگار اصلا عشق و محبت ندارند! آیا مسافر عشق پدری ندارد؟ پاسخ این است که مسافران ما هم درونشان عشق و محبت وجود دارد ولی چون درون آرامی ندارند باعث می شود که صدای عشق و محبت را در درونشان نشنوند.


 وادی چهاردهم سه خطابه دارد. خطابه اول، خطابه اضداد است که از سردار می باشد، خطابه دوم خطابه امواج از عقاب سفید و خطابه سوم زنجیره های عشق است که از استاد رعد می باشد که با مطالعه اینها می توانید بدانید که عشق واقعی به چه صورت است. انواع عشق در وادی چهاردهم آورده شده است که عشق مخلوق به مخلوق، عشق مخلوق به خالق و عشق خالق به مخلوق. اولین عشق، عشق مخلوق به مخلوق است! یعنی یک مخلوقی چه انسان چه حیوان، عاشق مخلوقی دیگر باشد و به هر حال این هم نوعی از عشق محسوب می شود. همانگونه که بزرگی می فرماید: اگر عشق خالق نداری، عشق مخلوق را محیا کن تا بتوانی قدر این کلمات را بدانی! و زمانی که ما عشق مخلوق به مخلوق را طی بکنیم می رسیم به عشق مخلوق به خالق. یعنی اینجا مخلوق عاشق قدرت مطلق می شود و پله های رسیدن به عشق خالق، عشق بلا عوض به مخلوقین خداوند است.
 و زمانی که این مرحله را طی کردیم و دیگر هیچ چیز را برای خودمان نخواهیم جز آنچه خالق برای ما می خواهد،می رسیم به مرحله عشق خالق به مخلوق که مرحله بسیار بالا و عظیمی است که در اینجا خدا عاشق مخلوقش می شود! در چنین عشقی انسان همانند خورشید عمل می نماید. خورشید به همه چیز می تابد و در اینصورت انسان هم مانند خورشید به همه موجودات محبت می کند و برایش تفاوتی نمی کند که آن انسان خوبی هست یا نه. امید دارم که روزی به این عشق خالق به مخلوق برسید و به جایی برسید که بتوانید برای تمام انسان ها و موجودات عشق بلا عوض داشته باشبد. قسمت دوم این جلسه تاثیر این وادی بر روی من است. خوب است که هر وادی یا دستور جلسه ای را که رد می کنیم یک نتیجه ای از آن بگیریم و یک تاثیری بر ما به جا بگذارد. از این به بعد دقت بکنیم ببینیم از زمانی که به کنگره آمده ایم تا چه حد توانسته ایم از قهر به مهر حرکت کنیم؟ تا چه حد توانسته ایم مسافرانمان را ببخشیم و به آنها عشق بورزیم؟ آیا وقتی به کنگره می آییم و زحمت هایی را به خاطر آنها متحمل می شویم به روی آنها می آوریم؟ آیا عشق بلا عوض به آنها می دهیم؟ اگر به این مرحله برسبم آن مسافر نیست که لذت می برد، اولین نتیجه را خود من می برم. چون خودم در یک بهشت درونی به سر می برم که خیلی احساس آرامش دارم چون هیچ کینه و نفرتی نسبت به کسی ندارم و این بهشت درون را تجربه می کنم! به امید آن روز که همه به آن بهشت درون برسیم.
منبع :وب نمایندگی سهروردی
نویسنده :همسفر منصوره




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 آذر 1397 10:32 ق.ظ
سلام
خانم امنه شما خیلی زحمت کشیدید،که به زندگی من سروسامان بدهید اما..... ؟به هر صورت من به حسب وظیفه ازشما وشوهرتان اقای مجید شیروی تشکر میکنم. وهمچنین از همسفرم که فقط من اورا سوزاندم تشکر میکنم. فقط امیدوارم خداون به شما ارج بدهد ومرا نیز ببخشد...؟امین
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic