اوج آرامش
درباره وبلاگ



آرامش رسیدن به مقصد است که پس از
طوفان های زندگی شکل می گیرد. برای به آرامش
رسیدن، باید دل به دریا زد، باید با موج های
زندگی مقابله کرد...
با هم می توان عبور کرد، قدم به قدم حرکت کرد، همانطور که دیگران
قبل از تو حرکت کردند و حالا در ساحل امن
و آرامش با خود و مسافران مسیر رفته را مرور
می کنند و به آن لبخند می زنند، لبخندشان
همین است که به تو می گویند،
می توانی چون ما توانسته ایم و
قبل از ما نیز توانسته اند.

مدیر وبلاگ : آمنه پریشانی
سه شنبه 10 مرداد 1396 :: نویسنده : اعظم همسفر

به نام قدرت مطلق الله
لژیون کمک راهنمای محترم همسفر آمنه ، شعبه ی امین گلی،  روزدوشنبه 96/05/09با استادی کمک راهنمای عزیزمان همسفر آمنه و دبیری همسفر خدیجه با دستورجلسه"سی دی نتیجه" رأس ساعت ۱7:۳۰ آغاز به کار نمود



خوشبختی زمانی است که انسان بتواند ازنظر جسم و روان و جهان‌بینی به تعادل برسد. اگر انسان ازنظر جسم، روان و جهان‌بینی به تعادل برسد به یک تفکری می‌رسد که قادر است با تفکر و اندیشه حتی مسائل مالی را به‌راحتی حل کند.

در ادامه مطلب بخوانید.....

سخنان استاد محترم:

مصرف‌کنندگان مواد مخدر در قسمت جسم, روان و جهان‌بینی‌شان تخریب ایجادشده و برای اینکه ما یک فرد مصرف‌کننده را بازسازی کنیم باید هم در قسمت جسم، هم روان و هم در قسمت تفکر، اندیشه و جهان‌بینی شخص این اصلاحات و بازسازی را به انجام برسانیم؛ و ما به این نتیجه رسیدم که مثلث جسم, روان و جهان‌بینی برای تمام انسان‌ها جزء واجبات و ضروریات است و انسان‌ها در هر منصب و مقام و شغلی که باشند اگر نتوانند در این مثلث تعادل ایجاد کنند انسان‌های به‌هم‌ریخته و بی‌تعادل و مشکل‌داری هستند. بشر آن‌قدر در بحر تفکرات خاص خود فرورفته که حتی جسمش را فراموش کرده است و فقط این تفکر را دارد که جسم برای لذت‌جوئی است و دائماً در فکر زیبایی و اصلاح صورت، دماغ و دور سایز کمر و افزایش قد و این‌جور چیزها هستند. ولی بیماری یبوست دارد و اصلاً براش مهم نیست؛ و نمی‌داند که این بیماری به جسم خسارت وارد می‌کند و این همان، به جسم نپرداختن است. داروهایی که به درد این بیماری بخورد وجود ندارد و من مجبور شدم برای یکسری قسمت‌ها یک‌چیزی را به وجود بیاورم مثلاً برای درمان اعتیاد از تریاک و شربت OT استفاده کردم و اصلاً هم برای کسی قابل‌باور نیست و هنوز هم در جهان برای کسی قابل‌باور نیست یا برای مشکل یبوست یا کبد چرب که اکثراً گرفتار آن هستند، عصاره سرکه سیب را درست کردم که این مشکل را حل کند. بدن‌ها فقیر و اکثراً بیمار هستند و همه بدن‌ها کمبود و فقر مواد غذائی دارند یعنی اینکه از غذاهای مغذی و دارای ویتامین‌ها و املاح معدنی استفاده نمی‌کنند و از غذاهای نامناسب مانند ماکارونی، لازانیا، سوسیس و پیتزا بیشتر استفاده می‌کنند. مثلاً همین محلول سرکه سیب را که در اختیار اعضا قراردادیم یکسری اعلام کردند که کبد چرب، نقرص و بیرون‌روی و بیماری‌های پوستی و مشکلات دیگری که داشتند اکثراً با این محلول برطرف شده است، این ماده کمبود پتاسیم و املاح و منیزیم، کلسیم، آهن، ویتامین‌ها و انواع و اقسام مواد معدنی و کانی را برطرف می‌کند. دو بیماری مادر تمام بیماری‌هاست: 1- بی‌خوابی 2- یبوست؛ که متأسفانه بشر امروزی اکثراً گرفتار آن هستند و همه از فقر مواد غذائی است. از میوه‌ها خیلی کم استفاده می‌کنیم، از سبزیجات استفاده نمی‌کنیم، تمام میوه‌ها و سبزیجات و گوشت را فریزر می‌کنیم و تبدیل به یکسری آشغال می‌کنیم و بعد آن‌ها را می‌خوریم. برای همین انواع و اقسام بیماری‌ها راداریم. پس ما باید در دیدگاه خود به قسمت جسم و سلامتی توجه بیشتری بکنیم و همین‌طور به جهان‌بینی و دیدگاه خود توجه کنیم. جهان‌بینی در سطح جهانی بیمار است. همه به دنبال آن افکار و وعده‌هایی می‌روند که ظاهری و فریبنده است و آن را می‌پذیرند که این مربوط به جهان‌بینی افراد است و تا این جهان‌بینی درست نشود هیچ‌چیز درست نمی‌شود. ما نمی‌توانیم انسان‌ها را فقط با جهان‌بینی درست کنیم و این امکان‌پذیر نیست؛ مانند گروه معتادان گمنام که فقط با جهان‌بینی می‌خواهند فرد را درمان کنند و این امکان‌پذیر نیست، برای همین موفق نبودند و با شکست مواجه می‌شوند. افرادی هم که می‌خواهند فقط جسم را با ورزش کردن و انواع و اقسام آمپول‌ها و هورمون‌ها پرورش بدهند، درست نیست چون جسم احتیاج به تغذیه و حرکت‌های دیگر هم دارد. پس وقتی انسان، جسم و جهان‌بینی را درست کرد، روان هم درست می‌شود. خوشبختی آن زمانی است که انسان بتواند ازنظر جسم و روان و جهان‌بینی به تعادل برسد. اگر انسان ازنظر جسم، روان و جهان‌بینی به تعادل برسد مرحله‌ای است که دیگر نمی‌خواهد دنبال پول برود و پول خودش می‌آید و لازم نیست که دنبال پول برود. چون اگر این‌ها درست بشود شخص به یک تفکری می‌رسد که خودش قادر است با تفکر و اندیشه خودش حتی مسائل مالی خودش را به‌راحتی حل کند. برای اینکه به مرحله‌ای برسیم که جسم، روان و جهان‌بینی سالمی داشته باشیم یکسری خواسته داریم و اولین چیزی که در خواسته‌های ما نقش بسیار مهم و اساسی را بازی می‌کند حس است. گفتیم حس اولین نیروی است که قوه عقل را راه‌اندازی می‌کند، چون حس گیرنده است و تا مطالب را با چشم و گوش نگیریم اصلاً عقل نمی‌تواند کاری بکند. حس، عشق وایمان را نیز راه‌اندازی می‌کند. برای انجام هر کاری اول از همه باید حس آن کار را پیدا کنیم.

حضرت مولانا می‌فرمایند: آب کم جو، تشنگی آور به دست

یعنی نمی‌خواهد دنبال آب بگردی، تو تشنه بشو وقتی تشنه شدی آب پیدا و مهیا می‌شود.

ما باید حس را تبدیل به حسِ سالم کنیم، زمانی حس سالم می‌شود که انسان تزکیه و پالایش‌شده باشد و اگر حس ناسالم باشد ما به نتیجه نمی‌رسیم. وقتی صدای طبل خرس و شیپور زرافه و سروصدای دیگر موجودات باشد، شما دیگر صدای بلبل و پروانه و صداهای ظریف را نمی‌شنوید. یعنی وقتی افکار و احساس انسان خیلی آلوده است و فقط در یک نقطه‌ای متمرکزشده، تشخیص نمی‌دهد و نمی‌تواند حس را درست دریافت کند. حس ما باید سالم باشد وقتی سالم باشد دریافت می‌کنیم، اگر حس ما پر از کینه، نفرت، انتقام و ... باشد و هزار و یک فکر داشته باشیم، حس کاملی نداریم ونمی توانیم درست دریافت کنیم و دریافت اشتباهی از مسائل داریم پس برای خواستن هر چیزی باید حستان سالم و کامل باشد. اگر یک نفر را دوست دارید باید حستان نسبت به او حس پاکی باشد و حستان آلوده و دارای پیچیدگی نباشد و حستان او را برای خودش بخواهد و افکار و اندیشه و مقیاس‌های دیگری درونش نباشد اینجا میگوییم حس سالم است. اگر حس شما نسبت به راهنما سالم باشد راهنما را اذیت نمی‌کنید متقابلاً اگر راهنما حسش نسبت به رهجو سالم باشد کمتر شاگردش را اذیت می‌کند. وقتی حس را گرفت، باید تبدیل به خواست شود و روی خواسته‌اش باید محکم و پابرجا باشد. در هر کار و خواسته‌ای که داریم، یکسری مشکلات و سختی‌ها وجود دارد که مانع خواست ما است. هر کاری که می‌خواهی انجام دهی اول جواب نمی‌دهد و باید سختی‌های آن را طی کنی. پس مرحله اول حس است، مرحله دوم خواست است و مرحله سوم می‌شود حرکت. حسش به وجود آمده، خواستش هم قوی و محکم بوده حالا نوبت حرکت است و باید حرکت کنی. تازه وقتی‌که حرکت می‌کنی، با مسائل متعدد مواجه می‌شوی و انواع و اقسام مشکلات و مسائل ممکن است سر راه تو قرار بگیرد. بعد از حرکت ما باید به نتیجه برسیم. ممکن است همیشه شما به نتیجه بالایی برسید ولی گاهی اوقات اگر حتی به 30 یا 40 درصد نتیجه هم برسید برنده هستید.

پس ما یک مسیر داریم: 1- حس 2- خواست 3- حرکت 4- رسیدن به نتیجه. البته برای اینکه حس پیدا شود، احتیاج به جاذبه هم دارد، یعنی اگر شما می‌خواهید که قاضی یا پزشک شوید و یا هر شغل یا کار دیگر، باید آن کار برای شما یک جاذبه داشته باشد. ما هم باید یک جاذبه‌ای داشته باشیم تاکسی از ما خوشش بیاید، مثلاً شما گاهی اوقات زبان‌تلخی دارید و برخوردهای بدی دارید و لباس نامناسب می‌پوشی و بدنت بوی عرق می‌دهد خوب اینجا به‌جای جاذبه، دافعه به وجود می‌آید. انسان‌ها دوست دارند به یکی متکی باشند که دارای قدرت باشد، هر خانمی دوست دارد به مردی پایبند باشد که آن مرد دارای قدرت باشد و دارای توان باشد و مهم نیست پولدار یا بی‌پول باشد یا خوشگل و قدبلند باشد، مهم این است که بتواند به او اعتماد کند و بتواند در یک شرایطی ازش پشتیبانی کند، یا رهجو دوست دارد استادش قدرت داشته باشد و حرفش برو باشد، نمی‌خواهد استادش بی‌توان و کم‌توان باشد. بچه در کودکی قوی‌ترین مرد دنیا براش پدرش است و مهم‌ترین زن دنیا براش مادرش است این تفکر در قدیم در بچه‌ها بود. باید رهجو به راهنمایش اعتماد داشته باشد راهنما باید به مقدار کافی در دسترس باشد، خشم زیاد و یا بی‌محلی زیاد به درد نمی‌خورد، به این مجموعه جاذبه میگوییم.

پس برای اینکه حس را به وجود بیاوریم باید آن موضوع که سایه است یک جاذبه‌ای داشته باشد که به این مثلث عشق می‌گوییم.

اتکای ما در هر بُعدی که باشد به خداوند است. اگر شما می‌خواهی یک آموزشی بدهید یا از دینی بخواهید طرفداری کنید یا یک تکلیف به رهجو بدهید، باید آن آموزش یا دین یا تکلیف جاذبه داشته باشد، می‌خواهی روزه‌بگیری روزه باید یک جاذبه داشته باشد و ما این جاذبه را باید به وجود بیاوریم و این جاذبه را با کمربند و شلاق و کتک نمی‌شود به وجود آورد. روش DST جذاب است و جذابیت دارد، برای همین داوطلب خیلی زیادتر دارد که از این روش استفاده کنند ولی سقوط آزاد جذابیت ندارد.

ما اول نبودیم و در سکوت و خلأ بودیم و در جهان هستی البته وجود نداشتیم ولی در جهان نیستی بودیم و می‌آییم و وارد هستی می‌شویم و وقتی وارد هستی شدیم همان‌طوری که اشاره شد از یک نقطه، شروع می‌کنیم به زندگی کردن و حرکت کردن و فعالیت‌ها و آموزش‌های متعدد. این، وجود انسان را بیان می‌کند که انسان به حلقه هستی می‌آید و باز از حلقه هستی به نیستی می‌رود. در سکوت و خلأ بودیم و به حرکت و جنبش در زمین و جهان هستی می‌رسیم و فعالیت و جنبش می‌کنیم. از یک نقطه تولد شروع می‌کنیم و ادامه آن با تمام آنچه عمل کردیم، یک قطع بسیار کوتاه که مرگ اتفاق می‌افتد و وصل دوباره و ادامه آن در حیاتهای بعدی.

 

ویرایش ونگارش همسفر اعظم







نوع مطلب : گزارش های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:50 ب.ظ
خداقوت بسیارزیبابود
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات